مذاکرات توافق صلح لبنان و اسرائیل در واشنگتن نمایانگر یک تغییر بنیادین در ژئوپولیتیک منطقهای است که ممکن است مرز را از یک منطقه درگیری دائمی به یک مرکز بازسازی تبدیل کند. تحلیلگران بر این باورند که توافق صلح لبنان و اسرائیل.
بازسازی اقتصادی تحت توافق صلح لبنان و اسرائیل
مذاکرات جاری بین لبنان و اسرائیل در واشنگتن برای هر دو کشور به دلایل سیاسی و امنیتی حائز اهمیت است، اما جنبه اقتصادی حیاتی نیز در این مذاکرات وجود دارد که کمتر به آن توجه شده است. با پیشرفت به سوی مذاکرات اساسی، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، گفت که ایالات متحده در مرحله بازسازی از لبنان حمایت خواهد کرد و به وجود “شرکای خوب” اشاره کرد. در سخنرانیای که این ماه در مقابل جنبش Turning Point USA در آریزونا ایراد کرد، ترامپ گفت: “ما میتوانیم لبنان را دوباره بزرگ کنیم.” چند روز پیش، سفرای لبنان و اسرائیل در واشنگتن ملاقات کردند که این نخستین دیدار رسمی دوجانبه در سالهای اخیر بود.
تماسهای دیپلماتیک اکنون در حال شدت گرفتن است. نماینده ایالات متحده در سوریه، تام باراک (که همچنین به عنوان سفیر در ترکیه خدمت میکند و لبنان را به خوبی میشناسد) در اجلاس دیپلماسی آنتالیا در سال 2026 تأکید کرد که “دستیابی به رفاه، به جای جنگیدن، تنها راه برای برقراری صلح است.” او افزود که “دیپلماسی و توافق اقتصادی نمایانگر راهحلهای واقعی و بنیادی هستند” و در سخنانی به حزبالله و مفید بودن توافقهای آتشبس اشاره کرد.
ایجاد مناطق اقتصادی از طریق توافق صلح لبنان و اسرائیل
پیشنهادهایی برای ایجاد یک منطقه اقتصادی در سمت لبنانی مرز با اسرائیل وجود دارد تا جایگزین منطقه امنیتی یا منطقه حائل فعلی شود که اسرائیل گفته است به آن نیاز دارد. این ایده که سال گذشته مطرح شد، بر این اساس است که سرمایهگذاری میتواند جایگزین درگیری شود و ثبات میتواند سرمایه را جذب کند، ایدهای که زیرساخت بسیاری از ابتکارات سیاسی ترامپ است. انتظار میرود که نیروی موقت سازمان ملل در لبنان (UNIFIL) تا پایان سال 2027 از جنوب لبنان خارج شود، بنابراین دیپلماتها میخواهند مرحله بعدی را در زمان خروج آن درک کنند. طبق طرح آمریکایی، صلح بین لبنان و اسرائیل زمینهساز گسترش اقتصادی خواهد بود.
یک سوال مربوط به مشوقهای احتمالی است که ایالات متحده ممکن است به لبنان ارائه دهد، با هدف واشنگتن برای ترغیب این کشور به رهایی از نفوذ حزبالله. برنامههای انسانی و اقتصادی هدفمند میتوانند برای تسهیل ادغام در نهادهای دولتی و جامعه وسیعتر طراحی شوند. تحلیلگر سیاست خارجی مستقر در ایالات متحده، سعید بستانی، به المجله گفت که “چیزی شبیه به طرح مارشال برای لبنان به عنوان بخشی از مذاکرات در حال تحول در حال آمادهسازی است.”
شرایط مرتبط با بازسازی
در پایان نشستهای بهاری بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول (IMF) در واشنگتن، وزیر دارایی لبنان، یاسین جابر، همچنین درباره مرحله بهبودی و حمایتهای مالی و اقتصادی این دو نهاد از لبنان صحبت کرد و بر ادامه کار بر روی اولویتهای اصلاحات تأکید کرد. او اهمیت اولویتبندی پروژههای تأمین مالی شده توسط بانک جهانی به ارزش بیش از ۱.۳ میلیارد دلار را مورد تأکید قرار داد و پیشنهاد کرد که بدون حمایت ایالات متحده، لبنان نمیتوانست با بانک جهانی با اطمینان برخورد کند.
دیپلماتهای مطلع میگویند نجات اقتصادی لبنان مشروط به باز بودن این کشور به سوی اسرائیل است. بازگشت صرف یک افق دیپلماتیک بین لبنان و اسرائیل—هرچند محدود و شکننده—به عنوان یک توسعه اقتصادی مهم تلقی میشود که میتواند تعیین کند آیا لبنان در یک چرخه معیوب از درگیری، افول و وابستگی گرفتار میماند یا خیر.
