روایات حباب اسرائیل در غرب در حال تجربه یک فروپاشی تاریخی هستند، زیرا رویدادهای جهانی چالشهایی برای دههها توافق سیاسی و رسانهای ایجاد میکنند. تحلیلگران بر این باورند که حفظ حباب اسرائیل در غرب.
چرا حباب اسرائیل در غرب در حال ترکیدن است
برای دههها، دو روایت غیرقابل سازش درباره اسرائیل و انگیزههای آن به طور موازی وجود داشته است. از یک سو، یک روایت غربی رسمی، اسرائیل را به عنوان یک “دولت یهودی” شجاع و محاصره شده به تصویر میکشد که desperate به دنبال صلح با همسایگان عرب متخاصم خود است. حتی تا به امروز، این داستان بر فضای سیاسی، رسانهای و دانشگاهی تسلط دارد.
بارها و بارها، یا به ما گفته میشود، اسرائیل به “عربها” شاخه زیتون ارائه داده و به دنبال پذیرش بوده است، اما همیشه رد شده است. یک زیرمتن عمدتاً ناگفته نشان میدهد که رژیمهای به اصطلاح غیرعقلانی، خونخوار و یهودیستیز در سراسر منطقه، اگر نه به خاطر حمایت انسانی غرب از یک اقلیت آسیبپذیر، برنامه نسلکشی نازیها را کامل میکردند.
تعصب رسانهای و حباب اسرائیل در غرب
یک روایت متقابل فلسطینی، که در بسیاری از نقاط دیگر جهان پذیرفته شده است، در غرب به عنوان “افترا خونین” ضد یهودی به سکوت کشیده میشود. این روایت اسرائیل را به عنوان یک دولت نژادپرست و نظامیگرای بسیار مسلح – که توسط ایالات متحده و اروپا مسلح شده است – به تصویر میکشد که به دنبال گسترش، اخراجهای جمعی و سرقت زمین است. از این دیدگاه، غرب اسرائیل را به عنوان یک پایگاه نظامی استعماری کاشته است، که برای سرکوب جمعیت بومی فلسطینی و ترساندن کشورهای همسایه به تسلیم از طریق نمایشهای مداوم و بیرحمانه از قدرت وجود دارد.
فلسطینیها نمیتوانند صلح کنند یا به هیچ نوع توافقی برسند، زیرا اسرائیل تنها به دنبال فتح، سلطه و محو است. هیچ نقطه میانی ممکن نیست. فلسطینیها به این نکته اشاره میکنند که دلیل این امر، عدم پذیرش طولانیمدت اسرائیل برای تعریف مرزهایش است. با رشد قدرت نظامی آن در طول دههها، برنامههای سیاسی هرچه افراطیتر به وجود آمدهاند که نه تنها خواستار تصرف آخرین بقایای سرزمینهای فلسطینی هستند که به طور غیرقانونی اشغال کردهاند، بلکه گسترش به کشورهای همسایه مانند لبنان و سوریه نیز میباشند.
روایتهای متضاد از قربانی بودن
در اینجا دو روایت متضاد وجود دارد که هر طرف خود را به عنوان قربانی دیگری معرفی میکند. دو سال و نیم پس از سلسله جنگهای اسرائیل علیه مردم غزه، ایران و لبنان، این دو دیدگاه چگونه دوام آوردهاند؟
آیا اسرائیل به عنوان یک صلحطلب ناامید که با رقبای وحشی روبرو است به نظر میرسد، یا به عنوان یک دولت سرکش که تهاجمهای چند دههایاش، خشونت تلافیجویانهای را به وجود آورده که برای توجیه جنگافروزی مداومش مورد سوءاستفاده قرار میگیرد؟ آیا اسرائیل یک دولت کوچک و reluctant است که از خود دفاع میکند، یا یک مشتری نظامی غربی که آنقدر غرق در قدرت خود شده که نمیتواند آرزوهای سرزمینیاش را محدود کند، همانطور که یک کوسه سفید بزرگ نمیتواند شنا کردن را متوقف کند؟
تحولات ژئوپولیتیکی در حباب اسرائیل غرب
واقعیت این است که 30 ماه گذشته نه تنها آنچه اسرائیل همیشه بوده را به وضوح نشان داده، بلکه به طور غیرمستقیم آنچه که کشورهای غربی خودمان آرزو داشتند از طریق مشتری مورد علاقهشان در خاورمیانه به دست آورند را نیز نمایان کرده است. در یک لحظه بیاحتیاطی در ماه گذشته، کریستین ترنر، جانشین پیتر ماندلسون به عنوان سفیر بریتانیا در ایالات متحده، بخشی از حقیقت را به صراحت بیان کرد. واشنگتن، مرکز امپریالیستی غرب، به گفته او، هیچ وفاداری عمیقی به متحدانش ندارد – به جز یک کشور.
