نتیجهگیری استراتژیک این درگیری، تغییرات چشمگیری در ژئوپolitیک خاورمیانه را نشان میدهد و ارزیابی سختی از ساختار بازدارندگی غربی را میطلبد. ارزیابی هزینه واقعی جنگ ترامپ با ایران نمایی از اختلالات شدید کلان اقتصادی، کاهش شدید مهمات و پروتکلهای امنیت دریایی تکهتکه شده را نشان میدهد که به مراتب بیشتر از هر گونه امتیاز دیپلماتیک کوتاهمدت است. در نهایت، محاسبه هزینه واقعی جنگ ترامپ با ایران نیازمند یک چارچوب تحلیلی است که فراتر از بلاغت سیاسی به اندازهگیری مسئولیتهای عمیق و سیستمی که بر ثبات تجارت جهانی تحمیل شده، بپردازد.
واقعیتهای هزینه واقعی جنگ ترامپ با ایران
با امضای یک یادداشت تفاهم (MOU) در روز چهارشنبه، جنگ ایران به پایان رسیده است، حداقل برای حال. پیامدهای کامل هنوز مشخص نیست. به عنوان مثال، ما نمیدانیم که ایران در نهایت چه محدودیتهایی بر برنامه هستهای خود، اگر وجود داشته باشد، به عنوان بخشی از مذاکرات بعدی توافق خواهد کرد—هرچند که سود اقتصادی که رئیسجمهور دونالد ترامپ به تهران ارائه میدهد، انگیزه جمهوری اسلامی برای سازش را به شدت کاهش میدهد. اما یک چیز را میتوان با اطمینان گفت: این جنگ به قیمت بالایی که برای آن پرداخت شده، نمیارزید.
نخست، هزینه انسانی وجود دارد. ایالات متحده در این درگیری سیزده سرباز را از دست داد، در حالی که ایران بیش از ۳،۳۷۵ نفر را از دست داد، از جمله ۱۷۰ نفر که در نتیجه یک حمله احتمالی موشکی تام هاوک به یک مدرسه دخترانه کشته شدند. بیست و شش نفر دیگر نیز در حملات موشکی و پهپادی ایران به اسرائیل کشته شدند و دهها نفر دیگر در کشورهای مختلف خلیج فارس. حداقل دو هزار نفر در لبنان کشته شدهاند که اسرائیل در پاسخ به حملات حزبالله یک حمله بزرگ را آغاز کرده است.

محاسبه هزینه واقعی جنگ ترامپ با ایران
سپس هزینه اقتصادی وجود دارد. موسسه تحلیلهای مودی برآورد میکند که این جنگ تا کنون حدود ۱۳۲ میلیارد دلار به مصرفکنندگان و مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه داشته است و این رقم همچنان در حال افزایش است.
بیشترین سهم از این هزینهها از طریق قیمت بنزین به دست آمد. قیمت بنزین به طور متوسط به ۴.۵۶ دلار در هر گالن رسید و سپس پس از آنکه به نظر میرسید دو طرف ممکن است به توافقی دست یابند، کاهش یافت. قیمتهای کود شیمیایی نیز در طول جنگ حدود ۴۷ درصد افزایش یافت و به طور غیرمستقیم به افزایش هزینههای غذایی کمک کرد. کشورهای خلیج فارس و کشورهای جنوب جهانی حتی بیشتر از ایالات متحده آسیب دیدند. به دلیل این جنگ، بانک جهانی پیشبینی رشد اقتصادی جهانی را برای امسال به ۲.۵ درصد کاهش داد که پایینترین سطح از زمان پاندمی کووید-۱۹ است.
در نهایت، هزینه نظامی وجود دارد. به گفته روزنامه وال استریت ژورنال، معاون وزیر دفاع هفته گذشته به اعضای کنگره گفت که این وزارتخانه درخواست ۸۰ میلیارد دلار بودجه اضافی برای پوشش هزینههای جنگ و سایر هزینهها خواهد کرد. این تقریباً قطعاً یک برآورد بسیار کم است. به عنوان مثال، این مبلغ شامل هزینه تعمیر بیست پایگاه ایالات متحده در منطقه که از حملات ایران آسیب دیدهاند، نمیشود. ایالات متحده همچنین باید هزینه تعمیر یا جایگزینی چهل و دو هواپیمای نظامی ایالات متحده، چه سرنشیندار و چه بدون سرنشین، که در این درگیری از دست رفته یا آسیب دیدهاند، پرداخت کند.
