محاصره دریایی ایالات متحده علیه ایران یک مانور استراتژیک است که به منظور از بین بردن شریان اقتصادی تهران طراحی شده است. با هدف قرار دادن کل زنجیره تأمین، محاصره دریایی ایالات متحده علیه ایران از مداخله ساده به فشار بر بازار جهانی تغییر میکند.
بازتعریف مسیرهای انرژی جهانی از طریق محاصره دریایی ایالات متحده علیه ایران
محاصره دریایی ایالات متحده علیه ایران تنها به هدف محدود کردن صادرات نفت ایران نیست، بلکه به بازتعریف شبکهای از مسیرها میپردازد که این نفت از پایانههای صادراتی ایران به پالایشگاههای کشورهای واردکننده منتقل میشود. این موضوع نه تنها بر کشتیهای خروجی از بنادر ایران تأثیر میگذارد، بلکه خریداران نفت ایران، تأمینکنندگان مالی و بیمهگران حمل و نقل آن و پالایشگران نفت خام را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. به طور خلاصه، این محاصره دیگر تنها به سمت ایران هدایت نمیشود، بلکه به هر ذینفعی در زنجیره مربوط میشود.
این محاصره به دنبال بستن حلقهای است که برای سالها به تهران اجازه بقا داده است، علیرغم مجموعهای از تحریمها، با حفظ جریان نفت خود از طریق کانالهای موازی که در ابهام عمدی قرار دارند. در طول جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، این کشور تلاش کرد تا از کنترل خود بر تنگه هرمز بهرهبرداری کند. در پاسخ، ایالات متحده به طور مؤثری آن اهرم را محاصره کرده و فشار را نه تنها بر صادرکننده بلکه بر بازار، واردکنندگان و همه شرکتکنندگان در زنجیره تأمین افزوده است.
چگونه محاصره دریایی ایالات متحده علیه ایران به «چایپزهای» چینی هدفگیری میکند
در مرکز این موضوع چین قرار دارد که بهطور قابل توجهی بزرگترین خریدار نفت ایران است. از زمان تشدید تحریمهای ایالات متحده علیه نفت ایران، پکن به مقصد اصلی نفت خام ایران تبدیل شده است، بهویژه برای پالایشگاههای کوچک و خصوصی آن که به «چایپزها» معروف هستند. چین در مارس ۲۰۲۶ حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز (bpd) وارد کرده است که چایپزها تقریباً ۹۰٪ از این محمولههای ایرانی را تشکیل میدهند.
این تجارت سودآور است؛ نفت خام ایران با تخفیفهایی تا ۱۰ دلار در هر بشکه فروخته میشود. برای این پالایشگاههای کوچک، بهویژه در استان شاندونگ متمرکز، نفت ایران یک فرصت طلایی است. آنها بخش عمدهای از مدل کسبوکار خود را بر اساس نفت خام ارزان قیمت ایران بنا کردهاند و ممکن است به زودی مجبور شوند به تأمینکنندههای گرانتر از خلیج فارس یا روسیه روی آورند که حاشیههای سود را کاهش میدهد. پکن همچنین ممکن است نیاز داشته باشد که از ذخایر استراتژیک خود استفاده کند یا واردات نفت خام خود را متنوع کند که هیچیک از این گزینهها مطلوب نیست.
عواقب استراتژیک برای واردکنندگان عمده
این همه بخشی از معادله واشنگتن است. با درک این که فشار بر تولید نفت ایران به تنهایی کافی نیست، ایالات متحده تمرکز خود را به خریداران نفت ایران تغییر داد. در آوریل، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، تحریمهایی را علیه یک پالایشگاه بزرگ چینی که حدود ۴۰۰,۰۰۰ بشکه در روز نفت را پردازش میکند، و همچنین چندین شرکت کشتیرانی و نفتکشها وضع کرد. آمریکاییها تنها نمیخواهند از خروج نفت ایران از بنادرش جلوگیری کنند؛ بلکه میخواهند خرید آن را پرهزینه کنند.
موانع عملیاتی ایجاد شده توسط محاصره دریایی ایالات متحده بر ایران
ایران نفت خود را از بازار حذف نمیکند؛ بلکه هر چه بیشتر از نقطه صادرات خود دور میشود، ارزش آن کاهش مییابد. با افزایش ریسکهای حمل و نقل و بیمه، تخفیفهایی که ایران ارائه میدهد بیشتر میشود و شرایط پرداخت کمتری را باید بپذیرد. به طور خلاصه، ایران هنوز نفت خود را میفروشد، اما بازدهها مانند گذشته نیستند. درآمدهای حاصل از این کانالهای پیچیده که شامل واسطهها میشوند، معمولاً کمتر پایدار، کمتر شفاف و به طور فزایندهای وابسته به شبکههای غیررسمی هستند.