او که نمیدانست سخنانش ضبط میشود، به گروهی از دانشجویان بازدیدکننده گفت: “فکر میکنم احتمالاً یک کشور وجود دارد که رابطه ویژهای با ایالات متحده دارد و آن احتمالاً اسرائیل است.” آن رابطه ویژه نیازمند آن است که طبقه سیاسی و رسانهای در کشورهای دیگر مشتری واشنگتن، مانند بریتانیا، از “اسپارتای” غرب در خاورمیانه در برابر بررسیهای انتقادی محافظت کنند.
جنایات پنهان شده توسط حباب اسرائیل غرب
جنایات اسرائیل به قدری آشکار شده که دولت بریتانیا در ماه گذشته اعلام کرد که واحد وزارت خارجهاش که جنایات جنگی را پیگیری میکرد، تعطیل میکند – به دلیل نیاز به کاهش هزینهها – به جای اینکه با افشای بیشتر همدستیاش در این جنایات مواجه شود. اگر دولت بریتانیا از نظارت بر جنایات جنگی اسرائیل خودداری کند، انتظار نداشته باشید که رسانههای اصلی بیشتر از این اقدام کنند.
برای ماهها، اسرائیل به تخریب روستا به روستای دیگر در جنوب لبنان پرداخته و میلیونها سکنه را از سرزمینهایی که هزاران سال توسط نیاکانشان زندگی میشد، رانده است و این موضوع به سختی در میان سیاستمداران و رسانههای ما ثبت میشود. اسرائیل در حال تخریب منابع آب غزه است، همانطور که قبلاً بیمارستانها و سیستم بهداشت این منطقه کوچک را تخریب کرده بود، و این امر به گسترش بیشتر بیماریها منجر میشود و سیاستمداران و رسانههای ما به سختی در این باره چیزی میگویند.
استانداردهای دوگانه در گزارشدهی
اسرائیل هر هفته، هر ماه، خبرنگاران و تیمهای اورژانس را در غزه و لبنان میکشد و این موضوع بهندرت توجهی از سوی طبقه سیاسی و رسانهای جلب میکند. اسرائیل “خطوط زرد” را در غزه و لبنان اعلام میکند که مرزهای گسترشیافتهای را مشخص میکند که سرقت اراضی دیگران را رسمی میسازد و این بهسرعت به یک وضعیت عادی جدید تبدیل میشود.
اسرائیل بهطور مداوم آتشبسها را در غزه و لبنان نقض میکند و رنج و اندوه را گسترش میدهد و خشم و تلخی بیشتری را شعلهور میسازد و بار دیگر، سیاستمداران و رسانههای ما چشم خود را میبندند. کدام رسانههای غربی به یک واقعیت بهوضوح آشکار اشاره میکنند: اینکه اسرائیل اکنون بیشتر از روسیه در اوکراین، لبنان را اشغال کرده است؟
تعصب ساختاری حمایتکننده از حباب اسرائیل در غرب
تحلیلی از گروه نظارت رسانهای نیوکسورد در ماه گذشته تأیید کرد که رسانههای بریتانیایی بهطور دقیق از نامبردن از پاکسازی قومی و نسلکشی زمانی که این اقدامات توسط اسرائیل – نه روسیه – انجام میشود، اجتناب میکنند. مقایسه پوشش خبری معتبرترین رسانههای بریتانیایی – بیبیسی، گاردین و اسکای – با آنچه که الجزیره ارائه میدهد، نشان داد که رسانههای بریتانیا بهطور مداوم انتخاب میکنند که مسئولیت اسرائیل را در قبال جنایاتش پنهان کنند.
