خویشتنداری استراتژیک کنونی جنبش حوثیها در دریای سرخ، محاسبهای پیچیده را فراتر از اطاعت صرف از تهران نشان میدهد، زیرا این گروه در حال تعادل بین مشروعیت داخلی، روابط با عربستان و بقای خود است. این عمل توازن حوثیها یک بازی پوکر با ریسک بالا است که تهدید صرف افزایش تنشهای دریایی، اهرم بیشتری نسبت به درگیری واقعی ارائه میدهد و همه قدرتهای منطقهای را مجبور به بازنگری در حرکات بعدی خود میکند. آزمون واقعی این عمل توازن حوثیها این خواهد بود که آیا این گروه میتواند تعادل شکننده خود را حفظ کند بدون اینکه به جنگ وسیعتری کشیده شود که نمیتواند هزینه آن را بپردازد.
عمل توازن حوثیها و اهرم منطقهای
در حالی که ایالات متحده و ایران در مورد یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای رفت و آمد میکنند و به طور متناوب در مورد یک توافق نهایی بحث میکنند و تهدید به بازگشت به درگیری میکنند، یکی از کارتهایی که ایران احتمالاً بازی خواهد کرد، از سرگیری حملات حوثیها در دریای سرخ است. چنین سناریویی – کاهش ترافیک دریایی از طریق تنگه هرمز و دریای سرخ – احتمالاً باعث افزایش قیمت نفت خواهد شد و ایران را در موقعیت مذاکره قویتری قرار خواهد داد. اوایل ژوئن، زمانی که حوثیها چنین حرکتی را تهدید کردند، قیمت نفت تقریباً ۶ درصد افزایش یافت، زیرا سرمایهگذاران نگران بودند که دو مسیر اصلی آبی خاورمیانه ممکن است بسته شوند.
نگرانی خاصی که وجود دارد این است که یک محاصره دریای سرخ چه معنایی برای صادرات نفت عربستان خواهد داشت. پس از بسته شدن تنگه هرمز، عربستان سعودی بخش عمدهای از صادرات نفت خود را به یانبو در سواحل دریای سرخ هدایت کرد. اگر حوثیها در بستن دریای سرخ موفق شوند، عربستان سعودی و بخش بزرگی از بازار نفت بینالمللی به شدت تحت فشار قرار خواهند گرفت. چنین حرکتی به وضوح به نفع ایران خواهد بود، که بسته شدن تنگه هرمز به آن اهرم قابل توجهی برای پایان دادن به حملات ایالات متحده داده است.
اجتناب از جنگ با عمل توازن حوثیها
با وجود نگرانیهایی که این سناریو ایجاد میکند، اما بعید است که محقق شود. بر خلاف سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، حوثیها در حال حاضر خواهان جنگ نیستند. دلیل این امر نسبتاً ساده است: حوثیها در تلاشند تا چهارگانهای از منافع متضاد را متعادل کنند و بازگشت به جنگ، حداقل در حال حاضر، این تعادل ظریف را به هم خواهد زد و احتمالاً بیشتر به حوثیها آسیب خواهد زد تا اینکه به آنها کمک کند. تنها تهدید به بازگشت به هدف قرار دادن کشتیهای تجاری، با این حال، به حوثیها این امکان را میدهد که موقعیت خود را به حداکثر برسانند، امتیازاتی بگیرند و وفاداری خود به ایران را نشان دهند در حالی که به طور همزمان عمل توازن گروه را حفظ میکنند.
نگرانی اصلی حوثیها، مخاطب داخلی در یمن است. این یک موضوع است که حوثیها حملات خود به اسرائیل را به عنوان دفاع از مردم فلسطین توصیف کنند. و موضوعی کاملاً متفاوت است که حوثیها در جنگی برای دفاع از رژیم ایران دخالت کنند. مسئله فلسطین به طور گستردهای در طیف سیاسی یمن محبوب است؛ اما رژیم ایران اینگونه نیست. این یکی از دلایل اصلی است که حوثیها در طول عملیات چکش نیمه شب در سال ۲۰۲۵ و همچنین در جنگ کنونی عمدتاً در حاشیه باقی ماندند.

فشارهای داخلی و عمل متعادل حوثیها
حوثیها همچنین نگران این هستند که هر گونه محاصره دریای سرخ احتمالاً باعث بازگشت حملات هوایی ایالات متحده به یمن شود، مشابه آنچه از مارس تا مه ۲۰۲۵ در عملیات را Rough Rider اتفاق افتاد. اگرچه حوثیها از این حملات جان سالم به در بردند، اما این عملیات ۵۲ روزه آسیبهای قابل توجهی به انبارهای موشکی و تسلیحاتی حوثیها وارد کرد. همچنین، بر خلاف رژیم ایران که نیازی به نگرانی در مورد یک اپوزیسیون مسلح داخلی ندارد، حوثیها در میانه یک جنگ داخلی جداگانه هستند. اگر ایالات متحده حملات هوایی را در یمن از سر بگیرد، حوثیها نگرانند که دشمنان داخلیشان، که عمدتاً در جنوب قرار دارند، بتوانند از این کمپین برای بازپسگیری سرزمینهای تحت کنترل حوثیها بهرهبرداری کنند.
سومین نگرانی حوثیها عربستان سعودی است. این پادشاهی قدرتمند در مرز شمالی یمن در آینده یمن نقشی خواهد داشت، صرف نظر از اینکه چه کسی از صنعا حکومت کند. حوثیها این را میدانند و از خراب کردن هر گونه توافق آینده با عربستان سعودی، که میتواند شامل هر دو شناسایی سیاسی و همچنین رگهای اقتصادی باشد، محتاط هستند، اگر این گروه حملات خود را در دریای سرخ از سر بگیرد که سلامت مالی عربستان سعودی را در معرض خطر قرار دهد.

عمل متعادل حوثیها در برابر اتحاد ایرانی
اینها سه نگرانی در یک سمت معادله هستند. در سمت دیگر ایران قرار دارد. تهران تاریخ طولانی در حمایت از حوثیها دارد که به سال ۲۰۱۱ برمیگردد و حمایت آن یکی از دلایلی است که حوثیها توانستهاند کنترل بخش زیادی از شمال یمن را به دست بگیرند. حوثیها با افتخار خود را بخشی از “محور مقاومت” اعلام کردهاند و به خوبی میدانند که چقدر به کمکهای گذشته ایران و بهویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وابستهاند. در آینده، حوثیها همچنین برای بقا با مشکل مواجه خواهند شد اگر کمکهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از بین برود.
تمام اینها به این معناست که حوثیها نمیتوانند هیچ کاری نکنند، اما همچنین نمیتوانند خود را به یک درگیری نامحدود در کنار ایران پرتاب کنند. بنابراین، این گروه به نوعی سازش کرده است. آنها تهدیدی برای حمل و نقل دریایی در دریای سرخ مطرح کردند، اما هنوز به حمل و نقل تجاری در دریای سرخ حمله نکردهاند.
این نشان میدهد که عربستان سعودی و ایالات متحده، که هر دو میخواهند از درگیری در دریای سرخ جلوگیری کنند، فضایی برای مذاکره وجود دارد. در عین حال، برای نشان دادن به ایران که حوثیها به “محور مقاومت” متعهد هستند، حوثیها میتوانند چند موشک به سمت اسرائیل شلیک کنند. این برای حوثیها هزینه نسبتاً پایینی دارد، سیگنالی به ایران است و مزیت اضافی آن این است که جمعیت داخلی حوثیها را بیگانه نمیکند.

