تضعیف حاکمیت لبنان به سرعت در حال افزایش است، نه از طریق یک نبرد قاطع، بلکه از طریق کاهش تدریجی سرزمینی و تکهتکه شدن اجتماعی.دینامیکهای درگیری اسرائیل و حزبالله هویتهای جمعی را به یک بار امنیتی درک شده تبدیل کرده است. این درگیری اسرائیل و حزبالله اکنون نقشهها و اعتماد بین فردی را در سرتاسر کشور دوباره ترسیم میکند.
درگیری اسرائیل و حزبالله جنوب لبنان را بازتعریف میکند
لبنان امروز به طور کامل در جنگ نیست، اما قطعاً در صلح نیست. حملات هوایی اسرائیل ادامه دارد. حزبالله موشکها را شلیک کرده و پهپادها را به پرواز درآورده است. دستورات تخلیه اسرائیل به طور روزافزون شامل شهرهای بیشتری در لبنان میشود. روستاهای جنوب و دره بقاع خالی از سکنه هستند. پهپادهای نظارتی و حمله اسرائیلی در همه جا، از جمله بیروت، در حال پرواز هستند، در حالی که مردم تلاش میکنند با وجود سر و صدا و خطر به زندگی خود ادامه دهند.
یکی از نتایج این بیثباتی مداوم، بازتعریف تدریجی لبنان است که در عمل به اندازه صدها کیلومتر مربع از مساحت ۱۰,۴۵۲ کیلومتر مربعی خود کاهش یافته است. بخشهای کامل کشور اکنون در وضعیتهای مختلف اشغال نظامی، خطر نهفته، کاهش جمعیت یا abandono وجود دارند. نگرانکنندهتر این است که موانع اجتماعی در سرتاسر کشور به وجود آمده است. این موانع نه با مرزهای فیزیکی، ایست بازرسیها یا احکام رسمی مشخص میشوند. آنها نامرئی هستند و به شکل الگوهای اجتناب، تردید و شک بین لبنانیهای جوامع مختلف ظاهر میشوند.
آغاز—که اکنون به راحتی نیمی فراموش شده است—فصل ناپایدار اخیر لبنان در تاریخ ۸ اکتبر ۲۰۲۳ رخ داد، زمانی که حزبالله یک “جبهه حمایتی” علیه اسرائیل گشود، یک روز پس از حمله حماس به این کشور. اسرائیل به آتش پاسخ داد. در باقیمانده سال ۲۰۲۳، درگیری به نظر جغرافیایی قابل فهم بود. نبرد به جنوب لبنان محدود بود. حداقل در تئوری، خط نبرد قابل شناساییای وجود داشت که عرصه جنگ را از عرصه غیرجنگ جدا میکرد. بیروت از دور نظارهگر بود؛ به نظر میرسید که دولت لبنان (همانطور که حزبالله نیز فرض کرده بود) فرض میکرد که این رویارویی در سطح معقول باقی خواهد ماند.

چگونه درگیری اسرائیل و حزبالله تشدید شد
این فرضیه در سال 2024 دوام نیاورد
تا تابستان آن سال، اسرائیل به طور چشمگیری عملیاتهای خود را در لبنان تشدید کرد و به جنگی تمامعیار علیه حزبالله، از جمله رهبری آن، از فرماندهان میدانی تا بالاترین مقامات، روی آورد. بقاع و بیروت، که هر دو بهطور قابل توجهی فراتر از جنوب بودند، به طور مکرر مورد حمله قرار گرفتند. تا پاییز، جنگ به یک وضعیت ملی تبدیل شده بود و حتی به دورترین نقاط شمال کشور رسید.
