توافق ایران-آمریکا نیاز به بررسی دارد، اما دیدگاه از بیرون اتاق مذاکره به ندرت محاسبات استراتژیک کامل پشت شرایط آن را در بر میگیرد. این توافق ایران-آمریکا ناظران را مجبور میکند تا بین شک و تردید مشروع و نفوذ غیرقابل انکار ترامپ تعادل برقرار کنند و قضاوتی بر اساس رفتار ایران انجام دهند نه رد زودهنگام.
توافق ایران-آمریکا نیاز به بررسی دارد
من ۱۴ نکته از یادداشت تفاهم (MOU) ایران-آمریکا را به گونهای خواندم که قبلاً پیشنویسها را در کاخ سفید و قبل از آن، به مدت دو دهه در سازمان ترامپ میخواندم: با قلم در دست، هر بند را علامتگذاری میکردم. عادتهای قدیمی به سادگی به خاطر تغییر شغل از بین نمیروند.
واکنش صادقانه من، وقتی به این شکل میخوانم، این است که سوالات جدی درباره ساختار و شرایط آن دارم. محاصره برداشته میشود، نفت دوباره در حال حرکت است و کاهش تحریمها در مسیری قرار دارد که هر دو طرف میتوانند به طور متفاوتی آن را تفسیر کنند. از گفتن اینکه یادداشت تفاهم ممکن است درباره لبنان چه بگوید و اسرائیل چه کاری میتواند برای دفاع از خود در برابر حزبالله، تولید موشک، پهپادها و نمایندگان انجام دهد، صرفنظر میکنم.
من همچنین سوالاتی درباره تنگه هرمز دارم و اینکه آیا هر توافق نهایی آزادی کامل و دائمی ناوبری را تضمین خواهد کرد یا خیر.
و با این حال میدانم که واکنش من چقدر ناقص است، زیرا از کسی میآید که در بیرون اتاق ایستاده است. من سه سال را صرف تماشای فاصله بین آنچه که عموم مردم میدیدند و آنچه که واقعاً در پشت درهای بسته اتفاق میافتاد، کردم و یاد گرفتم که دیدگاه از بیرون اتاق تقریباً همیشه چیزهایی را از دست میدهد که افراد داخل اتاق میدانستند یا به دنبال آن بودند. انصاف ایجاب میکند که اکنون خودم را به همان استانداردها پایبند نگه دارم.
با این حال، تماسها و پیامها از زمانی که یادداشت تفاهم عمومی شد، متوقف نشده است. دوستان، دیپلماتها، خبرنگاران، همه همان سوال را میپرسند: نظر شما چیست؟ پاسخ من بدهکار است، نه یک فرار، پس اینجا آن است.
شک و تردید من نسبت به رژیم ایران یک اینچ هم جابهجا نشده است. این دولتی است که پروژه اعلام شدهاش شامل نابودی اسرائیل، دشمنی فعال با آنچه که کشورهای خلیج فارس ساختهاند و همچنان در حال ساخت هستند، و دشمنی علنی با منافع آمریکایی در سراسر منطقه و خود ایالات متحده است. بیش از ۱۱۰ روز جنگ دوباره آن موضع را نشان داد، در صورتی که کسی نیاز به یادآوری داشت.
من به آنچه که رئیسجمهور دونالد ترامپ و معاون رئیسجمهور جی دی ونس مطرح کردهاند، بهطور جدی توجه میکنم؛ اینکه ممکن است یک جناح عملیاتیتر در داخل رژیم وجود داشته باشد، جناحی که ایدئولوژی را رها نکرده اما به این نتیجه رسیده که مسیر کنونی به هیچجا نمیرسد. این استدلال شایسته شنیدن است. با این حال، حتی اگر چنین جناحی وجود داشته باشد و صادق باشد، آن جناح کنترل همه اهرمها در داخل ایران را در دست ندارد. سختگیران و جناحهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) که ترجیح میدهند کل توافق را بسوزانند تا اینکه یک میلیمتر concession دهند، بهطور کامل زنده و حاضر هستند و ممکن است در مواقع حساس صدای بلندتر و چوبهای بزرگتری داشته باشند.
اسرائیل و کشورهای خلیج فارس بهای سنگینی برای نشستن در این میز پرداختند. اسرائیل به مدت چند ماه تحت حملات موشکی قرار گرفت، از جمله از سوی حزبالله در شمال. کشورهای خلیج فارس نیز آسیبهای واقعی را متحمل شدند و بهویژه امارات متحده عربی برخی از سنگینترین ضربات مستقیم کل این درگیری را دریافت کرد.
این آسیبپذیری در تضاد شدید با سال ۲۰۱۵ است، زمانی که نه اسرائیل و نه کشورهای خلیج فارس صدای جدی در مذاکراتی که منجر به توافق جامع مشترک (JCPOA) شد، نداشتند. این بار، اسرائیل در نقاط مختلفی از مسیر ورودی معنادار داشت، حتی اگر بهطور ظاهری در مورد یادداشت تفاهم (MOU) ورودی کمی یا هیچ ورودی نداشت، و اسرائیل باید فرآیند آینده را با احتیاط مدیریت کند. به نظر میرسد کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) نیز صدایی داشتهاند، هرچند این صدا در سراسر خلیج یکسان نیست و همیشه با اسرائیل همراستا نخواهد بود.

