چشمانداز توسعه جهانی بهطور عمیقی شکسته شد، زمانی که کاهش سیستماتیک کمکهای مالی تقریباً ۳۰ میلیارد دلار از کمکهای بینالمللی را از بین برد و موجی از بیثباتی را در کشورهای آسیبپذیر ایجاد کرد. عبور از این پرتگاه مالی نیازمند یک تغییر پارادایمی فوری و سطح بالا از خیریههای معاملاتی به ساخت ظرفیتهای محلی بهطور تهاجمی است، بهویژه به این دلیل که پایان کمکهای خارجی به معنای پایان توسعه نیست.
برای حفظ دههها پیشرفت سختکوشانه در برابر فقر شدید و بیماریهای عفونی سیستماتیک، نهادهای بینالمللی باید بهطور بیرحمانهای چارچوبهای عملیاتی خود را سادهسازی کنند و از بار بروکراتیک بکاهند تا منابع در حال کاهش را بهینهسازی کنند. با طراحی یک مدل ساختاری و خودپایدار از فرسودگی برنامهریزیشده در طول دو دهه آینده، بخش توسعه میتواند این بحران بیسابقه تأمین مالی را به یک کاتالیزور تاریخی برای رشد اقتصادی واقعی و مستقل تبدیل کند.
کمکهای خارجی برای پیشرفت حیاتی است
در تاریخ ۳ فوریه ۲۰۲۵، دقیقاً ۲۰ سال پس از آنکه رئیسجمهور پیشین آفریقای جنوبی، نلسون ماندلا، در مقابل جمعیتی که او را تشویق میکردند در میدان ترافالگار لندن ایستاد تا یک کمپین جهانی تاریخی برای “پایان دادن به فقر” را آغاز کند، کارکنان آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده (USAID) ایمیلی دریافت کردند که به آنها میگفت به محل کار نیایند.
سازمان اصلی ایالات متحده برای مبارزه با فقر در سراسر جهان، به تعبیر کارآفرین میلیاردر، ایلان ماسک، در حال “خورده شدن در دستگاه چوبخردکن” بود. در همین حال، دیگر بزرگترین اهداکنندگان جهان، از جمله فرانسه، آلمان و بریتانیا، در حال کاهش شدید هزینههای بهداشت و توسعه جهانی بودند. در طول سال ۲۰۲۵، اهداکنندگان در سراسر جهان حدود ۳۰ میلیارد دلار از کمکهای خارجی را کاهش دادند.
اثر کوتاهمدت این عقبنشینی فاجعهبار بوده است. کشندهترین بیماریهای عفونی جهان—HIV، سل و مالاریا—سال گذشته حتی کشندهتر شدند. پیشبینیهای اولیه از مؤسسه اندازهگیری و ارزیابی سلامت نشان میدهد که به دلیل کاهش کمکهای بهداشتی، تا ۲۰۰,۰۰۰ کودک بیشتر در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال ۲۰۲۴ جان خود را از دست دادند، عمدتاً در آفریقا—که اولین سال این قرن را نشان میدهد که تعداد کودکان فوت شده در سراسر جهان به جای کاهش، افزایش یافته است.
حتی اگر برخی کشورها و نهادها اقدام کنند، کمکها بهطور کامل بهبود نخواهد یافت. پیشبینیها نشان میدهد که تا سال ۲۰۲۷، تأمین مالی بهداشت و توسعه جهانی تقریباً ۳۰ درصد کمتر از سال ۲۰۲۴ باقی خواهد ماند. احتمالاً این رقم بهطور شدیدتری کاهش خواهد یافت زیرا درگیریها در ایران و اطراف آن هزینه کالاهای اساسی را افزایش میدهد و باعث میشود دولتها منابع بیشتری را به امنیت و دفاع اختصاص دهند.
دنیا هنوز میتواند با هزینه کمتر پیشرفت کند اگر نهادهای جهانی اهداف خود را محدود کرده و در توانمندی کشورهای فقیر برای حل مشکلات خود سرمایهگذاری کنند. هدف بلندمدت بخش کمک باید این باشد که در آینده خود را غیرضروری کند. سرمایهگذاریهای هدفمند در زمینههایی که به رشد محلی و پتانسیل انسانی کمک میکند، میتواند جهان را در ۲۰ سال آینده به این سمت سوق دهد.
