پارادوکس استراتژیک مذاکرات ایالات متحده و ایران در تقویت همان دستگاه سرکوبگری نهفته است که تهران علیه مردم خود به کار میگیرد. اعطای تسهیلات اقتصادی در حالی که جمهوری اسلامی اعدامها را تشدید میکند، صلح پایدار را تأمین نمیکند بلکه ماشین کنترل داخلی را تأمین مالی میکند و Deal With Tehran را به یک اشتباه فاجعهبار تبدیل میکند. اینDeal With Tehran به طور مؤثری تنها نیروی معتبر برای تغییر رژیم را کنار میزند: میلیونها ایرانی که درگیری خارجی را به عنوان راهی برای رهایی خود مینگرند.
Deal With Tehran پاکسازی داخلی را تشدید میکند
قوه قضائیه ایران در تاریخ ۲۲ ژوئن اعلام کرد که مقامات بیش از ۳۰۰۰ نفر را از زمان آغاز درگیری به اتهام همکاری با اسرائیل دستگیر کردهاند. برآوردهای دیگر این رقم را تا ۶۰۰۰ نفر نیز تخمین زدهاند. نزدیک به ۸۰۰ مورد از این دستگیریها پس از آتشبس آوریل تحت قانونی جدید که همکاری با “کشورهای متخاصم” را شامل دسترسی به اینترنت و انتشار محتوا در فضای مجازی گسترش میدهد، انجام شده است و مجازاتهای سختتری در زمان جنگ را مجاز میداند.
با لغو محاصره دریایی و کاهش فشار حداکثری دولت ایالات متحده، رژیم توجه خود را به آخرین تهدیدی که با آن مواجه است معطوف کرده است: میلیونها ایرانی که میخواهند آن را سرنگون کنند و جنگ را به عنوان گامی به سوی این هدف مینگرند. جمهوری اسلامی که دو کمپین نظامی را در یک سال پشت سر گذاشته و منابع لازم برای تحمل ناآرامیهای داخلی را دریافت کرده، دلیلی برای ارائه امتیاز ندارد.
رژیم و Deal With Tehran
افزایش اعدامها و سرکوبها
رژیم حداقل ۱۶۳۹ نفر را در سال ۲۰۲۵ اعدام کرده است، با برخی برآوردها که به ۲۱۵۹ نفر میرسد، از جمله نزدیک به ۶۰ نفر به دلایل سیاسی. تنها در سال ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی بیش از ۴۵ زندانی سیاسی را به اتهام امنیتی اعدام کرده است، از جمله اعدامهای عمومی که در طول سال نو ایرانی در ماه مارس برگزار شد. این آمار شامل نزدیک به ۴۰,۰۰۰ معترض بیسلاح که در جریان قیام ژانویه کشته شدند، نمیشود.
پس از آتشبس و در شرایط قطع کامل اینترنت، مقامات نیروهای تروریستی را از عراق، افغانستان، پاکستان و لبنان به شهرهای ایران اعزام کردند تا به نیروهای رژیم در کنترل بیش از ۱۰۰۰ ایست بازرسی کمک کنند. این عوامل در حداقل دو شهر، ایرانیان عادی را کشتند. با افزایش احتمال توافق در اواخر ماه مه، ساکنان سراسر ایران گزارش دادند که گشتهای پلیس اخلاق و مأموران لباس شخصی، دستگیریها را به خاطر قوانین پوشش اجباری تشدید کرده و به خاطر این تخلفات، کسبوکارها را تعطیل کرده و بازرسیهای تلفن را افزایش دادهاند.

جنگ، سرکوب را تحت توافق با تهران توجیه میکند
تهران از جنگ برای توجیه سرکوب استفاده میکند
در طول جنگ ایران و عراق، کمیتههای انقلابی محلهای ایست بازرسی تأسیس کردند، به خانهها یورش بردند و مخالفان مظنون را بازداشت کردند، در حالی که هزاران نفر به اتهامهایی از جمله جاسوسی تا انحراف ایدئولوژیک زندانی و اعدام شدند.
مقامات در طول و پس از جنگ با اسرائیل و ایالات متحده در ژوئن گذشته، حدود ۲۱,۰۰۰ نفر را در سراسر ایران بازداشت کردند، که این کار تحت یک قطع کامل اینترنت انجام شد که ارتباطات را در سطح کشور قطع کرد. در هفتههای پس از آن، قوه قضائیه خواستار تسریع در رسیدگی به پروندههای امنیتی مرتبط با اتهاماتی مانند محاربه (“جنگ علیه خدا”) شد، جرمی که مجازات آن اعدام است.
توافق با تهران، نفوذ داخلی را تضعیف میکند
حملات اسرائیلی، دستگاه سرکوب ایران را تضعیف کرد
حملات اسرائیلی فراتر از سایتهای نظامی رژیم، شخصیتهای ارشد مسئول امنیت داخلی، از جمله رهبران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سازمان شبهنظامی بسیج وابسته و نیروی انتظامی را از بین برد. این حملات پایگاههای آنها را در سراسر ایران هدف قرار داد، علاوه بر حملات محلی به ایستهای بازرسی سیار در شهرهای بزرگ. این حملات با یک کمپین پیامرسانی به مردم ایران همراه بود که آزادی آنها در دسترس است و در عوض، ایرانیان عادی اطلاعاتی درباره مکانهای واحدهای سرکوب محلی منتشر کردند.
هیچ
اجازه ندهید توافق با تهران مردم را بیگانه کند
آخرین نفوذ را بیگانه نکنید
معافیت تحریمی که واشنگتن به عنوان بخشی از یادداشت تفاهم اخیر صادر کرده، به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اجازه میدهد تا نفت بفروشد و پرداختها را بهطور مستقیم دریافت کند و بدین ترتیب، نهاد نظارتکننده بر سرکوب را تأمین مالی کند. در این توافق هیچ اشارهای به مردم ایران نشده است.
تشویق رژیم به رعایت توافقی که از آن بهرهمند است نباید به قیمت بیگانه کردن مردم ایران، تنها تهدید وجودی جمهوری اسلامی، تمام شود. یک کمپین دیپلماتیک موازی هنوز میتواند بهطور مستقیم با ایرانیان صحبت کند، همانطور که در مراحل اولیه جنگ انجام شد، و اطمینان حاصل کند که واشنگتن از قویترین اهرم خود علیه رژیم غافل نمیشود.
این کار به معنای جلوگیری از انزوا دوباره ایرانیان است، زمانی که رژیم در دوره بعدی جنگ یا ناآرامیهای داخلی اینترنت را قطع میکند. واشنگتن باید یک گروه کاری بیندستگاهی فدرال ایجاد کند تا اتصال مقاوم در برابر قطع اینترنت را توسعه دهد، از جمله اینترنت ماهوارهای، فناوریهای مستقیم به تلفن همراه و قابلیتهایی برای مقابله با تلاشهای رژیم در ایجاد اختلال.

