اختلالات سیاسی در عراق به قدری عمیق است که حتی یک نخستوزیر انتخابشده به توافق نیز نمیتواند از آن رهایی یابد. واقعیت اصلی این است که نخستوزیر جدید عراق بدون یک مأموریت سیاسی عمل میکند و نخستوزیر جدید عراق به جای اصلاحات ملی، به توافقات فرقهای گروگان است.
نخستوزیر جدید عراق وارد یک خلأ میشود
علی الزیادی بیش از یک ماه پیش به عنوان نخستوزیر منتخب معرفی شد و بیش از یک هفته از تأیید انتصاب او میگذرد. با این حال، در تمام این مدت، این تاجر که به سیاستمدار تبدیل شده، تنها موفق به پر کردن 60 درصد از کرسیهای کابینهاش شده است.
این و این واقعیت که پس از انتخابات عمومی که در نوامبر گذشته برگزار شد، پنج ماه طول کشید تا پارلمان حتی بر نام آقای الزیادی توافق کند، باید ایده خوبی از چگونگی اختلال در سیاستهای عراقی امروز به ما بدهد.
اما این همه ماجرا نیست.
اوایل این ماه، در عرض چند هفته پس از معرفی به عنوان نخستوزیر منتخب، آقای الزیادی برنامهای به پارلمان ارائه داد که در آن دستور کار خود را برای کشور ترسیم کرده است. اما این نوعی بیانیه، نمونهای عالی از خالی بودن سیاست ملی عراق است – اینکه چگونه کاملاً از بحثهای سیاسی خالی شده و منافع مردم عادی در مقایسه با گروههای سیاسی که کنترل دولت را در دست دارند، در درجه دوم قرار دارد.
آیا کسی میتواند نخستوزیر جدید عراق را اصلاح کند؟
این برنامه به قدری از نظر محتوا ضعیف است که به نظر میرسد توسط یک مدل هوش مصنوعی توسعه یافته که به آن دستور داده شده تا یک فهرست بیمعنی از نکات کلیدی را تهیه کند که دولت را به هیچ اقدام سیاسی خاصی متعهد نکند.
قبل از ورود به محتوای برنامه، مهم است که برخی از زمینهها را مشخص کنیم.
سیستمهای پارلمانی زیادی در جهان وجود دارد و هر کدام قوانین خاص خود را دارند. در بیشتر سیستمها، احزاب سیاسی بیانیههای خود را قبل از برگزاری انتخابات تصویب میکنند. آنها بر اساس این بیانیهها کمپین میکنند و اگر پیروز شوند، سعی میکنند برخی یا تمام اهداف خود را پیادهسازی کنند.
در عراق، بسیاری از احزاب وعدههای انتخاباتی میدهند، اما بیشتر این وعدهها از یکدیگر قابل تشخیص نیستند. در این کشور هیچ حزب چپگرا یا راستگرا وجود ندارد. تقریباً همه آنها از نظر اجتماعی محافظهکار هستند؛ هیچکدام سیاستهای مالیاتی ندارند؛ و تنها در دو موضوع بهطور اساسی تفاوت دارند: سیاست خارجی و وضعیت خودمختار منطقه کردستان.
سیاستهای شکسته، نخستوزیر جدید عراق را به دام انداخته است
در انتخابات عراق، بزرگترین حزب یا فهرست نامزدها معمولاً بیش از ۱۰ درصد از کرسیها را به دست نمیآورد و به هیچ وجه قادر به تشکیل دولت بهتنهایی نیست. بنابراین، مذاکرات ائتلاف اجتنابناپذیر است، اما معمولاً بر اساس شخصیتها پیش میرود – از جمله اینکه آیا برخی از شخصیتهای سیاسی قبول میکنند که تحتالامر دیگران باشند یا اینکه آیا به آنها پورتفویهایی با اعتبار کافی تخصیص داده میشود. بحثهای سیاستی، بهطور عمده، غایب است.
پس از انتخابات نوامبر گذشته، بزرگترین ائتلاف احزاب – چارچوب هماهنگی – نتوانست بر سر یک نامزد نخستوزیری از درون خود به توافق برسد. بنابراین، به آقای الزیدی، یک تاجر نسبتاً ناشناخته که reportedly ثروتی از قراردادهای دولتی به دست آورده است، رسید. و در حالی که او زمان زیادی را برای شروع مذاکرات با تمام گروههای اصلی برای تشکیل دولتش هدر نداد، هنوز نتوانسته است مهمترین پستهای کابینه – از جمله وزرای دفاع و کشور – را پر کند، حتی در حالی که عراق در معرض خطر بیثباتی ناشی از جنگ ایران قرار دارد.
