معماری استراتژیک امنیت فراآتلانتیک به طور فزایندهای به همراستایی قدرتهای میانه کلیدی وابسته است. ارزیابی دقیق از روابط ایالات متحده و ترکیه نشان میدهد که چگونه قابلیتهای دفاعی دوجانبه به طور مستقیم آستانه عملیاتی ناتو را در تئاترهای حیاتی تعیین میکند. با تشدید تکهتکه شدن ژئوپولیتیکی در مدیترانه و شام، حفظ روابط ایالات متحده و ترکیه برای واشنگتن به منظور مقابله با شبکههای تجدیدنظرطلب و تأمین کریدورهای انرژی حیاتی از اهمیت بالایی برخوردار است.
روابط ایالات متحده و ترکیه شکلدهنده اتحادها
ایالات متحده و ترکیه دارای دو بزرگترین تأسیسات نظامی در ناتو و دو بخش صنعتی دفاعی از پیشرفتهترین و توانمندترین در جهان هستند. اولی بزرگترین دامنه و نفوذ جهانی را دارد، در حالی که دومی جغرافیای منحصر به فرد و مجموعهای از اتحادهای دوجانبه دارد؛ این امر هر یک را به یک مشارکتکننده بسیار قوی در قدرت کلی ناتو تبدیل میکند. واشنگتن دستور کار و لحن را در سراسر اروپا و خاورمیانه تعیین میکند، اما دینامیکهای جدید در جنگ و ژئوپلیتیک وزن نسبی آنکارا را افزایش داده است.
ویژگیهای هر دو کشور ایالات متحده و ترکیه به تعریف دامنه قدرت ناتو کمک میکند و رابطه بین این دو به تعیین محدودیتهای آن کمک میکند. زمانی که رهبری ملی هر دو کشور توافق داشته باشند، امکانات برای هماهنگی نظامی، دیپلماتیک و استراتژیک گسترش مییابد؛ و زمانی که توافق نداشته باشند، سکون و تنش به وجود میآید. بنابراین، روسایجمهور دونالد ترامپ و رجب طیب اردوغان بسیار مراقب بودهاند تا لحن مثبت و دستور کار سازندهای را حفظ کنند، اما هنوز هم ابهامات زیادی درباره آینده روابط ایالات متحده و ترکیه و آنچه که برای ناتو به طور کلی به همراه دارد، وجود دارد.
دینامیکها در سالهای اخیر به طور قابل توجهی تغییر کرده است. اروپا به وضوح نسبت به ایالات متحده سرد شده است در حالی که در چندین مورد، نسبت به ترکیه گرمتر شده است. اعضای ناتو در اروپا که به دنبال افزایش قابلیتهای صنعتی و عملیاتی دفاعی هستند، شروع به دیدن ترکیه در نوری جدید کردهاند. شکافها در مدل نیروی ناتو و تولید صنعتی واقعی هستند و ترکیه بهترین گزینه برای پر کردن این شکافها است. در نتیجه، ما شاهد برنامههای همکاری جدید و قابل توجهی هستیم که شامل ترکیه و شرکای اروپایی—به ویژه اسپانیا، ایتالیا و بریتانیا (UK)—میشود.
در همین حال، رقابت بین اسرائیل و ترکیه یک عنصر جدید در ساختار امنیتی خاورمیانه را به وجود میآورد: همکاری استراتژیک نزدیکتر میان کشورهای سنیمذهب در خلیج فارس (عربستان سعودی و قطر)، مصر، ترکیه و پاکستان. به طور همزمان، اسرائیل به دنبال همکاریهای دفاعی بیشتر با یونان، قبرس و امارات متحده عربی بوده است. به جای یک الگوی منطقهای مبتنی بر بازدارندگی ایران و پیوند کشورهای سنی به ایالات متحده و اسرائیل (مدل توافقات ابراهیم)، ما شاهد یک آرایش سهقطبی هستیم که در آن یک توافق جدید سنی، ایران را بازدارنده میکند (در حالی که با فروپاشی آن مخالفت میکند) و تلاش میکند تا درگیریها در غزه، لبنان، سوریه و جاهای دیگر را کاهش دهد—به عبارت دیگر، آزادی عمل نظامی اسرائیل را محدود کند.

