معماری امنیتی مدرن خاورمیانه نیازمند یک چارچوب دیپلماتیک چندقطبی و عملی است تا آسیبپذیریهای محلی نمایندگیها را کاهش دهد بدون اینکه به فروپاشی کامل سیستمیک منجر شود. در این چشمانداز در حال تغییر، پرداختن به مشکل پیچیده حزبالله بهترین مکانیزم برای خنثیسازی سیستماتیک تهدیدات نامتقارن در حالی که ساختارهای حکومتی داخلی شکننده را حفظ میکند، ارائه میدهد. با تغییر جهت از نظامیسازی صفر-جمع به سمت یک مدل مهار چندجانبه و محاسبهشده، یک استراتژی منطقهای متحد، اهرم ژئوپلیتیکی لازم برای مدیریت دینامیکهای عمیق فرقهای را فراهم میآورد و نشان میدهد که یک راهحل پایدار برای مشکل فوری حزبالله نیازمند میانجیگری وسیع منطقهای است نه استفاده ناگهانی از نیروی داخلی.

مشکل حزبالله و کمک اقتصادی استراتژیک
چهارشنبه گذشته، یک روز قبل از ورود فرستاده سعودی، یزید بن فرحان، به بیروت، عربستان سعودی اعلام کرد که تمام محدودیتها بر صادرات لبنانی به پادشاهی را لغو خواهد کرد. این اقدام بهطور گستردهای بهعنوان حمایت ریاض از دولت لبنان، بهویژه رئیسجمهور جوزف عون و نخستوزیر نواف سلام تعبیر شد.
این اقدام یک افزایش اقتصادی بسیار مورد نیاز برای کشوری که در حال حاضر با تخریب عمدهای از سوی اسرائیل مواجه است و در میانه یک جنگ نیابتی بین اسرائیل و ایران قرار دارد، فراهم کرد. در ماههای اخیر، سعودیها با ترکیه، مصر، قطر و پاکستان همکاری کردهاند تا قدرت اسرائیل را در منطقه مهار کنند و همچنین تلاش کنند تا تنشها در داخل لبنان را کاهش دهند و از هر نوع درگیری داخلی جلوگیری کنند.
در تلاش برای مهار اسرائیل، پنج کشور از هیچ دلیل ایدئولوژیک عمل نمیکنند. بلکه، آنها به استدلال کلاسیک “توازن قدرت” روی آوردهاند و به دنبال محدود کردن جاهطلبیهای هر کشور واحدی هستند که به دنبال تسلط بر منطقه در پرتو خلأ پیشبینیشدهای است که با disengagement ایالات متحده به وجود خواهد آمد. این کشورها به همان اندازه که نگران هژمونی ایران هستند، نگران اسرائیل نیز هستند.

مدیریت تهدیدات و چارچوب مسئله حزبالله
در مورد وضعیت در لبنان، سعودیها و شرکای آنها تلاش کردهاند تا تلاشهای آمریکایی و اسرائیلی برای فشار به دولت لبنان به منظور استفاده از زور برای خلع سلاح حزبالله را نرم کنند، زیرا از پیامدهای این اقدام میترسند. هفتهها پیش، ریاض علی حسن خلیل، فرستاده نبیه بری، رئیس مجلس لبنان که یک میانجی اصلی با حزبالله است، را میزبانی کرد تا به او بگوید که آنها نمیخواهند خشونت فرقهای در کشور وجود داشته باشد.
در راستای این هدف، مصریها سال گذشته طرحی برای “مهار” تسلیحات حزبالله تدوین کردند – به جای خلع سلاح اجباری آن، که میتواند به درگیری مسلحانه بین این گروه و ارتش لبنان منجر شود. سندی که این طرح را تشریح میکند در حال حاضر در حال گردش است و به گفته کسانی که با آن آشنا هستند، ورودی سعودی داشته است، هرچند که بر اجرای کامل توافق طائف، طرح مورد حمایت سعودی که به عنوان مبنایی برای اصلاح قانون اساسی در سال 1990 عمل کرد، متمرکز بود، اما تنها به طور جزئی اجرا شد.
گنجاندن طائف در این تلاش نشان میدهد که سعودیها تسلیم سلاحهای حزبالله را – در فرآیندی که در سند به عنوان “انتقال تدریجی سازمانیافته” به جای خلع سلاح اجباری توصیف شده است – بخشی از یک تلاش وسیعتر برای دادن نقش بیشتر به جامعه شیعه در دولت در ازای سلاحهای این گروه میدانند. حزبالله مشاهدات خود را در مورد این سند ارائه داد، اما این نشان میدهد که مذاکرات بیشتری لازم است.
