برنامه خلع سلاح حماس فرض میکند که تسلیم نظامی پیش از گنجاندن سیاسی باید انجام شود، در حالی که ایرلند شمالی و کلمبیا نشان میدهند که ترتیب معکوس کار میکند. بدون میانجیگری بیطرف یا امتیازات ملموس، این برنامه خلع سلاح حماس نحوهای را نادیده میگیرد که گروههای مسلح تنها به ازای تضمینهای امنیتی، دولتداری یا عفو، تسلیحات خود را مبادله میکنند—که هیچیک از این موارد در اینجا ارائه نشده است.
برنامه خلع سلاح حماس درسهای میانجیگری را نادیده میگیرد
آمریکا و هیئت صلح در حال نادیده گرفتن درسهای تلاشهای گذشته برای حل و فصل صلحآمیز هستند.
در تاریخ ۱۳ اکتبر سال گذشته، بلافاصله پس از امضای آتشبس بین اسرائیل و حماس، رئیسجمهور دونالد ترامپ در جمع رهبران جهانی که در شرمالشیخ، مصر گرد هم آمده بودند، سخنرانی کرد. ترامپ اعلام کرد: “بالاخره ما در خاورمیانه صلح داریم”، و از ستایشهایی که از سرتاسر جهان به سمت او سرازیر میشد، لذت میبرد.
اگرچه این بیانیه ممکن است اغراقآمیز بوده باشد، اما در آن زمان واقعاً دلیلی برای خوشبینی وجود داشت. ایالات متحده به تازگی توافقی بین اسرائیل و حماس میانجیگری کرده بود. زندانیان فلسطینی آزاد میشدند، گروگانهای اسرائیلی به خانه بازمیگشتند و کشتار جمعی غزه متوقف میشد. مرحله ۱ این برنامه همچنین شامل ورود کامل کمکهای انسانی و خروج نیروهای اسرائیلی به “خط زرد” توافق شده بود. هیئت صلح (BoP) مسئول نظارت بر این فرآیند بود، که یک پنل بینالمللی تحت رهبری ایالات متحده بود.
اسرائیل هرگز به طور کامل طرف خود را در مرحله ۱ اجرا نکرد و به جای آن به ادامه حملات به این منطقه و محدود کردن جریان کمکها به غزه پرداخت. با این حال، در تاریخ ۱۶ ژانویه، ایالات متحده آغاز مرحله ۲ را اعلام کرد. این مرحله قرار بود شامل خلع سلاح حماس و خروج بیشتر اسرائیل باشد، که همزمان با ورود نیروی تثبیت بینالمللی و یک نهاد حکومتی موقت بود.
اما بیش از چهار ماه از این موضوع میگذرد و هیچیک از این موارد اتفاق نیفتاده است. در ماه مارس، رئیس هیئت صلح، نیکولای مادلنوف، یک چشمانداز پنج مرحلهای و هشتماهه برای نحوه خلع سلاح حماس ارائه داد. این گروه این پیشنهاد را رد کرد و به نقضهای مداوم آتشبس اشاره کرد و خواستار خروج کامل اسرائیل شد.
اسرائیل، ایالات متحده و بخش بزرگی از جامعه بینالمللی به این رد اشاره کردهاند تا حماس را به عنوان تنها مانع صلح معرفی کنند و این گروه مسلح را به خاطر توقف مرحله دوم مقصر بدانند. در حالی که این روایت ممکن است از نظر سیاسی مناسب باشد، تحلیل توافقات گذشته نشان میدهد که پیشنهاد کنونی فاقد چندین عنصر ضروری است که برای دستیابی به صلح پایدار لازم خواهد بود.
چرا یک طرح جانبدارانه برای خلع سلاح حماس شکست میخورد
میانجی جانبدار
بهطور تاریخی، یکی از مهمترین عوامل در توافقات صلح، وجود یک میانجی بیطرف بوده است. توماس لیهی، استاد ارشد دانشگاه کاردیف، توضیح میدهد که چنین حضوری از همان ابتدا برای ایجاد شرایط مناسب برای مذاکرات عادلانه ضروری است.