بازنگری در روابط ایالات متحده و ترکیه در سطح جهانی
این یک وضعیت عجیب است که در آن دو گروه از کشورهای قدرتمند، هر دو متحد ایالات متحده، در خاورمیانه به سمت جهتهای مخالف حرکت میکنند در حالی که ترکیه برای قابلیتهای هر دو ناتو و متحدان عمده غیرناتو اهمیت بیشتری پیدا میکند. این دینامیکها نیازمند دیپلماسی ماهرانه در واشنگتن و بروکسل برای مدیریت تنشهای اسرائیل و ترکیه هستند و این موضوع اجلاس آینده ناتو را جذاب و بسیار مهم میسازد.
جنگها در ایران و اوکراین زمینههای استراتژیک مهمی برای اجلاس ناتو فراهم میکنند. در ماههای اخیر، نظر کارشناسان به سمت این دیدگاه تغییر کرده است که روسیه با یک بنبست استراتژیک در اوکراین مواجه است. برای ولادیمیر پوتین، هزینههای مالی و انسانی همچنان در حال افزایش است بدون اینکه دستاوردهای قابل توجهی در میدان نبرد حاصل شود.
احتمال بیشتری وجود دارد که روسیه نیاز به پذیرش شرایط سازش داشته باشد، با درک اینکه هدف آن بسیار formidable شده و پوتین نمیتواند شرایط را تحمیل کند. با این حال، ایالات متحده و اسرائیل نیز با بنبست خود در جنگ برای پایان دادن به برنامه هستهای ایران مواجه هستند: با وارد کردن خسارات قابل توجه به زیرساختهای نظامی و رهبری سیاسی، آنها ضربه نهایی را وارد نکردهاند و نه فروپاشی و نه تسلیم در افق نزدیک به نظر نمیرسد. نمونه دیگری، درگیریهای 2025 بین هند و پاکستان است که همچنین شاهد نبردهای وسیع بدون نتیجه قاطع بود.
دینامیکهای ناشی از این جنگها، همراه با روندهای فناوری دفاعی، نشان میدهد که ما وارد دورهای از بقای قدرتهای میانه به عنوان چکشی بر یکجانبهگرایی قدرتهای بزرگ شدهایم. اوکراین از حمله روسیه جان سالم به در برد؛ ایران از حمله ایالات متحده و اسرائیل جان سالم به در برد. گسترش فناوری پهپاد، هدفگیری مبتنی بر هوش مصنوعی، تصاویر و ارتباطات ماهوارهای، تکنیکهای پراکندگی و سختسازی، و سایر ابزارهای جنگهای کنونی، قدرتهای میانه را به رقبای formidableتری تبدیل کرده است. هر مورد شامل اجزای مفهومی بوده است—به عنوان مثال، استراتژی موزاییکی ایران برای اجتناب از درگیری نظامی متقارن، جذب و بقا در برابر حملات متعارف، و حفظ حملات نیابتی، پهپادی و موشکی.
فناوری یک عامل بوده است، همانطور که “قوانین بازی” پایدار مربوط به دیپلماسی قهری موفق یا جنگهای محدود نیز مؤثر بودهاند. این قوانین شامل نیاز مداوم به متحدان و ائتلافها، اهمیت چارچوببندی منطقهای، و ارزیابی دقیق نیروی مستقر در برابر انگیزه و ارزشهای مدافع است؛ اینها به طور کلی به این معناست که قهری آسان یک توهم است. مدافعان مجازاتهای عظیمی را تحمل کردهاند اما عوامل دیپلماتیک و اقتصادی امکان مقاومت موفق را فراهم کردهاند. کمپینهای قدرتهای بزرگ ممکن است به عنوان کمپینهای تنبیهی موفق در نظر گرفته شوند، هرچند با هزینههای بالا، اما—حداقل تا میانه سال ۲۰۲۶—نمیتوان آنها را به عنوان جنگهای موفق یا اپیزودهای قهری در نظر گرفت.
