کتاب راهنمای جنگ نامتقارن تایوان با فشارهای امنیتی شدیدی از سوی جمهوری خلق چین مواجه است. برای حفظ دموکراسی خود، تایپه باید کتاب راهنمای جنگ نامتقارن تایوان را اجرا کند. این رویکرد استراتژیک به یک مدافع که از نظر مادی ضعیفتر است کمک میکند تا پیروزی سریع را از یک مهاجم قدرتمند سلب کند. این جزیره نمیتواند بهطور صرف به برابری نظامی متعارف در برابر ارتش آزادیبخش خلق چین تکیه کند. در عوض، ادغام کتاب راهنمای جنگ نامتقارن تایوان به ارتش اجازه میدهد تا ضربات اولیه دقیق را جذب کند. زیرساختهای مقاوم و شبکههای فرماندهی توزیعشده به این جزیره کمک خواهند کرد تا در یک بحران طولانیمدت زنده بماند. علاوه بر این، بهکارگیری کتاب راهنمای جنگ نامتقارن تایوان خطرات اقتصادی عظیمی را برای پکن به همراه خواهد داشت. مختل کردن تجارت جهانی نیمههادیها، امواج مالی جهانی را به راه خواهد انداخت. این عواقب شدید هرگونه تهاجم اجباری چین را غیرقابل تحمل خواهد کرد.
کتاب راهنمای جنگ نامتقارن تایوان
ایران، تایوان و اوکراین در زمینههای ژئوپلیتیکی، ایدئولوژیکی و نظامی بهطور چشمگیری متفاوت هستند. ایران یک تئوکراسی تجدیدنظرطلب است که امروزه بهطور فزایندهای تحت حاکمیت نظامی-استبدادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) شکل میگیرد و برنامه هستهای سرکش را دنبال میکند در حالی که قوس ناپایداری را در سراسر خاورمیانه و فراتر از آن به راه میاندازد. اوکراین یک کشور خط مقدم اروپایی با گرایش قوی به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در چشمانداز پساشوروی است که در حال جنگی بزرگ برای بقا ملی در برابر امپریالیسم روسی است.
تایوان یک جزیره دموکراتیک در مرکز اقتصاد جهانی مبتنی بر فناوری است که با جاهطلبیهای بزرگقدرتی در حال گسترش حزب کمونیست چین (CCP) و تهدید فزاینده تهاجم نظامی مواجه است. با این حال، حتی اگر تایوان و ایران تحت فشارهای متفاوتی از سوی غولهای نظامی قرار دارند، هر دو با همان سؤال استراتژیک مواجه هستند که اوکراین سالها با آن روبرو بوده است: چگونه یک طرف درگیر که از نظر مادی ضعیفتر است میتواند از پیروزی سریع و قاطع یک بازیگر قویتر جلوگیری کند؟
در حالی که اقدامات ایران در طول چند دهه عواقب خطرناکی برای خاورمیانه و جهان به همراه داشته است، موضع تهران در درگیریاش با ایالات متحده پنهان، پرخطر و—تا کنون—نسبتاً مؤثر در جلوگیری از تغییر رژیم بهطور کامل بوده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران هرگز به دنبال تسلط بر میدان نبرد در برابر نیروهای برتر آمریکایی نبوده است، بلکه سعی کرده زمان را کش دهد، هزینهها را افزایش دهد و درگیریهای محلی را به خطرات سیستمی تبدیل کند با دستکاری در جریان کالاهای جهانی و تجارت دریایی. تهران قیمتهای نفت را به سلاح تبدیل کرده و تنگه هرمز را به یک اهرم استراتژیک تبدیل کرده است.
اوکراین، از سوی دیگر، بر اساس سالها تجربه میدانی، صنعت دفاع بومی را توسعه داده و قابلیتهای نامتقارن را تولید کرده است که جنگ مدرن را متحول میکند. بهویژه، سیستمهای رباتیک دریایی اوکراین خسارات بیسابقهای به ناوگان دریایی روسیه در دریای سیاه وارد کردهاند، در حالی که پهپادهای دید اول (FPV)، وسایل نقلیه زمینی بدون سرنشین و داراییهای پهپادهای عمیقزن، اقتصاد و منطق عملیاتی میدان جنگ را دگرگون کردهاند.
تأسیس فرماندهی سیستمهای بدون سرنشین در کییف، همراه با بهرهبرداری هوشمند از دادههای نبرد و چرخههای نوآوری سریع، اوکراین را به آزمایشگاهی برای جنگهای الگوریتمی و محور پهپاد تبدیل کرده است. با توجه به احتمال اجبار یا تهاجم از سوی جمهوری خلق چین (PRC)، تایوان میتواند از اقدامات ایران و نوآوریهای اوکراین درسهایی بگیرد، با وجود تفاوتهای فراوان بین این کشورها. بهویژه، تایوان باید از کتابچه راهنمای جنگ نامتقارن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) بیاموزد، اما نباید آن را تکرار کند. اوکراین برخی اما درسهای کمتری ارائه میدهد زیرا تایپه تنها در مراحل ابتدایی توسعه برتری فناوری دفاعی مشابه اوکراین است. بهعنوان مثال، تایوان هنوز در مراحل بسیار ابتدایی ساخت اکوسیستم پهپاد محور جنگی است که اوکراین در طول سالها جنگ با شدت بالا ایجاد کرده است.
