این تحلیل به بنبست بحرانی که واشنگتن و تهران با آن مواجه هستند، میپردازد و نشان میدهد که چگونه یک چارچوب تأیید خارجی میتواند بر موانع سیاسی عمیق غلبه کند. با بهرهگیری از قدرتهای میانهرو که به عدم گسترش تسلیحات هستهای توجه دارند، سیاستگذاران بینالمللی میتوانند سازوکارهای کلیدی را برای کمک قزاقستان به توافق هستهای ایران ایجاد کنند بدون اینکه به اعتماد متقابل وابسته باشند.
کمک قزاقستان به توافق هستهای ایران: عبور از بنبست استراتژیک
رئیسجمهور دونالد ترامپ نیازی به این ندارد که ایران قابل اعتماد شود تا توافق هستهای ببندد. او به توافقی نیاز دارد که بیاعتمادی را قابل مدیریت کند. این مشکل واقعی در مرکز مسئله برنامه هستهای ایران است. سختترین مسئله دیگر صرفاً این نیست که آیا تهران دوباره وعدهای برای عدم ساخت بمب امضا میکند یا خیر. بلکه این است که چه اتفاقی برای ذخایر اورانیوم میافتد که میتواند مسیر را به سمت یک بحران هستهای کوتاه کند. واشنگتن میخواهد حساسترین مواد از کشور خارج، نابود، رقیق یا به گونهای دیگر از دسترس فوری ایران خارج شود. تهران خروج را به عنوان تحقیر و تسلیم تلقی میکند.
این بنبست دقیقاً جایی است که دیپلماسی معمولاً شکست میخورد. یک طرف یک درخواست امنیتی عملی را به آزمونی برای جدیت و صداقت تبدیل میکند. طرف دیگر رعایت را به آزمونی برای حاکمیت تبدیل میکند. نتیجه، چرخه آشنا از زبان حداکثری، مذاکرات متوقف شده، تهدید به استفاده از زور و یک مشکل فزاینده در تأیید است.
یک راه برای عبور از این بنبست وجود دارد. اگر توافق جدیدی نیاز داشته باشد که ایران اورانیومهای حساس به گسترش تسلیحات خود را از کشور خارج کند، نباید به ایالات متحده، روسیه یا چین منتقل شود. باید در یک توافق سپردهگذاری تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی در قزاقستان قرار گیرد، با نگهداری قانونی، رویههای نظارتی، شرایط فنی و قوانین آزادسازی که در توافق نوشته شده است.

تضمینهای سپردهگذاری در چارچوب کمک قزاقستان به توافق هستهای ایران
این موضوع تمام مشکلات پرونده ایران را حل نخواهد کرد. این موضوع اختلاف طولانیمدت بر سر حق ادعایی ایران برای غنیسازی اورانیوم را حل نخواهد کرد. این موضوع نیاز به راستیآزماییهای مزاحم را از بین نخواهد برد. این موضوع تهران را بهطور ناگهانی همکاریکننده نخواهد کرد. اما میتواند مهمترین مشکل را حل کند: اینکه چگونه میتوان حساسترین مواد را خارج از دسترس فوری ایران نگه داشت بدون اینکه بهنظر برسد که این یک تصرف آمریکایی است.
قبل از حملات ۲۰۲۵ به تأسیسات هستهای ایران، ذخیره اورانیوم غنیشده به ۶۰ درصد حدود ۴۴۰.۹ کیلوگرم (۹۷۲ پوند) بود. این ماده خطرناک است نه بهخاطر اینکه در حال حاضر درجه تسلیحاتی دارد، بلکه بهخاطر اینکه به آستانه آن بسیار نزدیکتر از سوخت معمولی راکتور است. توافقی که این سؤال را بدون پاسخ بگذارد، خطرناکترین بخش پرونده هستهای را دستنخورده باقی خواهد گذاشت.
قزاقستان یکی از معدود مکانهایی است که پاسخ عملی میتواند در آنجا پیدا شود. آستانه قبلاً تمایل خود را برای ذخیرهسازی ذخیره اورانیوم ایران در صورت رسیدن واشنگتن و تهران به توافق نشان داده است. این به این معنا نیست که قزاقستان میتواند به سادگی این ماده را فردا جذب کند. اهمیت این موضوع این است که قزاقستان قبلاً سوابق سیاسی، زیرساخت هستهای و اعتبار بینالمللی لازم برای میزبانی یک مکانیزم بهدقت طراحیشده را دارد.
