تنگه هرمز بازگشایی پس از یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران، نشانهای از آرامش برای بازارهای الانجی است، اما تغییرات عمیق ساختاری در فرضیات امنیتی و استراتژی تجاری، مدتها پس از بحران کنونی ادامه خواهد یافت. این لحظه ایجاب میکند که خریداران انرژی درک کنند که تنگه هرمز به تعادل پیش از شوک بازنمیگردد، زیرا ریسکهای ژئوپلیتیکی بهطور دائمی مدلهای تأمین را بازتنظیم کرده و آسیبپذیری فرض کردن مسیرهای تأمین را نمایان میسازد.
تنگه هرمز برای کسبوکار باز میشود
این هفته ایالات متحده و ایران یادداشت تفاهمی برای پایان دادن به رویارویی خود امضا کردند. انتظار میرود که محاصره بنادر ایرانی برداشته شود، تنگه هرمز در روزهای آینده بازگشایی شود و قطر از هماکنون شروع به حرکت تانکرهای خود به سمت راس لافان کرده است. واکنش فوری در بازارهای انرژی در روزهای آینده آرامش خواهد بود. قیمتها کاهش مییابد، محمولهها جابجا میشوند و تیترها به موضوعات دیگر تغییر میکنند. نتیجهای آشنا به سرعت شکل خواهد گرفت: بحران گذشته و بازارهای گاز میتوانند به حالت عادی بازگردند.
این نتیجهگیری اشتباه خواهد بود و ما قبلاً دیدهایم که چرا. آتشبس در آوریل تنگه را برای چند روز باز کرد قبل از اینکه دوباره بسته شود. هر کسی که این بازگشایی را به عنوان پایان داستان تلقی کند، حافظه کوتاهی دارد.
شوکهایی از این دست به سادگی از یک بازار عبور نمیکنند و آن را بدون تغییر میگذارند. آنها آن را بازسازی میکنند. آنچه در ظاهر به عنوان یک اختلال موقتی به نظر میرسد، در حقیقت یک نقطه عطف است و صنعت الانجی را وادار میکند تا آنچه را که در مورد امنیت، استراتژی و ریسک فرض کرده بود، بازنگری کند.
پس از بازگشایی تنگه هرمز
ماههای گذشته به وضوح این نکته را نشان داد. یک مسیر کشتیرانی که در باریکترین نقطه خود کمتر از سه کیلومتر عرض دارد، کافی بوده است تا نزدیک به یک پنجم از گاز طبیعی مایع جهان را مختل کند. قطر، یکی از بزرگترین صادرکنندگان جهان، نتوانسته است با ظرفیت نزدیک به حداکثر، محموله ارسال کند. خریداران از آسیا تا اروپا به دنبال محمولههای جایگزین با قیمتهای رو به افزایش بودهاند و هزینه آن فراتر از بازار تجاری احساس شده است، در صورتحسابهای خانوار، در مدارس و دفاتر، در کارخانهها و در اقتصاد گستردهتر.
زمانی که جریانها از سر گرفته شوند، بخشی از آن فشار کاهش خواهد یافت. حق بیمهای که به انسداد تعلق دارد، محو خواهد شد. اما تغییر عمیقتر باقی خواهد ماند زیرا بازارها از یک ترس مانند این فراموش نمیکنند. آنچه که آشکار شده و نه برای اولین بار، یک فرضیه flawed است: اینکه امنیت تأمین میتواند بهعنوان یک امر مسلم در نظر گرفته شود.
برای دههها، کسبوکار LNG عمدتاً تحت تأثیر اقتصاد، جستجوی هزینههای پایینتر، قراردادهای بلندمدت و چرخههای قابل پیشبینی شکل گرفته است. آن دوران در حال پایان است. اکنون ژئوپولیتیک به اندازه زمینشناسی اهمیت دارد و تابآوری بهعنوان اصل سازماندهنده صنعت جایگزین کارایی میشود.
هر خریدار جدی درسی را آموخته است که هرگز فراموش نخواهد کرد: تأمین که به نظر امن میرسد میتواند در یک شب ناپدید شود، به دلایلی که هیچ ارتباطی با قیمت یا ظرفیت ندارد. یک قرارداد ۲۰ ساله تنها به اندازه مسیری که طی میکند معتبر است. این درک تصمیمات را برای مدت طولانی پس از آنکه تانکرها دوباره بهطور آزاد حرکت میکنند، شکل خواهد داد.
