نقطه تنش جدیدی در واشنگتن خطر فوری را در سراسر شام به وجود میآورد، زیرا تنشهای دوجانبه بین اسرائیل و ترکیه تهدیدی برای بیثباتی مرزهای مشترک است. اختلافات در زمینه فناوری نیروی هوایی و مانورهای نیابتی منطقهای اکنون نیاز به یک حائل دیپلماتیک عملی دارند تا از درگیری نظامی مستقیم بین اسرائیل و ترکیه جلوگیری شود.
اسرائیل و ترکیه بحران مرزی را مدیریت میکنند
روابط بین اسرائیل و ترکیه در یکی از پایینترین نقاط خود قرار دارد و لحن گفتوگو بین دو کشور همچنان در حال تشدید است. آخرین نقطه تنش در جریان سفر دونالد ترامپ به آنکارا در حین نشست ناتو به وقوع پیوست، زمانی که رئیسجمهور آمریکا بهطور خاص از میزبان ترکی خود تمجید کرد و قصد خود را برای لغو تحریمها و احتمالاً فروش جنگندههای F-35 به آنکارا اعلام کرد.
نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، به سرعت در یک مصاحبه با CNN پاسخ داد و از ترامپ خواست که از ارائه جنگندههای پنهانکار به ترکیه خودداری کند، جنگندههایی که نیروی هوایی اسرائیل در حال حاضر از آنها استفاده میکند. نتانیاهو بر این باور است که این اقدام برتری هوایی اسرائیل را با هموار کردن میدان رقابت از نظر فناوری تضعیف میکند. این موضوع بهطور مؤثری برتری کیفی نظامی اسرائیل را در مرکز بحثهای استراتژیک ایالات متحده و اسرائیل قرار میدهد—نوع بحثهایی که باید در واشنگتن مطرح شود، نه در ملأ عام.
رقبا با ایستادگی واقعی اسرائیل و ترکیه مواجه هستند
اگرچه روابط بین اسرائیل و ترکیه پیش از حمله حماس به جنوب اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ از قبل سرد شده بود، اما از آن زمان بهطور چشمگیری بدتر شده است. اختلافات آنها اکنون تقریباً در هر زمینهای گسترش یافته و عمدتاً ریشه در درک آنکارا دارد که اسرائیل میخواهد هژمون منطقهای باشد. رهبران ترکیه به جنگ اسرائیل علیه ایران و حضور نظامی مداوم آن در سوریه و لبنان بهعنوان شواهدی اشاره میکنند. شراکت استراتژیک بین اسرائیل، یونان و قبرس نیز توجه آنکارا را جلب کرده است.
ترکیه اکنون اسرائیل را بسیار متفاوت از دولتی که در سالهای گذشته میشناخت و با آن تعامل داشت، میداند، اما تغییر مشابهی در درک ترکیه در تلآویو نیز به وجود آمده است، پس از تحریم اقتصادی بیسابقه آنکارا علیه اسرائیل، درخواستهای آن برای نهادهای قضایی بینالمللی در مورد آنچه که بهعنوان نسلکشی اسرائیلی در غزه میبیند، لحنهای روزافزون خصمانه رهبران ترکیه و حمایت آنها از حماس، بهویژه از سوی رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان. تمام این موارد ترکیه را در فهرست تهدیدات درک شده برای اسرائیل بالا میبرد، بهطوری که برخی تحلیلگران حتی آن را در کنار ایران قرار میدهند.
data-path-to-node=”9″>با وجود همه اینها، روابط دیپلماتیک قطع نشده است، حتی اگر هیچ یک از پایتختها در حال حاضر میزبان سفیران نباشند. علاوه بر این، اردوغان به طور مداوم نشان داده است که قصد قطع کامل روابط را ندارد. سوال مرکزی و فوری این است که آیا و چگونه میتوان بحران کنونی را کنترل کرد تا از رویارویی مستقیم که ممکن است به دلیل اشتباه محاسباتی به وجود آید، جلوگیری شود.
