بازنگری ژئوپلیتیکی خاورمیانه نیازمند یک استراتژی شرکتی قاطع است تا برتری جهانی ایالات متحده در خلیج را در شبکههای دریایی حیاتی تضمین کند. با تقویت فعال اتحادهای فناوری چندبخشی و ساختارهای دفاعی در این انتقال، واشنگتن میتواند اطمینان حاصل کند که ردپای قدرت ایالات متحده در خلیج به عنوان لنگر اقتصادی و نظامی قطعی برای نسل دیگری باقی بماند.
اتحادهای ایالات متحده در خلیج
در ماه مه، رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ به عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر سفر کرد. این سفر حیاتی نشاندهنده فرصت مطلوبی است که دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ برای ایالات متحده فراهم میآورد تا روابط عمیقتر و سودآورتری با کشورهای خلیج ایجاد کند. در حالی که ایالات متحده همچنان قدرت غالب سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی است، کشورهای خلیج در حال گسترش شبکههای اقتصادی، تجاری و – در برخی موارد – امنیتی خود در سطح وسیعتری در منطقه و آسیا هستند. اقدام فوری برای تحکیم یک پایه جدید برای روابط ایالات متحده و خلیج که بر گسترش سرمایهگذاری دوطرفه در فناوری و ایجاد مسئولیت بیشتر خلیج برای امنیت متمرکز باشد، نفوذ امنیتی و اقتصادی ایالات متحده را در خلیج برای نسل دیگری گسترش خواهد داد.
خاورمیانه اکنون بسیار متفاوت از هشت سال پیش است، در آغاز دوره اول ریاستجمهوری ترامپ، و سفر رئیسجمهور به خلیج در ماه مه نشان میدهد که محیط ژئوپلیتیکی و اقتصادی تغییر کرده و فرصتهای قابل توجهی را فراهم کرده است. کشورهای خلیج به عنوان بازیگران کلیدی منطقهای ظهور کردهاند و آمادهاند تا از تعادل قدرتی که در حال وقوع است، بهرهبرداری کنند.
در حالی که ایران و شبهنظامیان حامی ایران هنوز تهدیدی برای منافع ایالات متحده و خلیج به شمار میروند، توانایی ایران برای نمایش قدرت استراتژیک در منطقه در سال گذشته به طور قابل توجهی کاهش یافته است و سقوط رئیسجمهور بشار اسد در سوریه خط تأمین ایران به نیروهای نیابتی در شام را قطع کرده است.
این تحولات امکان واقعی را فراهم میآورد که مذاکرات ایالات متحده با ایران بتواند به توافقی جدید در زمینه هستهای و امنیتی منجر شود. کشورهای حاشیه خلیج فارس در دیپلماسی مشابه تنشزدایی با تهران شرکت کردهاند تا ثبات را برای پروژههای توسعه داخلی خود تضمین کنند، اما در عین حال به دنبال شراکتهای امنیتی قویتر با ایالات متحده هستند. با اعتماد به این ترتیبات، کشورهای حاشیه خلیج فارس میتوانند نقش مرکزی در تثبیت دیگر مناطق درگیری در منطقه – لبنان، سوریه و غزه – از طریق کمکهای انسانی و حمایت از دولتهای جدید ایفا کنند، حتی در حالی که نگرانیهای عمومی در مورد خشونت در غزه را در داخل کشور جذب میکنند.
تصمیم رئیسجمهور برای لغو تحریمها علیه سوریه فصل جدیدی از امکانات را برای کشورهای حاشیه خلیج فارس باز میکند و بدون شک آنها به دنبال درک اولویتهای ایالات متحده با دمشق خواهند بود در حالی که به آزمایش فرصتهای بازسازی و سرمایهگذاری میپردازند.
حاشیه خلیج فارس میتواند در واقع، همراستایی از دوستان ایالات متحده باشد که میتواند مکمل همتایان آسیایی آن باشد – ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و احتمالاً هند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی به عنوان تأثیرگذارترین واسطههای قدرت و محرکهای اقتصادی در خاورمیانه ظاهر شدهاند. بحرین، کویت و قطر نقشهای مهمی در حفاظت از امنیت منطقه ایفا میکنند و عمان به طور موفقیتآمیزی در حال تحول اقتصادی با بودجه محدود است.
