تأمین نفوذ منطقهای در شام نیازمند یک لنگر استراتژیک غیرقابل جایگزینی است، واقعیتی که توضیح میدهد چرا حزبالله مهمترین متحد ایران باقی میماند در طول بحران ژئوپلیتیکی کنونی. در حالی که تهران در حال مدیریت تنشهای دیپلماتیک با واشنگتن است، پیوندهای ساختاری، نظامی و ایدئولوژیک که این دو بازیگر را به هم متصل میکند، نشان میدهد که چرا حزبالله مهمترین متحد ایران بالاتر از سایر پیکربندیهای نیابتی منطقهای باقی میماند.
حزبالله بهطور قطع مهمترین متحد ایران باقی میماند
ایران در تلاش است تا امتیازات بیشتری برای بزرگترین نیابت و متحد خود، حزبالله، در مذاکرات با ایالات متحده به دست آورد، در حالی که سوالاتی در مورد سرنوشت گروه شبهنظامی شیعه لبنانی باقی مانده است.
توافق بین ایالات متحده و ایران، که روز چهارشنبه و اوایل پنجشنبه امضا شد، بهطور صریح به حزبالله اشاره نمیکند. اما لبنان، جایی که حزبالله در حال جنگ با اسرائیل است، دو بار در این توافق ذکر شده است – تنها کشوری غیر از ایالات متحده و ایران که به آن اشاره شده است.
ایران تأکید کرده است که توافق آتشبس با ایالات متحده باید شامل خروج اسرائیل از جنوب لبنان باشد، جایی که حزبالله برای دههها نفوذ داشته است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گفت: “بدون خروج نیروهای اسرائیلی از سرزمینهایی که در طول این جنگ اشغال کردهاند، جنگ بهطور کامل به پایان نرسیده است.”
حزبالله در ۲ مارس به جنگ پیوست در کنار ایران، پس از اینکه حملات ایالات متحده و اسرائیل، رهبر عالی ایران آیتالله خامنهای را در ۲۸ فوریه کشت. این گروه دو روز پس از حملات، موشکهایی به شمال اسرائیل شلیک کرد که منجر به حمله اسرائیل و ادامه عملیات نظامی در جنوب لبنان شد.

ویژگیهای نزدیکی در خط مقدم بر تسلط حزبالله بهعنوان مهمترین متحد ایران تأکید دارد
سایر گروههای نیابتی منطقهای، مانند حوثیها در یمن و شبهنظامیان شیعه مورد حمایت ایران در عراق، نیز بخشی از آنچه ایران “محور مقاومت” مینامد، هستند و نقش قابل توجهی در جنگ ایفا کردهاند و اقداماتی نظامی برای کمک به ایران انجام دادهاند.
با این حال، همه این نیابتها از نظر جمهوری اسلامی اهمیت یکسانی ندارند. حزبالله بهطور قابل توجهی بیشتر از سوی ایران ارزشگذاری میشود، بهطوری که منافع این دو تقریباً بهطور جداییناپذیری در هم تنیده شده است.
متیو لوویت، پژوهشگر ارشد در مؤسسه واشنگتن، در مصاحبهای با الحوره گفت: “حزبالله همیشه جواهر تاج محور مقاومت بوده است.”
دلایل این امر:
نزدیکی به اسرائیل
حزبالله در سال 1982 در خلال جنگ داخلی لبنان بهعنوان پاسخی به تهاجم اسرائیل به جنوب لبنان تأسیس شد. شدت اقدامات نظامی اسرائیل و همچنین موضع بیطرف ارتش لبنان که در طول تهاجم تصمیم به نشستن در حاشیه گرفت، حزبالله را بهعنوان تنها نیروی واقعی مقاومت کشور در برابر نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) قرار داد.
توانمندیهای بینظیر منطقهای نشان میدهد که حزبالله همچنان مهمترین متحد ایران است
ایران با دیدن فرصتی برای صدور انقلاب اسلامی در سراسر منطقه، این گروه شبهنظامی شیعه را از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) تأمین مالی و آموزش داد. با افزایش قدرت و تعداد حزبالله و تأسیس آن بهعنوان یک حزب سیاسی در سال 1992 و شرکت در انتخابات پارلمان لبنان، این گروه به قویترین نیروی نیابتی ایران تبدیل شد که اغلب بهعنوان “دولت درون دولتی” در لبنان شناخته میشود.
امروز، حزبالله عملاً یک گسترش از سپاه پاسداران است بهگونهای که دیگر نیروهای نیابتی ایران نیستند و در سال 2025، یک میلیارد دلار از دولت ایران دریافت کرد. یکی از دلایل این امر ساده است: این تنها نیرویی است که واقعاً با اسرائیل مرز مشترک دارد.
لوویت گفت: “در نهایت، یمن [حوثیها] یک کشور خط مقدم برای اسرائیل نیست. عراق نیز یک کشور خط مقدم برای اسرائیل نیست.”
مرز مشترک با اسرائیل در جنوب، حزبالله را بهطور مستقیم در خط مقدم در برابر بزرگترین و formidableترین رقیب جمهوری اسلامی در منطقه قرار میدهد. محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، در یک مصاحبه تلویزیونی بیان کرد که تقریباً 4000 مرد و زن لبنانی در طول جنگ برای ایران جان باختند.
