یادداشت ورسای یک پارادوکس استراتژیک را آشکار میکند: امتیازات آتشبس واشنگتن به تندروهای تهران قدرت داده و در عین حال، تدابیر عدم گسترش را تضعیف کرده است. این توافق صلح نامنسجم بدون تأمین محدودیتهای هستهای قابل راستیآزمایی، اهرم اقتصادی را واگذار میکند و عدم تقارن خطرناکی ایجاد میکند. این توافق صلح نامنسجم در نهایت به تهاجم ایرانی پاداش میدهد در حالی که تنگه هرمز و نمایندگان منطقهای به طور کامل نادیده گرفته شدهاند.
توافق صلح نامنسجم اهرم را واگذار میکند
مزیت “توافق” رئیسجمهور دونالد ترامپ با ایران این است که به پایان یک جنگ غیرضروری، غیرقانونی و پرهزینه نوید میدهد. اما این سند شگفتانگیز به ایران “شکستخورده” بسیار بیشتر از آنچه به ایالات متحده “پیروز” میدهد، میبخشد. در واقع، سخت است که ببینیم چرا مذاکرات اینقدر طول کشید—ایران قبل از سقوط اولین بمب، خوشحال بود که این توافق را امضا کند.
در “یادداشت تفاهم” که ترامپ در ورسای امضا کرد، ایالات متحده وعده میدهد که تمام تحریمها علیه ایران (حتی آنهایی که به حمایت از تروریسم و نقض حقوق بشر مربوط میشود) را لغو کند، داراییهای ایرانی که به دلیل تحریمها مسدود شدهاند را آزاد کند (که به “هر ذینفع نهایی” که ایران انتخاب کند، از جمله حماس یا حزبالله، برود)، نیروهای خود را از مناطق نزدیک به ایران خارج کند و ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری برای بازسازی سازماندهی کند. طبق این توافق، ایالات متحده قبلاً تحریمهای نفتی را لغو کرده و شروع به آزادسازی داراییهای ایران کرده است و با جریانی از میلیاردها دلار که پیش از این در دسترس نبود، رژیم ایرانی را تقویت کرده است.
اما ایران، در حالی که وعدههای گذشته خود مبنی بر عدم تلاش برای دستیابی به سلاحهای هستهای را تکرار میکند، با هیچ محدودیتی بر غنیسازی اورانیوم خود یا هرگونه نظارت بینالمللی بر برنامه هستهای خود (بجز نظارت بر کاهش ذخیرهسازی مواد نزدیک به بمب) موافقت نمیکند. پس از دور اول مذاکرات پیدرپی، معاون رئیسجمهور جی دی ونس با افتخار اعلام کرد که ایران اکنون با اجازه نظارت بینالمللی بر برنامه خود موافقت کرده است—تنها برای اینکه ایران بهطور عمومی انکار کند که با اجازه بازرسی از مکانهایی که ایالات متحده سال گذشته بمباران کرده بود، موافقت کرده است. همچنین ایران با حفظ تنگه هرمز بهصورت آزاد و بدون هزینه فراتر از 60 روز اول یا توقف حمایت از گروههای مسلح در سرتاسر منطقه یا محدود کردن برنامه موشکی خود نیز موافقت نکرده است.

یک توافق صلح توخالی و بیمعنا
این توافق بهطور مبهمی درباره کاهش ذخیره اورانیوم نزدیک به بمب ایران صحبت میکند—مادهای که اگر ترامپ از توافق هستهای دولت اوباما خارج نمیشد، امروز وجود نداشت—اما این تعهد چندانی نیست. اگر یک دولت دموکراتیک چنین جنگی را آغاز کرده و سپس چنین توافقی را امضا میکرد، درخواست استیضاح رئیسجمهور قبلاً ارائه شده بود.
بدون شک، مذاکرات برای یک توافق “نهایی”، که تازه آغاز شده، قرار است در مدت 60 روز (قابل تمدید اگر هر دو طرف موافقت کنند) انجام شود. تیم ترامپ احتمالاً امیدوار است که از ایران بیشتر بگیرد. آنها در حال حاضر ادعاهایی مطرح میکنند که ایران با مواردی موافقت کرده که بهطور صریح با توافق امضا شده متناقض است (مانند اینکه پولی که ایران دریافت خواهد کرد تنها به خرید محصولات از کشاورزان آمریکایی اختصاص خواهد یافت). اما با اینکه بیشتر موضوعات کلیدی حتی در یادداشت تفاهم ذکر نشده و بخش زیادی از اهرم فشار ایالات متحده از دست رفته است، دلایل کمی برای انتظار موفقیت این مذاکرات وجود دارد.
مذاکرهکنندگان ترامپ با دولتی پس از جنگ در ایران روبرو خواهند شد که اکنون تحت کنترل شدیدترین نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، که خود را برنده این دور میدانند و از درآمد جدید ناشی از این توافق تقویت خواهند شد. و پس از اینکه در سال گذشته دو بار توسط اسرائیل و ایالات متحده مورد حمله قرار گرفتند، آنها بیش از هر زمان دیگری دلیل دارند که به دنبال یک بازدارنده هستهای باشند تا از حملات بیشتر جلوگیری کنند.
بر خلاف انبوه کارشناسانی که سالها بر روی توافق دوران اوباما کار کردهاند، ترامپ چند نفر را منصوب کرد که اطلاعات کمی درباره ایران و فرهنگ استراتژیک آن، فناوری هستهای که قصد محدود کردن آن را داشتند، یا رژیم تحریمها، اهداف آن و پیچیدگیهایش داشتند. این توافق به نظر میرسد که عدم تخصص آنها را منعکس میکند، زیرا نتایجی را وعده میدهد که فراتر از کنترل ترامپ است.