در حالی که چین برای تجارت و سرمایهگذاری در خلیج فارس رقابت میکند، کشورهای آسیایی دیگر، از جمله متحدان ایالات متحده و هند، نیز به دنبال فرصتهای اقتصادی هستند. ایجاد شراکتهای تجاری ایالات متحده و خلیج فارس در زمینه فناوری و هوش مصنوعی و همچنین شبکههای لجستیکی بین خلیج و متحدان آسیایی و اروپایی واشنگتن، گزینههای بیشتری نسبت به چین در اختیار خلیج فارس قرار خواهد داد.
در نهایت، جوامع خلیج فارس در حال تجربه تغییرات سریع و بنیادی هستند و فرهنگ و آموزش ایالات متحده و همچنین زبان انگلیسی بر نخبگان خلیج فارس تسلط دارد. در حالی که تغییرات اجتماعی در حال حاضر عمدتاً از بالا به پایین هستند، از حمایت قابل توجهی از سوی جمعیتهای خلیج فارس برخوردارند که اکنون فرصتهای جدیدی برای اشتغال، ورزش و سرگرمی دارند که والدینشان از آن برخوردار نبودند.
مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس پیشنهاد میکند که دولت ترامپ به اجرای سیاستهای زیر برای حداکثر کردن نفوذ سیاسی و اقتصادی ایالات متحده با قدرتهای منطقهای نوظهور و حیاتی در خلیج فارس بپردازد.
دانشمندان ارشد مقیم حسین ابیش، کریستین اسمیت دیوان و رابرت موگیلنیکی؛ همکار ارشد علی الفونه؛ همکار غیر مقیم گرگوری دی. جانسن؛ معاون اجرایی سفیر ویلیام روباک؛ و اعضای هیئت مدیره AGSI همگی در این چارچوب سیاستی مشارکت داشتهاند.
سفیر داگلاس آ. سیلیمن رئیس و مدیرعامل مؤسسه کشورهای عرب خلیج
حداکثرسازی نقش جهانی ایالات متحده در دینامیکهای خلیج
گسترش منافع روابط اقتصادی خلیج به ایالات متحده کشورهای خلیج دارای منافع مشترک قوی در موفقیت یک اقتصاد در حال رشد ایالات متحده و روابط اقتصادی قوی ایالات متحده و خلیج هستند و به جای روی آوردن به چین، به این روابط توجه دارند. واشنگتن منبع بزرگتری از سرمایهگذاری خارجی برای خلیج است، داراییهای ایالات متحده بخش بیشتری از پرتفویهای صندوقهای ثروت حاکمیتی خلیج را اشغال میکند و پتانسیل بیشتری برای رشد فراهم میکند، بیشتر نفت خلیج به دلار آمریکا معامله میشود و تمام ارزهای خلیج حداقل به طور جزئی به دلار وابسته هستند.
همکاری مبتنی بر نوآوری ایالات متحده با خلیج دولتهای خلیج دارای آرزوهای بالای فناوری هستند و به طور فعال کشور خود را به عنوان رهبران منطقهای و جهانی در زمینه هوش مصنوعی و سایر فناوریهای نوظهور با تأمین مالی، توسعه و بهکارگیری فناوریهای جدید قرار میدهند. امارات متحده عربی در رتبهبندی رهبران جهانی هوش مصنوعی توسط مؤسسه استنفورد برای هوش مصنوعی انسانمحور در جایگاه پنجم قرار دارد. صنایع نوپای مرتبط با خودروهای الکتریکی، مراکز داده، تولید پیشرفته و حتی فضا از درون منطقه شکل میگیرند. پروژههای خلیج برای تقویت زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی برای اقتصادهای فناوری ایالات متحده و منطقهای حیاتی هستند.
در حالی که کشورهای خلیج از یک شبکه بینالمللی از شرکای فناوری بهرهمند هستند، همانطور که سفر ماه مه ترامپ نشان داد، ایالات متحده در حال حاضر شریک مورد انتخاب خلیج است. شرکتهای فناوری منطقهای و صندوقهای ثروت حاکمیتی با شرکتهای پیشرو فناوری ایالات متحده، مانند مایکروسافت و گوگل، برای پیشبرد استراتژیهای توسعه متمرکز بر فناوری، شراکتهای سرمایهگذاری استراتژیک تشکیل دادهاند. علاوه بر این، کشورهای خلیج – بهویژه امارات متحده عربی – به طور فزایندهای رابطه خود را با ایالات متحده در قالبهای متمرکز بر فناوری و ژئواکونومیک تعریف میکنند.