چگونه یک زندگی را نجات دهیم
در سال گذشته، کسانی که USAID را تضعیف کردند یک افسانه بزرگ را ترویج کردند: اینکه کمکها بیاثر و اساساً هدررفت هستند. به عنوان مثال، ماسک، USAID را یک “توده کرم” نامید که با “مالیاتهای دزدیده شده” فعالیت میکند. این افسانه قبلاً برخی افراد را متقاعد کرده است که سخاوت آنها تأثیر واقعی در جهان ندارد در حالی که در واقع تأثیرگذار بوده است.
تلاشهای جهانی برای کاهش فقر شدید در این قرن به طرز قابل توجهی موفق بوده است. در سال ۲۰۰۰، ۲.۲ میلیارد نفر در سراسر جهان با درآمدی معادل ۳ دلار در روز به قیمت امروز زندگی میکردند. تا سال ۲۰۱۵، این تعداد به یک میلیارد کاهش یافت؛ امروز، این رقم به ۸۴۰,۰۰۰ رسیده است. و این پیشرفت تنها نتیجه رونقهای اقتصادی در چین و هند نیست. از سال ۲۰۰۰، کشورهایی به تنوع بنگلادش، اتیوپی، اندونزی و سنگال تعداد افرادی که با فقر شدید مواجه بودند را به نصف کاهش دادهاند.
بازاندیشی در آینده کمکهای خارجی
فقر همچنین به مراتب کمتر کشنده شده است زیرا جهان در مراقبتهای نجاتبخش، مانند واکسنها و بهبودها در زمان زایمان سرمایهگذاری کرده است. از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴، امید به زندگی در کشورهای با درآمد پایین و متوسط بیش از شش سال افزایش یافته است. مرگ و میر ناشی از مالاریا از ۸۳۹,۰۰۰ در سال به ۶۱۰,۰۰۰ کاهش یافته است. مرگ و میر ناشی از HIV از ۱.۸ میلیون به ۶۲۷,۰۰۰ کاهش یافته است. و جهان تعداد کودکانی که قبل از پنج سالگی میمیرند را به نصف کاهش داده است—از نزدیک به ده میلیون به کمتر از پنج میلیون در سال.
به طور کلی، ۲۵ سال گذشته بزرگترین بهبودها در زندگی برای بیشترین تعداد افراد در تاریخ را به همراه داشته است—که این پیشرفت عمدتاً به نفع فقیرترین افراد جهان بوده است. بیشتر کشورهای اهداکننده نقش قابل توجهی در پیشبرد این پیشرفت ایفا کردهاند بدون اینکه بیش از یک درصد از بودجه سالانه دولت خود را به کمک اختصاص دهند. قابل درک است که کسانی که هنوز در کارهای بهداشتی و توسعه سرمایهگذاری کردهاند، انرژی خود را بر روی رد کردن افسانهای که کمکها شکست خوردهاند متمرکز کنند. اما آنها همچنین باید مراقب باشند که در تلاش برای دفاع از موفقیتهای گذشته آنقدر غرق نشوند که فرصت حیاتی برای کمک به نهادهای جهانی برای تکامل در یک دوره جدید را از دست بدهند.
فضای برای بهبود
اگرچه کاهش کمکها در سال ۲۰۲۵ نتیجه فوری فشارهای بودجهای و بیثباتی جهانی بود، اما همچنین culmination یک سری مشکلات در ساختار توسعه بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم بود. یکی از مشکلات، عدم انتقال از خیریه به سرمایهگذاری در ظرفیتهای محلی است که امکان ادامه پیشرفت را پس از اتمام بودجههای اولیه فراهم میکند.
برنامههای توسعهای که بهطور موفقیتآمیزی انتقال یافتهاند، بهطور کلی از گفتوگو در کشورهای اهداکننده ناپدید شدهاند. به عنوان مثال، شرکت تحقیقاتی کشاورزی برزیل، که به نام Embrapa نیز شناخته میشود. در دهه ۱۹۷۰، زمانی که برزیل با قحطی گستردهای مواجه بود و مجبور به واردات بیشتر غذاهای خود بود، USAID به ایجاد این سازمان برای بهبود تولید غذا کمک کرد. با توسعه انواع جدید محصولات و سازگاری تکنیکهای خاک و کود با اقلیم برزیل، Embrapa یک منطقه گرمسیری که بهطور گستردهای غیرقابل کشت در نظر گرفته میشد را به یکی از پرمحصولترین مناطق کشاورزی در جهان تبدیل کرد. نتایج آنقدر شگفتانگیز بود که برزیل در نهایت به یکی از صادرکنندگان بزرگ غذا تبدیل شد. اما از آنجا که Embrapa تحت مدیریت دولت برزیل است، نقش واشنگتن در این انقلاب کشاورزی بهطور عمده فراموش شده است.