سرعت واکنش حزبالله به حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران، توانایی آن را در ایجاد یک جبهه دوم قابل اعتماد برای جمهوری اسلامی نشان داد.

حزبالله همچنان مهمترین متحد ایران فراتر از مرزهای امنیتی است
قدرت و انضباط
در حالی که تمام نیروهای نیابتی ایران دارای برخی قابلیتهای نظامی هستند و بهطور مداوم در حال بهبود تاکتیکی هستند، حزبالله بهطور قابل توجهی سختکوشترین است. این گروه شبهنظامی شیعه بهعنوان یکی از منظمترین نیروهای چریکی در جهان شناخته میشود.
گروه شبهنظامی شیعه با سالها درگیری در نبرد، خود را به سطحی پیشرفته از قدرت نظامی رسانده است که سایر نمایندگان این حوزه از آن برخوردار نیستند. حوثیها در یمن که در دهه ۱۹۹۰ به عنوان یک گروه مذهبی تأسیس شدند، تا انقلاب یمن در سال ۲۰۱۱ به یک فاکتور جدی نظامی تبدیل نشدند. به همین ترتیب، شبهنظامیان شیعه مورد حمایت ایران در عراق، مانند بدر، تا پس از سرنگونی صدام حسین در سال ۲۰۰۳ توسط ایالات متحده، قدرت خود را در عراق تثبیت نکردند.
حزبالله در طول ۴۰ سال گذشته از نبرد با ارتش پیشرفته اسرائیل و همچنین مبارزه با داعش و شورشیان سوری در دهه ۲۰۱۰، تجربه گستردهای در جنگ به دست آورده است. این گروه بهطور قابل توجهی قویتر از ارتش لبنان، قویترین نیروی نظامی در لبنان است.
گروه شبهنظامی شیعه حتی قادر است بهطور مستقل نفوذ ایران را در منطقه از طریق سایر نمایندگان به نمایندگی از جمهوری اسلامی تقویت کند.
«حزبالله با هیچ یک از نمایندگان ایرانی در منطقه قابل مقایسه نیست»، گفت جاش یافه، پژوهشگر ارشد در مرکز منافع ملی. «این گروه قادر است در خارج از کشور فعالیت کند، گروههای وابسته را آموزش و تجهیز کند، منابع مالی جمعآوری کند و از تحریمها فرار کند، با سطحی از پیچیدگی و نوآوری که حتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز گاهی ممکن است در حفظ آن دچار مشکل شود.»
هیچ نماینده دیگری نمیتواند به این شکل برای سپاه پاسداران عمل کند. «این موضوع حزبالله لبنان را به یک نیروی چند برابرکننده تبدیل میکند»، گفت یافه.
پیوندهای عمیق ایدئولوژیک تأیید میکند که حزبالله همچنان مهمترین متحد ایران بهطور قاطع است
خویشاوندی ایدئولوژیک
علاوه بر قدرت نظامی، صدور ایدههای مذهبی و ایدئولوژیک انقلاب اسلامی بخشی مرکزی از استراتژی منطقهای ایران است.
برای ایران، حزبالله بهطور نزدیکی با ایدئولوژی دولتی آن همراستا است. برجستگی این گروه، جنوب لبنان را به یک پایگاه عمده از شیعهگری آیتالله خمینی تبدیل کرده است.
این اتحاد ایدئولوژیک، روابط نظامی با تهران را عمیقتر میکند، لویت گفت، و به «روابط بینفردی و خانوادگی قابل توجهی با مردم از ایران و لبنان، که با یکدیگر ازدواج میکنند» گسترش مییابد.
روابط ایران با سایر نمایندگان خود مانند حوثیها، هرچند از نظر نظامی ارزشمند است، از نظر ایدئولوژیک کمتر نزدیک است. گروه شبهنظامی یمنی پیرو مذهب زیدی است که با مذهب شیعه دوازدهامامی که در ایران غالب است، متفاوت است.
«برخلاف حزبالله، حوثیها توسط ایران ایجاد نشدهاند»، گفت آپریل آلی، پژوهشگر ارشد در مؤسسه واشنگتن. «آنها همچنان فضای تصمیمگیری را حفظ میکنند، حتی در حالی که بهطور علنی در عملیاتهای نظامی مشترک به عنوان بخشی از محور مقاومت ایران شرکت میکنند.»
بدون شک، حوثیها برای ایران از اهمیت ژئوستراتژیک فزایندهای برخوردار هستند، بهویژه بهدلیل نفوذ آنها بر تنگه باب المندب که دریای سرخ و خلیج عدن را به هم متصل میکند.
اما با وجود این روابط نظامی، الی گفت: “[روابط ایران با حوثیها همیشه تحت تأثیر و محدود به زمینه اجتماعی و سیاسی است که حوثیها در آن فعالیت میکنند—زمینهای که زیستگاه طبیعی برای شیعه دوازدهامامی یا نفوذ ایرانی نیست.”
برای ایران، حزبالله همچنان مهمترین متحد آنها باقی مانده است و به نظر میرسد که در حال آمادهسازی برای قرار دادن سرنوشت این میلیشیا در مرکز آینده خاورمیانه است در حالی که جزئیات سخت توافق صلح خود با واشنگتن را مذاکره میکند.