مدلهای هوش مصنوعی با کارایی انرژی بیشتر، مانند DeepSeek-R1 چین و سایر فناوریهای نوظهور میتوانند به سرعت این دینامیکهای بنیادی را تغییر دهند. در این فضای سریعالسیر، ضروری است که ایالات متحده پارامترهای همکاری ایالات متحده و خلیج را تعیین کند، از جمله اطمینان از حفاظت از فناوری هوش مصنوعی توسعهیافته توسط ایالات متحده از سوءاستفاده به عنوان بخشی از یک رویکرد جدید سیاست هوش مصنوعی.
نقش منطقهای چین در روابط گستردهتر خلیج-آسیا روابط بین کشورهای خلیج و آسیایی چندوجهی و در حال رشد است. واردات انرژی قوی آسیایی هسته این روابط را تشکیل میدهد، اما همکاری خلیج-آسیا به فناوری، مالی، زیرساخت و گردشگری نیز گسترش مییابد.
چین یکشریک کلیدی در بسیاری از این حوزهها است. پکن خلیج را به عنوان یک منبع حیاتی انرژی و یک بازار امیدوارکننده برای تولید درآمد بیشتر خارجی میبیند. پکن همچنین به دنبال افزایش پروفایل جهانی خود از طریق تعامل در خلیج است، از جمله کمک به میانجیگری برای آشتی بین عربستان سعودی و ایران.
با وجود رقابت اقتصادی ایالات متحده و چین، هر دو کشور اهداف مشترکی در این منطقه دارند: ثبات، جلوگیری از درگیریهای جدید، کریدورهای حمل و نقل امن و توسعه اقتصادی در سراسر خاورمیانه. این اهداف استراتژیک مشترک میتواند مبنایی برای برخی همکاریها فراهم کند.
تلاشهای ایالات متحده یا چین که به عنوان فشار به دولتهای خلیج برای انتخاب دوگانه در نظر گرفته شوند، با مقاومت مواجه خواهند شد. با این حال، واشنگتن از نفوذ قابل توجهی در مشارکتهای شرکتی و اقتصادی خود با کشورهای خلیج برخوردار است: چین به ندرت گزینههای قابل قبولی برای ایالات متحده در زمینههای استراتژیک که برای دولتهای خلیج اهمیت دارد، ارائه میدهد.
دولتهای خلیج همچنین از روابط قوی با سایر کشورهای آسیایی برخوردارند. هند، ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور شرکای اقتصادی عمدهای هستند. برخی از دولتهای خلیج در حال تعمیق مشارکت خود با بریکس و سازمان همکاری شانگهای هستند – گروههای چندجانبهای که شامل رقبا و شرکای نزدیک ایالات متحده به عنوان کشورهای عضو میباشند.
تأمین امنیت تجاری ایالات متحده در حاشیه خلیج
توصیههایی برای سیاست فناوری و سرمایهگذاری همکاری را ترویج دهید، به ویژه در فناوری: همکاری متمرکز بر نوآوری بین شرکتها و دانشگاههای ایالات متحده و خلیج را تشویق کنید تا انتقال مهارتها، رشد اقتصادی پایدار و ابتکارات ضروری تنوع اقتصادی مورد نظر دولتهای خلیج را حمایت کند. سرمایهگذاری مشترک شرکتهای ایالات متحده با شرکتهای خلیج در استخراج و فرآوری مواد معدنی حیاتی و عناصر نادر در آفریقا، آمریکای لاتین و سایر نقاط را تسهیل کنید. به طور فعال شرکتهای ایالات متحده را که به دنبال مکانی برای آزمایش استقرار زنده فناوریهای جدید هستند، تشویق کنید تا با خلیج همکاری کنند. وزارت بازرگانی و همچنین انجمنهای تجاری و بازرگانی ایالات متحده و خلیج باید این فرصتها را شناسایی و تسهیل کنند.
تبیین سیاست صادرات چیپ و هوش مصنوعی: توسعه یک استراتژی واضح برای حفاظت از فناوری هوش مصنوعی ایالات متحده با حمایت از کارگاههای خصوصی که توسط AGSI (و دیگران) برگزار میشود تا مقامات دولتی، توسعهدهندگان فناوری و کارشناسان منطقهای را گرد هم آورد و گزینههای سیاست خاصی را در این فضای در حال تحول سریع توسعه دهد. این امر به شرکای ایالات متحده و متحدان آن در خلیج فارس و فراتر از آن این امکان را میدهد که شرایط و استانداردهای لازم از سوی واشنگتن برای کاهش ریسکها را برآورده کنند. با کشورهای خلیج فارس درباره مجموعهای دقیق از حقوق مالکیت معنوی و ترتیبات امنیتی برای فروش و حفاظت از چیپهای دارای قابلیت هوش مصنوعی از شرکتهای ایالات متحده مذاکره کنید.
