شوکهای زنجیرهای از تهران تا بروکسل یک حقیقت اساسی را نمایان میسازد: بازدارندگی نظامی به تنهایی نمیتواند اتحاد را در زمانی که پیوندهای اجتماعی قطع میشوند، محافظت کند. درگیری ایران تأیید میکند که سرمایهگذاری در آمادگی مدنی و زیرساختهای حیاتی نه یک انتزاع بوروکراتیک، بلکه یک ضرورت استراتژیک است، زیرا شوکهای انرژی و امواج مهاجرت، انسجام ناتو را آزمایش میکنند. بدون یادگیری از درگیری ایران، تابآوری متحدان همچنان نظری باقی میماند و هر بحران آینده، درز ضعیفتری برای پاره کردن پیدا خواهد کرد.
درگیری ایران و وضوح استراتژیک
آرزو برای هدف هزینهکرد ۵ درصدی ناتو با امکان دستهبندی ۱.۵ درصد از هزینههای زیرساختی در این هدف نرم میشود، اما این چگونه تفسیر خواهد شد؟
عواقب استراتژیک درگیری ایران فراتر از خاورمیانه طنینانداز شده است. با وجود یک آتشبس شکننده، امواج شوک ناشی از ماهها جنگ، قیمت سوخت را در سراسر اروپا افزایش داده، زنجیرههای تأمین کود را مختل کرده و امنیت غذایی جهانی را تهدید کرده و باعث تعطیلی مدارس در آسیا شده است – که به اختلالاتی که جهان در دوران COVID-19 تجربه کرد، شباهت دارد. یک یادداشت تفاهم بین ایالات متحده و ایران، حتی اگر برقرار بماند، نمیتواند عواقب زنجیرهای که در حال حاضر در حال حرکت است را برطرف کند.
این درگیری تنها آخرین مورد در یک سری شوکهای متراکم بود – از بحران مهاجرت اروپا و COVID-19 تا جنگ روسیه در اوکراین – که هر کدام قبل از اینکه دولتها به طور کامل از آخرین بحران بهبود یابند، به وقوع پیوسته و ظرفیتهای نهادی را فرسوده، اعتماد عمومی را تضعیف کرده و مدیریت بحرانهای آینده را دشوارتر کرده است. پیشرفتهای سریع در هوش مصنوعی و سایر فناوریهای دو منظوره تنها چالش را افزایش داده و موانع را برای بازیگران غیر دولتی به منظور ایجاد آسیبهای فاجعهبار کاهش داده است.
جامعههای قوی و مقاوم در برابر تمام طیفهای ریسک بهتر قادر به جذب شوکها، حفظ انسجام و جلوگیری از آسیبپذیریهایی هستند که دشمنان به دنبال بهرهبرداری از آنها هستند. با توجه به این بحرانهای زنجیرهای، ضروری است که متحدان به دنبال سرمایهگذاریهای عمومی و خصوصی معنادار تحت ماده ۳ منشور ناتو باشند، که به وضوح شامل حفاظت از زیرساختهای حیاتی، آمادگی دفاع غیرنظامی، امنیت انرژی و تداوم دولت و خدمات اساسی است. بدون این بنیاد، اتحاد در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی آینده آسیبپذیرتر خواهد ماند و برای دفاع از سرزمین جمعی خود در صورت شکست بازدارندگی، آمادگی کافی نخواهد داشت.

تهران آزمایش درگیری ایران
متحدان در اجلاس ناتو در سال ۲۰۲۵ در لاهه تعهدی تاریخی برای سرمایهگذاری تا ۱.۵٪ از تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۰۳۵ به منظور بهبود زیرساختهای حیاتی، امنیت شبکه، آمادگی غیرنظامی، نوآوری و پایه صنعتی دفاعی انجام دادند.
درگیری ایران میتواند به عنوان یک آزمون فشار برای آسیبپذیریهایی که متحدان ناتو در لاهه به دنبال رسیدگی به آن بودند، در نظر گرفته شود. حملات نظامی به زیرساختهای انرژی و بستن تنگه هرمز وابستگی اروپا به زنجیرههای تأمین شکننده را نمایان میسازد و امواج شوک را در بازارهای انرژی و کود ایجاد میکند. افزایش هزینهها فشار زیادی بر بودجه خانوارها وارد میکند و در عین حال درآمدهای نفتی روسیه را برای تأمین مالی جنگ وحشیانهاش در اوکراین افزایش میدهد. در همین حال، ناتو سیستم دفاع هوایی و موشکی خود را برای رهگیری موشکهای بالستیک ایرانی که وارد حریم هوایی ترکیه میشوند، فعال کرده است.