در ایرلند شمالی، حتی پس از آنکه ارتش جمهوریخواه ایرلند و دولت بریتانیا در سال 1994 آتشبس امضا کردند، عدم میانجیگری مناسب منجر به دو سال توقف شد. لیهی اشاره میکند که دولت ایرلند “ابتکار عمل را به دست گرفت تا یک طرف سوم را وارد کند زیرا مذاکرات به جایی نمیرسید.”
این طرف سوم سناتور جورج میچل از ایالات متحده بود که در طول مذاکرات به عنوان رئیس منصوب شد و اصول میچل را قبل از آغاز مذاکرات رسمی همهجانبه در سال 1996 معرفی کرد. این اصول، مجموعهای از شش قاعده بودند که تمام طرفها را ملزم به استفاده صرفاً از روشهای مسالمتآمیز برای حل مسائل سیاسی میکردند.
در حالی که هیئت صلح این نقش طرف سوم را در غزه ایفا میکند، تا کنون نشان داده است که بسیار دور از بیطرفی است. با وجود اینکه نمایندگانی از سرتاسر جهان دارد، این سازمان تحت رهبری ایالات متحده است و ترامپ بهطور خودخوانده به عنوان رئیس منصوب شده است، نقشی که او ممکن است برای تمام عمر خود حفظ کند. در ایرلند شمالی، نهادهای میانجی متشکل از کشورهایی بودند که هیچ سهم تاریخی یا فعلی در این منطقه نداشتند. در غزه، میانجی تحت تسلط ایالات متحده است — نه تنها مهمترین حامی مالی اسرائیل، بلکه بزرگترین تأمینکننده تسلیحات آن نیز میباشد.
در غزه، ملزم کردن هر دو طرف به رعایت آتشبس جایی است که هیئت صلح خود را بهطور واضح جانبدار نشان داده است.
بر اساس گزارش وزارت بهداشت غزه، از زمان آغاز آتشبس، بیش از 900 فلسطینی توسط نیروهای اسرائیلی کشته شدهاند. گروههای بشردوستانه میگویند که تحویل کمکها، که بهطور کامل تحت کنترل اسرائیل است، نیز ناکافی بوده و جمعیت را دچار سوءتغذیه و در معرض آلودگی فزاینده جوندگان قرار داده است. همچنین حماس به نقض آتشبس متهم شده و چهار سرباز اسرائیلی را کشته است.
class=”ds-markdown-paragraph”>هیئت صلح به این نقضها به طور یکسان رسیدگی نکرده است. این سازمان هشدارهای قویتری به حماس نسبت به دولت اسرائیل صادر کرده است، با وجود تعداد نامتناسب نقضها. در یک یادداشت فاش شده، ملادنوف به صراحت بیان کرده است که اگر حماس از چارچوب خلع سلاح امتناع کند، اسرائیل را به شرایط آتشبس ملزم نخواهد کرد. با اجازه دادن به اسرائیل برای ادامه کشتار بدون مجازات و تهدید به لغو شرایط آتشبس، استراتژی ملادنوف به طور مستقیم در تضاد با استراتژی موفقی است که میچل اجرا کرده است.

ترتیب نادرست در طرح خلع سلاح حماس
ترتیب نادرست
ترتیبی که در آن خواستهها مطرح میشود نیز به همان اندازه مشکلساز است.
این طرح ابتدا نیاز دارد که حماس تمام تسلیحات خود را تسلیم کرده و شبکه تونلهای خود را نابود کند. پس از آن، جنگجویان باید هم سلاحهای گرم و هم تفنگها را تحویل دهند. تنها در این صورت، نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) از نوار غزه خارج خواهند شد و بازسازی به احتمال زیاد آغاز خواهد شد. به طور قابل توجهی، طرح ۱۲ مادهای هیچ اشارهای به تشکیل دولت فلسطینی ندارد.
در ایرلند شمالی، در مقابل، IRA تنها چند سال پس از امضای توافقنامه، تسلیحات خود را از رده خارج کرد و زمانی که دستاوردهای سیاسی ملموسی، از جمله توافق تقسیم قدرت، برقرار شد. همین موضوع را میتوان درباره FARC در کلمبیا نیز گفت که در ازای تسلیم تسلیحات خود، عفو محدود و کرسیهای تضمین شده در کنگره دریافت کرد.