این توافقها میتوانند بهعنوان توافقهای دوجانبه آغاز شوند اما باید به هر کشور جدیدی که به دنبال همان فناوری است گسترش یابند. کشورهای خلیج فارس باید متعهد به حفاظت از فناوری پیشرفته ایالات متحده شوند تا مزیت نسبی خود و ایالات متحده در زمینه هوش مصنوعی و دادهها را prolong کنند.
فراتر از فناوری و هوش مصنوعی فکر کنید: سرمایهگذاریهای خلیج فارس در ایالات متحده را با حمایت از فرآیند آزمایشی تسریع شده کمیته سرمایهگذاری خارجی در ایالات متحده برای منابع متحد و شریک که تحقیقات و بینشهای عمیق درباره استراتژیها و اهداف سرمایهگذاری خلیج فارس، از جمله صندوقهای ثروت ملی خلیج فارس، دارند، افزایش دهید. همکاری تجاری و سرمایهگذاری بخش خصوصی ایالات متحده در انتقال انرژی خلیج و توسعه پایدار، از جمله انرژیهای تجدیدپذیر، جذب کربن، مواد معدنی حیاتی و با تدابیر مناسب، تولید انرژی هستهای غیرنظامی را تشویق کنید. از طریق وزارت بازرگانی، مأموریتهای تجاری و مأموریتهای تجاری معکوس بیشتری را در بخشهای با بیشترین علاقه برای کشورهای خلیج فارس – کاربردهای هوش مصنوعی، لجستیک، انرژی سبز، جذب کربن، مراقبتهای بهداشتی، زیرساخت، امنیت غذایی و شیرینسازی و استفاده مجدد از آب – انجام دهید.
استفاده از منافع مشترک ایالات متحده و چین: حمایت از تعاملات دیپلماتیک برای ایجاد اجماع منطقهای حول توسعه مسئولانه ارز دیجیتال حاکمیتی و قابلیت همکاری. با بانکهای مرکزی خلیج فارس، وزارتخانههای دارایی و توسعهدهندگان فناوری برای ترویج شفافیت، پاسخگویی و ادغام با سیستم مالی جهانی درگیر شوید.
ایالات متحده در کریدورهای ساختاری خلیج فارس
کریدورهای تجاری و لجستیکی پیوندهای ایالات متحده و خلیج فارس به اقتصاد جهانی را متنوع میکنند کریدورهای اقتصادی جدیدی در درون و در سراسر منطقه خلیج در حال ظهور هستند. از جمله این کریدورها، کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا است که هدف آن توسعه یک کریدور لجستیکی زمینی-دریایی از هند، از طریق اقیانوس هند و شبه جزیره عربی به دریای مدیترانه و سپس به اروپا است.
بخش عربی-اسرائیلی این ابتکار فرامنطقهای یک چالش سیاسی خواهد بود و تقریباً بهطور قطع نیاز به تحرک بیشتر در روابط بین عربستان سعودی و اسرائیل خواهد داشت. پروژه راه توسعه جداگانه به دنبال ایجاد یک کریدور تجاری از طریق خلیج، عراق و ترکیه به سمت مدیترانه است. قطر و امارات متحده عربی از بخشهایی از این پروژه حمایت میکنند. ایدههای مشابهی در گروههای چندجانبهای مانند I2U2 که شامل هند، اسرائیل، امارات متحده عربی و ایالات متحده است، مورد بحث قرار گرفته است.
امارات متحده عربی بهویژه در سالهای اخیر به دنبال تقویت ارتباطات تجاری و سرمایهگذاری خود با بازارهای کلیدی جهانی بوده است. امارات متحده عربی یک سری توافقنامههای جامع همکاری اقتصادی (مشابه اما محدودتر از توافقنامههای تجارت آزاد) با کشورهای مختلف در آفریقا و آسیا امضا کرده است. امارات متحده عربی چنین توافقی را با استرالیا در نوامبر 2024 نهایی کرد. تمرکز شورای همکاری خلیج فارس بر توافقنامههای تجارت آزاد شورای همکاری خلیج فارس، راه را برای کشورهای خلیج فارس هموار کرده است تا تجارت و سرمایهگذاری خود را با کشورهای آمریکای لاتین، اروپا، آفریقا و آسیا عمیقتر کنند.