وزنکشی دقیق توافق ایالات متحده و ایران
ونس به چهره عمومی این مذاکرات تبدیل شده است. از آنجا که من او را شخصاً نمیشناسم، تنها میتوانم استدلالهایی را که او در مصاحبههای اخیر و در کنفرانس مطبوعاتیاش در تاریخ ۱۸ ژوئن مطرح کرده، قضاوت کنم. هرچند که از وضعیت کنونی ناراحت هستم، پس از شنیدن او فکر میکنم برخی از آنچه که او گفت شایسته تفکر جدی است نه رد فوری. ونس استدلال کرد که کسانی که معتقدند ایران هرگز رفتار خود را تغییر نخواهد داد ممکن است حق داشته باشند، اما پاسخ به این سوال تنها از طریق تلاش برای تغییر رفتار قابل یافتن است.
من خود را در زمره کسانی میدانم که معتقدند رژیم تغییر نخواهد کرد. اما این باور بهطور خودکار در برابر تلاش برای تغییر، برنده نیست. او تحت فشار واقعی از سوی اعضای حزب خود و مقامات اسرائیلی که بهطور علنی عصبانی هستند، این موضوع را مطرح میکند: هیچ چیزی بهطور خودکار به ایران نمیرسد. ونس استدلال میکند که هیچ تسهیل تحریمی، هیچ پول بازسازی و هیچیک از اینها وجود نخواهد داشت، مگر اینکه رفتار ایران در ابتدا واقعاً تغییر کند.
نمیتوانم خود را از احساسی که این یادداشت تفاهم در من ایجاد کرده است، رها کنم. این احساس سنگینی دارد. اما بر روی شانه دیگرم چیزی نشسته است که نمیتوانم آن را نادیده بگیرم.
ترامپ در پرونده ایران بیشتر از هر یک از پیشینیان خود عمل کرده است، امنیت بیشتری برای اسرائیل در دو دوره ریاستجمهوری فراهم کرده و رابطه خلیج فارس را به چیزی پایدار و استراتژیک تبدیل کرده است. او این لحظه را ایجاد کرد و ایران را بهطور جدی از نظر اقتصادی و نظامی تضعیف کرد. ترامپ بهوضوح اعلام کرد و ونس نیز تأکید میکند که آنها اجازه نخواهند داد ایران آن موقعیت را بدون شواهدی از تغییر واقعی بازسازی کند.
او از دیوارهایی عبور کرده است که نهاد سیاست خارجی بر روی غیرقابل جابجایی بودن آنها تأکید کرده بود. این سوابق به هیچ وجه نگرانی من را برطرف نمیکند، اما اقدامات ترامپ در طول سالها چیزی را ساخته است که شایسته توجه با چشمان باز است، نه اینکه قبل از روشن شدن حقایق نادیده گرفته شود. و آن حقایق در متن این یادداشت تفاهم یافت نخواهند شد. آنها در آنچه ایران در هفتهها و ماههای آینده انجام میدهد و در واکنش ترامپ به آن یافت خواهند شد.
رئیسجمهور دونالد ترامپ در تاریخ 17 ژوئن به فرودگاه اورلی پاریس در اورلی، فرانسه میرسد. اوولین هاوکستین/رویترز
آزمایش توافق ایالات متحده و ایران
ایران ممکن است از لحظه خود لذت ببرد. بیانیههای خود تهران نشان میدهد که معتقد است همه آنچه را که میخواست به دست آورده است. باید بسیار مراقب باشد. اگر نتواند خط باریک به سمت یک توافق واقعی که برای ترامپ منطقی باشد را طی کند، در معرض خطر از دست دادن همه چیز قرار دارد. ترامپ بیش از یک بار جهان را در این پرونده شگفتزده کرده است و اهرمهایی را ساخته است که هیچکس انتظار نداشت او بسازد و فرصتهایی را ایجاد کرده است که هیچکس فکر نمیکرد وجود داشته باشد. اگر ایران این لحظه را اشتباه تفسیر کند و در محاسبات خود در مورد آنچه که بعد از آن میآید دچار اشتباه شود، هم ایران و هم جهان ممکن است دوباره شگفتزده شوند و نه بهطور خوشایند.
من هیچ دیدگاهی بیشتر از هر کسی که مستقیماً در این موضوع دخیل نیست، درباره آنچه که برای رسیدن به این یادداشت تفاهم مورد بررسی قرار گرفته، ندارم. وضعیت صحیح واضح است: چشمان باز، بدبین اما نه واکنشی، با دیدی روشن اما نه سادهلوح. انتقاد منصفانه موجه است. نتیجهگیریهای زودهنگام نیستند.
من بر اساس آنچه واقعاً پیش میآید قضاوت خواهم کرد. اگر ترامپ به یک توافق واقعی دست یابد—توافقی که مسئله هستهای را به درستی حل کند و ایدهآل، مسائل دیگری را نیز شامل شود—جنگ و این یادداشت تفاهم تصمیم درستی بودهاند. اگر سرسختی ایران این امر را غیرممکن کند، ترامپ هنوز همه گزینهها را روی میز دارد، چه قبل از انتخابات میاندورهای و چه بعد از آن. احساسات من میگویند که این به جایی خوب نخواهد انجامید. اما ترامپ نتایج زیادی را به بار آورده که من قبل از آن فکر نمیکردم ممکن باشد. من واقعاً امیدوارم که این نیز به یکی دیگر از آنها تبدیل شود.