بر اساس آخرین برنامه خود، تایپه قصد دارد تا سال ۲۰۲۸ حدود ۱۰۰,۰۰۰ پهپاد خریداری کند، که شامل کمتر از ۵۰,۰۰۰ سیستم نظامی تولید شده محلی است. در مقایسه، اوکراین در سال ۲۰۲۴ حدود ۲ میلیون پهپاد و تنها در سال ۲۰۲۵ حدود ۴ میلیون پهپاد تولید کرده است. کییف ظرفیت تولید کافی را نه تنها برای حفظ فرسایش میدان جنگ، بلکه همچنین برای آموزش اپراتورها، تصفیه مفاهیم عملیات (CONOPS) و ساخت ذخایر استراتژیک ایجاد کرده است. اهداف تایوان نسبت به مقیاس و شدت یک درگیری بالقوه با چین، که در آن خسارات پهپادها میتواند به هزاران سیستم در روز در مرحله ابتدایی خصومتها برسد، همچنان متواضعانه باقی مانده است.
با این حال، تایپه میتواند عناصر موفقیتهای میدانی اوکراین، همراه با جنبههایی از عملیاتهای نظامی و پارادایم سیاسی-نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) را درونیسازی کند تا برای درگیریهای آینده در تنگه تایوان آماده شود.
جدول زمانی استراتژیک کتابچه راهنمای جنگ نامتقارن تایوان
هر اقدام نظامی احتمالی چین علیه تایوان تحت تأثیر همگرایی بین نیت و تواناییهای پکن شکل خواهد گرفت. جمهوری خلق چین به طور فزایندهای از انحراف تایوان از اصل وحدت ناامید شده است، در حالی که ارتش آزادیبخش مردم چین (PLA) به سرعت در حال مدرنسازی است. این دینامیکهای شتابان میتوانند زمانبندیهای محتمل برای درگیری بین چین تحت حاکمیت حزب کمونیست چین و تایوان را فشردهتر کنند. بر اساس سناریوهای جنگافزار منبع باز، بیشتر آثار تحلیلی عمده، مسیرهای احتمالی پکن علیه تایوان را به چهار رویکرد اصلی کاهش میدهند که بیشتر شرایط اضطراری در جایی درون یا بین اینها قرار میگیرند: زیرساختهای بزرگمقیاس، قرنطینه خصمانه، محاصره علنی و تهاجم کامل که توسط عملیاتهای آمفیبی هدایت میشود.
مقابله با زیرساختهای ترکیبی با استفاده از کتابچه راهنمای جنگ نامتقارن تایوان
چین میتواند یک کمپین زیرساخت بزرگمقیاس و جنگ ترکیبی علیه تایوان را دنبال کند. این گزینه شامل شبکههای جاسوسی، کمپینهای سایبری تهاجمی و تلاشهای بیثباتسازی داخلی خواهد بود.
این مسیر ترکیبی به شدت تحت تأثیر نظریههای ژنرال یوری دروزدوف، رئیس سابق کمیته امنیت دولتی شوروی (KGB) قرار دارد، که “دو جملهای دروزدوف” نامیده میشود و بیان میکند که عملیاتهای اطلاعاتی مدرن موفق باید ترکیبی از اطلاعات انسانی عمیق (HUMINT) با واحدهای نیروهای ویژه درگیر در نبرد، خرابکاری یا سایر فعالیتهای مختلکننده باشد. بهویژه، دروزدوف در اواسط دهه 1960 به عنوان نماینده KGB در چین خدمت کرده است، در اوج انقلاب فرهنگی و شکاف بعدی چین و شوروی. نشانههای اولیه یک کمپین زیرساختی قاطع چین علیه تایپه شامل عملیاتهای اطلاعاتی هماهنگ، افزایش فعالیتهای سایبری مضر و تلاشهای نفوذی است که به منظور شکستن انسجام سیاسی تایوان قبل از هر گونه اقدام نظامی آشکار انجام میشود.
خنثیسازی قرنطینه دریایی با استفاده از کتابچه راهنمای جنگ نامتقارن تایوان
پکن میتواند تحت پوشش مدیریت بحران، قرنطینهای اعمال کند—به عنوان مثال، با استناد به تهدید یک اپیدمی، یک حادثه بیولوژیکی یا وضعیتهای اضطراری بهداشتی مرتبط. این رویکرد میتواند به دنبال عادیسازی اقدامات کنترل اجباری باشد در حالی که از آستانههای قانونی و سیاسی جنگ متعارف اجتناب میکند و به طور مؤثری خط بین حوزههای مدنی و نظامی را محو میکند.