اسرائیل در تنها حدود نیمی از گزارشهای خبری بریتانیا بهعنوان عامل حملات در غزه شناسایی شد، در حالی که این رقم در الجزیره نزدیک به 90 درصد بود. همانطور که نیوکسورد اشاره کرد: “نصف زمان، خوانندگان بیبیسی نمیدانند که چه کسی فردی را در داستان کشته است.” این موضوع بهوضوح در یک تیتر جنجالی بیبیسی نشان داده شد: “هند راجب، 6 ساله، چند روز پس از تماسهای تلفنی برای کمک در غزه پیدا شد.”
در واقع، یک تانک اسرائیلی به یک خودروی ثابت تیراندازی کرده بود، حتی با اینکه ارتش اسرائیل ساعتها بود که میدانست این خودرو حاوی یک دختر فلسطینی است – تنها بازمانده یک حمله قبلی – که تیمهای اورژانس بهطور desperate در تلاش بودند به او برسند. اسرائیل همچنین تیم نجات را کشت. در یک یافته دیگر، نیوکسورد اشاره میکند که چهار مورد از هر پنج گزارش بیبیسی درباره تلفات ناشی از حملات اسرائیل از صدای پیچیده و منفعل استفاده کردهاند – نه صدای فعال – که بهوضوح با هدف کماهمیت جلوه دادن مسئولیت و وحشیگری اسرائیل بوده است.
رسانههای بریتانیایی همچنین بهطور فعال بزرگی تلفات فلسطینیها در غزه را با نسبت دادن آمار به وزارت بهداشت “وابسته به حماس” تضعیف کردند – حتی با اینکه این اعداد، که اکنون به بیش از 70,000 فلسطینی میرسد، تقریباً قطعاً یک شمارش بسیار کم است، با توجه به تخریب زودهنگام دولت این منطقه توسط اسرائیل و ظرفیت آن برای شمارش مردگان. این واقعیت که سازمان ملل آمار غزه را معتبر دانسته است، تنها در 0.6 درصد از گزارشها ذکر شده است.
نسلکشی و میراث حباب اسرائیل در غرب
بهطور مشابه، بیبیسی و گاردین تصمیم گرفتند که انسانیت اسرای اسرائیلی حماس را دو برابر بیشتر از اسرای فلسطینی دولت اسرائیل به تصویر بکشند. نادرستی این دوگانگی با ادامه اظهارات توهینآمیز از سوی سیاستمداران و رسانهها که ادعا میکنند حماس “نوزادان را سر میبرید” و در تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به تجاوزهای سیستماتیک دست زده است، بیشتر نمایان میشود – بیش از دو سال پس از آنکه این ادعاها بهطور کامل بیاساس شناخته شدند.
این را با دفن مؤثر گزارش یورو مد مانیتور در ماه گذشته درباره عمل زشت ارتش اسرائیل در تجاوز به زندانیان فلسطینی با سگهای آموزشدیده برای همین منظور مقایسه کنید. سیل گزارشها از فلسطینیان اسیر در دست اسرائیل درباره تجاوز و سوءاستفاده جنسی سیستماتیک از آنها وجود دارد که توسط گروههای حقوق بشری و شهادتهای سربازان و پزشکان اسرائیلی افشاگر تأیید شده است. کمتر از این در رسانههای غربی به پیشرفت میرسد.
نیوزکورد به یک مشکل دیگر و پنهان اشاره میکند که پوشش خبری غرب را منحرف میکند: حذف حقایق established اما نامناسب که میتواند اسرائیل را در نوری فاسد – یعنی نوری دقیق – به تصویر بکشد. بهعنوان مثال، نیوزکورد مشاهده میکند که بیبیسی بهطور کامل از گزارش تمام جزئیات بیشماری از اظهارات بهوضوح نسلکشی که توسط مقامات اسرائیلی، از جمله نخستوزیر بنیامین نتانیاهو، انجام شده است، غفلت کرده است.
درک اینکه چرا اینگونه است آسان است. مقامات قانونی معمولاً در تعیین نهایی نسلکشی با مشکل مواجه میشوند زیرا، بهطور اساسی، این امر به درک نیت بستگی دارد که معمولاً توسط کسانی که جنایات را مرتکب میشوند پنهان میشود. بهطور واضح، در مورد اسرائیل، نه تنها اقدامات آن در غزه شبیه نسلکشی به نظر میرسد، بلکه رهبران آن بهوضوح اعلام کردهاند که این اقدامات بهمنظور نسلکشی انجام میشود. این رفتاری است که تنها در افرادی دیده میشود که به احساس مصونیت خود مست هستند. بار دیگر، رسانههای بریتانیا بهطور داوطلبانه بر خود فرض کردهاند که اسرائیل را از هرگونه خطر قانونی محافظت کنند – همه اینها بهمنظور گزارشگری عینی، شما میفهمید.