خلع سلاح “به ندرت آغاز صلح است”، گفت آلپاسلان اوزردم، رئیس دانشکده کارتر دانشگاه جرج میسون برای صلح و حل و فصل منازعات. اوزردم فهرستی از مراحل متقابل را که معمولاً قبل از خلع سلاح لازم است، مانند “تقویت آتشبس، ترتیبات خروج، تضمینهای امنیتی، نظارت طرف ثالث، دسترسی انسانی و بازسازی” ذکر میکند.
در حالی که حماس در گذشته بارها اعلام کرده است که در ازای ایجاد یک دولت فلسطینی بر اساس مرزهای پیش از ۱۹۶۷، تسلیحات خود را زمین خواهد گذاشت، اسرائیل بارها این پیشنهاد را رد کرده است. در واقع، IDF از زمان امضای آتشبس به عمق غزه نفوذ کرده و اکنون ۶۰٪ از نوار غزه را اشغال کرده است، به جای ۵۳٪ که در ابتدا توافق شده بود.
با امتناع از در نظر گرفتن خواستههای اصلی حماس، تصور یک توافق صلح بلندمدت که مورد احترام متقابل باشد، دشوار میشود. به گفته اوزردم، “گروههای مسلح معمولاً به دلیل فشارها تسلیم نمیشوند؛ آنها زمانی تسلیم میشوند که باور کنند راهی قابل قبول برای امنیت، مشارکت سیاسی، ادغام اجتماعی و کرامت وجود دارد.”
با توجه به اینکه طرح کنونی هیچیک از این موارد را ارائه نمیدهد، الزام به خلع سلاح بیشتر شبیه به تسلیم یکطرفه به نظر میرسد.
برای لاهی، اسرائیل در موقعیتی نیست که چنین خواستهای را مطرح کند. لاهی میگوید: “این تنها در صورتی ممکن است که گروه شکست بخورد و آن شکست را بپذیرد. من فکر میکنم کاملاً واضح است که این چیزی نیست که حماس بپذیرد.”

طرح خلع سلاح حماس فاقد منافع سیاسی است
با وجود توالی نادرست، عدم وجود امتیازات و ضامن بهظاهر جانبدار، اسرائیل و متحدانش اصرار دارند که حماس است که روند صلح را خراب میکند. به طرز عجیبی، شتابزدگی در این موضوع میتواند در واقع منجر به هرج و مرج بیشتر برای همه طرفها شود؛ توافقهای ناکام در زمینه خلع سلاح اغلب به ایجاد گروههای انشعابی یا تسلیح مجدد منجر شده است.
در سالهای اخیر، ویرانگرترین نمونه از این وضعیت را میتوان در عراق یافت، جایی که پس از برکناری صدام حسین توسط ایالات متحده، ارتش عراق به سرعت بدون برنامه ادغام منحل شد. صدها هزار مرد مسلح اکنون بدون درآمد بودند و بسیاری از آنها بعداً به هسته اصلی جنگجویان داعش تبدیل شدند.
برای اوزردم، بزرگترین خطر این است که خلع سلاح به عنوان تسلیم تلقی شود نه انتقال. “اگر یک گروه مسلح قبل از وجود تضمینهای معتبر تسلیم سلاح شود، ممکن است از حاشیهنشینی سیاسی، دستگیری، حملات انتقامی یا از دست دادن قدرت چانهزنی بترسد.”
شاید بنبست هدف باشد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بارها استدلال کرده است که او آماده است در هر لحظه به جنگ در غزه بازگردد. روند خلع سلاح به شدت معیوب به او یک راه دیگر برای توجیه چنین اقدامی میدهد — و او را از انجام امتیازاتی که مخالفان سیاسیاش میتوانند علیه او استفاده کنند، محافظت میکند.
هیئت صلح همچنان به ایده غزهای پررونق و حتی آیندهنگر ادای احترام میکند. اما با چنین روند صلحی، ممکن است میراث ماندگار این هیئت به عنوان تأییدکننده جنگهای مداوم باشد.