چگونه توافق صلح لبنان-اسرائیل سرمایهگذاری خارجی را جذب میکند
صلح پایدار به تنهایی میلیاردها دلار به لبنان سرازیر نخواهد کرد، اما میتواند زمینهای را که درخواستهای حمایت در آن ارزیابی میشود، تغییر دهد. برای نهادهای مالی بینالمللی و سرمایهگذاران، تفاوت زیادی بین تأمین مالی کشوری که احتمالاً با درگیریهای آینده مواجه خواهد شد و کشوری که به نظر میرسد به ثبات نزدیک است، وجود دارد. این همان سود صلح است: هزینه پایینتر ریسک، با تأثیرات مستقیم بر نرخهای بهره، بیمه، تأمین مالی، گردشگری، ثبات سرمایه و پروژهها.
بازسازی یک اولویت است—لبنان به سرمایهگذاری در زیرساختها، انرژی، آب، حمل و نقل، بهداشت و آموزش نیاز دارد—اما با توجه به تاریخچه حملات اسرائیل به این کشور از دهه ۱۹۷۰، کسانی که ممکن است سرمایهگذاری کنند بهطور قابلفهمی نگران هستند که محصولات سرمایهگذاریهایشان ممکن است در عرض چند ماه به ویرانه تبدیل شود.
مشوقهای اسرائیلی و منافع مشترک
اسرائیل نیز مشوقهای اقتصادی برای صلح دارد. اگرچه لبنان بازار بزرگی نیست، اما ثبات در مرز شمالی اسرائیل هزینههای اقتصادی درگیری را در بخشهایی مانند گردشگری و کشاورزی کاهش میدهد. هرچه صلح طولانیتر باشد، احتمال همکاری اسرائیلیها و لبنانیها در زمینههایی مانند زیرساخت، آب، انرژی و خدمات بیشتر میشود. در ۳ دسامبر ۲۰۲۵، نخستوزیر لبنان، نواف سلام، گفت که صلح با اسرائیل میتواند راه را برای عادیسازی روابط و ایجاد پیوندهای اقتصادی هموار کند، اما این هنوز یک چشمانداز دور است.
اقتصاد لبنان در سال ۲۰۲۵ رشد را ثبت کرد، که یک گام modest به سوی بهبودی بلندمدت است. برآوردها همچنین به کاهش کسری حساب جاری (به ۱۵.۸٪ از تولید ناخالص داخلی) در سال ۲۰۲۵ اشاره دارد که از افزایش صادرات خدمات و ورود حوالهها حمایت میشود. این امر نشاندهنده احیای گردشگری، نشانههای اولیه تثبیت کلان اقتصادی و دستاوردهایی از اثر پایه پس از سالها انقباض شدید بود. اما سرمایهگذاری مستقیم خارجی تنها ۶۵۵ میلیون دلار در سال ۲۰۲۳ بود، طبق گزارش IMF (در مقایسه با ۲.۶۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۸ و ۱.۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۹).
حقوق دریایی و توافق صلح لبنان-اسرائیل
حامیان توافق صلح استدلال میکنند که با کاهش خطرات امنیتی با اسرائیل، لبنان میتواند از یک بازار مرزی ناپایدار به یک مرکز منطقهای مشابه با امارات متحده عربی در خلیج فارس تبدیل شود. شرکتهای فناوری و امنیت سایبری اسرائیلی میتوانند از سرمایه انسانی ارزشمند لبنان بهرهبرداری کنند، در حالی که شرکتهای فناوری کشاورزی لبنان میتوانند در دره بقاع سرمایهگذاری کنند. سرمایهگذاریهای خلیج در لبنان میتواند دنبال شود، با صندوقهای ثروت ملی که به پروژههای زیرساختی مانند بنادر و پروژههای انرژی تجدیدپذیر علاقهمند هستند. تا ۱۱ میلیارد دلار میتواند از بانک جهانی تأمین شود، در حالی که تا ۱۰ میلیارد دلار میتواند از صندوق بینالمللی پول و اتحادیه اروپا جریان یابد.
اقتصاددان محمد موسى گفت که مذاکرات کنونی اسرائیل و لبنان بدون شک بعد اقتصادی خواهد داشت. در دورهای قبلی در نقوره (زمانی که رئیس کنونی هیئت مذاکرهکننده، سفیر سایمون کارام، به عنوان مذاکرهکننده غیرنظامی در کمیته مکانیزم خدمت میکرد)، بیانیههای پس از جلسه لبنان به زبان امنیتی پایبند بود، در حالی که بیانیههای اسرائیلی به طور علنی به ملاحظات اقتصادی پرداخته بودند.
