استراتژیستهای دریایی اروپایی در تلاشند تا تلاشها برای تأمین امنیت تنگه هرمز را در میان موانع سیاسی و عملیاتی فزاینده پیش ببرند. رهبران از لندن تا پاریس این مأموریت را به عنوان یک سپر حیاتی در برابر تغییرات غیرقابل پیشبینی سیاستها در واشنگتن معرفی میکنند، با این حال این ابتکار به دلیل مشارکت نامتوازن در ائتلاف و عدم وجود یک مأموریت قانونی روشن محدود مانده است.
برنامههای تأمین امنیت تنگه هرمز
موضع مطلقگرای ایران در مورد تنگه هرمز مدت زیادی طول کشید تا در پایتختهای اروپایی به درستی درک شود. این در حالی است که اروپا به طور کلی از ابتکار عمل فرانسه و بریتانیا برای تشکیل یک ائتلاف از کشتیهای دریایی که به دنبال باز کردن تنگه هستند، حمایت کرده است.
حمایت گسترده از فرآیند تدوین یک برنامه برای ائتلاف هم در خلیج عربی و هم، با احتیاط بیشتر، توسط واشنگتن مورد استقبال قرار گرفته است.
نخستوزیر در حال خروج بریتانیا، کیر استارمر، و رئیسجمهور فرانسه، امانوئل ماکرون، روز دوشنبه برای بحث در مورد این طرح و همچنین یک ابتکار قدیمی برای ارسال سیستمهای دفاع هوایی به اوکراین ملاقات کردند. این پیشنهادات همزمان حمایت، تأثیر دیپلماتیک قابل توجهی داشته و ارکان سازش اروپا با تغییرات سیاستهای جهانی واشنگتن از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ در سال گذشته هستند.
پس از اجلاس اخیر ناتو در ترکیه، اندیشکده آتلانتیک کانسیل یادداشتی منتشر کرد که در آن به روشهای جدید همکاری بین خلیج و اروپا ابراز امیدواری شده بود. در این یادداشت آمده است: “خلیج، اروپا و متحدان ناتو در حال تعمیق همکاریهای خود هستند. درک این موضوع آسان است، زیرا ثبات و امنیت انرژی اروپا به طور فزایندهای به خلیج وابسته است، در حالی که کشورهای خلیج به دنبال تنوع بخشیدن به شراکتهای امنیتی خود هستند، نه جایگزینی آنها، در حالی که به دنبال استراتژیای قویتر از چندجانبهگرایی هستند.” تحلیلگر اشاره کرد که جنگ ایران منجر به “شناسایی فزایندهای شده است که مسیرهای تجاری، امنیت انرژی، تهدیدات پهپادی و بحرانهای منطقهای اکنون به طور مستقیمتر از قبل خلیج، اروپا و مدیترانه شرقی را به هم متصل میکنند.”

ریسکها برای تأمین امنیت تجارت در تنگه هرمز
با این حال، دلایل متعددی وجود دارد که نشان میدهد پیشنهاد حمایت اروپا برای باز کردن تنگه هرمز یک راهحل کامل نیست که بتواند به بحران زنجیره تأمین که تهدیدی برای اقتصاد جهانی است، تفاوتی ایجاد کند.
یکی از نشانهها که نشان میدهد همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست، اندازه ائتلاف است که هنگام برگزاری جلسات تیمهای برنامهریزی به طور مداوم در حال نوسان است. در یک مقطع، تعداد کشورها بیش از ۴۰ بود و در مقاطع دیگر، تعداد شرکتکنندگان به ۳۰ نفر رسید. همچنین در برخی از بیانیهها پیشنهاداتی وجود داشته که شرکتکنندگان در برخی جلسات به ۲۰ کشور میرسند. تفاوت بین دهها و شمار زیادی از کشورها، یا ناوگانها در این مورد، قابل توجه و چشمگیر است.