چین با یک عمل متعادلکننده دشوار مواجه است. این کشور به نفت نیاز دارد، اما همچنین به رابطهاش با ایالات متحده توجه دارد. در سالهای اخیر، چین نفت ارزان ایرانی را بدون تحمل هزینههای سیاسی واضح خریداری کرده است. ممکن است آن روزها به پایان رسیده باشد و این موضوع باعث آسیبپذیری پالایشگاههای کوچک شود. برخلاف شرکتهای بزرگ دولتی، این پالایشگاهها از حمایتهای نهادی برخوردار نیستند و به شبکههای پیچیده تأمین مالی و حمل و نقل وابستهاند. هر گونه اختلال به سرعت بر عملیات آنها تأثیر میگذارد.
ناوگان سایه و تاکتیکهای فرار
نفت ایران متوقف نشده است، اما مسیرهای آن تغییر کرده است. این روزها، فرآیند شامل انتقال نفت بین کشتیها در دریا، خاموش کردن سیستمهای ردیابی، تغییر پرچمها و تغییر نام محمولهها است. واسطهها در مراکز تجاری آسیایی نفت ایرانی را به گونهای بازاریابی میکنند که گویی از کشورهای دیگر صادرکننده آمده است. این مکانیزمهای دور زدن به مرور زمان پیچیدهتر شدهاند، اما هزینههایی دارند و شامل یک ‘ناوگان سایه’ از نفتکشهای قدیمی هستند که خارج از سیستمهای بیمه و نظارتی معمول فعالیت میکنند. این ناوگان نقش حیاتی در حفظ جریانهای نفتی ایران ایفا کرده است و اکنون هدف تحریمها قرار گرفته و بارهای بیشتری به عملیات صادراتی که از قبل تحت فشار است، اضافه میکند.
تأثیرات اقتصادی محاصره دریایی ایالات متحده بر ایران
اگر در این سیستم گلوگاهی وجود داشته باشد، در بیمه و حمل و نقل است. بخش عمدهای از تجارت جهانی هنوز به بیمه و تأمین مالی مرتبط با سیستم مالی غربی وابسته است. محدودیتها تجارت را گرانتر و پیچیدهتر از آنچه در ظاهر به نظر میرسد، میکند.
یک کشتی ممکن است قادر به حرکت باشد، اما بدون بیمه کافی یا تأمین مالی شفاف، خطر افزایش مییابد. در اینجا، محاصره از پیشگیری به فشار تغییر میکند، اما همچنان بسیار مؤثر باقی میماند. تنگه هرمز همچنان یک نقطه گلوگاهی حیاتی است. در شرایط عادی، حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت هر روز از این تنگه عبور میکند که تا یک پنجم تجارت نفت دریایی جهانی را شامل میشود، با نسبت مشابهی از محمولههای گاز طبیعی مایع (LNG). از این رو، اختلالات عواقب دوربردی داشته است.
سایر اقتصادهای آسیایی، مانند ژاپن و کره جنوبی، با چالش متفاوتی مواجه هستند. آنها به طور مستقیم به نفت ایران وابسته نیستند، اما به هر گونه اختلال در هرمز بسیار حساس هستند که به سرعت به افزایش هزینههای انرژی و فشارهای زنجیره تأمین تبدیل میشود. این آسیبپذیری به مصرفکنندگان در سطح جهانی نیز گسترش مییابد. نبرد ارادهها محاصره آمریکایی تأثیری بر اقتصاد داخلی ایران دارد. کاهش درآمدها، تضعیف ارز، افزایش تورم و مشکلات واردات زنجیرهای از عواقب را تشکیل میدهند. با این حال، این لزوماً به تغییر سیاسی فوری منجر نمیشود.
رژیم سرکوبگر ایران بارها توانایی خود را در سازگاری نشان داده است. این بار، فشار نه تنها به سمت ایران بلکه به سوی کسانی که آن را سرپا نگه داشتهاند، هدایت میشود. آمریکا که قادر به کاهش صادرات نفت ایران نیست، آنها را به عنوان کالای با ریسک بالا تعریف میکند. چه کسی در این نبرد ارادهها پیروز خواهد شد؟ نتیجه هنوز نامشخص است. چین ممکن است راههای جدیدی برای دور زدن محاصره پیدا کند، همانطور که قبلاً انجام داده است. ایالات متحده ممکن است هزینههای اضافی، مانند افزایش قیمت سوخت، را متحمل شود که میتواند به جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر آسیب برساند. با توجه به اینکه هر دو طرف در مواضع خود پافشاری میکنند، احتمالاً این موضوع به سرعت حل نخواهد شد، که توضیح میدهد چرا قیمت نفت برنت در روزهای اخیر به شدت افزایش یافته است.