تأثیر استراتژیک و هزینه واقعی جنگ ایران ترامپ
جایگزینی تمام موشکهای پیشرفته ایالات متحده که در این درگیری استفاده شدهاند، حتی سختتر و پرهزینهتر خواهد بود. ایالات متحده بیش از یک هزار موشک کروز تام هاوک و بیش از ۱,۵۰۰ موشک دفاع هوایی شلیک کرده است. مهمات مصرف شده شامل بیش از نیمی از موجودی پیش از جنگ موشکهای پاتریوت است که اوکراین به شدت به آنها نیاز دارد تا در برابر حملات موشکی روسیه دفاع کند. به گزارش وال استریت ژورنال، جایگزینی این ذخایر ممکن است تا شش سال طول بکشد و در این میان ایالات متحده برای یک درگیری بزرگ با چین یا روسیه کمتر آماده خواهد بود.
دیگر کشورها در منطقه نیز آسیبهای عمدهای دیدهاند. کشورهای خلیج فارس برآورد شده است که حدود ۵۸ میلیارد دلار خسارت دیدهاند. خسارت به ایران حتی بیشتر است؛ به برخی برآوردها، بازسازی آن ۳۰۰ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. و با این حال، ایران با اکثر پهپادها و موشکهای خود سالم بیرون آمد. برنامه هستهای آن به دلیل بمبارانها—به ویژه حملات انجام شده توسط هواپیماهای ایالات متحده و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵—به تأخیر افتاد. بر این باور نیستند که ایران از آن زمان هیچ غنیسازی انجام داده باشد، اگرچه رژیم هنوز حدود یازده تن اورانیوم غنیشده به همراه دانش و ظرفیت ساخت بمب را در اختیار دارد.
گلوگاههای هزینه واقعی جنگ ایران ترامپ
اما در حالی که مذاکرات بینالمللی با ایران مدتها بر برنامه هستهای این کشور متمرکز بوده است، این درگیری به ایران اجازه داد تا یک سلاح اقتصادی جدید و ویرانگر را معرفی کند: با استفاده از پهپادها، موشکها و مینها، توانست تنگه هرمز را به جز یک جریان کم، به روی تمام ترافیک دریایی ببندد. از آنجا که تنگه معمولاً ۲۰ درصد از نفت جهان را حمل میکند، بسته شدن آن جهان را به بحران انرژی فرو برد و ترامپ را مجبور کرد تا جنگ را بدون دستیابی به اهدافش در تغییر رژیم، نابودی برنامههای هستهای و موشکی ایران، یا پایان حمایت آن از نمایندگان منطقهای مانند حزبالله به پایان برساند.
موقعیت توافق آمریکا و ایران در مسائل اصلی
یک مقام آمریکایی توافقنامه مقدماتی ۱۴ مادهای را به اشتراک گذاشت که یک بازه ۶۰ روزه برای مذاکره بر سر یک توافق نهایی بین آمریکا و ایران ایجاد میکند.

شرایط سخاوتمندانه یادداشت تفاهم—که تحت آن آمریکا متعهد به ارائه معافیتهای تحریمی به ایران و سپس لغو کامل تحریمها، دسترسی ایران به وجوه مسدود شده و حتی تأمین یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری است—میتواند به عنوان هزینه عمدهای برای بازگشایی تنگه تلقی شود.
این هزینه ممکن است افزایش یابد، زیرا طبق توافق، ایران تنها متعهد شده است که به مدت شصت روز دسترسی آزاد به این آبراه حیاتی را فراهم کند. تهران هر نشانهای را داده است که پس از آن سعی خواهد کرد به همراه عمان، “هزینههای کاربری” که معادل عوارض است، دریافت کند. این امر نقض اصل آزادی ناوبری است که آمریکا از زمان جنگهایش علیه دزدان دریایی بارباری در روزهای اولیه جمهوری حفظ کرده است.
پارامترهای تسویه و هزینه واقعی جنگ ایران ترامپ
به طور خلاصه، جنگ ایران هزینه زیادی داشت—از نظر اقتصادی، نظامی و انسانی—و کمترین منفعت ملموس را به همراه داشت. در واقع، ممکن است ایران را جسورتر و قدرتمندتر کند. تهران اکنون میتواند به این افتخار کند که از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل جان سالم به در برده و با رژیم خود دست نخورده باقی مانده است، حتی اگر برخی از بازیگران در راس تغییر کرده باشند. ایران اکنون میتواند از وجوهی که از لغو تحریمها و آزادسازی داراییها دریافت میکند، نه تنها اقتصاد خود را بازسازی کند بلکه ظرفیت نظامی خود را نیز افزایش دهد و حمایت از گروههای نیابتی مانند حزبالله را بیشتر کند.
ترامپ در پیامرسانی سیاسی استاد است، اما برای او دشوار خواهد بود که این درگیری را به چیزی جز یک شکست جدی تبدیل کند.