بقا در محاصره اقتصادی با استفاده از کتابچه راهنمای جنگ نامتقارن تایوان
چین ممکن است به یک محاصره علنی تشدید یابد و از قدرت دریایی و هوایی برای مداخله در حمل و نقل، محدود کردن فضای هوایی و قطع ارتباطات بین تایوان و جهان خارج استفاده کند. نوشتههای موجود نشان میدهد که این گزینه در ارزیابی رئیسجمهور چین، شی جینپینگ، به طور فزایندهای معتبر شده است، که آن را مبهم و مقیاسپذیر میداند. با این گزینه، پکن میتواند گارد ساحلی چین (CCG) و شبهنظامیان دریایی چین را برای محاصره تایوان و سوار شدن یا تصرف کشتیهای تجاری که به جزیره نزدیک میشوند یا از آن خارج میشوند، به کار گیرد. حزب کمونیست چین (CCP) میتواند تجارت با تایپه را از طریق خفهسازی تدریجی محدود کند، نه با یک حمله قاطع. با این حال، اثرات یک محاصره علنی جهانی خواهد بود، بهویژه با توجه به نقش مرکزی تایوان در تولید نیمههادیها.
دکترین چینی گزینه محاصره را به عنوان یک تشدید تدریجی که شامل یک سری مراحل با شدت فزاینده است، چارچوببندی میکند: (1) شروع با سوار شدن غیرکینتیک بر کشتیهای تجاری، (2) حرکت به سمت عملیات زیردریایی و جنگ مین دریایی، و (3) افزایش بیشتر به حملات علنی بر روی حمل و نقل قبل از اینکه به احتمال زیاد به جنگ وسیعتری گسترش یابد. این گزینه میتواند تأثیرات فوری بر تایوان داشته باشد، که دارای یک پروفایل انرژی بسیار شکننده است که به شدت به تجارت دریایی بدون وقفه و واردات در مقیاس بزرگ وابسته است.
با خاموش شدن آخرین راکتور هستهای باقیماندهاش در سال 2025، شبکه برق تایوان به شدت به سوختهای فسیلی وارداتی وابسته است، به طوری که گاز طبیعی و زغالسنگ تقریباً 83 درصد از تولید برق جزیره را تشکیل میدهند. بزرگترین آسیبپذیری منابع تایوان به گاز طبیعی مایع (LNG) مربوط میشود.
در حالی که کشور ذخایر نفتی قابل توجهی دارد، موجودیهای پیشبینیشده LNG آن در صورت بروز اضطراری تنها یک حاشیه محدود را فراهم میکند که به روزها اندازهگیری میشود نه ماهها. از آنجا که تقریباً تمام واردات LNG آن از طریق دریا، عمدتاً از استرالیا و قطر، انجام میشود، هرگونه محاصره یا اختلال در تجارت دریایی به سرعت هم اقتصاد تایوان و هم تابآوری نظامی آن را تهدید خواهد کرد. اقتصاد تایوان برای کارآمدی به تجارت دریایی وابسته است. بنابراین، حمل و نقل تجاری به نقطه کانونی هر محاصره تبدیل خواهد شد. حمل و نقل هوایی، تلاشهای تأمین مجدد زیردریایی و ابتکارات امدادی از طریق قایقهای کوچک نمیتوانند جایگزین کشتیهای باری شوند.
تدارک تایوان برای یک محاصره احتمالی باید به طور متناسب بر روی بسیج ناوگانهای تجاری، تأمین ذخایر انرژی، تقویت زیرساختها و ایجاد مراکز لجستیکی با شرکا و متحدانش متمرکز شود. حتی با درگیری و حمایت ایالات متحده، تأمین نیازهای انرژی تایوان هزینهبر خواهد بود: تأمین گاز طبیعی مایع (LNG) آن ممکن است در عرض چند روز به پایان برسد و نفت و زغالسنگ نیز در هفتههای بعدی دنبال خواهند شد. یک محاصره آغاز شده توسط جمهوری خلق چین میتواند تایوان و ایالات متحده را وادار کند تا به تخلفات چین پاسخ دهند، بر اساس نردبان تشدید خود—یک چارچوب ساختاری و مرحله به مرحله که برای مدیریت، پیگیری و پاسخ به درگیریهای رو به افزایش استفاده میشود—که میتواند منجر به اقداماتی محدود یا درگیری نظامی کاملتر شود. بدتر از آن، محاصرهها به ندرت در دامنه خود محدود میمانند حتی زمانی که به این شکل آغاز شوند.
حتی محتاطترین و محاسبهشدهترین رویکردها به یک محاصره میتواند فشارهای سیاسی و نظامی را به سمت تشدید بیشتر ایجاد کند. تایوان احتمالاً میتواند در برابر اجبار غیرنظامی مقاومت کند، اما اگر چین داراییهای اصلی ارتش آزادیبخش خلق (PLA) را به میدان بفرستد، تابآوری تایوان بدون درگیری مستقیم ایالات متحده با فشار شدید مواجه خواهد شد.