تغییرات ماندگار فراتر از تنگه هرمز
سه نکته در پی دارد. اولین نکته اعتماد است. امنیت تأمین، تا بهحال یک فرضیه پسزمینهای بود، اکنون سوالی برای اتاقهای هیئت مدیره است. خریداران برای تابآوری هزینه خواهند کرد به روشهایی که هرگز در قیمتهای اصلی نشان داده نمیشود، از طریق تأمین متنوعتر، ذخیرهسازی بیشتر و شرایط قراردادی محکمتر. حق بیمه ریسکی که این دوره ایجاد کرده است، زمانی که بحران به پایان برسد، محو نمیشود. این حق بیمه در نحوه ساختار بازار جا میگیرد.
دومین نکته این است که موج تأمین جدیدی که بازار به آن حساب کرده بود ممکن است بهطور مورد انتظار نرسد. بخش زیادی از ظرفیت که قرار بود بازار را متوازن کند، به نوعی به مناطقی مرتبط است که اکنون ریسک ژئوپولیتیکی واقعی دارند و تأخیرها به سالها اندازهگیری میشود، نه هفتهها. مازاد پیشبینی شده ممکن است هنوز بیاید، اما دیرتر و به بازاری که در این بین تغییر کرده است. انتظارات از فراوانی به نیاز به صبر تبدیل میشود.
سومین نکته، و کمنمایانترین، این است که سیستمی که قبلاً شوکها را جذب میکرد، در حال فرسایش است. بازارها در حال ناپایدارتر شدن هستند، نه کمتر. انضباط تولیدکننده در حال تضعیف است و از آنجا که هنوز مقدار زیادی گاز بر اساس نفت قیمتگذاری میشود، مشکلات در یک بازار بهطور مستقیم به بازار دیگر منتقل میشود. نتیجه، محیط قیمتگذاری کمتر قابل پیشبینی است، که تأمین مالی پروژههای بلندمدتی را که هم به امنیت انرژی و هم به انتقال انرژی وابستهاند، دشوارتر میکند.
تنگه هرمز نمیتواند به حالت عادی بازگردد
هیچیک از این موارد نیاز به انتظار برای آرام شدن اوضاع ندارد، زیرا آنچه به عنوان آرامش شناخته میشود خود تغییر کرده است. این نیاز به دیدگاه واضح دارد. شرکتهایی که از این وضعیت به خوبی عبور میکنند، آنهایی خواهند بود که انعطافپذیری را در نحوه و مکان خرید خود ایجاد میکنند و میپذیرند که تابآوری هزینهای دارد. در زمانی که گاز در حال حاضر با سایر سوختها به شدت رقابت میکند، حفظ تعادل بین امنیت و هزینه یکی از چالشهای تجاری تعیینکننده دهه آینده خواهد بود.
هیچجا این موضوع بیشتر از خلیج فارس اهمیت ندارد، که در مرکز تأمین جهانی قرار دارد و اکنون بر اساس بیش از قیمت و حجم قضاوت میشود. خریداران در دنیایی که کمتر مطمئن به نظر میرسد، به دنبال قابلیت اطمینان و تضمین هستند. برای قطر، وظیفه بازسازی نه تنها ظرفیت بلکه اعتماد است. برای امارات متحده عربی، فرصت این است که سریع عمل کند و تابآوری را بخشی از آنچه ارائه میدهد، قرار دهد. نحوه پاسخگویی منطقه، مرحله بعدی بازار را شکل خواهد داد.
هیچیک از این موارد دلیلی برای ناامیدی نیست. این یک فراخوان برای واقعگرایی است. صنعت از یک خط عبور کرده است. فرضیات سالها که تأمین قابل پیشبینی خواهد بود و اقتصاد همه چیز را حل خواهد کرد، در حال جایگزینی با چیزی پیچیدهتر هستند.
آنچه تنگه هرمز اکنون فاش میکند
بنابراین وقتی کشتیها به هرمز بازمیگردند، آرامش واقعی و بهخوبی به دست آمده خواهد بود. اما نباید با بازگشت به حالت عادی اشتباه گرفته شود. بحران قابل مشاهده به موقع کاهش خواهد یافت. تغییرات آرامتر – از دست دادن اعتماد، تأمین به تأخیر افتاده و بازسازی بازار حول تابآوری – اینگونه نخواهد بود. شرکتها و کشورهایی که این را میبینند و بر اساس آن عمل میکنند، آنچه را که بعد از این خواهد آمد شکل خواهند داد. آنهایی که این کار را نمیکنند ممکن است دریابند که اختلال واقعی تنها در حال آغاز است.

