خروج امارات از اوپک نمایانگر یک تغییر اساسی در سیاستهای انرژی جهانی است و پایان قطعی دههها همراستایی مطلق خلیج فارس را نشان میدهد. در حالی که بازارها به خروج امارات از اوپک واکنش نشان میدهند، تنشهای داخلی بین ابوظبی و ریاض نشان میدهد که منافع ملی اکنون بر مذاکرات تاریخی جمعی غلبه یافته است.
این خروج محاسبهشده امارات از اوپک نشان میدهد که دومین اقتصاد بزرگ عرب دیگر حاضر نیست رشد مالی خود را به خاطر محدودیتهای تولید خارجی قربانی کند. در نهایت، تحلیل خروج امارات از اوپک استراتژی وسیعتری از استقلال اقتصادی را که ناشی از تغییرات شدید امنیتی منطقهای و سرمایهگذاریهای زیرساختی بلندمدت است، آشکار میسازد.
زمینه تاریخی خروج امارات از اوپک
سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) عمدتاً توسط پنج کشور صادرکننده نفت به عنوان پاسخی سرسختانه به تسلط غولهای انرژی جهانی تأسیس شد. این شرکتها که بهطور مشهور به عنوان “هفت خواهر” شناخته میشوند، کنترل مطلقی بر صنعت داشتند و سطح تولید را تعیین کرده و قیمتها را بدون مشورت با کشورهای حاکمی که منابع آنها را استخراج میکردند، تعیین میکردند.
این در واقع نوعی دیگر از اشغال اقتصادی بود که حتی پس از آنکه بسیاری از این کشورها بهطور تکنیکی استقلال سیاسی خود را به دست آوردند، ادامه داشت. این سرکشی جمعی در سال 1960 بهطور مؤثری مرکز ثقل سیاستهای انرژی جهانی را از جلسات اتاقهای هیئت مدیره در لندن و نیویورک به پایتختهای حاکمیتی جنوب جهانی منتقل کرد. به مدت دههها، اوپک بر اساس انضباط یکپارچه عمل میکرد و عربستان سعودی به عنوان “تولیدکننده نوسانی” بیچون و چرا و امارات به عنوان معتبرترین همپیمان منطقهای آن عمل میکرد. آنها با هم یک بلوک قدرتمند تشکیل دادند که قادر به تثبیت بازارها یا، همانطور که در سال 1973 مشاهده شد، لرزاندن بنیادهای اقتصادهای غربی که همواره به نفت نیاز داشتند، بود.
محدودیتهای تولید و کاتالیزور خروج امارات از اوپک
تصمیم امارات برای خروج از این سازمان پس از سالها تنش فزاینده بر سر محدودیتهای تولید اتخاذ شده است. در حالی که اوپک تلاش میکرد تا تعادل قیمت را از طریق کاهش عرضه حفظ کند، ابوظبی این محدودیتها را به عنوان سقفی بر رشد حاکمیتی خود میدید، بهویژه پس از سرمایهگذاری میلیاردها دلار برای رسیدن به ظرفیت تولید 5 میلیون بشکه در روز تا سال 2027، که از ظرفیت فعلی بیش از 4.8 میلیون بشکه در روز فراتر میرود.
data-path-to-node=”9″>اگر ابوظبی در اوپک باقی میماند و به تصمیمات آن پایبند میبود، تولید آن در حدود ۳.۵ میلیون بشکه در روز محدود میماند و بخش عظیمی از سرمایهگذاری آن بلااستفاده باقی میماند. امارات متحده عربی بهطور رسمی خروج خود را بهعنوان نتیجه یک «بررسی جامع» از مسیر اقتصادی بلندمدت خود مطرح کرده است. از نظر دیپلماتیک، امارات تأکید میکند که این اقدام بهعنوان عمل خصمانهای نسبت به ریاض نیست. با این حال، زیرمتن واضح است: ابوظبی دیگر اجازه نخواهد داد که سیاست مالیاش توسط همسایهاش تعیین شود. بهطور کنایهآمیز، امارات برای سالها یکی از منضبطترین اعضا در رعایت کاهش تولید بود و اغلب بیش از یکسوم ظرفیت خود را بلااستفاده نگه میداشت.
رقابتهای منطقهای و خروج امارات از اوپک
تصمیم امارات باید در چارچوب دستور کارهای سیاسی منطقهای و میزان همراستایی آنها با ریاض مورد بررسی قرار گیرد. هر دو کشور از طرفهای متضاد در جنگ داخلی سودان حمایت میکنند که عواقب ویرانگری برای منطقه دارد. بهطور مشابه، آنها در بحرانهای بحرانی مانند لیبی در طرفهای مختلف قرار دارند. عربستان سعودی همچنین با امارات برای نفوذ بر مصر از طریق سرمایهگذاریهای مالی کلان رقابت میکند، در حالی که هر دو در مورد تحولات منطقهای در اطراف دریای سرخ با یکدیگر در تضاد هستند.