آتشبس میان لبنان و اسرائیل که بهوسیله ایالات متحده در 27 نوامبر 2024 میانجیگری شد، ممکن است بهطور رسمی درگیری را متوقف کرده باشد، اما ثباتی به ارمغان نیاورد. روی کاغذ، این توافق قرار بود خصومتها را متوقف کند و به خلع سلاح حزبالله توسط دولت لبنان کمک کند. به مدت پانزده ماه، حزبالله که بهطور قابل توجهی تضعیف شده بود، آتشبس را رعایت کرد اما به آرامی تواناییهای خود را بازسازی کرد، حتی در حالی که ارتش لبنان برخی از انبارهای تسلیحاتی خود را در جنوب رود لیتانی منهدم کرد.
در همین حال، اسرائیل به حمله به افراد و مکانها در سرتاسر لبنان ادامه داد و این کار را تحت توجیهی که ادعا میکرد برای اجرای توافق است، انجام داد. نیروهای اسرائیلی همچنین کنترل چندین تپه در خاک لبنان در امتداد مرز جنوبی را حفظ کردند. لبنان در یک وضعیت نامطمئن قرار داشت که در آن جنگ تمامعیار کاهش یافته بود، اما احتمال بازگشت آن بهطور دائمی وجود داشت.
سپس در 2 مارس 2026، حزبالله موشکهایی به شمال اسرائیل شلیک کرد و بهطور علنی در دفاع از تهران در میان کمپین نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی شرکت کرد. درگیریهای بعدی هزاران نفر را در لبنان کشته و زخمی کرد. در پی آن، آتشبس جدیدی که بهوسیله ایالات متحده میان لبنان و اسرائیل میانجیگری شد و از 17 آوریل به اجرا درآمد، جغرافیای لبنان را یک گام دیگر تغییر داد.
کاهش سرزمینی ناشی از درگیری اسرائیل و حزبالله
اسرائیل آنچه را که “خط زرد” نامید، در داخل لبنان ایجاد کرد که عبور از آن ممنوع بود. بدین ترتیب، این کشور 608 کیلومتر مربع در امتداد مرز را اشغال کرد (تقریباً 6 درصد از خاک لبنان) و دهها روستا را به “منطقههای حائل” نظامی تبدیل کرد. ادعا میکرد که این مناطق دارای تونلها و زیرساختهای حزبالله هستند و نیروهای اسرائیلی بسیاری از این روستاها را ویران کردند و آنها را غیرقابل سکونت کردند.
در صبح روز 17 آوریل، روزی که آتشبس به اجرا درآمد، اسرائیل دستورات تخلیه را برای کل منطقه جنوبی رود لیتانی (حدود 1,000 کیلومتر مربع) که بهدلیل تخریب پلها توسط اسرائیل از سایر نقاط کشور قطع شده بود، دوباره صادر کرد. از آن زمان، این دستورات به تدریج به شهرهای شمال لیتانی و همچنین به برخی از مناطق بقاع گسترش یافته است.
در لبنان امروز، درک غالب این است که واشنگتن اسرائیل را از ازسرگیری کمپین خود در سایر نقاط کشور، از جمله بیروت و حومههای جنوبی بیروت که اکثریت شیعه دارند، باز میدارد. (در این حومهها که حزبالله حضور سیاسی و امنیتی قوی دارد، بین ۲ مارس و ۱۶ آوریل صدها هزار نفر از ساکنان به دلیل هشدارها و حملات اسرائیل فرار کردند.) اما در تاریخ ۶ مه، اسرائیل برای اولین بار از زمان آغاز آتشبس به حومههای جنوبی حمله کرد و یک فرمانده ارشد نیروهای رادوان حزبالله را ترور کرد.
این موضوع نباید تعجبآور باشد؛ اسرائیل در مارس به وضوح اعلام کرد که مناطق عمدتاً شیعه را نه تنها به عنوان فضاهای غیرنظامی، بلکه به عنوان محیطهایی که زیرساختها و پرسنل حزبالله در آنجا مستقر هستند، میبیند.
