تنش شکننده بین واشنگتن و تهران با شدیدترین آزمون خود مواجه است، نه از درگیریهای مستقیم در خلیج فارس، بلکه از عملیات هدفمند اسرائیل در شام. در حالی که استراتژیستهای ایرانی بقای آتشبس منطقهای کنونی را ارزیابی میکنند، دکترین نوظهور تلافی نامتقارن نشان میدهد که هرگونه تهاجم بیرویه اسرائیل به بیروت تهران را مجبور به حمله به امارات متحده عربی خواهد کرد. این محاسبه استراتژیک امنیت خلیج فارس را به ثبات شام مرتبط میکند و امارات متحده عربی را به جبهه اصلی تنشهای نیابتی تبدیل میسازد. محاسبه تهران بر این فرض استوار است که برای تحمیل آتشبس منطقهای، باید شرکای غربی را مسئول دانست، به این معنا که اگر غرب نتواند متحدان خود را مهار کند، تصمیم به حمله به امارات متحده عربی همچنان یک نتیجه بسیار محتمل خواهد بود.
حمله به امارات متحده عربی به استراتژی تهران تبدیل میشود
با وجود آتشبس و پیشرفتهای اولیه به سمت یک یادداشت تفاهم بین واشنگتن و تهران، خلیج فارس همچنان به طرز خطرناکی ناپایدار باقی مانده است. تنها در ۲۴ ساعت گذشته، چندین دور آتش بین نیروهای آمریکایی و ایرانی در منطقه تبادل شده است. اگرچه هر دو طرف به نظر میرسد که این حوادث — که ممکن است جان چهار نفر از پرسنل نیروی دریایی سپاه پاسداران را گرفته باشد — را زیر آستانهای میدانند که آتشبس را بهطور کامل از بین ببرد، این درگیریها شکنندگی توافق کنونی و خطر همیشگی تشدید مجدد را برجسته میکند.
با این حال، در روزهای اخیر، این خلیج فارس نبود که به عنوان بزرگترین تهدید برای توافق ظاهر شد. بلکه احتمال عدم پایبندی کامل اسرائیل به آتشبس منطقهای و توقف بمباران لبنان بود که این خطر را حاد نگه داشته است. ایران سه دلیل اصلی برای اصرار بر این دارد که هر آتشبس باید بهطور واقعی منطقهای باشد — آتشبس که نه تنها ایالات متحده و ایران، بلکه همچنین اسرائیل و لبنان را شامل شود.

همبستگی ایدئولوژیک پشت تهدید به حمله به امارات متحده عربی
نخست، همبستگی با مردم غزه و لبنان تنها یک نمایش بیانی برای تهران نیست؛ بلکه در قلب هویت منطقهای و موضع استراتژیک جمهوری اسلامی قرار دارد. با توجه به اینکه برخی در جهان عرب در سال ۲۰۲۴ ایران را به عنوان ترک این اقشار در نظر گرفتهاند، تهران به سختی میتواند از یک شکاف دیگر که اعتبارش را در آنچه به اصطلاح «محور مقاومت» نامیده میشود، بیشتر تضعیف کند، جلوگیری کند.
مواجهه مستقیم، مأموریت به حمله به امارات متحده عربی را پیش میبرد
دوم، حملات مداوم اسرائیل خطر از سرگیری رویارویی مستقیم بین اسرائیل و ایران را به همراه دارد — چرخهای خطرناک که از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون دو بار به وقوع پیوسته است. ارتباط بین این جبههها نه خیالی است و نه تصادفی. این موضوع بهطور علنی در گفتمان غربی مورد تأیید قرار گرفته است که بهطور مکرر ایران را بهعنوان گره مرکزی مقاومت در برابر سیاستهای اسرائیل و آمریکا معرفی میکند و از طریق گروههای همپیمان در لبنان، فلسطین، عراق و یمن عمل میکند. از دیدگاه تهران، توقف پایدار خصومتها با اسرائیل نمیتواند از پایان جنگهای اسرائیل در غزه و لبنان جدا شود.
برای ایران، این موضوع یک ضمیمه آرزومندانه به دیپلماسی نیست؛ بلکه یک شرط بنیادی است. اما شاید مهمترین مسئله این باشد که لبنان چه چیزی درباره خود واشنگتن فاش میکند. برای تهران، پیوند دادن اسرائیل به آتشبس در نهایت آزمونی از تمایل — و توانایی — آمریکا برای محدود کردن نزدیکترین متحد منطقهایاش است. اگر رئیسجمهور دونالد ترامپ نتواند یا نخواهد این کار را انجام دهد، آنگاه ارزش هر توافقی با واشنگتن به شدت زیر سؤال میرود. آتشبس که به اسرائیل اجازه میدهد تا هر زمان که بخواهد خصومتها را از سر بگیرد — در حالی که ایالات متحده همچنان قادر به جلوگیری از کشیده شدن به درگیری نیست — اطمینان کمی از ثبات ارائه میدهد. در چنین شرایطی، سودمندی توافق با واشنگتن بهطور چشمگیری کاهش مییابد.