چگونه بحران تنگه هرمز خروج امارات از اوپک را تسریع کرد
جنگ مشترک اسرائیلی-آمریکایی علیه ایران که در فوریه گذشته آغاز شد، زمینه منطقهای بحرانی برای خروج ناگهانی ابوظبی فراهم میکند. در حالی که این درگیری خسارات هنگفتی برای هر دو کشور امارات و عربستان سعودی به همراه داشت، بسته شدن تنگه هرمز برای امارات به مراتب ویرانگرتر بوده است. ریاض دارای خط لوله پترو لاین «شرق-غرب» عظیمی است که به آن اجازه میدهد تنگه را دور بزند و تا ۷ میلیون بشکه در روز از طریق دریای سرخ صادر کند. در مقابل، ظرفیت دور زدن امارات بسیار محدودتر است و بخش بزرگتری از صادرات آن در بنبست باقی میماند. علاوه بر این، با توجه به اینکه امارات مدتهاست مدل اقتصادی خود را بر پایه گردشگری، لجستیک جهانی و مالی استوار کرده است، شهرت «پناهگاه امن» آن بهدلیل بیثباتی منطقهای به شدت آسیب دیده است.
برای جبران این خسارات غیرنفتی عظیم، ابوظبی اکنون باید ظرفیت صادرات نفت خود را به حداکثر برساند—یک ضرورت استراتژیک که تنها با فعالیت خارج از محدودیتهای سختگیرانه اوپک ممکن است.
اجماع شکسته خلیج فارس و پیامدهای بلندمدت خروج امارات از اوپک
این خروج نشانهای از شکاف عمیق در «اجماع خلیج فارس» است که تحت رهبری ریاض شکل گرفته است. عربستان سعودی، «تولیدکننده نوسانی» تاریخی اوپک، مدتهاست که از این سازمان برای پیشبرد قدرت ژئوپلیتیکی خود استفاده کرده است.
ریاض تاریخچهای مستند از اجرای قوانین و نقض آنها به نفع منافع خود دارد—بهویژه در جنگ قیمتهای ۱۹۸۵–۸۶ که بازار را غرق کرد تا سهم خود را بازپس گیرد و بهطور مشهور در بحران نفت ۱۹۷۳. در آن زمان، ریاض نفت را به سلاحی ژئوپلیتیکی قوی علیه غرب تبدیل کرد و از حقوق فلسطینیها دفاع تاریخی نمود. به نوعی، ابوظبی اکنون در حال تقلید از برنامههای ریاض در دهه ۱۹۸۰ است؛ با امتناع از رعایت سهمیههای محدودکننده و در نهایت خروج از اوپک، سهم بازار و منافع ملی را بر منافع جمعی ترجیح داده است.
پیامدهای منطقهای هنوز نامشخص است، بهویژه برای سازمان کشورهای صادرکننده نفت عربی (OAPEC)—نهادی که از سال ۲۰۲۶ بهطور رسمی خود را به عنوان سازمان انرژی عربی بازbranding میکند تا به سمت مأموریتی پس از نفت حرکت کند. به عنوان یکی از ارکان بنیانگذار این بلوک، فاصلهگیری احتمالی امارات متحده عربی بیش از یک تغییر اقتصادی را نشان میدهد؛ این امر نمایانگر یک شکاف بنیادی در همبستگی اسمی انرژی عربی خواهد بود.
با خروج ابوظبی از اوپک، مفهوم تاریخی «سلاح نفتی عربی»—که برای هویت منطقهای قرن بیستم مرکزی بود—به یک یادگار از گذشته تبدیل خواهد شد. بدون امارات، هر جبهه انرژی جمعی باقیمانده به سایهای از گذشته خود تبدیل میشود. در نهایت، خروج امارات از اوپک بیش از یک اختلاف ساده بر سر سهمیههای تولید است؛ این یک اعلامیه از بلوغ اقتصادی و استقلال استراتژیک است.
با توجه به اتحاد قوی با ایالات متحده، انتظار میرود ابوظبی به دولت ترامپ کمک کند تا با بمباران بیشتر نفت، قیمتهای داخلی ایالات متحده را کاهش دهد. در این چشمانداز ژئوپلیتیکی جدید، که بهدنبال شوکهای جنگ فوریه و بسته شدن واقعی تنگه هرمز به وجود آمده است، بقا دیگر در چانهزنی جمعی نیست، بلکه در چابکی فردی است. با کنار رفتن «اجماع خلیج» و ورود به یک بازار رقابتی و شکسته، بار اکنون بر دوش ریاض است تا ثابت کند که اوپک متحد هنوز در دنیایی که اعضای منضبط آن دیگر تمایلی به انتظار برای اجازه برای رشد ندارند، هدفی دارد.