این موضوع جدیدی نیست. این داستان از قبل از ایجاد خشونتآمیز اسرائیل در سرزمین فلسطینیها در سال ۱۹۴۸، زمانی که ۸۰ درصد از جمعیت بومی توسط اسرائیل از “کشور یهودی” جدید خود پاکسازی نژادی شدند، وجود داشته است. یا زمانی که، در زبان فریبندهای که توسط نخبگان سیاسی، رسانهای و دانشگاهی غربی به کار میرود، حدود ۷۵۰,۰۰۰ فلسطینی “فرار کردند”. هدف این بوده است که حبابی از توهم برای عموم غربی تولید و حفظ شود، حبابی که در آن جنایات خودمان – و جنایات متحدانمان – برای ما نامرئی باقی بماند.
در این راستا به حذف مصرانه اسرائیل از یک “تحقیق مستقل” اخیر توسط دولت بریتانیا، تحت سرپرستی فیلیپ ریکرافت، در مورد تأثیر مالی خارجی مضر بر سیاست بریتانیا توجه کنید. البته، روسیه بود که عمدتاً تحت spotlight قرار گرفت. پیشبینیپذیر بود که دولت کیر استارمر در آوریل درخواست عمومی امضا شده توسط بیش از ۱۱۴,۰۰۰ نفر برای تحقیق مشابه در مورد تأثیر لابی قدرتمند اسرائیل را رد کرد. این موضوع تعجبآور نبود، با توجه به اینکه هرگونه تحقیق چنین میتوانست خطر افشای صدها هزار پوندی که بهطور مشخص به استارمر و وزرای او از لابیگران حامی اسرائیل پرداخت شده است، به همراه داشته باشد.
همان طبقه سیاسی و رسانهای بریتانیا که از تحقیق در مورد تأثیر مضر لابی حامی اسرائیل به شدت پرهیز میکند، همچنین به تخریب سیستماتیک کنونی اسرائیل از روستاها و زیرساختها در جنوب لبنان – در نقض آشکار آتشبس ادعایی – بیتوجهی میکند. سربازان اسرائیلی به رسانههای محلی گفتهاند که کار آنها هدف قرار دادن تمام ساختارها بهطور بیتبعیض، چه غیرنظامی و چه “تروریستی”، با هدف جلوگیری از بازگشت ساکنان لبنانی به روستاهایشان است. این با اعلام اسرائیل که قصد ندارد پس از پایان درگیریها عقبنشینی کند و برنامههای گسترده برای استعمار اراضی اشغالی در لبنان با مهاجران یهودی مطابقت دارد.
اگر نبود ویدیوهایی از انفجار جوامع لبنانی توسط اسرائیل که در رسانههای اجتماعی منتشر میشود، با وجود سرکوب الگوریتمی، ممکن بود از تلاشهای اسرائیل برای پاکسازی نژادی جنوب لبنان بیخبر بمانیم. در پاسخ به این ویدیوها با گزارشی نادر از “جریان اصلی” درباره کمپین تخریب، گاردین وحشت خانوادههای لبنانی را که خانههایشان را از دست دادهاند، به همراه خاطرات و یادگاریهای بیقیمت توصیف کرد. این تجربه بهطور مضحکی توسط این روزنامه بهعنوان “تلخ و شیرین” توصیف شد.
منتقدان به یک الگوی ثابت اشاره میکنند. اسرائیل نه تنها جنوب لبنان را ویران میکند؛ در ۳۰ ماه گذشته، تقریباً هر ساختمان در غزه را نیز ویران کرده است. اما الگوی هر دو از ریشههای بسیار قدیمیتری نشأت میگیرد که هر فلسطینی از سنین پایین میآموزد.