به طرز عجیبی، رابطه نزدیک بین روسایجمهور ترامپ و اردوغان ممکن است یکی از قویترین سپرها در برابر چنین تشدید خطرناکی باشد. اسرائیل به طور طبیعی از این دینامیک احساس ناراحتی میکند، اما ممکن است در نهایت به جلوگیری از از دست دادن کنترل کمک کند. نفوذ ترامپ بر هر دو دولت قابل توجه و بسیار مؤثر است.

کنترل نقاط بحران در اطراف اسرائیل و ترکیه
میدانی که بیشترین پتانسیل برای تشدید را دارد، سوریه است. برای هر دو کشور، تحولات آنجا به طور مستقیم بر منافع امنیت ملی اصلی تأثیر میگذارد. از دیدگاه ترکیه، کردهای مسلح در شمالشرقی سوریه همچنان یک نگرانی اساسی باقی میمانند. برای اسرائیل، جنوب سوریه اهمیت استراتژیک معادل دارد. دولت سوریه به رهبری احمد الشراعه نیز یکی دیگر از نقاط اختلاف است، اگرچه به نظر میرسد اسرائیل به تدریج به واقعیت جدید در دمشق سازگار شده است (در حالی که هنوز نگرانیهای جدی دارد).
اسرائیل و ترکیه به دنبال خطوط قرمز هستند
در این شرایط، تلاشها باید بر روی تدوین مجموعهای از «خطوط قرمز» یا تفاهمهای متقابل در سوریه متمرکز شود که میتواند از اشتباهات خطرناک جلوگیری کند. واشنگتن باید هر دو طرف را به سمت گفتوگوی محرمانه هدایت کند و در صورت لزوم، این کار را با اراده دیپلماتیک واضح انجام دهد. هدف باید ایجاد مجموعهای از اصول توافق شده باشد که ممکن است نمایانگر حوزههای توافق عمومی بین هر دو کشور باشد.
این موارد ممکن است شامل حمایت از یک دولت مرکزی متحد و مؤثر در دمشق (و بهطور خاص از دولت کنونی احمد الشراعه)؛ تعهد مشترک به محدود کردن دخالت بازیگران خارجی در سوریه (بهویژه ایران)؛ روشنسازی متقابل که هیچیک از دو کشور به دنبال هژمونی یا تسلط بر سوریه نیستند؛ شناسایی متقابل تمامیت ارضی سوریه؛ و درک متقابل منافع استراتژیک هر کشور (بهویژه شمال سوریه برای ترکیه و جنوب سوریه برای اسرائیل) باشد.

واشنگتن به کاهش تنشهای خام اسرائیل و ترکیه کمک میکند
این اصول عمومی هستند اما ممکن است نمایانگر زمینه مشترک باشند که به نوبه خود میتواند از سوءتفاهمها و محاسبات نادرست جلوگیری کند. در شرایط کنونی، بهویژه با برگزاری انتخابات در اسرائیل در ماه اکتبر و ناآرامیهای داخلی در ترکیه، انتظارات باید متواضعانه باقی بمانند، نهتنها بهخاطر لحن تند آنکارا، بهویژه در مورد فلسطین و غزه، که احتمالاً ادامه خواهد داشت.
هدف از مجموعهای از درکهای مشترک، حل تمام اختلافات نیست، بلکه جلوگیری از تشدید در سوریه است که هیچیک از دو کشور نمیخواهند یا به آن نیاز دارند. این درکها ممکن است بهطور غیررسمی و محرمانه باقی بمانند، شاید حتی بهصورت مکتوب درنیایند، اما بهطور قابل توجهی خطر محاسبات نادرست را کاهش میدهند و در عین حال توانایی ایالات متحده در تسهیل دیپلماسی سازنده را نشان میدهند. بنابراین، چنین فرآیندی از اهمیت حیاتی برخوردار است و باید بهطور فوری آغاز شود.