بسیاری از برنامههایی که امروزه جزو سیستم بهداشت و توسعه جهانی هستند، در پاسخ به بحرانهای فوری ایجاد شدهاند اما سپس به نهادهای دائمی تبدیل شدهاند. به عنوان مثال، طرح اضطراری رئیسجمهور برای کمک به مبتلایان به ایدز هرگز قرار نبود دائمی باشد—به همین دلیل به آن “طرح اضطراری” گفته میشود. اما PEPFAR بیش از دو دهه دوام آورده است. از نظر هدف اصلیاش، این برنامه موفقیت بزرگی بوده است: بیش از ۲۶ میلیون زندگی را نجات داده است. اما بسیاری از کشورها اکنون به این کمکها برای اداره برنامههای HIV خود وابستهاند—به این معنی که وقتی دلارهای کمک نوسان میکنند، پیشرفت در مبارزه با این بیماری نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
همچنین روشن شده است که در دهه گذشته، منابع بهداشت و توسعه جهانی بیش از حد بر روی اهداف زیادی پخش شدهاند که همه آنها با اولویتهای فقیرترین کشورهایی که قرار است به آنها کمک شود، همراستا نیستند. در سال ۲۰۰۰، سازمان ملل اهداف توسعه هزاره را تصویب کرد که بر هشت هدف و ۱۸ هدف فرعی مرتبط با فقر و بهداشت تمرکز داشت.
جانشین این ابتکار، که در سال ۲۰۱۵ تعیین شد و به عنوان اهداف توسعه پایدار شناخته میشود، به ۱۷ هدف و ۱۶۹ هدف فرعی گسترش یافت که همه چیز را از حذف قحطی تا تضمین سلامت “زندگی زیر آب” پوشش میدهد. اکثریت قریب به اتفاق اهداف توسعه پایدار تا مهلت ۲۰۳۰ خود را از دست خواهند داد، بخشی به این دلیل که منابع کافی برای توزیع وجود ندارد.
مدرنیزه کردن زیرساختها فراتر از کمکهای خارجی
نهادهای توسعه نیز با ناکارآمدی دست و پنجه نرم میکنند. این یک مشکل عادی در تمام بوروکراسیها است، بهویژه در بوروکراسیهایی که با چالشهایی که به طور مداوم در حال تحول هستند، سر و کار دارند. به عنوان مثال، قبل از انحلال USAID، بیش از ۲۰ نهاد دولتی ایالات متحده در ارائه کمکهای خارجی دخیل بودند که گاهی منجر به برنامهها و سیستمهای تکراری میشد—مشکلی که نیاز به اصلاحات در برخی نهادها داشت، نه حذف آنها.
از کار افتادگی برنامهریزیشده
اگر جهان بخواهد به پیشرفت در برابر بیماری و فقر در دورهای با منابع محدود ادامه دهد، رهبران در حوزه سلامت جهانی و توسعه باید رویکرد خود را تغییر دهند. آنها باید بر سرمایهگذاری در ظرفیتهای محلی، تعیین اهداف واضح و قابل دستیابی، و اطمینان از کارایی هر چه بیشتر نهادها تمرکز کنند. مدلهای اقتصادی که ما در بنیاد گیتس استفاده میکنیم نشان میدهد که سازمانهای سلامت جهانی و توسعه میتوانند در دو دهه آینده پیشرفتهای قابل توجهی داشته باشند—اما تنها در صورتی که استراتژیهای خود را بهروز کنند.
مهم است که نهادهای توسعه جهانی برخی از وظایف خود را به کشورهای دریافتکننده واگذار کنند، که بسیاری از آنها مشتاق به کسب استقلال بیشتر هستند. به عنوان مثال، رئیسجمهور زامبیا، هاگاینده هیشیلهما، گفته است که کاهش کمکها در کشورهای اهداکننده «چالشی و فرصتی برای کشورهای آفریقایی است تا اقتصادهای قویتر و مستقلتری بسازند.»