پس از اخراج بیشتر فلسطینیان از خانههایشان در سال ۱۹۴۸، اسرائیل سالها به تخریب حدود ۵۰۰ روستا یکی پس از دیگری پرداخت – حتی در حالی که رهبران اسرائیلی بهطور عمومی ادعا میکردند که در حال التماس به پناهندگان برای بازگشت هستند و رهبران غربی اسرائیل را بهعنوان “تنها دموکراسی” در خاورمیانه ستایش میکردند. اخراجهایی که غرب هنوز ادعا میکند که هشت دهه پیش رخ نداده، اکنون بهصورت زنده پخش میشود. این بار، انکار آنها غیرممکن است، همچنین برنامه استعماری و برتریطلبانهای که پشت آنها وجود دارد.
اگر پیام نهفته در جنایات اسرائیل دیگر قابل پنهانسازی، شستشوی تصویر یا عادیسازی نیست – همانطور که در عصر قبل از اخبار ۲۴ ساعته و رسانههای اجتماعی بود – پس به یک استراتژی متفاوت نیاز است: شیطانسازی پیامرسان. این وظیفه سیاسی زمان ماست. چپ ضد نژادپرست بهخاطر تلاش برای شکستن حباب توهم دیرینه غرب بهعنوان نفرتپراکنی یهودیستیزانه شیطانسازی میشود، با صدای بلند به جنایات اسرائیل که بهنام یهودیان انجام میشود و همدستی دولتهای خودشان در آن جنایات اشاره میکنند.
ماه گذشته، دولت استارمر قانونی را به تصویب رساند که به پلیس اجازه میدهد اعتراضاتی که “اختلال تجمعی” ایجاد میکنند – یعنی اعتراضات تکراری مانند اعتراضات علیه نسلکشی اسرائیل در غزه – را ممنوع کند. رسانهها بهسختی واکنشی نشان دادند.
حمله این هفته به دو مرد یهودی در گلدِرز گرین، بهطور ظاهری توسط مردی با مشکلات روانی و سابقه طولانی خشونت، بهسرعت توسط احزاب اصلی برای آمادهسازی محدودیتهای بیشتر بر حق اعتراض مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. بریتانیاییهایی که سعی میکنند جنایات جنگی اسرائیل را متوقف کنند، چه با هدف قرار دادن کارخانههای مرگ اسرائیل در بریتانیا و چه با در دست داشتن پلاکاردهایی به حمایت از این نوع اقدام مستقیم، همچنان بهعنوان “تروریست” تلقی میشوند، حتی پس از حکم دادگاه مبنی بر اینکه ممنوعیت فعالیتهای فلسطینی غیرقانونی است.
با توجه به اینکه هیئتهای منصفه معمولاً تمایل به محکوم کردن ندارند، دولت بریتانیا بهطور علنی سعی در تأثیرگذاری بر آرا به نفع خود دارد. هیئتهای منصفه از یادگیری درباره دلایل هدف قرار دادن کارخانههای تسلیحاتی اسرائیل – دفاع اصلی متهم – منع میشوند. قضات به هیئتهای منصفه دستور میدهند که محکوم کنند. اعضای عمومی که بهطور خاموش علامتهایی در خارج از دادگاه نگه میدارند بهخاطر یادآوری به هیئتهای منصفه درباره حق دیرینهای در قانون برای نافرمانی از چنین دستورات، پیروی از وجدان خود و تبرئه کردن، دستگیر میشوند – سوءاستفادهای از پلیس که با صدها سال سابقه قانونی مغایرت دارد و بهنظر میرسد دادگاهها بهطور فزایندهای آمادهاند تا آن را تأیید کنند.
گفتنی است که رسانهها بهطور وظیفهشناسانهای به سکوت در مورد دیگر تخلفات مخفی که برای کمک به دولت بریتانیا در تأمین آرا مورد نیازش برای متوقف کردن فعالیتهای ضد نسلکشی طراحی شدهاند، ادامه میدهند. ما تنها بهخاطر این که نماینده حزب شما، زارا سلطانه، از امتیاز پارلمانی خود برای جلب توجه به آنها استفاده کرده است، از آنها مطلع شدهایم. این هفته قابل توجه بود که در محاکمه تکراری کنونی شش متهم فلسطینی، پنج نفر از آنها برای سخنرانیهای پایانی خود وکیلهای خود را کنار گذاشتند. آنها بهطور تیرهای اشاره کردند که نمایندگان قانونی آنها نمیتوانند بهدرستی از آنها دفاع کنند بهدلیل “تصمیمات اتخاذ شده توسط دادگاه”.