توصیهها برای سیاست تجاری خلیج فارس: افزایش مشارکت ایالات متحده در کریدورهای تجاری بینالمللی: افزایش تعامل دیپلماتیک و بخش خصوصی ایالات متحده با دبیرخانه شورای همکاری خلیج فارس و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (و عراق غیرعضو) برای تشویق پیوندهای فرامرزی شورای همکاری خلیج فارس از جمله خطوط ریلی، شبکههای جادهای، شبکههای برق و پروژههای دیگر برای گسترش ظرفیت لجستیکی خلیج فارس با حمایت ایالات متحده، بهویژه در پروژههای مرتبط با IMEC، I2U2 و سایر تلاشهای گسترش لجستیک فرامنطقهای. استخدام پیمانکاران خارجی برای ارائه آموزشهای کمهزینه در زمینه جهتگیری و محیط کسبوکار به افسران ترویج تجارت دولت ایالات متحده که به خاورمیانه منصوب شدهاند. این به دولت ایالات متحده کمک خواهد کرد تا بهتر به کسبوکارهای آمریکایی که به دنبال بهرهبرداری از فرصتها در خلیج فارس هستند، مشاوره دهد.
ایجاد اتحادهای مقاوم منطقهای ایالات متحده در خلیج فارس
تقویت ثبات منطقهای با هزینه کمتر کشورهای خلیج فارس در یک محیط امنیتی بهطور غیرمعمول پیچیده و نامشخص قرار دارند. پس از خروج ایالات متحده از توافق هستهای ایران در مه 2018، کشورهای عربی خلیج فارس به کشورهای خط مقدم در مواجهه با ایران تبدیل شدند. برخی از کشورهای خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین، به دنبال تقویت روابط امنیتی خود با ایالات متحده بودهاند اما در عین حال نیز تمایل به اتکا صرف به حفاظت امنیتی ایالات متحده و رژیمهای مهار تحت رهبری ایالات متحده را توسعه دادهاند.
بیشتر کشورهای عرب خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، روابط دیپلماتیک خود را دوباره برقرار کرده و گفتوگوهای دوجانبه مستقل خود را با ایران توسعه دادهاند، زیرا به دنبال مدیریت خطرات وضعیت خط مقدم خود هستند. آنها این روابط تازه را با ادامه مشارکت در رژیم محدودیت مبتنی بر تحریمهای تحت رهبری ایالات متحده متعادل میکنند تا به دنبال امنیت و ثبات باشند.
بیشتر کشورهای عرب خلیج فارس به شدت در تحولات اقتصادی داخلی سرمایهگذاری میکنند و این انتقالها نیاز به ثبات منطقهای بلندمدت و اجتناب از درگیری دارند. با این حال، آنها به مخالفت با جنبههای بدخواهانه رفتار ایران ادامه میدهند، به ویژه توانایی موشکی و پهپادی ایران و همچنین حمایت آن از شبهنظامیان غیردولتی ضعیف در کشورهای عربی، حتی در حالی که به دنبال کاهش تهدید از سازمانهای جهادی سنی نیز هستند. کشورهای خلیج فارس خود را به عنوان شرکای حیاتی با واشنگتن در حفظ امنیت در آبراههای اطراف شبهجزیره عربی و سه نقطه کلیدی تنگه هرمز، تنگه باب المندب و کانال سوئز میدانند.
کشورهای خلیج فارس از مذاکرات ایالات متحده با ایران برای رسیدن به یک توافق هستهای جدید حمایت میکنند – همچنین محدودیتهایی بر حمایت ایران از شبکه پروکسی آسیبدیدهاش در خاورمیانه – و به نظر میرسد که دولت ترامپ اقدامات خود را با ایران و شرکای خلیج فارس هماهنگ میکند. کشورهای خلیج فارس همچنین از فرصت تجارت و سرمایهگذاری – با احتیاط – در ایران استقبال میکنند.
با وجود حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل و پاسخ شدید نظامی اسرائیل، عادیسازی روابط بین اسرائیل و کشورهای خلیج فارس هنوز برای هر دو طرف مزایایی دارد، هرچند که جنگ غزه قیمت ورود اسرائیل را به ویژه با عربستان سعودی افزایش داده است. بدون حرکت به سمت یک دولت فلسطینی، همراه با اصلاحات قابل توجه در حکومت فلسطینی، کشورهای خلیج فارس به آرامی به بازسازی غزه ادامه خواهند داد اما به نظر میرسد که تمایل بیشتری برای کمک به لبنان و سوریه دارند.