در نتیجه، ساکنانی که از حومهها فرار کردهاند، یا حتی از شهرهای جنوبی واقع در شمال لیتانی، از بازگشت به خانههای خود با وجود آتشبس آوریل میترسند. در واقع، این دو منطقه، به علاوه منطقه عمدتاً ممنوعه در جنوب لیتانی، به طور فزایندهای به عنوان میدانهای نبرد تلقی میشوند. بسیاری از مردم به طور منطقی فرض میکنند که هر منطقهای که با حزبالله مرتبط باشد، دوباره هدف قرار خواهد گرفت و اینکه مناطق بهطور مشهود ناامن نمیتوانند به یکباره امن شوند.

درگیری اسرائیل-حزبالله
اما لبنان تنها دستخوش تغییرات جغرافیایی و تحولات جمعیتی نیست. برای لبنانیها امروز، خط مقدم شکل دیگری به خود گرفته است. دیگر تنها یک مرز بین گروههای درگیر نیست. خط مقدم دیگری وجود دارد که به نوعی منطق اجتماعی تبدیل شده است که در آن مکانها، جوامع و حتی افراد به درجات مختلفی از ریسک امنیتی درک شده اختصاص داده میشوند.
با جابجایی خانوادههای شیعه به مناطقی که عمدتاً توسط اعضای دیگر فرقهها پر شده بود، بسیاری از لبنانیها به آرامی شروع به محاسبه ریسک به صورت جمعی کردند. این موضوع به ندرت بهطور علنی بیان میشد، زیرا استفاده از زبان فرقهای در جامعه مودبانه به عنوان عمل زشتی تلقی میشود. این احساس به جای آنکه بهطور مستقیم بیان شود، از طریق کنایه و احتیاط بروز مییافت. مالکین املاک سوالات غیرمستقیم از مستأجران بالقوه میپرسیدند. ساکنان نسبت به افرادی که به ساختمانهایشان نقل مکان میکردند، محتاط بودند. جوامع نگران بودند که پذیرش خانوادههای جابجا شده ممکن است بهطور ناخواسته محلههایشان را در معرض هدفگیری اسرائیل قرار دهد. با گذشت زمان، این فرضیات رفتارها را تغییر داد. دید و بازدیدهای اجتماعی تغییر کرد. مسیرهای روزانه برای اجتناب از مناطق آسیبپذیر تغییر یافت. هویت فرقهای به امنیتی شدن تبدیل شد.
موانع اجتماعی ناشی از درگیری اسرائیل و حزبالله
بدون شک، جغرافیای لبنان همیشه رنگ و بوی فرقهای داشته است. محلهها، شهرها و مناطق مدتهاست که هویتهای جمعی را به دوش میکشند. اما درگیری حزبالله و اسرائیل چیزی فراتر از آن تولید میکند: تبدیل این هویتها به دستهبندیهای درک شده از ریسک امنیتی. این موضوع اهمیت دارد زیرا درگیری کنونی نه تنها زندگیها و معیشتها را به پایان میرساند؛ بلکه همچنین نحوه سکونت جوامع باقیمانده در فضا را تغییر میدهد. وضعیت مبهم کنونی لبنان، اگر بیشتر ادامه یابد، ممکن است به اندازه جنگهای علنی، اجتماعی را دوباره شکل دهد.
در تاریخ ۱۴ مه، نمایندگان لبنانی و اسرائیلی در واشنگتن برای دور دیگری از مذاکرات که ممکن است به تمدید “آتشبس” منجر شود، ملاقات کردند. مقامات آمریکایی از یک “توافق صلح” بالقوه صحبت کردهاند، اما هنوز مشخص نیست که دقیقاً چه چیزی در حال مذاکره است. دولت لبنان کنترل اقدامات حزبالله را ندارد. اسرائیل به طور دلخواه به لبنان حمله میکند، در محدودههایی که واشنگتن تحمل میکند. حزبالله همچنان به سمت اسرائیل شلیک میکند. غیرنظامیان لبنانی به سازگاری با عدم قطعیت ادامه میدهند. در همین حال، در حالی که اسرائیل جغرافیای لبنان را کوچک میکند، موانع اجتماعی داخلی کشور همچنان از طریق عادات اجتناب، سوءظن و عقبنشینی فضایی سختتر میشوند.

