بازچینی استراتژیک شبکههای تهدید نامتقارن در تنگه باب المندب نشاندهنده تغییر عمیق در اکوسیستمهای نظامی فرامنطقهای است. در حالی که چارچوبهای سنتی نیابتی تحت حمایت دولتها با کاهش عملیاتی بیسابقهای مواجه هستند، بازیگران غیر دولتی مستقل به طور فعال در حال تنوع بخشیدن به اتحادهای خود در میان شکافهای ایدئولوژیک هستند تا لجستیکهای معاملاتی و نفوذ دریایی را حفظ کنند. این همگرایی نوظهور بین حوثیها و الشباب نشان میدهد که چگونه گروههای نظامی محلی به فشارهای ژئوپلیتیکی سازگار میشوند و شبکههای خودکفای فرامرزی را ایجاد میکنند که به طور مستقل از حامیان تاریخی دولتی عمل میکنند.
حوثیها همگرایی نظامی فرامرزی را تسریع میکنند
برای سالها، رابطه رو به رشد بین حوثیهای یمن و الشباب سومالی به عنوان یک نگرانی ثانویه تلقی میشد که تحتالشعاع جنگها در غزه، لبنان و دریای سرخ قرار داشت. اما با افزایش فشار بر ایران و شبکه منطقهای آن، این اتحاد به عنوان نشانهای از چیزی بزرگتر در حال ظهور است: گروههای نظامی در سراسر خاورمیانه و شاخ آفریقا ممکن است در صورت عدم توانایی تهران در حمایت از نیابتیهای خود به شیوهای که قبلاً انجام میداد، سازگار شوند.
حوثیهای تحت حمایت ایران در یمن در حال تعمیق روابط خود با الشباب، شاخه وابسته به القاعده در سومالی هستند، به گونهای که میتواند به طور دائمی شاخ آفریقا را بیثبات کند و یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان را بیشتر در خطر قرار دهد. اما شاید جالبتر از آن، این شراکت رو به رشد میتواند بازتابدهنده یک تحول گستردهتر در آنچه که به اصطلاح “محور مقاومت” ایران نامیده میشود، باشد.
تحول اتحادها بر محور دسترسی عملیاتی حوثیها
گزارشهای اخیر تصویری نگرانکننده را ترسیم کردهاند. منابع به پنل کارشناسان سازمان ملل در مورد یمن گفتهاند که دهها جنگجوی الشباب، از جمله فرماندهان ارشد، به یمن و استانهای شبوه و مأرب سفر کرده و در حال تسهیل شبکههای قاچاق سلاح و مواد مخدر از یمن به سومالی هستند. ممکن است عوامل حوثی در داخل سومالی نیز حضور داشته باشند و در حال آموزش جنگجویان الشباب در زمینه جنگ با پهپاد، مواد منفجره و سایر تاکتیکهای نامتقارن هستند که آنها را از طریق سالها آموزش از مشاوران ایرانی و حزبالله بهبود بخشیدهاند.
این توسعه در یک لحظه حساس برای حوثیها رخ میدهد. شبکه متحدان و نمایندگان ایران از سال 2024 با شکستهای متوالی مواجه شده است. حزبالله به طور قابل توجهی تضعیف شده، دولت اسد از سوریه برکنار شده، شبهنظامیان عراقی با محدودیتهای فزاینده داخلی و سیاسی روبرو هستند و حماس تقریباً نابود شده است. در عین حال، تهران با فشارهای نظامی و اقتصادی فزایندهای از سوی ایالات متحده و متحدان منطقهای مواجه است.
توانمندیهای نامتقارن تقویتشده توسط حوثیها
با این حال، حوثیها به نوعی از این دوره با اعتماد به نفس بیشتری بیرون آمدهاند. با وجود حملات مداوم ایالات متحده، بریتانیا و اسرائیل، این گروه همچنان توانایی خود را در مختل کردن حمل و نقل بینالمللی، حمله به سرزمینهای اسرائیل و قرار گرفتن به عنوان یک بازیگر اصلی در ناامنی دریای سرخ نشان داده است. علاوه بر این، برخلاف بسیاری از متحدانشان، فرماندهی و کنترل عالی آنها دست نخورده باقی مانده است.