دفاع در برابر حملات تمامعیار با استفاده از کتابچه راهنمای جنگ نامتقارن تایوان
هر گزینه افراطی چین علیه تایوان، یک حمله تمامعیار به منظور دستیابی به یک راهحل نظامی قاطع و کنترل سیاسی بر این جزیره است. یک حمله بزرگ چینی به تایوان احتمالاً چندین رکن عملیاتی را به طور همزمان ترکیب خواهد کرد: یک کمپین محاصره مشترک که به تدریج به شلیکهای دوربرد، عملیاتهای حمله آمفیبی و جنگ اطلاعاتی گسترده یا ترکیبی از این رویکردها تشدید میشود. در بررسی این گزینه افراطی، نقشهها نشان میدهند که شاید بزرگترین مزیت تایوان این است که تنگه تایوان یک مانع دفاعی طبیعی برای مهاجمان بالقوه فراهم میکند.
هر حمله چینی نیاز به جابجایی و نگهداری نیروهای بزرگ در حدود 90 مایل دریایی آبهای مورد منازعه تحت حملات مداوم دارد، در حالی که حسگرهای مدرن و سیستمهای ضربهزنی دقیق، جنگ آمفیبی را به شدت دشوار میسازند. بنابراین، دکترین PLA بر تسلط سایبری و اطلاعاتی پیش از هر تلاش برای فرود تأکید دارد.
بیشتر سناریوهای بازیهای جنگی پیشبینی میکنند که چین حملات هماهنگشدهای را آغاز خواهد کرد که به منظور نابود کردن حسگرهای تایوان، مختل کردن ارتباطات آن و فلج کردن شبکههای فرماندهی و کنترل (C2) طراحی شدهاند. پکن احتمالاً سپس حملات موشکی و هوایی گستردهای را علیه اهداف نظامی و اداری در سراسر جزیره آغاز خواهد کرد. تنها در این مرحله است که حملات آمفیبی و هوایی آغاز میشود، با تلاش نیروهای چینی برای فریب تایوان در مورد زمان و مکان هر حمله، در حالی که به میدانهای هوایی، زیرساختها و رهبری سیاسی جزیره هدفگیری میکنند.
A 2023 defense-intelligence study by the RAND Corporation developed a framework to evaluate Taiwan’s capacity to resist a Chinese escalation over a 90-day period, the estimated minimum time the United States would need to mobilize sufficient forces for a large-scale and decisive intervention in East Asia.
Within this 90-day period, Taiwan’s political authorities would strive to remain operational to preserve basic governing functions and maintain reliable communication and coordination with US and allied forces. Simultaneously, Taiwan’s military would attempt to rebuff Beijing’s attempts to overthrow the government or compel its capitulation on Chinese terms. Even under severe offensive pressure from the PLA, the ability of Taiwan’s armed forces to remain cohesive, stay organized, and continue resistance would have a decisive effect on the political leadership’s efforts to remain in power. Iran’s experience in the current conflict highlights the importance of maintaining intra-elite and security-apparatus cohesion during hostilities.
The relative resilience of the Iranian system under intense pressure from the United States and its allies has been only a partial reflection of Tehran’s military capabilities. In a broader sense, Iran’s resilience also reflects the durability of its security apparatus and its ability to maintain order under stress. Taiwan, as a democracy at the center of the global economy, operates under different constraints than Iran. Taipei’s strength lies in its ability to innovate and in the capacity of its democratically represented population to endure disruption without fracturing politically.
Beyond highlighting the importance of maintaining intra-elite cohesion, Iran’s experience of the last several months—and Ukraine’s experience over four-plus years of war—holds several additional lessons for Taiwan as its leaders plan for any future conflict with Beijing.
Almost all military campaigns begin with overtures of combat at a high operational tempo. Iran has demonstrated that the initial blow—no matter how precise or technologically advanced—does not always catalyze immediate strategic-scale state collapse. Despite sustained pressure on its missile and drone forces, its proxy networks, and the naval assets of its regular armed forces (or Artesh), the Islamic Republic has retained operational capabilities through the IRGC’s mosaic-defense order of battle augmented by decentralized provincial corps. The implication of this dynamic for Taiwan is stark.
نوشتههای قبلی مؤسسه هادسون ارزیابی کردهاند که ارتش آزادیبخش خلق چین (PLA) با وجود مانع طبیعی که تنگه تایوان فراهم میکند، در صورت بروز هرگونه بحران در تایوان از مزایای جغرافیایی عمدهای برخوردار است. این ارتش که عمدتاً از سرزمین اصلی چین عمل میکند، میتواند استراتژی مقابله با مداخله را دنبال کند که به منظور تأخیر یا مختل کردن پاسخهای آمریکا و متحدان طراحی شده است.
این استراتژی که با رویکرد ضد دسترسی/ممانعت از ورود (A2/AD) پشتیبانی میشود، هدفش این است که بازیگران منطقهای غیرمتعهد را متقاعد کند که کمکهای خارجی خیلی دیر یا خیلی کم خواهد رسید تا به تایوان کمک کند و آسیبهایی که در این میان توسط نیروهای چینی وارد میشود، غیرقابل تحمل خواهد بود. نیروهای دریایی و هوایی آمریکا که صدها مایل از منطقه فعالیت میکنند، باید یک نیروی مهاجم را با هشدار محدود شناسایی، ردیابی و درگیر کنند.