اما خودکفایی بیشتر از اراده نیاز دارد—به منابع نیاز دارد. وقتی یک کشور تأمین مالی را از دست میدهد و نمیتواند آن را جبران کند، نتیجه آن مرگ و رنجهای بیمورد بیشتری است. بدون یک سیستم بهداشتی بهخوبی تأمین مالیشده، والدین فرزند بیمار خود را به نزدیکترین کلینیک میبرند و تنها متوجه میشوند که آنجا بسته است، یا پر از افرادی است که نیاز به مراقبت دارند، یا، همانطور که یکی از شرکای بنیاد گیتس در موزامبیک گزارش داده است، به قدری در تأمین منابع کمبود دارد که تنها میتواند یک نوع آنتیبیوتیک را به هر بیمار ارائه دهد.
غنا، آفریقای جنوبی و زامبیا موفق شدهاند از منابع خود برای پر کردن بخشی از شکاف هزینههای بهداشتی ناشی از کاهش کمکها استفاده کنند، اما هیچ کشوری نتوانسته است بهطور کامل جبران کند. سایر دولتها اصلاً بودجههای بهداشتی خود را افزایش ندادهاند، یا به این دلیل که آن را در اولویت قرار ندادهاند یا به دلیل نداشتن منابع به علت افزایش تعهدات بازپرداخت بدهی و شوکهای اقتصادی مکرر.
بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴، نزدیک به ۱۰۰ کشور با درآمد پایین و متوسط با بارهای بدهی فزایندهای مواجه شدند که توانایی آنها را برای سرمایهگذاری در بهداشت، سرمایه انسانی و توسعه بلندمدت کاهش داد. تحلیلی از باجتی هاب، یک سازمان غیرانتفاعی کنیا، نشان داده است که در کنیا، وقتی خدمات بدهی ۱.۰ درصد افزایش مییابد، هزینههای بهداشتی ۱.۲ درصد کاهش مییابد. و امروز، درگیری در ایران باعث افزایش تورم و تجدید فشار بر ارزها در بسیاری از کشورهای با درآمد پایین شده و هزینههای آنها را برای خدمات عمومی ضروری کاهش میدهد.
کمکهای خارجی حاکمیت را تقویت میکند
تنها راه خروج از این تله، تحریک رشد اقتصادی گستردهای است که بتواند پایه درآمد داخلی قوی را پشتیبانی کند. خبر خوب این است که این رشد ممکن است. در واقع، صندوق بینالمللی پول انتظار دارد که رشد کلی در آفریقا در سال جاری سریعتر از آسیا باشد. و نوآوریهایی از جمله هوش مصنوعی پتانسیل بالایی برای افزایش بهرهوری دارند اگر رهبران آن را برای مردم خود به کار گیرند.
به تأثیرات ممکن هوش مصنوعی در بخش کشاورزی فکر کنید، که رشد اقتصادی را در مناطقی مانند آفریقای زیر صحرا که بیشتر جمعیت آنها کشاورز هستند، هدایت میکند. بنیاد گیتس و شرکای آن بهطور موفقیتآمیزی ابزارهای هوش مصنوعی را آزمایش کرده و شروع به مقیاسگذاری آنها کردهاند که میتوانند به کشاورزان اطلاعات پیشرفتهای در مورد استراتژیهای کاشت، سلامت خاک و پیشبینی آب و هوا ارائه دهند و آنها را به خدمات اعتباری و بازارها متصل کنند تا فروش را بهبود بخشند—همه به زبانهای محلی. این برنامه در حال حاضر در اتیوپی، هند و کنیا در حال اجرا است. در دهه آینده، این ابزارها میتوانند به بیش از ۴۰ میلیون کشاورز کوچک کمک کنند تا درآمد و بهرهوری خود را ۲۵ درصد افزایش دهند که منجر به ۱۶ میلیارد دلار سود اقتصادی خواهد شد.
اما برای بهرهبرداری از فرصتهای رشد مانند اینها، کشورهای با درآمد پایین به منابعی نیاز دارند تا زیرساختهای فیزیکی و دیجیتالی را بسازند که این امر را ممکن میسازد. صندوق بینالمللی پول، بانکهای توسعه چندجانبه و اهداکنندگان دوجانبه باید مجموعهای جامع از ابزارها را برای کاهش بارهای بدهی و ایجاد فضای سرمایهگذاری که رشد آینده را هدایت کند، بسیج کنند. این ابزارها باید شامل بازسازی بدهی، مبادلات بدهی برای توسعه، مکانیزمهای تأمین مالی که بهتر با ریسک و بازده سرمایهگذاران خصوصی و عمومی مطابقت داشته باشند و تأمین مالی مقرون به صرفه در مقیاس بزرگ را آزاد کنند، و—برای آینده قابل پیشبینی—تأمین مالی کمکهای مستمر باشد.