موسى در گفتوگو با المجله گفت که اسرائیل در لبنان جاهطلبیهای اقتصادی دارد، از آب گرفته تا نفت و گاز دریایی. چندین منطقه اکتشاف دریایی در منطقه اقتصادی انحصاری لبنان (EEZ) توجه اسرائیل را جلب کرده است، از جمله بلوک ۸ که حدود ۷۰ کیلومتر از سواحل جنوبی لبنان فاصله دارد و شرکت انرژی فرانسوی توتال انرژی در حال اکتشاف در آن است، و بلوک ۹ که همچنین در EEZ جنوبی لبنان قرار دارد و توسط توتال، شرکت ایتالیایی انی و قطر انرژی در حال اکتشاف است. مذاکرهکنندگان لبنانی هدف خواهند داشت که این بلوکها را از نفوذ اسرائیل محافظت کنند. دو کشور در گذشته در مورد گاز طبیعی در دریای مدیترانه اختلاف نظر داشتهاند، به ویژه در مورد مالکیت میدان پرمنفعت کاریش.
منابع طبیعی و دسترسی به ارز
یک توافق صلح بین لبنان و اسرائیل با مکانیزمهای حل اختلاف میتواند تأمین مالی و توسعه پروژههای فراساحلی را ممکنتر کند و به لبنان وسیلهای بلندمدت برای تأمین ارز سخت ارائه دهد. این توافق همچنین شرکتهای بزرگ انرژی را به مشارکت در اکتشاف، حفاری و استخراج جذب خواهد کرد. این امر نیازمند تحکیم قاطع حقوق دریایی لبنان است.
منبع اقتصادی حیاتی دیگر، آب شیرین است. خاورمیانه در حال رنج بردن از بیابانزایی ناشی از تغییرات اقلیمی است و بسیاری بر این باورند که جنگ بعدی بر سر آب خواهد بود، که ممکن است به زودی از نفت باارزشتر شود. در این معادله، جنوب لبنان یک برگ برنده دارد: این منطقه دارای شبکه وسیعی از چشمهها است. بنابراین، رودخانههای وزانی، حاصبانی و لیتانی وزن استراتژیک فزایندهای پیدا میکنند. تأمین این منابع ضروری است و بر لزوم حل تمام اختلافات مرزی زمینی و دریایی تأکید میکند.
موسی همچنین اشاره میکند که اسرائیل به اشغال کوه حرمون ادامه میدهد، که بخش قابل توجهی از جبل الشیخ است و زیرساختهای گردشگری در آن به طور فعال در حال توسعه است. بنابراین، ثبات در شمال اسرائیل به طور مستقیم به برنامههای توسعه وسیعتر مرتبط میشود و این منطقه را به کوه حرمون متصل میکند. در این راستا، اشاره ترامپ به یک منطقه اقتصادی در جنوب لبنان به نظر نمیرسد تصادفی باشد. موسی معتقد است که اسرائیل میخواهد لبنان را به یک چارچوبی بکشاند که در آن مشوقهای اقتصادی بر ملاحظات استراتژیک غلبه کند.
برای اسرائیل، ثبات در مرز شمالیاش نقش آن را به عنوان تأمینکننده گاز برای بازارهای جهانی تقویت خواهد کرد، به ویژه در تلاش آن برای پر کردن شکاف تأمین اروپا پس از حمله روسیه به اوکراین در سال 2022. اگر گاز در میادین لبنانی پیدا شود، اسرائیل سعی خواهد کرد آن را به شبکه خود ادغام کند و از هزینههای ترانزیت، کمیسیونها و خدمات مرتبط بهرهمند شود. به این ترتیب و به طرق دیگر، ابعاد امنیتی و اقتصادی مذاکرات از هم جداییناپذیر هستند.
محیدالدین الشاهیمی، تحلیلگر سیاسی در پاریس، گفت لبنان از ثبات برای حفظ حقوق حاکمیتی و تسهیل بازگشت شهروندان آواره بهرهمند میشود. شرایط در جنوب کشور دشوار است، به طوری که 8 درصد از سرزمین لبنان اکنون توسط اسرائیل اشغال شده است، تا رودخانه لیتانی. الشاهیمی معتقد است که لبنان نمیتواند بدون ارجاع به ابتکار صلح عربی وارد مذاکرات صلح معنادار شود. اولویت باید بازگرداندن اعتماد به ارز ملی و احیای اعتماد به سرمایهگذاری و اقتصاد باشد.
کنترل ایران بر آنچه وارد و خارج از تنگه هرمز میشود ممکن است فرصتی برای لبنان فراهم کند، برخی بر این باورند، زیرا تأمینکنندگان خلیج و مشتریان اروپایی به دنبال مسیرهای جایگزین نه تنها برای نفت و گاز بلکه همچنین برای کالاها، کودها، مواد ارگانیک و مواد خام صنعتی هستند. لبنان میتواند به عنوان یکی از این مسیرهای جایگزین بهرهمند شود، گفت الشاهیمی. “بنادر جنوب، طرابلس و بیروت میتوانند به برنامههای جدید زنجیره تأمین در منطقه کمک کنند و سواحل لبنانی میتواند به عنوان یک بستر مناسب عمل کند… این میتواند یک گام تاریخی باشد، اگر لبنان این فرصت را درک کند.”