تعدادی از ملاحظات قانونی نیز در جلسات توجیهی حل نشدهاند. آیا برای راهاندازی این مأموریت به یک قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل نیاز خواهد بود؟ دولت آلمان قطعاً به پوشش برای هر گونه مشارکت نیاز دارد، بهویژه با توجه به اینکه نیروی دریایی آلمان دارای برخی داراییهای کلیدی برای باز کردن مسیرهای دریایی در خلیج فارس است. مینهای دریایی که در طول درگیری کاشته شدهاند به شکارچیان مین با کلاس بالا نیاز دارند، در حالی که اقدامات مقابلهای الکترونیکی در برابر پهپادها و موشکها جزء ضروری عملیات خواهند بود – اگر این عملیات هرگز راهاندازی شود.
خود اتحادیه اروپا در برنامههای در حال تحول به طرز نامناسبی در تضاد است.
رئیس سیاست خارجی این بلوک، کایا کلاز، خواستار گسترش مأموریت عملیات آسپیدس – که به دنبال مقابله با تهدید حوثیها برای کشتیرانی در تنگه باب المندب است – به منظور شامل شدن پاکسازی مینها و انجام عملیات امنیتی در تنگه هرمز شده است. اما یک گروه از کشورهای عضو با این موضوع مخالفت کرده و ترجیح میدهند که آسپیدس “در دریای سرخ بماند”.
خانم کلاز در روز دوشنبه قبل از اجلاس اتحادیه اروپا با کشورهای خلیج فارس تأکید کرد که توصیه او “فقط نیاز به تغییر برنامه عملیاتی” آسپیدس دارد. اما او همچنین در یک مصاحبه رسانهای اعتراف کرد که هیچیک از شرکتکنندگان بالقوه در مورد چگونگی کارکرد ائتلاف در زمانی که ایران با این عملیات موافقت نکرده و ممکن است تهدیدات خود را علیه آن پس نگیرد، روشن نیستند.

گفتوگوهای ناپایدار برای تأمین تنگه هرمز
در همین حال، در جلسهای از سازمان دریانوردی بینالمللی در لندن در هفته گذشته، کشور به کشور درباره اهمیت مطلق مفاد حقوق بینالملل دریا در مورد عبور آزاد از تنگه صحبت کردند. اما آنچه که باقی میماند، گفتوگوهای ناپایداری است که به نظر میرسد نیاز به تیترهای خبری را برآورده میکند، اما نیازهای امنیتی لحظه را تأمین نمیکند.
در وضعیت کنونی در ایران، هیچ چشماندازی برای بازگشت آسان به وضعیت حمل و نقل آزاد در تنگه وجود ندارد. به همین دلیل، آتشبس به صورت ناپایداری در حال تعلیق است و درگیریها در حال حاضر در حال افزایش است.
چشمانداز استراتژیک برای اروپا این است که امنیت آن به خطر افتاده و منافع مشترک الزامآوری با کشورهای خلیج فارس دارد، همانطور که تحقیقات شورای آتلانتیک نشان داده است. اما برای ایفای نقش فعال و سازنده، کشورهای اروپایی نیاز دارند که با یک استراتژی مهار فعال وارد عمل شوند که تهدیدات ناشی از ایران را در سطح منطقهای کاهش، مقابله و در طول زمان تضعیف کند.
این کار آسان نخواهد بود، بهویژه از آنجا که اروپا هنوز نتوانسته است به یک استراتژی قابل اجرا دست یابد و به مراتب کمتر متعهد شده است که منابع و رهبری لازم برای اجرای آن را اختصاص دهد. سازماندهی مهار نیاز به تخیل، یک استراتژی برتر و فناوری پیشرفتهتری دارد تا دشمن را محدود کند.
شکست در تأمین امنیت تنگه هرمز
در یک دنیای ایدهآل، اروپا بهترین قدرت دیپلماتیک و نظامی برای ایجاد حمایت جهانی نه تنها از کشورهای ثروتمند بلکه از بخش خوبی از کشورهایی است که نیاز به تأمین مجدد منابع خود از خلیج دارند. با این حال، آزمون واقعی برای حامیان ائتلاف هرمز این است که آیا میتوانند برنامههای فنی را کنار بگذارند و راهحل مناسبتری برای تهدید ارائه دهند.