بانک اورانیوم کمغنیشده موجود آژانس بینالمللی انرژی اتمی در قزاقستان نباید بهطور سطحی بهعنوان انباری برای ۶۰ درصد این ماده تلقی شود. این یک ذخیره فیزیکی از هگزافلوراید اورانیوم کمغنیشده است که تحت مالکیت و کنترل آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار دارد و در کارخانه متالورژی اولبا در اوزکمن واقع شده است. این بانک با ۹۰ تن متریک هگزافلوراید اورانیوم کمغنیشده پر شده و بهعنوان یک مکانیزم تضمین تأمین برای کشورهای عضو واجد شرایط که دسترسی به سوخت هستهای آنها مختل شده عمل میکند.
عملیاتیسازی یک توافق قوی قزاقستان برای توافق هستهای ایران
یک توافق عملی نیاز به سازگاری دارد. بسته به شکل شیمیایی و سطح غنیسازی ماده، ممکن است نیاز به رقیقسازی، تبدیل یا قرار گرفتن تحت یک مکانیزم جداگانه تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قبل از ذخیرهسازی بلندمدت داشته باشد. توافق باید مشخص کند که چه کسی حق قانونی نگهداری را دارد، چه کسی هزینه را پرداخت میکند، حمل و نقل چگونه انجام میشود، چه تدابیری اعمال میشود، اگر هر طرف توافق را نقض کند چه اتفاقی میافتد و تحت چه شرایطی ماده میتواند بازگردانده، بیشتر رقیقسازی یا دفع شود. رضایت قزاقستان، تأیید مقررات داخلی و تضمینهای ایمنی عمومی ضروری خواهد بود.
این جزئیات مانع ایده نیستند. خود ایده هستند. توافق هستهای بعدی ایران باید با نگهداری، توالی، تأیید و حفظ وجهه انجام شود. برای واشنگتن، مزیت واضح است. ایالات متحده نیازی به تظاهر ندارد که ایران به یک شریک هستهای عادی تبدیل شده است. این کشور باید اطمینان حاصل کند که خطرناکترین مواد در جایی قرار گیرد که ایران نتواند به سرعت از آن استفاده کند. یک حساب امانت تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی به مذاکرهکنندگان آمریکایی پاسخ مشخصی به سختترین سؤال میدهد: این مواد به کجا میروند؟
برای ایران، مزیت متفاوت اما به همان اندازه مهم است. تهران میتواند ادعا کند که اورانیوم خود را به واشنگتن تحویل نداده است. بلکه میتواند اعلام کند که این مواد تحت یک سازوکار بینالمللی در یک کشور ثالث قرار گرفته و مشمول شرایط مذاکره شده است. این تمایز ممکن است باریک به نظر برسد، اما در دیپلماسی، تمایزات باریک اغلب تفاوت بین تحقیر و مصالحه را ایجاد میکنند.
برای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، این توافق مرکزیت تأیید را بازمیگرداند. همکاری کاهشیافته ایران با بازرسان، ارائه اطمینان در مورد ماهیت صلحآمیز فعالیتهای هستهای آن را دشوارتر کرده است. توافقی که حساسترین مواد را به نگهداری تحت نظارت در یک کشور ثالث منتقل کند، هر سؤال حفاظتی را حل نخواهد کرد، اما به طور مستقیم به مشکل نگهداری فوریترین پاسخ میدهد.

چگونه قزاقستان میتواند به بازتعریف پارامترهای توافق هستهای ایران در امنیت منطقهای کمک کند
برای قزاقستان، این نقش با هویت استراتژیک ساخته شده در طول سه دهه تناسب دارد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، قزاقستان بخشی از برنامه هستهای شوروی را به ارث برد، اما تصمیم به کنار گذاشتن آن گرفت. این کشور سایت آزمایش سمپالاتینسک را بست، به پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای به عنوان یک کشور غیرهستهای پیوست و محدودیت هستهای را به یکی از عناصر اصلی سیاست خارجی خود تبدیل کرد.
