تنگه هرمز در حال حاضر کانون یک تقابل جهانی ناپایدار است که نیاز به مداخله دیپلماتیک فوری دارد تا از فروپاشی کامل اقتصادی جلوگیری شود. مانورهای نظامی نتوانستهاند امنیت تنگه هرمز را تأمین کنند.
شکست نیروی نظامی در تنگه هرمز
ترامپ تلاش کرده است بمباران، محاصره و اکنون یک عملیات اسکورت به طور مبهم تعریف شده را انجام دهد و ایران هنوز کنترل تنگه هرمز را در دست دارد. تنها دیپلماسی میتواند به یک راهحل واقعی منجر شود. رئیسجمهور دونالد ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد که ایالات متحده عملیاتی را برای کمک به نفتکشها و کشتیهای باری که در خلیج فارس گرفتار شدهاند، آغاز خواهد کرد. دو ناوشکن آمریکایی روز دوشنبه وارد خلیج فارس شدند و دو کشتی تجاری با پرچم ایالات متحده از آن خارج شدند. ایران با حمله به کشتیهای تجاری و هدف قرار دادن امارات متحده عربی با موشکها و پهپادها برای اولین بار از زمان آغاز آتشبس در ۸ آوریل، پاسخ داد. نیروهای ایرانی همچنین به کشتیهای جنگی ایالات متحده شلیک کردند و نیروهای آمریکایی با نابود کردن شش قایق کوچک ایرانی پاسخ دادند.
ریسکهای تشدید در تنگه هرمز
تلاش برای باز کردن تنگه هرمز به زور میتواند درگیری وسیعتری را دوباره شعلهور کند و کشتیهای جنگی ایالات متحده را در یک آبراه باریک در معرض حملات ایرانی قرار دهد که زمان کمی برای واکنش وجود دارد. همه اینها میتواند به سرعت “پروژه آزادی” را که وعدههای مبهمی از کمک نظامی دارد اما هیچ اعلامی از عملیات واقعی کاروانی ندارد، به یک اقدام نیمهکاره دیگر در درگیری که از یک اشتباه به اشتباه دیگر پیش رفته است، تبدیل کند. تا زمانی که ایران قادر به حمله به کشتیهای تجاری باشد، تعداد کمی از خطوط کشتیرانی ریسک عبور از این مسیر را خواهند پذیرفت.
انتظارات برآورده نشده از درگیری
زمانی که ایالات متحده و اسرائیل جنگ خود را علیه ایران در ۲۸ فوریه آغاز کردند، ترامپ به نظر مطمئن میرسید که مرگ آیتالله علی خامنهای منجر به سرنگونی رژیم روحانی خواهد شد که از سال ۱۹۷۹ بر ایران حاکم است. او حتی خواستار “تسلیم بیقید و شرط” آن شد و ابراز اطمینان کرد که جنگ در “چهار تا پنج هفته” به پایان خواهد رسید.
واقعیتهای اقتصادی تنگه هرمز
بیش از دو ماه بعد، این تلاش اخیر نمونه دیگری است که نشان میدهد جنگ به آن شکلی که ترامپ امیدوار بود پیش نرفته است. رژیم ایران سرنگون نشده و مرگ خامنهای به ظهور یک گروه از ژنرالهای سختگیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منجر شده است که هیچ علاقهای به خواستههای ایالات متحده برای کنار گذاشتن برنامه هستهای ایران، برنامه موشکی یا حمایت از نمایندگان منطقهای ندارند. به جای تسلیم، رژیم ایران به شدت واکنش نشان داده و با استفاده از پهپادها، قایقهای تندرو و مینها به طور مؤثر تنگه هرمز را بسته است، نقطهای که ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور میکند.
ترامپ در ابتدا سعی کرد ایران را به سازش وادار کند و با تهدید به بمباران زیرساختهای انرژی و پلهای آن، فشار آورد. رئیسجمهور در تاریخ ۷ آوریل هشدار داد که “یک تمدن کامل امشب میمیرد و هرگز به حالت اول برنمیگردد.” اما او تهدیدهای خود را عملی نکرد، احتمالاً به این دلیل که ایران اعلام کرد در صورت حمله به زیرساختهای انرژی در کشورهای حاشیه خلیج فارس، تلافی خواهد کرد. در عوض، ترامپ آتشبس دو هفتهای (که اکنون نزدیک به یک ماه است) اعلام کرد و مذاکراتی با تهران آغاز کرد و در تاریخ ۱۲ آوریل نیز محاصرهای بر کشتیهای ایرانی که از تنگه هرمز خارج میشدند، اعمال کرد.
به نظر میرسد ترامپ فکر میکند که محاصره، گلوله جادویی است که در نهایت ایران را به زانو درخواهد آورد. ترامپ به خبرنگاران در تاریخ ۲۳ آوریل گفت: “اگر آنها نتوانند نفت خود را جابجا کنند، تمام زیرساختهای نفتیشان منفجر خواهد شد.” هفته گذشته، او گفت: “خب، محاصره یک ایده نابغه است. حالا آنها باید تسلیم شوند. ‘ما تسلیم میشویم.’ این تنها کاری است که باید انجام دهند.”