تأثیر ژئوپلیتیکی روابط ایالات متحده و ترکیه
مهمترین پیامد این توسعه این است که قدرتهای ضدغربی—ایران و روسیه—نه در جنگهای کنونی پیروز شدهاند و نه شکست خوردهاند، و آنها انگیزهای برای ادامه تقابل و توسعه بیشتر ظرفیتهای نظامی دارند. ایران ممکن است به رهبری جبهه مقاومتی خونین اما سالم در خاورمیانه ادامه دهد. روسیه ممکن است در یک درگیری یخزده با شعلهور شدنهای گاه و بیگاه در دونباس مستقر شود (مشابه وضعیت موجود ۲۰۱۴–۲۰۲۲).
ناتو نیاز خواهد داشت که برای تهدیدات پایدار علیه اعضا یا شرکای خود از هر دو سو برنامهریزی کند. علاوه بر این، ارزش بازدارندگی برتری نظامی قاطع ایالات متحده ممکن است تضعیف شده باشد—هم به دلیل عدم دستیابی به نتیجه مطلوب در ایران و هم از سیگنالهای بسیار واضحی از عدم تمایل ایالات متحده به انجام بار سنگین امنیت اروپا. دلایل محکمی وجود دارد که چرا هم ناتو اروپا و هم کشورهای سنی در خاورمیانه و جنوب آسیا به طور فزایندهای ترکیه را به عنوان یک شریک مهم در بازدارندگی و بقا در برابر درگیری میبینند.
این روندها که وزن استراتژیک ترکیه را برجسته میسازند، درک اینکه چرا یک دایره خاص از تحلیلگران سیاسی تمایل دارند ترکیه را به عنوان “ایران بعدی” ترسیم کنند و توصیه کنند که ناتو ترکیه را از عضویت خود اخراج کند، دشوار میسازد. سیاستمداران اسرائیلی و مجموعهای کوچک اما مداوم از تحلیلگران مستقر در واشنگتن استدلال کردهاند که ترکیبی از رفتارهای ترکیه آن را به یک متحد غیرقابل قبول تبدیل کرده است. عوامل ذکر شده شامل انتقادات ترکیه و اظهارات تحریکآمیز درباره اسرائیل، اقدامات اقتدارگرایانه در حوزه سیاسی داخلی و ادعای حقوق آبی سرزمینی است که با ادعاهای یونان در تضاد است.
جدلبرانگیزانی که به طور مداوم روایتهای “ترکیه هیچ متحدی نیست” را تبلیغ کردهاند، به نوعی نویز پسزمینه در واشنگتن تبدیل شدهاند که باعث چرخاندن چشمهای نمادین در میان سیاستگذاران و تحلیلگران جدیتر میشود، اما این روایت گاهی به اظهارات سیاستمداران و دانشگاهیان آمریکایی نفوذ میکند. نفرت از آنکارا در خارج از واشنگتن چندان طنینانداز نیست، اما به ایجاد سایهای از شک و خصومت کمک میکند که فروش ابتکارات دفاعی دوجانبه نزدیکتر (مانند فروش، همکاری در تولید، استقرار و تمرینات) را برای کنگره دشوارتر میسازد.
ناتو دیدگاه بسیار متفاوتی نسبت به ترکیه دارد – به عنوان یک شریک، نه یک تهدید. این دیدگاه در نظرات مقامات ارشد ناتو مانند دبیرکل مارک روت و فرمانده عالی متفقین الکسیس گرینکویچ منعکس شده است. این موضوع با افزایش تجارت دفاعی و همکاریهای دوجانبه نزدیکتر بین ترکیه و شرکای اروپایی تقویت میشود. این امر هم به واسطه استقرارهای اخیر دفاع هوایی ناتو در حمایت از ترکیه و هم به واسطه استقرارهای ترکیه در حمایت از ناتو برای تمرینات Steadfast Dart 26 و دیگر تمرینات تقویت شده است.

روابط آمریکا و ترکیه ناتو را تعریف میکند
ترکیه کشوری است که عمدتاً، اگرچه به طور ناقص، با منافع امنیتی غرب در اروپا و خاورمیانه همسو است و در هر دو حوزه به طور فزایندهای سهمهای مهمی دارد. در دورهای که قدرتهای بزرگ محدود شدهاند، ترکیه به یک قدرت میانه ضروری تبدیل شده است. به حقایق توجه کنید.