در همین حال، ارتش آزادیبخش خلق چین گزینههای متعددی برای مختل کردن زنجیرههای کشتار آمریکا با حملات موشکی، جنگ الکترونیکی، فریب و دفاع هوایی چندلایه خواهد داشت. طبق گفته شورای امور سرزمین اصلی تایوان، ناوهای هواپیمابر چین نیز ممکن است در یک کمپین احتمالی شرکت کنند. در سناریویی که شامل جنگ تمامعیار باشد، حرکات اولیه چین احتمالاً به حملات دقیق، تلاشهای سر بریدن زنجیرههای فرماندهی سیاسی و نظامی کلیدی و جنگ اطلاعاتی که به منظور فلج کردن تصمیمگیری طراحی شده، متکی خواهد بود.
تابآوری تایوان—هم از نظر سیاسی و هم نظامی—تعیین خواهد کرد که آیا هرگونه درگیری بالقوه به یک شوک کوتاهمدت محدود میشود یا به یک بحران طولانیمدت تبدیل میگردد. این تابآوری نیازمند ساختارهای فرماندهی توزیعشده، ارتباطات اضافی، زیرساختهای مقاوم و دفاع هوایی متحرک است. همچنین نیازمند برنامهریزی برای شرایط آسیبدیده است: بنادر آسیبدیده، باندهای فرود آسیبدیده و شبکههای انرژی مختلشده. هدف تایوان در صورت بروز درگیری این نخواهد بود که یک حمله اولیه را بهطور کامل شکست دهد، بلکه این است که آن را جذب کرده و به کار خود ادامه دهد.
تایپه همچنین میتواند از درگیری جاری در خاورمیانه با مطالعه دینامیک محاصره بیاموزد. برای چین، راهاندازی یک تهاجم آمفیبی تمامعیار علیه تایوان بدون آمادگی لازم یک استراتژی پرخطر است. همانطور که قبلاً توضیح داده شد، قرنطینه یا محاصره—دریایی، هوایی یا اطلاعاتی—گزینهای قابلقبولتر برای پکن است.
این گزینه به جمهوری خلق چین (PRC) اجازه میدهد که فشار را بهتدریج اعمال کند در حالی که تشدید را مدیریت میکند، اقتصاد تایوان را خفه کرده و تابآوری سیاسی و نظامی تایوان را تضعیف میکند. حتی اگر پکن تصمیم به راهاندازی یک تهاجم تمامعیار بگیرد، محاصره احتمالاً بهعنوان مرحله ابتدایی چنین تلاشی عمل خواهد کرد. بنابراین، رهبران تایوان نیاز دارند که تنگه هرمز را مطالعه کنند.
ایران مدتهاست که درک کرده است که نمیتواند با نیروی دریایی و هوایی ایالات متحده بجنگد و به پیروزی قاطع دست یابد. در عوض، این کشور تصمیم گرفته است از تاکتیکهای مختلکننده استفاده کند و با استفاده از مینها، موشکهای ضد کشتی، قایقهای تندرو و پهپادها، هزینه فعالیتهای دریایی در تنگه را افزایش دهد. نتیجه این وضعیت برای این آبراه مهم، بسته شدن کامل آن نبوده، بلکه عدم قطعیت گستردهای ایجاد شده است. حق بیمههای بیمه افزایش یافته است. مسیرهای حمل و نقل تغییر کردهاند. بازارها بهطور جهانی واکنش نشان دادهاند.
ایالات متحده هنوز هم میتواند در جنگ در خاورمیانه بجنگد و پیروز شود، اما با هزینههای اقتصادی، مادی و دیپلماتیک بالاتری نسبت به آنچه که قبلاً پیشبینی کرده بود. تایوان نیز میتواند محاسبات حزب کمونیست چین (CCP) را در مورد هزینههای پیشبینیشده و منافع مورد انتظار تغییر دهد، زیرا پکن مزایا و معایب اقدام نظامی را مورد بررسی قرار میدهد.
در صورت بروز محاصره، هدف تایوان نباید بازگشایی هر مسیر دریایی بهزور باشد، بلکه باید عدم قطعیت را در اقتصاد چین ایجاد کند و اطمینان حاصل کند که پکن نمیتواند اثرات هر بحران را بهطور جغرافیایی محدود کند. تنگه تایوان، که شریان اصلی اقتصاد جهانی است، در سال 2025 تقریباً 21 درصد از تجارت دریایی جهان را به خود اختصاص داده است، که به برخی معیارها بیشتر از تنگه هرمز است.
دادههای مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) نشان میدهد که در سال 2022 تقریباً 2.45 تریلیون دلار کالا—بیش از یکپنجم تجارت دریایی جهانی—از تنگه تایوان عبور کرده است. چین بهتنهایی تقریباً 1.4 تریلیون دلار از این جریان را تشکیل میدهد که وابستگی شدید پکن به دسترسی بدون وقفه به این کریدور را نشان میدهد. علاوه بر این، یکسوم واردات چین از این تنگه عبور میکند، از جمله نفت، زغالسنگ، گاز طبیعی و ورودیهای کلیدی صنعتی، و بیش از نیمی از تمام سفرها از این تنگه بین بنادر چینی انجام میشود.