انجام کارهای بیشتر با منابع کمتر
تا زمانی که تأمین مالی کمکهای مالی ضروری است، سؤال این است که چگونه میتوان آن را در دنیایی که منابع مالی کمک در حال کاهش است و میزان سرمایهگذاری در کشورهای با درآمد پایین به حداقل رسیده است، مدیریت کرد. برای استفاده بهینه از منابع محدود، اهداکنندگان باید اولویتهای خود را محدود کنند. در طول سالها، کمکهای توسعهای رسمی به فهرست بسیار گستردهای از اولویتها شامل هزینههای پناهندگان در کشورهای با درآمد بالا و سرمایهگذاریهای زیرساختی در کشورهای با درآمد متوسط که به طور مناسبتری توسط مؤسسات مالی توسعه تأمین مالی میشوند، گسترش یافته است.
خروج از وابستگی به کمکهای خارجی
مهم است که منابع محدود کمکهای مالی امروز بر آنچه که ما آن را سرمایهگذاریهای اصلی توسعه مینامیم، متمرکز شود: کاهش فقر و حمایت از سلامت و آموزش. با سرمایهگذاری در بخشهایی که رشد و فرصتهای آینده را به حرکت در میآورند، کشورهای در حال توسعه میتوانند به تدریج از وابستگی به کمکهای توسعهای خارج شوند و نیازهای خود را با منابع داخلی بیشتر و دسترسی بهتر به سرمایه خصوصی تأمین کنند. البته، اهداکنندگان باید به تأمین مالی کمکهای اضطراری در زمان درگیریها یا بلایای طبیعی ادامه دهند. اما سرمایهگذاریهای اصلی توسعه برای پرورش سرمایه انسانی در بلندمدت ضروری هستند و نمیتوان به راحتی آنها را با تأمین مالی تجاری جایگزین کرد.
سرمایهگذاری در سرمایه انسانی زمان میبرد تا نتیجه دهد، بنابراین اهداکنندگان باید انتظارات واقعبینانهای تعیین کنند. بیشتر کشورهای در حال توسعه به حداقل یک دهه دیگر کمکهای مالی نیاز دارند تا نیازهای انسانی اساسی در زمینه سلامت و آموزش را برآورده کنند و در عین حال رشد لازم برای خودکفایی را تحریک کنند.
هدف باید این باشد که اکثریت قریب به اتفاق کشورهای فقیر جهان بتوانند به اندازهای از رفاه دست یابند که در عرض 20 سال به طور کامل از وابستگی به کمکهای سلامت و توسعه خارج شوند. اما برای تحقق این چشمانداز، نیاز به سرمایهگذاری متمرکز در حال حاضر وجود دارد. برخی برنامهها، مانند توافقنامههای بهداشتی دوجانبه وزارت امور خارجه با کشورهای آفریقایی، بر مسائل صحیح متمرکز هستند اما در نرخهایی از تأمین مالی خارج میشوند که بیشتر کشورهای شریک نمیتوانند به طور واقعبینانه جایگزین کنند، با توجه به بادهای اقتصادی قوی که با آنها مواجه هستند. به عنوان مثال، این توافقنامهها قرار است در عرض پنج سال کمکها را کاهش دهند.
طراحی شده برای حذف
مؤسسات بهداشت جهانی نیز باید کارآمدتر شوند و به تدریج قدرت را به برنامههای بهداشتی ملی واگذار کنند. این به این دلیل نیست که مؤسسات جهانی ناکارآمد هستند، بلکه به این دلیل است که آنها به قدری در مجموع خوب عمل کردهاند که محیطی را که در آن فعالیت میکنند، تغییر دادهاند.
در اوایل دهه 2000، بیماریهای عفونی در کشورهای با درآمد پایین شیوع گستردهای داشت و نسلهای کامل را از آیندهشان محروم کرد. در این دوره، GAVI و صندوق جهانی مبارزه با ایدز، سل و مالاریا تأسیس شدند و بهطور مشترک 85 میلیون زندگی را نجات دادند. به همراه سازمان بهداشت جهانی و نهادهای مختلف سازمان ملل، آنها به تغییر روند علیه برخی از مرگبارترین بیماریهای عفونی جهان کمک کردند. دولت ایالات متحده، که بهطور تاریخی بزرگترین تأمینکننده این برنامهها بوده است، و دیگر اهداکنندگان میتوانند بهخاطر مشارکت در یکی از بزرگترین موفقیتهای قرن اعتبار قابل توجهی کسب کنند.