این توافق صلح نامنسجم
بر اساس قوانین ایالات متحده، ترامپ نمیتواند وعدهاش برای لغو تمام تحریمها را بدون تصویب قانون جدید توسط کنگره عملی کند—و با حمله هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه به این توافق، حمایت کنگره برای این بخشش ممکن است دشوار باشد. بدون درگیر کردن اسرائیل، این توافق وعده میدهد که اسرائیل حملاتش در لبنان را متوقف خواهد کرد—اما همانطور که نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، به وضوح بیان کرده، او هیچ قصدی برای توقف ندارد.
تیم ترامپ همچنین وعده داده بود که تمام قطعنامههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) علیه ایران را لغو کند، اما هیچیک از نقضهای تعهدات بازرسی ایران که آن قطعنامهها به آنها اشاره داشتند، حل نشده است و لغو آنها نیاز به رأیگیری از سوی کشورهای متعدد در هیئت مدیره آژانس دارد. به طور خلاصه، تیم ترامپ وعدههای بیشتری نسبت به آنچه که ممکن است بتوانند انجام دهند، دادهاند، در ازای وعدههای بسیار کمی از سوی ایران.
امروز، ایران هیچ کارخانهای برای غنیسازی اورانیوم، برای سوخت راکتور یا بمبها ندارد و بسیاری از کارشناسان هستهای برجستهاش کشته شدهاند. اینها نتیجه حملات ایالات متحده و اسرائیل در ژوئن 2025 است؛ جنگ امسال تنها تأثیر اندکی بر برنامه هستهای ایران داشت، با وجود بلاغت درباره متوقف کردن بمب ایرانی که هدف آن بود.

توافق صلح نامنسجم قابلیتها را نادیده میگیرد
اما ایران هنوز به اندازه کافی اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی برای بیش از 10 کلاهک هستهای دارد؛ ذخایر عمدهای از اورانیوم غنیشده دیگر (که میتواند به سرعت برای استفاده تسلیحاتی بیشتر غنیسازی شود)؛ دانش و تجربه برای ساخت و بهرهبرداری از سانتریفیوژهای پیشرفته برای چنین غنیسازی (و احتمالاً برخی ذخایر سانتریفیوژها و قطعات)؛ طراحیها و دانشی که از برنامه واقعی بمب هستهای که در اواخر 2003 متوقف شد، باقی مانده است، با برخی کارهای بیشتر از آن زمان؛ و تأسیسات عمیق زیرزمینی، فراتر از دسترس بمبهای نفوذی کنونی ایالات متحده، که در آنجا بسیاری از این مواد ذخیره شده و کار بر روی یک برنامه بمب میتواند انجام شود.
در مذاکرات مربوط به “توافق نهایی”، زمان آن فرامیرسد که تیم ترامپ با خطرات ناشی از تمامی قابلیتهای ایرانی مواجه شود—برای دستیابی به توافقی با محدودیتهای سخت بر غنیسازی اورانیوم و ذخایر ایران و نظارت بینالمللی مؤثر.
برای رسیدن به این هدف، ترامپ باید در نهایت برخی از کارشناسان با دانش عمیق در زمینه فناوری هستهای و تدابیر حفاظتی را منصوب کند و آماده باشد که زمان بیشتری از 60 روز تعیین شده در یادداشت تفاهم صرف کند. آنها باید هر چه بیشتر از نفوذ ایالات متحده استفاده کنند و روشن کنند که وعدههای یادداشت تفاهم بدون توافق ایران برای محدود کردن تهدیداتی که برنامه هستهایاش برای سایر نقاط جهان ایجاد میکند، محقق نخواهد شد.
مقایسه این توافق صلح نامنسجم
رئیسجمهور ترامپ گفته است که توافق ایران که در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما مذاکره شده بود، “راهی به سوی سلاح هستهای” بود، در حالی که توافق او “دیوار علیه سلاح هستهای به معنای واقعی کلمه” است. هر دو طرف این مقایسه دروغ است. توافق دوران اوباما، برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA)، ایران را ملزم به صادرات 97 درصد از اورانیوم غنیشدهاش کرد، محدودیتهای سختی بر غنیسازی اورانیوم ایران تحمیل کرد، فهرستی از فعالیتهای مرتبط با سلاح هستهای را ممنوع کرد و نظارت بینالمللی گستردهای را برقرار کرد که فراتر از نظارتهای سنتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود.
تا زمانی که دولت ترامپ در سال 2018 از این توافق خارج شد، ایران به شرایط آن پایبند بود. توافق ترامپ تا کنون هیچ یک از این موارد را ندارد—فقط یک وعده کاغذی برای عدم ساخت سلاحهای هستهای (که همچنین در تعهدات ایران در دهههای گذشته، از جمله در توافق اوباما، گنجانده شده است) و یک تعهد مبهم برای کاهش ذخایر اورانیوم غنیشدهاش.
متأسفانه، با توجه به نقطه شروع توافق نامتعادل که ترامپ به تازگی امضا کرده است، احتمال اینکه تیم او بتواند در مذاکرات آینده توافق مؤثری به دست آورد، بسیار کم است. به هر حال، به نظر میرسد که جهان برای سالهای آینده با خطرات جدی ناشی از قابلیت ایران برای حرکت به سمت سلاحهای هستهای مواجه خواهد بود.