بنابراین، هر اختلال عمده در تنگه تایوان نهتنها به چشماندازهای تجاری چین آسیب میزند، بلکه زنجیرههای تأمین آن را تحت فشار قرار میدهد، تلاشهای توزیع انرژی آن را مختل میکند و تولید صنعتی آن را کند میسازد. اگر محاصره شود، تایوان باید بر روی تحمیل فرسایش سیستماتیک به عملیات دریایی چین، تجارت، حمل و نقل تجاری، بیمه دریایی و زنجیرههای تأمین تمرکز کند. کمپین دفاعی تایپه باید تلاش کند تا مشکلات عملیاتی و اقتصادی حزب کمونیست چین را به حداکثر برساند و همچنین بار افزایش مأموریتهای ارتش آزادیبخش خلق (PLA) را افزایش دهد.
در هر مرحله از کمپین ارتش آزادیبخش خلق علیه جزیره—از عبور اولیه از تنگه تا تلاش برای ایجاد پایگاه در زمین—نیروهای تایوان میتوانند از حملات موشکی لایهای، پهپادها، مهمات معلق، مینهای دریایی و آتشهای چندجهتی برای فرسایش formations تهاجمی چین استفاده کنند قبل از اینکه آنها پایگاه پایداری ایجاد کنند. در واقع، تایوان دارای قابلیتهای نظامی نامتقارن است که میتواند فعالیتهای چین را در سراسر منطقه تهدید کند.
data-path-to-node=”20″>از ۱۰۰۰ موشک بومی Hsiung Feng II و Hsiung Feng III تا صدها سیستم هارپون که تایوان انتظار دارد تا سال ۲۰۲۸ از ایالات متحده دریافت کند، این جزیره به زودی یک زرادخانه تقریباً ۱۴۰۰ موشکی ضد کشتی را به میدان خواهد آورد که یکی از متراکمترین تجمعات موشکهای ضد کشتی در جهان است. تحولات اخیر در جنگهای رباتیک نیز میتواند به تایوان کمک کند.
سرعت و دامنه نوآوریهای میدانی در جنگ روسیه و اوکراین نشان میدهد که جنگ دریایی به طور بنیادی در حال تغییر است. در دریای سیاه، کمپین متمرکز بر پهپاد کییف ناچار کرده است که ناوگان بزرگتری از روسیه به حالت دفاعی برود و به اوکراین کمک کرده است تا صادرات دریایی خود را احیا کند. وسایل نقلیه سطحی بدون سرنشین اوکراینی (USVs) که تسلیحات دفاع هوایی حمل میکنند، حتی هواپیماهای سرنشیندار روسی را سرنگون کردهاند. پیامدهای این تحولات برای تایوان قابل توجه است. با وجود تفاوتهای جغرافیایی، هم اوکراین و هم تایوان با عدم تعادل عمدهای در قابلیتهای دریایی متعارف در برابر قدرتهای بازنگر بزرگتر مواجه هستند.
اوکراین این عدم تعادل را با استقرار سیستمهای بدون سرنشین با هزینه پایین که با قابلیتهای ضربهزنی متعارف ادغام شدهاند، جبران کرده است. بازدارندگی تایوان به طور فزایندهای به نوآوریهای مشابه وابسته خواهد بود، به ویژه سیستمهای خودکار مقیاسپذیر که قادر به تهدید کشتیهای جنگی چینی، بنادر و لجستیک در سراسر تنگه هستند. این فناوریهای جدید که در چارچوب یک استراتژی «خارپشت» وسیعتر که تایوان با تعداد زیادی از سیستمهای تسلیحاتی کوچک از خود دفاع میکند، ادغام شدهاند، میتوانند عملیات محاصره چینیها را پیچیدهتر کرده، حملات آمفیبی را کند کنند و از تسلط دریایی بیرقیب پکن جلوگیری کنند.
یک مطالعه حتی پیشنهاد کرده است که شراکت امنیتی استرالیا-بریتانیا-ایالات متحده (AUKUS) را به یک ائتلاف دیگر که بر فناوریهای دفاعی نوظهور متمرکز است و شامل تایوان و اوکراین میشود، تقلید کند. چنین شراکتی به تایوان و شرکای منطقهای آن اجازه میدهد تا در توسعه و استقرار سیستمهای جنگ رباتیک که برای بازدارندگی از اجبار دریایی چین طراحی شدهاند، همکاری کنند.
وسایل نقلیه سطحی بدون سرنشین اوکراینی، قایقهای کوچک حامل مواد منفجره که به دوربینها مجهز هستند، نیز به سرعت وارد میدان نبرد شدهاند. در بسیاری از موارد، این قایقها به اندازهای ساده هستند که میتوان آنها را در گاراژها مونتاژ کرد نه در کارخانههای کشتیسازی بزرگ. USVها به طور بحرانی با اتصال دوطرفه ماهوارهای مقاوم فعال شدهاند، از جمله با سیستمهایی مانند Starlink. این شبکهها به اپراتورها اجازه میدهند که در طول یک مأموریت به طور از راه دور ناوبری و هدفگذاری کنند.