با توجه به تاریخ، یک موج مهاجرت غیرمنظم احتمالاً وجود دارد که میتواند سیستمهای بهداشت و آموزش را تحت فشار قرار دهد و انسجام اجتماعی را به نقطه شکست برساند. بازیگران بدخواه به دنبال آن خواهند آمد و از این شکستها بهرهبرداری خواهند کرد، از طریق کمپینهای اطلاعات نادرست که به منظور شعلهور کردن نارضایتیهای موجود طراحی شدهاند و ضرورت اقدام جمعی را تضعیف میکنند.
نیتهای خوب و درگیری ایران
به عنوان سازمان امنیت جمعی بالغترین جهان – که از خاکستر فاجعه جهانی جنگ جهانی دوم متولد شده و برای جلوگیری از وقوع جنگ سوم طراحی شده است – ناتو مسئولیتی فراتر از مرزهای خود دارد. با وجود تنشهای کنونی در روابط فراآتلانتیکی، این ائتلاف همچنان بلوکی از ملتها را نمایندگی میکند که تقریباً نیمی از اقتصاد جهانی را تشکیل میدهند. هر چه که متحدان را از نظر سیاسی تقسیم کند، پیامدهای ضعف جمعی واضح است: ناتوی ضعیفشده بهدلیل بحرانهای متراکم و سرمایهگذاری مزمن در تابآوری اجتماعی نه تنها کشورهای عضو خود را تهدید میکند بلکه خود ائتلاف را نیز به خطر میاندازد. با وجود آشفتگیهای اخیر در ائتلاف، ناتو یکی از امیدوارکنندهترین سنگرهای بشریت در برابر فاجعه جهانی باقی مانده است.
ناتو اعتراف میکند که تمرکز آن بر عملیاتهای خارج از منطقه در دهههای اخیر منجر به سرمایهگذاری ناکافی در قابلیتهای دفاع غیرنظامیاش شده و قابلیتهای غیرنظامی آن عمدتاً به بخش خصوصی واگذار شده است. به عنوان مثال، تقریباً 90 درصد از خدمات حمل و نقل نظامی عمده و 95 درصد از شبکههای فیبر نوری زیر دریا در اقیانوس اطلس متعلق به بخش تجاری است و تحت مدیریت آن قرار دارد. با این حال، ناتو فاقد یک سیستم منسجم برای ادغام این قابلیتها در برنامهریزیهای دفاع غیرنظامی و نظامی در سطح ائتلاف است.
با نزدیک شدن به اجلاس ناتو در آنکارا در ماه ژوئیه، متحدان باید نه تنها بر ضرورت ماده 3 تأکید کنند، بلکه درک مشترکی از معنای تابآوری ایجاد کنند و مشخص کنند که کدام سرمایهگذاریها باید به هدف 1.5 درصدی تعلق گیرد. اعلامیه لاهه به متحدان اجازه میدهد که کمکهای مستقیم به دفاع اوکراین را به تعهدات هزینهای خود اضافه کنند، که سؤالات مهمی را در مورد چگونگی دستهبندی چنین حمایتی در چارچوب جدید مطرح میکند.
سوئد این معضل را نشان میدهد. استکهلم بیش از 10.6 میلیارد دلار (100 میلیارد کرون سوئدی) کمک نظامی به اوکراین ارائه داده است و استثنای اعلامیه لاهه بهطور بالقوه اجازه میدهد که چنین کمکهایی به اهداف هزینهای ناتو تعلق گیرد – رویکردی که وزیر دفاع سوئد نشان داده است که استکهلم در حال بررسی آن در چارچوب 1.5 درصد است. اگرچه این حمایت میتواند تحت دسته 3.5 درصد توجیه شود، گنجاندن آن تحت تابآوری بهطور مستقیم با این سؤال مواجه میشود. سوئد یکی از نمونههای پیشرو ائتلاف در زمینه دفاع غیرنظامی از طریق مدل Totalförsvar یا دفاع جامع است و نحوه تعریف سرمایهگذاریهای 1.5 درصدی به شکلگیری درک تابآوری در سراسر ائتلاف کمک خواهد کرد.