ترکیه تجهیزات استاندارد ناتو را تولید و صادر میکند.
سلاحهای ترکیه به ناتو، متحدان ایالات متحده و کشورهای غیرمتعهد میروند، اما به قدرتهای ضدغربی (ایران، روسیه، چین، کره شمالی، ونزوئلا و غیره) نمیروند.
آنکارا قبل از اینکه غرب مایل به کمک باشد، به اوکراین کمک کرد و به بیرون راندن روسیه و ایران از سوریه کمک کرد.
مداخله ترکیه تلاشهای حمایتشده روسیه برای سرنگونی دولت مورد شناسایی سازمان ملل (UN) لیبی را به پایان رساند و آنکارا اکنون به دنبال وحدت لیبی است.
حفظ روابط ایالات متحده و ترکیه به جلو
آنکارا از دیپلماسی انرژی و صلح ترامپ در چندین منطقه درگیری حمایت کرده است.
ترکیه در حال تقویت استراتژیک آفریقا، جنوب آسیا و آسیای مرکزی در مناطقی است که رقبای اصلی آن چین، روسیه و ایران هستند.
ترکیه در شش سال گذشته به دنبال آشتی گسترده با متحدان ایالات متحده در خاورمیانه بوده است.
بین ترکیه و بخشی از کشورهای غربی، بهویژه اسرائیل (در مورد غزه، سوریه و نظم منطقهای) و یونان (در مورد تعیین مرزهای دریایی) نقاط اختلاف و تنشهای پیچیدهای وجود دارد. با این حال، هیچ سناریوی واقعگرایانهای برای جنگ ترکیه با یونان یا اسرائیل وجود ندارد—بهویژه جنگی که آنکارا آغاز کند. در حالی که منتقدان متعدد ترکیه در واشنگتن میخواهند آنکارا را به عنوان ضدغربی، افراطی یا منزوی به تصویر بکشند به دلیل این تنشهای منطقهای، هیچ چیزی دورتر از حقیقت نیست. اروپا و کشورهای سنی در حال تعمیق روابط هستند—همچنین بسیاری از کشورهای آفریقایی و آسیایی—و ترکیه دارای سومین شبکه دیپلماتیک بزرگ جهان است.
پس هدف از نظرات مداوم و بیپرده ضدترکیه در واشنگتن چیست؟ اخراج از ناتو، انزوا بینالمللی یا جنگ در دستور کار نیست. اما افزایش هزینه سیاسی ادراکشده برای همکاری با ترکیه به گونهای که کنگره یا قوه مجریه نخواهند خواست به عنوان نزدیک به آنکارا دیده شوند، ممکن است. زمانی که روابط ایالات متحده و ترکیه تحت تأثیر جو عمومی مشکوک قرار میگیرد، کسانی که برای نفوذ منطقهای با آنکارا رقابت میکنند، بهرهمند میشوند.
تیره کردن روابط با ترکیه در زمانی که اروپا، آفریقا و بسیاری از کشورهای خاورمیانه و اوراسیا آن را میپذیرند، به منافع ملی ایالات متحده خدمت نمیکند. واشنگتن زمانی بهترین عملکرد را دارد که اتحادهای قوی را حفظ کند، شرکای قوی را پرورش دهد، تنشهای دروناتحادی را مدیریت کند و در برابر بازیگران واقعاً بازنگر محافظت کند نه شرکای دشوار.
رویکرد ناتو—و رویکرد ترامپ—برای بهرهبرداری از قابلیتها و خواستههای ترکیه برای ایفای نقش فعالتر در این مناطق، سیاست بهتری است و روایتهای عجیب مجازات یا انزوای ترکیه باید به عنوان اشتباهات شفاف، خودخواه و بالقوه پرهزینه در نظر گرفته شوند. روابط سالم ایالات متحده و ترکیه میتواند به تأمین منافع و متحدان ایالات متحده در خاورمیانه و اروپا کمک کند و اجلاس ناتو در سال 2026 باید نمایشگاهی برای آنها باشد.