برای بیش از یک سال، شبهنظامی حوثی که شمال یمن را کنترل میکند، به حملات به کشتیرانی تجاری در دریای سرخ پرداخته است که منجر به کاهش ترافیک کشتیرانی، افزایش حق بیمههای بیمه برای کشتیها و سایر هزینههای کشتیرانی شده است. ایالات متحده در ابتدا با رویکردی صرفاً دفاعی پاسخ داد، با گشتزنی در دریای سرخ و سرنگونی موشکها و پهپادهای حوثی.
زمانی که این اقدامات مؤثر واقع نشد، ایالات متحده تلاش کرد تا با هدف قرار دادن پرتابگرهای موشک و انبارهای تسلیحاتی، تواناییهای حوثیها را کاهش دهد و بازدارندگی ایجاد کند. با این حال، هیچیک از این رویکردها به پایان حملات منجر نشد، اگرچه کمپین بمباران گسترده ایالات متحده از مارس تا مه، حوثیها را متقاعد کرد که حملات به کشتیهای تحت پرچم ایالات متحده را متوقف کنند. تهدید حوثیها همچنان چالشی برای متحدان ایالات متحده، مصر – به دلیل کاهش قابل توجه درآمد کانال سوئز برای دولت – و اسرائیل – به دلیل ادامه تهدید حملات بیشتر حوثیها باقی مانده است.
توصیهها برای امنیت خلیج فارس و سیاستهای ژئوپولیتیکی: ایجاد تضمینهای امنیتی با اتکای بیشتر به خود در خلیج فارس: دکترین کارتر 1980 را بهروزرسانی کنید تا ساختار و پیشبینیپذیری برای اقدامات امنیتی ایالات متحده و مسئولیتهای متقابل و تقسیم بار برای شرکای عرب خلیج فارس فراهم کند. با توجه به فرصتهای دیپلماتیک و جنگ جاری در غزه، به دنبال یک توافق سهجانبه ایالات متحده-اسرائیل-عربستان باشید که شامل یک توافق امنیتی ایالات متحده-عربستان باشد. پس از آن، توافق مشابهی با امارات متحده عربی دنبال کنید. تغییرات در توافق جامع امنیتی و ادغام بحرین ممکن است ورودی آسانتری برای سایر کشورهای خلیج فارس فراهم کند.
مذاکره برای فروش تسلیحات و فناوری نظامی سفارشی با کشورهای خلیج فارس به منظور تقویت توانایی آنها در ادغام، همکاری و هماهنگی آموزشهای نظامی و عملیات با ایالات متحده و یکدیگر. قوانین صادرات تسلیحات و دو منظوره ایالات متحده را برای کشورهای شریک، از جمله خلیج فارس، تسهیل کنید. توافقات خاص و الزامآور خلیج فارس را برای حفاظت از فناوری نظامی ایالات متحده تأمین کنید. تعهد دهید که ایالات متحده در صورت نیاز، قابلیتهای منحصر به فرد خود در دفاع هوایی، امنیت دریایی و اطلاعات را در حمایت از کشورهای خلیج فارس به کار خواهد گرفت.
تقویت روابط دیپلماتیک: متعهد شوید که معاون رئیسجمهور JD Vance یا وزیر امور خارجه مارکو روبیو ریاست جلسه سالانه اجلاس ایالات متحده-شورای همکاری خلیج فارس را در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر 2025 بر عهده بگیرند. گروه کاری ایالات متحده-شورای همکاری خلیج فارس را که مسائل دفاعی، اقتصادی و فرهنگی را پوشش میدهد، تجدید کنید تا ادغام قویتری بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را ترویج دهد. تصویب یک مأموریت دیپلماتیک برای شورای همکاری خلیج فارس در واشنگتن را از طریق کنگره بگذرانید.
حمایت از ادغام و همکاری منطقهای: کشورهای خلیج فارس را به ادغام در شبکه دیجیتال نیروی دریایی ایالات متحده و سایر مکانیزمهای امنیت دریایی تشویق کنید. مذاکرات ایالات متحده با ایران را برای تأمین روشنترین مسیر ممکن برای جلوگیری از توسعه و ساخت سلاح هستهای توسط ایران ادامه دهید. به بخش توصیهها برای سیاست ایران مراجعه کنید.
حمایت از تثبیت و نرمالسازی پس از درگیری: امکان توافق امنیتی ایالات متحده و عربستان سعودی را حفظ کنید تا فرمولی برای نرمالسازی روابط بین عربستان سعودی و اسرائیل پیدا شود. علاوه بر نوعی آتشبس طولانیمدت و کاهش تنش در غزه، این احتمالاً نیاز به توافق اسرائیلی برای پیشرفت به سمت یک دولت فلسطینی خواهد داشت. در غزه، با شرکای خلیج فارس، بهویژه امارات متحده عربی، همکاری کنید تا پرسنل و سایر حمایتها را برای یک نیروی بینالمللی برای تأمین امنیت غزه پس از درگیری، زمانی که شرایط اجازه دهد، فراهم کنید.