در همین حال، دولت استارمر به پیشبرد برنامههای خود برای سرانجام رهایی از هیئتهای منصفه مشکلساز و اجازه دادن به قضات قابل اعتمادتر برای تصمیمگیری در این محاکمات سیاسی بهتنهایی ادامه میدهد. خوش آمدید به فروپاشی سریع حقوق اساسی بریتانیا – که بهنظر میرسد عمدتاً برای محافظت از کشوری دوردست که بهگفته دیوان بینالمللی دادگستری، جنایت آپارتاید علیه فلسطینیها را مرتکب میشود و ممکن است بهطور قابل قبولی در حال ارتکاب نسلکشی در غزه باشد.
اما، البته، دولت بریتانیا – مانند دولتهای ایالات متحده، آلمان و فرانسه – تنها برای محافظت از اسرائیل دموکراسی لیبرال خود را تضعیف نمیکند. این دولت به چنین افراطهایی از روی ناامیدی مجبور شده است. غرب دیگر نمیتواند حباب توهم – درباره برتری اخلاقی یا تمدنی خود – را در دنیایی با منابع رو به کاهش حفظ کند، دنیایی که نخبگان غربی حاضرند برای حفظ سودهای سوخت فسیلی که بر آنها چاق شدهاند، به نابودی سیارهای دست بزنند.
برنامه طبقه اپستین در داخل کشور هر روز شفافتر و در خارج از کشور هر روز بیشتر به چالش کشیده میشود. نسلکشی در غزه و پاکسازی نژادی در لبنان مشروعیت اخلاقی غرب را به پایان رسانده است. اکنون ایران به آرامی برتری نظامی غرب را به چالش میکشد. تعجبی ندارد که امپراتوری ایالات متحده که در آستانه فروپاشی است – امپراتوریای که بر کنترل سوختهای فسیلی بنا شده – بهعنوان تپهای که باید بر روی آن بمیرد، تنگه هرمز، بزرگترین شیر نفت جهان را انتخاب کرده است.
اسرائیل واقعاً هشت دهه پیش بهعنوان یک دولت مشتری نظامیشده در منطقه کاشته شد که وظیفه اصلی آن انتقال قدرت غربی – یعنی قدرت ایالات متحده – به خاورمیانه غنی از نفت بود. ایالات متحده اسرائیل را از بررسی در مورد سرکوب فلسطینیها و سرقت سرزمین آنها محافظت کرد. در عوض، اسرائیل “شجاع” به ایالات متحده کمک کرد تا یک روایت خودخواهانه بسازد که نیاز به مهار و سرنگونی دولتهای ملیگرای سکولار در خاورمیانه داشت در حالی که سلطنتهای عقبماندهای را که بهطور مخفیانه با اسرائیل همدست بودند، در برابر آن بهعنوان مخالف نمایش میداد.
دولتهای حاصل از این وضعیت، درگیر و تقسیمشده، برای کنترل آماده بودند. آنها از نوع دولتهای پاسخگو که باید به عموم خود پاسخگو باشند و ممکن است برای حفاظت از منافع منطقه در برابر مداخلات استعماری غربی متحد شوند، بیبهره بودند. اکنون، ایران این سیستم چند دههای را به چالش میکشد. این کشور کشورهای خلیج فارس را مجبور به انتخاب میکند: آیا آنها به خدمت به ایالات متحده ادامه خواهند داد، حتی اگر نشان داده باشد که نمیتواند از آنها محافظت کند، یا با ایران که بهعنوان یک قدرت بزرگ جدید ظهور میکند، متحد خواهند شد و هزینههایی برای عبور از تنگه دریافت خواهند کرد؟
غرب به سرعت در حال یادگیری است که پهپادهای ارزان میتوانند حتی از پیشرفتهترین سیستمهای شناسایی آنها فرار کنند و اینکه چند مین و قایق جنگی میتوانند بخش زیادی از سوختی را که اقتصاد جهانی به آن وابسته است، مسدود کنند. حباب توهم در نهایت ترکیده است. غرب در حال دریافت عواقب دیرینه خود است. درس این موضوع واقعاً دردناک خواهد بود.