کنترل انسان در حلقه، که به سیستمهای دریایی بدون سرنشین (USV) قابلیت انطباق بیشتر و استقرار سریعتری نسبت به سیستمهای کاملاً خودکار میدهد، همچنین یک نوآوری ارزشمند بوده است. اوکراین به طور فزایندهای به بررسی تقویت USVهای خود با قابلیتهای خودکار پرداخته است، به ویژه در مرحله نهایی حمله که جنگ الکترونیکی میتواند ارتباطات را مختل کند. در میان تمام این نوآوریها، اتصال قابل اعتماد همچنان پایهای است که امکان استقرار سریع عملیاتی را فراهم میکند. بخشی از الهامگیری از عملیات اوکراین در دریای سیاه، تایوان را وادار کرده است تا توسعه سیستمهای دریایی بدون سرنشین بومی خود را در مواجهه با فشار فزاینده چین تسریع بخشد.
مشهورترین این سیستمها، USVهای مسلحی هستند که بر اساس پلتفرمهای اوکراینی مانند Magura V5 طراحی شدهاند. یکی از طراحیهای پیشرو تایوانی، USV Kuaiqi است که توسط شرکت کشتیسازی Lungteh توسعه یافته است. این پلتفرم که برای اولین بار در سال 2025 به طور عمومی نمایش داده شد، درسهای تئاتر دریای سیاه را منعکس میکند: این پلتفرم جمع و جور، کمهزینه و بهینهسازی شده برای مأموریتهای ضربهای ساحلی است. برخی از انواع این شناورها به گزارشها، ترکیبی از بارهای انفجاری در قسمت جلو با پهپادهای چهارپره و مهمات معلق را شامل میشوند. صنایع دفاعی تایوان بیش از 1,300 پلتفرم دریایی بدون سرنشین را بر اساس USV Kuaiqi میسازند و در حال توسعه فناوریهای بیشتری هستند که به وسیله هوش مصنوعی تقویت شدهاند.
تغییرات گستردهتر تایپه به سمت سیستمهای نامتقارن نیز در برنامه قایق پهپادی Endeavor Manta که به تازگی توسط شرکت CSBC تایوان رونمایی شده، مشهود است. این USV که برای شرایط احتمالی در تنگه تایوان طراحی شده، شامل هدفگیری با کمک هوش مصنوعی، عملکرد زنبوری و ارتباطات چندکاناله مقاوم است. بیانیههای CSBC نشان میدهد که این پلتفرم به قدری پیشرفته است که یک ایستگاه کنترل میتواند به طور همزمان دهها شناور را هماهنگ کند. منطق عملیاتی پشت قایق پهپادی حول پلتفرمهای کوچک، متحرک و به راحتی قابل پنهان شدن میچرخد که میتوانند از بنادر کوچک، سواحل یا خلیجهای مختلف در سواحل ناهموار تایوان راهاندازی شوند. این سیستمهای نامتقارن که در یک استراتژی کلیتر به نام “دنداندار” ادغام شدهاند، میتوانند راهی مقیاسپذیر برای تایپه فراهم کنند تا عملیاتهای آمفیبی چینی را پیچیده کرده و هزینههای نامتناسبی را بر پکن تحمیل کنند، در حالی که هزینه نسبتاً کمی را متحمل میشوند.
تایوان همچنین از تحولات در سیستمهای پهپاد FPV یاد میگیرد. مفاهیم زنبوری FPV میتوانند نابرابری نیروی انسانی تایوان را در برابر formations بزرگ جنگی چین کاهش دهند. از آنجا که اوکراین در حال تبدیل شدن به یک تأمینکننده امنیتی به جای صرفاً یک دریافتکننده کمک است و اکنون به کشورهای عرب خلیج فارس در دفاع در برابر پهپادهای ایرانی کمک میکند، گسترش دانش حیاتی کییف به تایوان با وجود یک چشمانداز دیپلماتیک پیچیده، در محدوده امکان است.
data-path-to-node=”20″>برای تقویت بازدارندگی خود در برابر حمله احتمالی از سوی پکن، تایوان باید به ساخت یکی از متراکمترین سیستمهای بازدارنده موشکهای ضد کشتی در جهان ادامه دهد. تایپه همچنین باید توسعه کشتیهای سطحی بدون سرنشین الهامگرفته از اوکراین و سیستمهای حمله گروهی پهپادهای مبتنی بر هوش مصنوعی را تسریع کند و همکاریهای دفاعی با شرکای کنونی و آینده را عمیقتر کند، با وجود چالشهای دیپلماتیک جاری.
وزن استراتژیک ایران کمتر از قدرت نظامی آن ناشی میشود و بیشتر به توانایی آن در تهدید جریانهای انرژی جهانی مربوط میشود. تایوان اهرم متفاوت اما بههمان اندازهای قدرتمند دارد: این کشور بر تولید جهانی نیمههادیهای پیشرفته تسلط دارد که گرهای حیاتی در اکوسیستم فناوری جهانی است. هر گونه اختلال در این زنجیره تأمین، در صنایع بیشماری، از تولید خودرو تا هوش مصنوعی، طنینانداز خواهد شد.