تبدیل وعدهها به عمل در درگیری ایران
چندین راه وجود دارد که ائتلاف میتواند برای روشنتر کردن تعهد ۱.۵٪ و حداکثر کردن اثربخشی سرمایهگذاریهای انجام شده، دنبال کند.
نخست، ناتو باید حداقل راهنماییهای عمومی دقیقتری را برای تعریف دقیق آنچه که تحت تعهد ۱.۵٪ قرار میگیرد، ایجاد کند. شورای آتلانتیک تأکید میکند که فراتر از دستهبندیهای کلی ذکر شده در اعلامیه لاهه، ناتو هیچ راهنمایی دیگری در مورد آنچه که واقعاً محاسبه میشود، ارائه نکرده است.
در چارچوب تعهد ۲٪ هزینههای دفاعی در اجلاس ولز ۲۰۱۴، برخی از متحدان امنیت مرزی، حقوق بازنشستگی نظامی و خطوط بودجه غیرمرتبط را در آمار خود گنجاندهاند. بدون قوانین روشنتر، تعهد ۱.۵٪ با همان خطر حسابداری خلاقانه مواجه است. این راهنمایی باید عمومی شود تا اهمیت این تعهد در کل اکوسیستم نظامی-مدنی، از جمله توسط بازیگران خصوصی که به طور ضروری همکاران دولتهای ناتو خواهند بود، مانند مالکان و اپراتورهای زیرساختهای حیاتی، قابل درک باشد، زیرا آنها نقش کلیدی در پیشبرد تابآوری واقعی دارند.

دوم، متحدان باید بخشهایی از برنامههای سرمایهگذاری و نوآوری موجود در سطح ناتو و ملی – مانند شتابدهنده نوآوری دفاعی برای اقیانوس اطلس شمالی و صندوق نوآوری ناتو – را برای پروژههایی که به طور مستقیم به هدف ۱.۵٪ کمک میکنند، اختصاص دهند و در عین حال مشوقهایی برای سرمایهگذاران خصوصی ایجاد کنند تا راهحلهایی که نیازهای تجاری، تابآوری و دفاعی را تأمین میکنند، حمایت کنند. RUSI و بنیاد هاینریش بل اشاره کردهاند که سرمایهگذاری در حوزههایی مانند تحرک ریلی، ارتقاء شبکه انرژی و تنوع زنجیره تأمین میتواند به هر سه هدف به طور همزمان خدمت کند.
سوم، ناتو باید راهنماییهای استراتژیکی توسعه دهد که هزینههای ملی را به سمت هفت نیاز پایهای که اساس تابآوری ماده ۳ را تشکیل میدهند، هدایت کند و از برنامهریزی قوی برای هدایت تابآوری بیندستگاهی و منطقهای استفاده کند. این رویکرد که بر اساس اهداف قابلیتهای ناتو مدلسازی شده است، اطمینان حاصل میکند که هزینهها نه تنها به وضوح تعریف شدهاند بلکه به طور استراتژیک به سمت نیازهای تأیید شده در سطح ائتلاف هدایت میشوند – و در صورت امکان با استراتژی اتحادیه آمادگی اتحادیه اروپا و استانداردهای حداقل آمادگی آینده اتحادیه اروپا همراستا میشوند تا از تکرار جلوگیری کرده و همافزایی را حداکثر کنند. با پیشبرد هفت نیاز، ناتو نه تنها بازدارندگی و تابآوری خود را در برابر احتمال درگیری مسلحانه بهبود میبخشد، بلکه همچنین به بسیاری از شوکهای ترکیبی دیگری که در سالهای اخیر ائتلاف را آزار دادهاند، پاسخ میدهد.
راه به آنکارا و درگیری ایران
حتی اگر یادداشت تفاهم برقرار بماند و صلح پایدار ریشه بگیرد، اثرات ثانویه و سوم این درگیری برای سالها ادامه خواهد داشت. اجلاس آنکارا فرصتی را برای متحدان فراهم میکند تا روشن کنند که تابآوری در واقع به چه معناست و اقدامهای معنادارتری را در زمینه سرمایهگذاریهای ماده ۳ پیش ببرند. اگر به درستی اجرا شود، هدف ۱.۵٪ میتواند به اندازه معیار ۲٪ برای دفاع، برای تابآوری اجتماعی مهم باشد. تابآوری ناتو نباید به عنوان یک موضوع فرعی در نظر گرفته شود. جوامع ما به آن وابستهاند.