امروز، با این حال، پیروزی در مبارزه با بیماری باید حول تلاشهای بلندمدت برای تقویت سیستمهای بهداشتی، گسترش دسترسی به مراقبتهای اولیه و ایجاد کانالهایی برای دسترسی کشورهای مختلف به محصولات و نوآوریهای بهداشتی نجاتبخش بهطور پایدار و مقرون به صرفه متمرکز شود. منطقی نیست که تیمهای خارجی رهبری این کار را بر عهده بگیرند. مقامات بهداشتی محلی وقت خود را صرف پیمایش در یک شبکه پیچیده از نهادهای بینالمللی میکنند و اغلب باید دهها درخواست کمک مالی را برای تأمین مالی هر ابتکار بهداشتی پر کنند. در یک دنیای ایدهآل، نهادهای بهداشت جهانی باید از دولتها از طریق فرآیندهای سادهشده حمایت کنند و در نهایت مالکیت برنامههای بهداشتی و مسئولیت تأمین مالی آنها را به کشورهای دریافتکننده منتقل کنند.
هنوز هم کارهای زیادی وجود دارد که بهتر است توسط نهادهای جهانی انجام شود. این موارد شامل ساخت ابزارهای جمعآوری داده و تعیین هنجارها و استانداردها است که از نوع رویکرد یکنواختی که نهادهای بزرگ میتوانند فراهم کنند، بهرهمند میشوند؛ تأمین تجهیزات پزشکی که خرید عمده هزینهها را کاهش میدهد؛ و حمایت از تحقیق و توسعه و آمادگی برای همهگیری که برای آن هماهنگی بینالمللی ضروری است. اما برای مسائل روزمره بهداشتی، نهادهای محلی بهتر میتوانند رهبری کنند.
در سال گذشته، بنیاد گیتس تغییراتی را در کار خود تسریع کرده است تا به این اولویتها پاسخ دهد. زیرا ما قصد داریم مشکلات را حل کنیم، نه اینکه آنها را بهطور دائمی مدیریت کنیم، بیل گیتس، رئیس بنیاد گیتس، و هیئتمدیره ما تاریخ پایان جدیدی برای مؤسسهمان تعیین کردند: ما تا سال 2045، سرمایهگذاری خود و اکثریت منابع شخصی گیتس را صرف خواهیم کرد. در 25 سال اول، بنیاد حدود 100 میلیارد دلار هزینه کرده است، با پرداختهای سالانه تقریباً برابر با اهداکنندگانی مانند کره جنوبی، اسپانیا و سوئد؛ در دو دهه آینده، ما حدود 200 میلیارد دلار کمک مالی خواهیم کرد.
این منابع برای دستیابی به سه هدف صرف خواهد شد: کمک به پایان دادن به مرگهای قابل پیشگیری مادران و نوزادان، اطمینان از اینکه نسل بعدی بدون رنج بردن از بیماریهای عفونی مرگبار بزرگ شود، و خارج کردن میلیونها نفر دیگر از فقر.
امروز مردم این امتیاز را دارند که از یکی از بزرگترین بهبودها در وضعیت انسانی در تاریخ زندگی کنند. آشفتگی سال گذشته در نظام جهانی بهداشت و توسعه یا پایان آن پیشرفت را نشان خواهد داد یا کاتالیزوری برای اصلاح نهادهای جهانی به منظور یک عصر جدید خواهد بود. هدف این است که سطح کمکها در نهایت کاهش یابد نه به این دلیل که رهبران تصمیم به نادیده گرفتن مشکلات جدی گرفتهاند، بلکه به این دلیل که واقعاً آنها را حل کردهاند.
این ممکن است جاهطلبانه به نظر برسد، اما تاریخ نشان میدهد که سرمایهگذاریهای هوشمند و هدفمند میتواند به کشورها کمک کند تا از کمکهای خارجی بینیاز شوند: ۱۱ تا از ۱۵ شریک تجاری برتر ایالات متحده امروز، زمانی دریافتکننده کمکهای ایالات متحده بودند. اگر دولتها و اهداکنندگان خصوصی اکنون در حمایت از کشورها به سمت خودکفایی سرمایهگذاری کنند، جهان به مکانی امنتر و پررونقتر تبدیل خواهد شد و خود کمکها میتواند به یک یادگار از گذشته تبدیل شود.

