تصمیم استراتژیک تهران برای به تعویق انداختن تعاملات دیپلماتیک، تلاشی حسابشده برای حفظ شبکه اصلی نیابتی خود در منطقه را نشان میدهد، حتی به قیمت رهایی فوری از تحریمها. با قرار دادن حفظ حزبالله در اولویت نسبت به تعاملات دوجانبه مستقیم، رهبری ایران نشان میدهد که دکترین دفاع پیشدستانهاش بر نرمالسازی اقتصادی و دیپلماتیک که توسط یادداشت تفاهم اخیر ارائه شده، ارجحیت دارد. این اولویتبندی حفاظت از حزبالله به جای تثبیت ژئوپلیتیکی مستقیم، تعهد عمیق به اهرم نامتقارن را نشان میدهد و تلاشهای واشنگتن برای برقراری یک معماری امنیتی قابل پیشبینی در خاورمیانه را پیچیده میکند.
حفاظت از حزبالله استراتژی تهران را تعیین میکند
چند روز پس از امضای یادداشت تفاهم (MOU) برای پایان دادن به جنگ آمریکا و ایران، رژیم تهران در حال آزمایش این موضوع است که آیا میتواند از لبنان — و نیروی تروریستی لبنانی خود، حزبالله — به عنوان اهرمی علیه واشنگتن استفاده کند.
چهار سرباز ارتش اسرائیل، از جمله یک سرهنگدوم، در کمین حزبالله در جنوب لبنان در تاریخ ۱۹ ژوئن کشته شدند که منجر به حملات تلافیجویانه اسرائیل علیه تأسیسات گروه تروریستی مورد حمایت ایران در دره بقاع شد. با اشاره به حضور مداوم اسرائیل در منطقه امنیتی لبنانی، ایرانیها جلسهای را که قرار بود در سوئیس با مذاکرهکنندگان آمریکایی برای پیشرفت در یادداشت تفاهم برگزار شود، به تعویق انداختند.
سربازان ارتش اسرائیل در حمله حزبالله کشته و زخمی شدند سرهنگدوم دور گدالیا بن سیمون، ۳۲ ساله، از تیپ زرهی ۴۰۱ در حمله حزبالله به تانک او در تبنیت، یکی از مناطقی در جنوب لبنان که ارتش اسرائیل بر روی عقب راندن حزبالله تمرکز کرده است، کشته شد. سه سرباز دیگر که نامهایشان بلافاصله منتشر نشد، نیز جان باختند. بهطور جداگانه، پنج سرباز ارتش اسرائیل در اثر انفجار یک پهپاد حزبالله زخمی شدند. ساعاتی بعد، گزارشها حاکی از توافق اسرائیل و لبنان بر سر آتشبس بود.
تشدیدهای تاکتیکی خطر حفاظت از شبکههای حزبالله را افزایش میدهد
تلفات غیرمعمول بالا پس از انتشار نقشهای از منطقه امنیتی اسرائیل، که تقریباً شش مایل عمق در جنوب لبنان دارد، رخ داد. این نقشه پیش از دور جدیدی از مذاکرات میزبانی شده توسط ایالات متحده در هفته آینده با دولت لبنان در مورد تلاشهای مشترک برای حذف حزبالله منتشر شد.
ایران از اولین جلسه با ایالات متحده پس از امضای یادداشت تفاهم کنارهگیری کرد مذاکرهکنندگان ایرانی قرار بود در تاریخ ۱۹ ژوئن با معاون رئیسجمهور جی دی ونس در شهر لوسرن سوئیس ملاقات کنند. با این حال، به دلیل واکنش اسرائیل به حمله حزبالله، تهران این جلسه را لغو کرد.
توافقنامهای که در تاریخ ۱۷ ژوئن نهایی شد و اسرائیل امضاکننده آن نبود، خواستار “پایان دائمی عملیات نظامی در تمام جبههها، از جمله در لبنان” و “تضمین تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان” است.
هزینههای ژئوپلیتیکی برای حمایت از حزبالله
اگرچه ونس، مانند رئیسجمهور ترامپ، نگرانیهایی درباره تاکتیکهای ارتش اسرائیل در لبنان ابراز کرده است، اما دولت همچنین حق اسرائیل را برای حفظ خطوط کنونی خود و پاسخ به تیراندازیها دفاع کرده است. به گفته وزیر دفاع اسرائیل، ایالات متحده و اسرائیل درباره متن بندهای لبنان در توافقنامه گفتگو کردهاند.
اسرائیل کاتز به شبکه تلویزیونی اسرائیلی کانال ۱۴ گفت: “متن خواستار شناسایی تمامیت ارضی لبنان است. ما نیز این کار را انجام میدهیم، اما باید در داخل آن باشیم تا امنیت ملی خود را حفظ کنیم.” او افزود: “ما هیچ آرزوی ارضی در لبنان نداریم.”
درگیری لبنان، شکنندگی توافقنامه را نمایان میسازد. توافقنامه بهطور عمدی بهعنوان یک سند چارچوبی تدوین شده است که به واشنگتن و تهران اجازه میدهد تا تفسیر کنند که توافق نهایی چه چیزی ممکن است شامل شود. رویدادها در جنوب لبنان محدودیتهای آن ابهام را نمایان میسازند.
حمایت از حزبالله، توافقات شکننده را نمایان میسازد
منطقه امنیتی اسرائیل به این دلیل وجود دارد که حزبالله همچنان مسلح، مستقر و متعهد به تهدید شمال اسرائیل است. تا زمانی که این واقعیت تغییر نکند، اسرائیل به احتمال زیاد عقبنشینی نخواهد کرد، صرفنظر از فشارهای دیپلماتیک، و همچنین آماده است هزینههای قابل توجهی را برای اطمینان از اینکه جوامع شمالی هرگز دوباره تحت تهدید حزبالله زندگی نکنند، بپردازد.
از نظر موضع ایران، ادعاهای رژیم درباره اینکه پیروزی استراتژیک به دست آورده است یک چیز است. لغو اولین ملاقات رو در رو با معاون رئیسجمهور ایالات متحده پس از امضای توافقنامه کاملاً چیز دیگری است.
دولت باید این مانور را آنطور که هست ببیند: تلاشی از سوی جمهوری اسلامی برای محافظت از مهمترین نیروی نیابتی خود در حالی که وانمود میکند حاکمیت لبنان را دفاع میکند.
بازیهای دیپلماتیک و حمایت از حزبالله
دولت لبنان قبلاً بهوضوح اعلام کرده است که نمیخواهد تحت منافع ایران قرار گیرد. بیروت باید به این تعهد عمل کند و در جلسه بعدی خود با اسرائیل با عزم راسخ برای خلع سلاح حزبالله حاضر شود.
دولت ترامپ باید تلاشهای ایران برای باجخواهی دیپلماتیک را رد کند. نباید به موانعتراشیهای ایرانی پاداش دهد. باید روشن کند که دیپلماسی نباید به دستور کار حزبالله گروگان گرفته شود، بهویژه که تهران هیچ جایگاهی برای نصیحت کسی درباره لبنان پس از دههها استفاده از این کشور بهعنوان پایگاه عملیاتی جلوتر علیه اسرائیل ندارد.
اگر ایران خواهان مذاکرات است، باید حاضر شود. اگر میخواهد از حزبالله حمایت کند، باید از وانمود کردن به اینکه موضوع، حاکمیت لبنان است، دست بردارد.