این به وضوح به این معناست که هیچیک از همکاران کابینهاش در تدوین برنامه توسعهاش شرکت نداشتهاند.
بدون پایگاه سیاسی خود، آقای الزیدی نمیتواند امیدوار باشد که برنامهای را بر کابینهاش تحمیل کند. در واقع، نحوهای که برنامه ارائه شده است، اعترافی ضمنی به بیمعنی بودن این اقدام است. با استثنائات جزئی، وزرای خود او احتمالاً در برابر برنامهاش مقاومت خواهند کرد. برنامهای که آنها در تدوین آن نقشی نداشتهاند، احتمالاً هرگز در باقیمانده دوره دولت به آن ارجاع داده نخواهد شد.
نخستوزیر جدید عراق هیچگونه مأموریتی ندارد
نگاهی اجمالی به خود برنامه نشان میدهد که با وجود وضعیت او به عنوان یک بیگانه کامل، آقای الزیدی نتوانسته است انرژی یا تفکر جدیدی به این فرآیند بیاورد.
ساختار این سند تقریباً تضمین میکند که دولت تمرکز نخواهد داشت. این سند یازده صفحهای شامل ۱۴ بخش است که بیش از صد موضوع را پوشش میدهد و همه آنها به عنوان اولویتهای برابر اهمیت ذکر شدهاند. معمولاً وقتی یک دولت همه چیز را در اولویت قرار میدهد، در نهایت هیچ چیزی را به انجام نمیرساند.

رویکرد مؤثرتر این بود که یک لیست کوچک از اولویتها تعیین شود و سپس سازوکارهای نهادی لازم برای اطمینان از پیگیری منظم کابینه در اجرای آن اولویتها ایجاد گردد. برنامهای که فاقد تمرکز است، دلیل دیگری است که دولت آقای الزیدی در بهترین حالت، فقط در حال سرپا ایستادن خواهد بود.
محتوا همچنین نشان میدهد که نخبگان حاکم عراق چقدر از نیازهای جمعیت عمومی جدا هستند.
مسائلی که شهروندان به طور مداوم به عنوان مسائل اولویتدار رتبهبندی میکنند – مراقبتهای بهداشتی، آموزش، فقر و بیکاری – همگی در نزدیکی انتهای سند قرار دارند، بدون اینکه جزئیاتی درباره چگونگی حل آنها ارائه شود. در عوض، سند فقط بیان میکند که دولت به دنبال “اصلاحات قانونی” خواهد بود، بدون اینکه هیچ نشانهای از اینکه آن اصلاحات شامل چه مواردی خواهد بود، ارائه دهد. بخشهای اولیه همگی مربوط به مدیریت کشمکشهای قدرت بین گروههای مختلفی است که احتمالاً کنترل کابینه را در دست خواهند داشت، از جمله ایجاد خطوط گزارشدهی در حوزههای امنیتی و سیاست خارجی.
چرا هیچ چیزی نمیتواند نخستوزیر جدید عراق را اصلاح کند
این برنامه همچنین به خاطر مسائلی که شامل نمیشود، به شدت نگرانکننده است، که بارزترین آنها اصلاحات قضایی است. در جوامع واقعاً دموکراتیک، عملکرد صحیح دادگاهها از طریق اقدامهای قانونی یک اولویت دائمی است. اما برای آقای الزیدی، به نظر میرسد که دادگاهها از محدوده خارج هستند – که احتمالاً بازتابی از سیاست داخلی خاص عراق است، جایی که رئیس شورای عالی قضایی، نهاد اداری قوه قضائیه، یک شخصیت سیاسی غالب است. نتیجه این است که دادگاهها اکنون به فئودالهایی تبدیل شدهاند که در برابر نتایج انتخاباتی مصون هستند.
تمام این موارد نشان میدهد که هرچند عراقیهای عادی ممکن است فکر کرده باشند که با رأیگیری در نوامبر گذشته به پارلمان جدید مشروعیت انتخاباتی میدهند، اما واضح است که منافع آنها در دستور کار دولت جدید جایی ندارد. شاید آنها باید از این احتمال دلگرم شوند که دولتی که قادر به تدوین سیاستهای معنادار نیست، به هر حال تأثیر چندانی بر زندگی آنها نخواهد داشت.