به نظر میرسد اعتماد ترامپ به قدرت محاصره ایالات متحده بر اساس پیشبینیهای بیش از حد خوشبینانهای است که ایران به زودی ظرفیت ذخیرهسازی نفتی که نمیتواند صادر کند، تمام خواهد کرد و اگر سعی کند چاهها را ببندد، آسیب دائمی به زیرساختهای تولید خود خواهد زد. بیشتر کارشناسان انرژی به این ادعاها شک دارند.
رابین میلس، کارشناس صنعت نفت، برای مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا نوشت که “محاصره ایالات متحده بر صادرات نفت ایران باعث آسیب فاجعهبار یا حتی آسیب بسیار جدی به صنعت نفت بالادستی [ایران] نخواهد شد. اگر و زمانی که محاصره کاهش یابد، ایران احتمالاً قادر خواهد بود به سرعت تولید را به حدود ۷۰ درصد از ظرفیت خود بازگرداند و بیشتر ظرفیت پیش از جنگ خود را در عرض چند ماه به دست آورد.”
این به این معنا نیست که محاصره ایالات متحده بر ایران فشار اقتصادی قابل توجهی وارد نخواهد کرد. این کار را از قبل انجام داده است. وال استریت ژورنال اشاره کرد که “جنگ هزینه سنگینی بر اقتصاد ایران تحمیل کرده است، با بیش از یک میلیون نفر بیکار، افزایش شدید قیمتهای غذا و قطع طولانیمدت اینترنت که کسبوکارهای آنلاین را تحت فشار قرار داده است.”
اما ایران یک دموکراسی نیست و اعتراضات ضد جنگ مجاز نیستند. رژیمی که اوایل امسال حاضر بود دهها هزار معترض را برای حفظ قدرت خود به قتل برساند، بعید است به خاطر اینکه مردم ایران با سختی اقتصادی بیشتری مواجه هستند، تسلیم شود. رژیم اسلامی از سال ۱۹۷۹ با تحریمهای ایالات متحده به اشکال مختلف مواجه بوده و توانسته است خود را وفق دهد و زنده بماند. تهران اکنون تجارت را از خلیج فارس به سمت دریای خزر و مسیرهای زمینی به کشورهای همسایه مانند آذربایجان، چین، پاکستان، ترکیه و ترکمنستان تغییر مسیر میدهد. ایران مانند کوبا نیست که بتوان به راحتی آن را با یک محاصره دریایی ایزوله کرد.
Tactical Shifts Near the Strait of Hormuz
شاید به همین دلیل است که ترامپ اکنون در حال بررسی از سرگیری حملات هوایی به ایران است. فرماندهی مرکزی ایالات متحده گزارش داده است که فهرست جدیدی از اهداف در ایران تهیه کرده و برخی از تندروها به ترامپ میگویند که میتواند “کار را تمام کند” با چند هفته دیگر حملات هوایی.
اما دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم قدرت هوایی ایالات متحده در ماه مه به اندازهای تعیینکننده خواهد بود که در ماه مارس بود – و هر دلیلی برای ترس وجود دارد که حملات هوایی ایالات متحده باعث تلافیجویی بیشتر ایران علیه اهداف انرژی در سرتاسر خلیج فارس خواهد شد. تلاشهای ایالات متحده برای کمک به کشتیهای تجاری در عبور از تنگه هرمز در مواجهه با محاصره ایرانی میتواند همان اثر را داشته باشد. این تنها درد ناشی از یک درگیری را که آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، هشدار داده است که “اقتصاد جهانی را خفه میکند”، بدتر خواهد کرد.
مسیر به سوی دیپلماسی
هر چه زودتر ترامپ بپذیرد که هیچ راهحل نظامی برای بحران کنونی وجود ندارد، بهتر است. تنها دیپلماسی میتواند جهان را از این باتلاق نجات دهد. به گفته آکسیوس، تهران اکنون یک مهلت یکماهه برای مذاکره درباره باز کردن تنگه هرمز و پایان دائمی جنگها در ایران و لبنان ارائه میدهد و یک ماه دیگر برای مذاکرات در مورد حل مسئله هستهای.
این مهلتها ممکن است بیش از حد بلندپروازانه باشد، با توجه به اینکه توافق هستهای ایرانی در سال ۲۰۱۵ نزدیک به دو سال طول کشید تا مذاکره شود، اما باید امکان باز کردن سریع تنگه هرمز وجود داشته باشد اگر هر دو طرف محاصرههای خود را لغو کنند. همانطور که قبلاً استدلال کردم، یک توافق “باز در برابر باز” میتواند از یک بحران اقتصادی جهانی جلوگیری کند و فضای تنفسی برای مذاکرات هستهای فراهم کند، به شرطی که ایران سعی نکند “عوارض تهران” را بر حمل و نقل اعمال کند.
به طور خلاصه، بهترین چیزی که اکنون میتوانیم به طور واقعگرایانه امیدوار باشیم، پس از شکست بزرگ عملیات اپیک فیوری، بازگرداندن وضعیت موجود قبل از جنگ است، زمانی که تنگه هرمز برای همه باز بود.