عواقب اقتصادی جهانی هر بحران تایوان میتواند از شوکهای جاری ناشی از تنگه هرمز فراتر رود. اختلال قابل توجه در تجارت نیمههادی تایوان، اثرات جهانی زنجیرهواری را به وجود خواهد آورد. برخلاف هیدروکربنهایی مانند نفت و گاز، نیمههادیها نمیتوانند به راحتی ذخیرهسازی شوند یا به سرعت جایگزین شوند. علاوه بر این، تغییر به تأمینکنندگان چیپ جایگزین معمولاً نیاز به بازطراحی معماریهای نرمافزاری، بازپیکربندی فرآیندهای تأیید و تغییر زنجیرههای تولید دارد—تنظیماتی که ممکن است ماهها یا سالها به طول بینجامد.
در نتیجه، یک بحران عمده تایوان احتمالاً نه تنها یک شوک تأمین را به وجود میآورد، بلکه اختلالی سیستماتیک در فناوری و صنعت در اقتصاد جهانی را نیز به همراه خواهد داشت. واکنش تایوان به چین، بسته شدن فیزیکی تنگه را به همراه نخواهد داشت، اما ریسک سیستماتیک پکن را افزایش خواهد داد. اگر چین اقدام کند، تایوان باید اطمینان حاصل کند که به جامعه استراتژیک جهانی اطلاع میدهد که عواقب تهاجم آن فراتر از میدان فوری خواهد بود. طبق پیشبینیهای اقتصادی، یک محاصره هوایی و دریایی چین بر تایوان میتواند منجر به کاهش تقریباً پنج درصدی در تولید ناخالص داخلی جهانی شود، که قابل مقایسه با شوکهای اقتصادی بحران مالی جهانی 2008–09 و پاندمی COVID-19 است.
برای درک وضعیت ایدهآل سیاسی-نظامی تایوان، شناسایی نقاط قوت منحصر به فرد آن ضروری است. به جای تلاش برای دستیابی به برابری نظامی تقریباً غیرممکن، تایوان باید بر روی ایجاد حرکتی قابل تحمل برای پکن تمرکز کند و در عین حال از موقعیت خود در قلب اکوسیستم جهانی نیمههادی بهرهبرداری کند.
تایوان باید دامنه رقابت را فراتر از میدان نبرد فوری گسترش دهد. ایران به طور مکرر توانایی خود را در عمل در آنچه که به اصطلاح منطقه خاکستری نامیده میشود، نشان داده است، زیر آستانه جنگ تمامعیار اما بالاتر از سطح صرف علامتدهی. تهران به ناوگانهای دریایی مزاحمت ایجاد کرده، حملات خود را تنظیم کرده و از نمایندگان منطقهای خود استفاده کرده است. اگرچه تایوان در زمینهای متفاوت از ایران عمل میکند، اما هنوز میتواند درسهای مناسبی از درگیریهای جاری در خاورمیانه بگیرد.
این به معنای تشدید تهاجمی به معنای سنتی نیست، بلکه تلاشی در جنگ سیاسی است که هدف آن شکلدهی به روایت و محیط اقتصادی هرگونه درگیری با پکن است. تایوان باید به سرعت هر اقدام چینی را به عنوان تهدیدی برای ثبات جهانی شناسایی کند، نه صرفاً یک اختلاف دوطرفه منطقهای. این امر نیازمند هماهنگی تلاشهای دیپلماتیک آن با ایالات متحده، ژاپن، اتحادیه اروپا و بازیگران کلیدی جنوب شرق آسیا خواهد بود.
تایوان نمیتواند و نباید به دنبال تقلید از استراتژی ایران باشد و هنوز نمیتواند دامنه کامل نوآوریهای اوکراین را بازتولید کند. این سه کشور و وضعیتهایی که با آن مواجهاند، به طور بنیادی متفاوت هستند. اما تایوان باید درسهای کلیدی از دینامیکهای زیرین که به ایران و اوکراین اجازه داده است تا تاکنون دوام بیاورند، اتخاذ کند: زنده ماندن در برابر شوک اولیه، جلوگیری از پیروزی سریع و تمیز یک رقیب برتر، استفاده از سلاحهای نامتقارن و CONOPS، کنترل روایت جنگ سیاسی و گسترش پیامدهای اقتصادی درگیری فراتر از میدان نبرد فوری.
از نظر عملی، این بدان معناست که تایوان باید یک موضع دفاعی طراحی کند که به سمت پایداری متمایل باشد و نه صرفاً برابری نظامی حداقلی. تایپه باید برای یک محاصره آماده شود و استراتژی اقتصادی را در برنامهریزی دفاعی خود ادغام کند. مهمتر از همه، تایوان باید اطمینان حاصل کند که هرگونه تلاش چین برای اجبار، تأثیرات مالی، فناوری و سیاسی را به همراه داشته باشد که پکن نتواند به آسانی کنترل کند.