به همین دلیل است که قزاقستان به گونهای مفید است که روسیه نیست. مسکو زیرساختهای فنی را دارد، اما از نظر سیاسی پاسخ درستی نیست. هر ترتیبی که به روسیه نقش مرکزی در توافق ایالات متحده و ایران بدهد، بلافاصله در جنگ اوکراین، سیاستهای تحریمی و درک این که مسکو با نفوذ دیپلماتیک در هزینه واشنگتن پاداش میگیرد، گرفتار خواهد شد.
چین مسئلهای متفاوت اما مرتبط را مطرح میکند. پکن ممکن است ظرفیت فنی لازم را داشته باشد، اما قرار دادن حساسترین مواد ایران تحت سرپرستی چین، آسیبپذیری ژئوپلیتیکی جدیدی را در توافقی که قبلاً تحت بار بیاعتمادی قرار دارد، ایجاد خواهد کرد. خود ترامپ تمایل چندانی به ترتیبی که انبار ذخایر در دست روسها یا چینیها باقی بماند، نشان نداده است.
قزاقستان یک قدرت میانه با ذهنیت عدم گسترش تسلیحات است که سوابقی دارد که واشنگتن میتواند از آن دفاع کند و تهران میتواند بدون اینکه به نظر برسد به ایالات متحده تسلیم شده است، آن را بپذیرد.
مکانیسمهای دیپلماتیک که به ساختار توافق هستهای قزاقستان کمک میکنند
این نقطه شیرین دیپلماتیک است. یک حساب امانی در قزاقستان نیاز به اعتماد ایران به ایالات متحده ندارد. همچنین نیاز به اعتماد ایالات متحده به ایران ندارد. این نیاز به اعتماد هر دو طرف به یک مکانیسم دارد: نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، سرپرستی کشور ثالث، شرایط مشخص و پیامدهای نقض.
ترتیب میتواند ساده باشد.
نخست، ایران حساسترین انبار ذخایر را طبق رویههای فنی توافق شده منتقل، رقیق یا به نحوی خنثی میکند.
دوم، ایالات متحده و شرکایش تسهیلات محدود و قابل بازگشت در زمینه تحریمها، کانالهای مالی انسانی یا دسترسی مرحلهای به وجوه مسدود شده را فراهم میکنند.
سوم، مذاکرات گستردهتری در مورد محدودیتهای غنیسازی، نظارت و تضمینهای بلندمدت ادامه مییابد. اگر ایران توافق را نقض کند، مواد در دسترس فوری آن باقی میماند. اگر واشنگتن از توافق خارج شود، ایران میتواند استدلال کند که مواد به ایالات متحده تسلیم نشده بلکه تحت یک چارچوب بینالمللی نگهداری میشود.
این ممکن است خیلی پیچیده به نظر برسد. اما هر توافق جدی با ایران پیچیده است. گزینه دیگر انتخاب بین اقدام نظامی است که ممکن است تأسیسات را آسیب بزند بدون اینکه مشکل سرپرستی را حل کند، و دیپلماسی که به دلیل اینکه هیچیک از طرفین نمیتواند جنبههای خواستههای طرف دیگر را بپذیرد، فرو میپاشد.
این باید به غریزههای خود ترامپ appealing باشد. یک توافق موفق نیازی به فروش به عنوان احیای برنامه جامع اقدام مشترک ۲۰۱۵ (JCPOA) ندارد. میتواند به عنوان چیزی ملموستر و قابل راستیآزمایی بیشتر ارائه شود: حذف یا خنثیسازی حساسترین مواد ایران تحت نظارت بینالمللی، در مکانی که برای دشمنان هیچیک از طرفین قابل قبول نبوده و تحت کنترل رقبای هیچیک از طرفین نباشد.
توافق هستهای بعدی ایران با اعتماد نجات نخواهد یافت. بلکه با مکانیزمی نجات خواهد یافت که عدم اعتماد را قابل تحمل میسازد. و یک سپردهگذاری اورانیوم تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی در قزاقستان میتواند سختترین درخواست در مذاکرات را به چیزی تبدیل کند که واشنگتن، تهران و جهان قادر به تأیید آن باشند. در مذاکرهای که هر طرف به شواهد بیشتر از وعدهها نیاز دارد، این ممکن است پلی باشد که رئیسجمهور ترامپ از آن غافل بوده است.