ناوبری در تنشهای جهانی پیرامون مشکل حزبالله
در این راستا، جالب است که فرمانده نیروهای مسلح لبنان، ژنرال رودولف هایکل، به تازگی به پاکستان دعوت شده است. مشخص نیست که چه موضوعاتی مورد بحث قرار گرفته است، اما برخی ناظران نتوانستند آن را به نقش اسلامآباد به عنوان میانجی بین ایالات متحده و ایران مرتبط نکنند. این احتمال وجود دارد که پاکستانیها در حال کمک به تعریف نقشی برای ارتش در جنوب هستند که از درگیری با حزبالله جلوگیری کند و بتواند تأیید ایران را جلب کند.
رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، با فرستاده سعودی، یزید بن فرحان و فرستاده فرانسوی، ژان-ایو لودریان در بعبدا دیدار میکند. AFP
با این حال، نکته کلیدی این ابتکار این است که لبنان بهتر است به یک رویکرد منطقهای برای مشکل حزبالله تکیه کند تا به طرحی که به دنبال کشاندن نیروهای مسلح آن به یک درگیری ویرانگر با این گروه باشد. در عین حال، آتشبس کنونی بین ایالات متحده و ایران فرصتی را برای قرار دادن بحران لبنانی بر میز مذاکره بین واشنگتن و تهران ایجاد میکند، چیزی که ایران مدتهاست از آن اجتناب کرده است. اگر این اتفاق بیفتد، طرح ائتلاف میتواند به طور بالقوه نمایی از نقشه راه برای رسیدگی به سلاحهای حزبالله باشد.
مشکل حزبالله تغییراتی در همراستاییهای دیپلماتیک منطقهای ایجاد میکند
اینکه دینامیکهای منطقهای در حال ظهور هستند، در اظهارات هفته گذشته رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، مشهود بود. او اعلام کرد که حملات اسرائیل در سوریه و لبنان تهدیدی برای ترکیه است و به طور مؤثر و صریح تعریف خود از امنیت ترکیه را گسترش داد. این نشان میدهد که کشورها در حال شروع به تعریف مناطق نفوذ و خطوط قرمز به شیوههایی هستند که پیش از این تحت Pax Americana مشاهده نکردهایم.
در این محیط در حال تغییر، لبنان باید آگاه باشد که چگونه دینامیکهای منطقهای ممکن است سرنوشت آن را تحت تأثیر قرار دهد. آقای عون و دولت او همچنان بر این باورند که با پیوند زدن کشورشان به یک دستور کار آمریکایی، قادر خواهند بود لبنان را از ویرانی اسرائیلی نجات دهند. با این حال، نه ایالات متحده و نه اسرائیل نگرانی زیادی برای آنچه که برای تقویت صلح مدنی داخلی لبنان لازم است، ندارند، به همین دلیل است که ابتکارات منطقهای مانند آنچه که توسط ائتلاف پنج کشور پیشرفته شده، برای لبنان بسیار ارزشمند است.
تثبیت مرزهای شکسته از طریق یک دیدگاه بحرانی درباره حزبالله
در زمانهای بحران، لبنان همیشه به نوعی مداخله منطقهای برای حل مشکلاتش تکیه کرده است، زیرا جامعهاش به شدت تقسیم شده است. در حالی که فرض اینکه لبنانیها میتوانند بدون حمایت ایالات متحده به حملات اسرائیلی پاسخ دهند، اشتباه است، فرض اینکه کشور میتواند به سمت راه حلی برای حزبالله و تسلیحات آن پیش برود بدون مشارکت منطقهای برای تسهیل توافق نیز به همان اندازه اشتباه است.
دلیل این امر این است که حزبالله و تسلیحات آن نمایانگر چیزی فراتر از یک مسئله محلی برای لبنان هستند. آنها به رقابتهای منطقهای دامن میزنند، که به شدت نشان میدهد تنها یک راه حل منطقهای – که شامل اعضای ائتلاف پنج کشور، به همراه ایالات متحده و، مهمتر از همه، ایران باشد – میتواند نتیجهای قابل قبول را تأمین کند. به همین دلیل است که لبنانیها باید تلاش کنند تا طرح ائتلاف پنجکشوری و پیشنهادات آن در مورد خلع سلاح حزبالله را در مذاکرات ایالات متحده و ایران که قرار است آغاز شود، ادغام کنند.