ترامپ هنوز میتواند انتخاب کند که منافع آمریکایی را در اولویت قرار دهد و اسرائیل را به رعایت توافق مجبور کند، همانطور که رونالد ریگان در سال ۱۹۸۲ زمانی که از نخستوزیر مناخیمBegin خواست تا حمله ویرانگر اسرائیل به لبنان را متوقف کند، این کار را انجام داد. گفته میشود ریگان از بمباران بیروت خشمگین شده و به Begin هشدار داده که حمایت آمریکا نمیتواند بهطور مسلم فرض شود. ظرف چند ساعت، بمباران متوقف شد. در مقابل، ترامپ تا کنون نشان داده است که توانایی کمی در تضمین رعایت مداوم خواستههایش از سوی اسرائیل دارد.

ارزیابی تصمیم به حمله به امارات متحده عربی
سناریوی محتملتر ممکن است سناریویی مبهم و خطرناکتر باشد: واشنگتن و تهران به توافقی دست مییابند، اسرائیل در ابتدا به آن پایبند است، اما به مرور زمان به تدریج از این توافق خارج شده و حملات به لبنان را تحت عنوان آشنا “دفاع از خود” از سر میگیرد.
در آن نقطه، ایران با یک معضل دردناک مواجه خواهد شد. تهران تقریباً به طور قطع بر ترامپ فشار خواهد آورد تا مداخله کند و ممکن است حتی تهدید کند که به طور کلی توافق را رها خواهد کرد. اما اگر واشنگتن اقدامی انجام ندهد، آیا ایران واقعاً حاضر است که از کاهش تحریمها، بهبود اقتصادی و پایان جنگهای علنی صرفنظر کند فقط برای ثبت اعتراضات خود؟ علاوه بر این، دور شدن از توافق ممکن است ترامپ را مجبور نکند که اسرائیل را مهار کند. ایران ممکن است نه توافقی داشته باشد و نه آتشبس در لبنان. در واقع، این نتیجهای است که اسرائیل از آن استقبال خواهد کرد.
یکی از گزینههایی که به طور فزایندهای در میان بخشهایی از نهاد امنیتی ایران مورد بحث قرار میگیرد، حتی نگرانکنندهتر است: باقی ماندن در توافق در حالی که هزینههایی در جاهای دیگر — به ویژه بر امارات متحده عربی، یکی از نزدیکترین شرکای منطقهای اسرائیل — تحمیل شود. این استدلال به آرامی در میان بخشهایی از نهاد امنیتی ایران در حال گردش است، هرچند که میزان حمایت از آن هنوز مشخص نیست. با این حال، با توجه به احساس فزاینده در میان تصمیمگیرندگان ایرانی که تهران در برابر امارات متحده عربی در طول جنگ بیش از حد خودداری کرده است، مفهوم استراتژی “امارات برای لبنان” دیگر به نظر دور از ذهن نمیرسد.
عدم تقارن و گزینهها برای ضربه به امارات متحده عربی
منطق به طرز وحشتناکی ساده است. اگر توافق گستردهتر ایالات متحده و ایران، حمله اسرائیل به یک متحد ایرانی در لبنان را تحمل کند، آنگاه تهران ممکن است نتیجهگیری کند که همان توافق میتواند هدف قرار دادن یک متحد اسرائیلی در خلیج فارس را نیز تحمل کند. در چنین سناریویی، ایران میتواند به سرزمینهای اماراتی یا عوامل اسرائیلی مستقر در آنجا به ازای هر حمله اسرائیلی که در لبنان انجام میشود، تلافی کند.
به جای اینکه توافق را به طور کامل از بین ببرد، تهران سعی خواهد کرد هزینهای متناسب برای عدم رعایت اسرائیل تعیین کند. چنین استراتژی خطرات جدی به همراه خواهد داشت. ممکن است تلافی اماراتیها در پی داشته باشد که احتمالاً منجر به شعلهور شدن یک درگیری منطقهای وسیعتر شود. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا واشنگتن برای دفاع از امارات متحده عربی عجله خواهد کرد اگر این کار به معنای نابودی همان توافقی باشد که با تهران مذاکره کرده است. از این نظر، این استراتژی بار را دوباره بر دوش ایالات متحده خواهد گذاشت: یا اسرائیل را مهار کند یا شاهد گسترش درگیری در خلیج فارس باشد.
پیامدها برای سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس عمیق خواهد بود. تعداد کمی از کشورهای خلیج فارس علاقه عمیقی به موضع منطقهای روزافزون امارات متحده عربی دارند، اما حتی کمتر از آنها خواهان یک جنگ بیثباتکننده دیگر در منطقه هستند. علاوه بر این، محکوم کردن قاطعانه انتقامجویی ایران از امارات تنها به وضوح بیشتری، سکوت گسترده عربی در مورد پاکسازی قومی اسرائیل در جنوب لبنان را نمایان میسازد. امیدواریم که هیچیک از اینها به وقوع نپیوندد.
یک توافق پایدار بین واشنگتن و تهران — که مورد حمایت اکثریت قاطع کشورهای منطقه است — همچنان ممکن است. و ترامپ ممکن است هنوز تصمیم بگیرد که حفظ ثبات منطقهای نیازمند وادار کردن اسرائیل به احترام به شرایط آتشبس گستردهتر است. اما خود این واقعیت که تهران در حال بررسی تشدید تنش علیه امارات در صورت تشدید اسرائیل در لبنان است، نشاندهنده این است که امارات خود را با امضای توافقات ابراهیم به هدفهای غیرضروری در رقابت بزرگتر اسرائیل و ایران تبدیل کرده است.