با تمام شرکای خلیج فارس همکاری کنید تا حمایتهای انسانی و بازسازی را ارائه دهید. در سوریه، توافقی را بهویژه از عربستان سعودی، کویت و قطر برای ارائه کمکهای انسانی به پناهندگان سوری بازگشته تأمین کنید، اقتصاد را تقویت کنید و چشمانداز سیاسی کشور را تثبیت کنید.
با ذینفعان کلیدی، از جمله در کنگره، همکاری کنید تا اجرای تصمیم رئیسجمهور، که در ریاض بیان شده، برای لغو تحریمهای ایالات متحده علیه سوریه ادامه یابد. در لبنان، با دولتهای خلیج فارس همکاری کنید تا کمک و حمایت سیاسی برای تقویت نهادهای لبنانی، بهویژه نیروهای مسلح لبنان، فراهم کنید و احتمال بازگشت یک سازمان فرقهای قوی حمایتشده از ایران مانند حزبالله را کاهش دهید.
محدود کردن تسلیحات و افزایش فشار بینالمللی بر حوثیها: با عربستان سعودی، عمان و دولت مورد تأیید سازمان ملل یمن همکاری کنید تا جریان زمینی تسلیحات و فناوری از ایران به حوثیها را متوقف کنید. از متحدان ناتو و شرکای منطقهای بخواهید تا گشتزنیها را در و اطراف خلیج عدن و دریای عرب افزایش دهند تا تأمین مجدد حوثیها از ایران را محدودتر کرده و از حمل و نقل تجاری در دریای سرخ دفاع کنند. با مصر همکاری کنید تا مخالفت سیاسی عربی و منطقهای را با حملات حوثیها به کشتیهای در حال حرکت به سوی کانال سوئز هماهنگ کنید. از طریق واسطههای عمانی، روشن کنید که حوثیها مسئول هرگونه حمله بیشتر به اسرائیل یا حملات بیثباتکننده در دریای سرخ خواهند بود.
چشماندازهای توافق ایالات متحده و ایران دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ یک تغییر پارادایمی در رویکرد ایالات متحده به جمهوری اسلامی ایران را نشان میدهد. از نظر استراتژیک، ایران در موقعیت جغرافیایی بهطور قابل توجهی تضعیفشدهای قرار دارد. نیروی بازدارنده اصلی ایران، حزبالله لبنان، که در دکترین دفاع نامتقارن آن نقش کلیدی دارد و یکی از ارکان مرکزی استراتژی بازدارندگی از طریق نیابتی آن به شمار میرود، با شکستهای عمدهای مواجه شده است، عمدتاً به دلیل عملیاتهای موفق اطلاعاتی اسرائیل و سقوط رژیم اسد در سوریه، که ظرفیت حزبالله برای نمایش قدرت را تضعیف کرده و “محور مقاومت” ایران را ضعیف کرده است.
تواناییهای موشکی متعارف ایران در برابر معماری دفاع هوایی قوی و چندلایه اسرائیل ناکافی بوده است. این سیستمها به همراه حمایت گسترده نظامی ایالات متحده، تهدید ناشی از موشکهای بالستیک و کروز ایرانی را به طور مؤثری خنثی کردهاند و محدودیتهای توانایی ایران برای ضربه زدن به اسرائیل را برجسته کردهاند.
در داخل کشور، رژیم با بحرانهای فزاینده مشروعیت داخلی مواجه است که در قالب اعتراضات اجتماعی و نافرمانی مدنی بروز میکند. نواقص ساختاری در ظرفیت حکمرانی دولت، تنشهای مرکز-پیرامون و نارضایتیهای قومی را تشدید کرده است. اما مهمترین مسئله، کاهش فاجعهبار ارزش پول ملی، ریال، است که به شدت قدرت خرید را کاهش داده و شکافهای اجتماعی-اقتصادی را عمیقتر کرده است.
با این حال، ترامپ همچنین با رژیمی مواجه است که به طور قابل توجهی تواناییهای هستهای خود را پیشرفته کرده است. این پیشرفتهای فنی، ایران را به دستیابی به حالت هستهای نزدیکتر از همیشه قرار میدهد: توانایی تسلیح سریع برنامه هستهای خود بدون اینکه هنوز به آستانه تسلیح علنی رسیده باشد.