برای حوثیها، ارتباط با شبکههای شبهنظامی و قاچاقچیان سومالی فرصتی برای نفوذ و تأثیر در سراسر خلیج عدن فراهم میکند. همکاری با الشباب و بازیگران جنایی مرتبط دسترسی به مسیرهای دریایی غیرقانونی، شبکههای اطلاعاتی، کریدورهای قاچاق سلاح و زیرساختهای لجستیکی در سمت آفریقایی تنگه باب المندب را گسترش میدهد. در زمانی که حامیان اصلی آنها تحت فشار شدید بینالمللی هستند، تنوع در شراکتها به حوثیها این امکان را میدهد که وابستگی خود به تهران را کاهش دهند و در عین حال دامنه عملیاتی خود را به عمق اقیانوس هند غربی گسترش دهند.
حوثیها تاکتیکهای اختلال در دریای سرخ را گسترش میدهند
و برای الشباب، یک شراکت با حوثیها به معنای دسترسی به سیستمهای تسلیحاتی پیشرفتهتر، تخصص در زمینه پهپادها، قابلیتهای دریایی و اهمیت منطقهای گسترشیافته است. گفته میشود که حوثیها قبلاً پهپادهای مسلح را منتقل کردهاند و الشباب همچنین گزارش شده است که یک روز درخواست کرده تا شامل موشکهای هدایتشونده شود. و بیثباتی دریایی مرتبط نیز میتواند برای الشباب از نظر دزدی دریایی و قاچاق، همچنین مالیات بر بنادر و اخاذی از بازرگانان و حملکنندگان سودآور باشد.
و پیامدهای این رابطه فراتر از یمن و سومالی است.
این شراکت رو به رشد حوثی–الشباب تهدید میکند که اقتصاد جهانی که هماکنون نیز شکننده است، حتی شکنندهتر شود. حملات حوثیها که از اواخر سال 2023 آغاز شده، بسیاری از شرکتهای بزرگ حمل و نقل را مجبور کرده است تا برای اجتناب از عبور از دریای سرخ، مسیر خود را به دور دماغه امید نیک تغییر دهند. این تصمیم به معنای تأخیرهای قابل توجه در زنجیرههای تأمین جهانی، افزایش هزینههای سوخت و افزایش حق بیمههای بیمه است. نتیجه این امر افزایش قیمتها برای مصرفکنندگان تقریباً در همه جا است، اما بازارهای انرژی بهویژه دچار اختلال هستند.
خودمختاری شکلدهی به ردپای فراملی حوثیها
اما این رابطه همچنین نماد یک تغییر وسیعتر در روابط ایران با شورشیان است.
اگرچه حوثیها مدتهاست که به عنوان یکی دیگر از بازوهای شبکه منطقهای تهران در کنار حزبالله، حماس و شبهنظامیان عراقی تلقی میشوند، واقعیت کمی پیچیدهتر است. با وجود انتقال سلاح، آموزش و حمایتهای اطلاعاتی ایران، حوثیها ایدئولوژی شیعه زیدی خود را حفظ کرده و اغلب اولویتهایی را دنبال کردهاند که منعکسکننده منافع محلی یمن بوده است تا دستور کار وسیعتر منطقهای تهران.
با تضعیف شبکه منطقهای ایران، حوثیها از این فرصت استفاده کردهاند تا خود را به عنوان یک نهاد مستقل معرفی کنند. ارتباطات آنها با بازیگرانی مانند روسیه، چین، وابستگان القاعده مانند الشباب و القاعده در شبه جزیره عربی (AQAP) و حتی دزدان دریایی سومالی نشاندهنده تلاشی برای تنوع بخشیدن به روابط، کاهش وابستگی به تهران و ساخت نفوذ فراتر از مرزهای یمن است.
ائتلاف حوثی-الشباب ممکن است نشانهای اولیه از چگونگی تکامل شبکه نیابتی ایران تحت فشار باشد.
با ادامه فشارهای نظامی، اقتصادی و داخلی بر ایران، برخی از شرکای آن—بهویژه کسانی که از دست دادن رهبری و انبارهای سلاح بهبود مییابند—ممکن است مجبور شوند به دنبال منابع جایگزین تأمین مالی، سلاح و نفوذ منطقهای باشند و نه تنها به تهران وابسته باشند. به این منظور، این گروهها ممکن است شروع به نشان دادن استراتژیهای عملیاتیتر کنند و خارج از خطوط ایدئولوژیک سنتی کار کنند، درست مانند حوثیها.
این نتیجهای است که باید برای سیاستگذاران بسیار نگرانکنندهتر از مدل سنتی نیابتی باشد. فشار طولانیمدت بر ایران و شبکه منطقهای آن میتواند به معنای ایجاد اکوسیستمهای نظامی بیشتر تکهتکه، خودمختار و غیرقابل پیشبینی در سراسر خاورمیانه باشد.