علاوه بر این، متحدان عرب، به ویژه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، که با برجام مخالف بودند، در تلاش هستند تا با تهران نزدیکیهای تاکتیکی برقرار کنند تا خود را از تشدید در صورت بروز درگیری بین ایالات متحده و ایران محافظت کنند. و اکنون به نظر میرسد که در حال میانجیگری بین دو رقیب هستند.
در این چشمانداز استراتژیک تغییر یافته، ترامپ با یک چالش دوگانه مواجه است: رژیمی که از نظر متعارف به طور فزایندهای ضعیف است اما ممکن است به واسطه توانایی هستهای نهفتهاش جسورتر شده باشد. مدیریت این پارادوکس نیازمند بازنگری در دیپلماسی قهری ایالات متحده، موضع بازدارندگی و مدیریت اتحادها در خاورمیانه خواهد بود.
توصیهها برای سیاست ایران: جلوگیری از تسلیح هستهای از طریق اقدامات دیپلماتیک و بازدارنده. ترکیب قهری با مشوقهای متناسب. تحریمها باید به قوت خود باقی بمانند تا رفتارهای بیثباتکننده را مجازات کنند، اما باید تسهیلات مرحلهای در ازای اصلاحات قابل راستیآزمایی در فعالیتهای هستهای ایران ارائه شود. شبکههای نیابتی را با تقویت حکمرانی و تقویت نهادهای امنیتی محلی در کشورهایی مانند عراق، لبنان، سوریه و یمن تضعیف کنید. با اروپا، روسیه، چین و بازیگران کلیدی منطقه در مسیرهای دیپلماتیک موازی درگیر شوید در حالی که ابزارهای قهری یکجانبه را برای تأثیرگذاری بر رفتار ایران بدون به خطر انداختن خودمختاری استراتژیک ایالات متحده حفظ کنید. به اسرائیل و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس وسایل لازم برای محافظت از خود در برابر احتمال تجاوز از سوی ایران را فراهم کنید.
شناسایی و حمایت از تحول جوامع خلیج فارس واقعیت پایدار زندگی در خلیج فارس، تسلط فرهنگی ایالات متحده است. زبان انگلیسی همچنان زبان مشترک نخبگان خلیج فارس باقی مانده و دانشگاههای آمریکایی در آموزش و تربیت این نخبگان پیشرو هستند..
کشورهای خلیج فارس شروع به استقبال از تنوع بیشتر کرده و در زمینههای جدید اقتصاد دانش و خلاقیت سرمایهگذاری میکنند که به دور از نگرانیهای سنتی خود در زمینه نفت و امنیت است. در عربستان سعودی، گردشگری و سرگرمی بیش از نیمی از سرمایهگذاریهای پروژههای کلان کشور را تشکیل میدهد. امارات متحده عربی در صنایع آیندهنگر از اکتشاف فضا تا ارزهای دیجیتال و هوش مصنوعی تا انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای سبز آرزوهایی دارد. سایر کشورهای خلیج فارس نیز در این حرکتها به سمت تنوع اقتصادی بیشتر مشارکت دارند و ابتکارات خود را در زمینه فناوری، فرهنگ و گردشگری دارند.
گسترش به صنایع “نرم” به کشورهای خلیج فارس وسیلهای برای تغییر تصویر بینالمللی خود و دسترسی به مخاطبان و شرکای جدید ثروت و نفوذ فراهم میکند. برای ایالات متحده، این فرصت را برای نوعی همکاری تولیدی متفاوت ایجاد میکند. این گشایشهای فرهنگی همچنین مسیر کنونی را به دور از افراطگرایی مذهبی تقویت میکند.
توصیهها برای سیاست فرهنگی و اجتماعی خلیج فارس گسترش همکاری فرهنگی و ترویج سرمایهگذاریهای مرتبط: برنامههای تبادل زبان انگلیسی و آموزشی را گسترش دهید، ابتکارات کمهزینهای که پیوندهای شخصی بین شهروندان خلیج فارس و ایالات متحده را ایجاد میکند. برنامههای جدید امور عمومی وزارت امور خارجه را با مؤسسات خلاق جدید خلیج فارس از طریق تبادل و سایر برنامهها که آنها را با استعداد و تخصص خلاق آمریکایی متصل میکند، اجرا کنید. سرمایهگذاریهای متقابلاً سودمند بین صنایع خلاق، ورزشی، بازی و سرگرمی ایالات متحده با زمینههای خلاق و سرگرمی به سرعت در حال گسترش در خلیج فارس را ترویج دهید.

