خاورمیانه در آستانه گسترش ویرانگر درگیریها قرار دارد، زیرا شکستهای نظامی داخلی تهدید به فروپاشی کامل میکند. زمانی که تنها نهاد دولتی چندمذهبی یک کشور از هم بپاشد، لبنان در معرض خطر افتادن به دور باطل خشونتآمیز مشابه لیبی قرار میگیرد. درک این خطرات حیاتی لبنان برای واشنگتن قبل از آنکه رقابتهای نیابتی منطقهای به طور کامل امنیت مدیترانه را از بین ببرد، ضروری است.
خطرات فروپاشی نظامی داخلی لبنان
در یک مصاحبه اخیر، سفیر اسرائیل در ایالات متحده، یخیئل لایتر، ادعا کرد که ارتش لبنان در حال حاشیهنشینی پرسنل نظامی شیعه در صفوف خود است به دلیل عدم تمایل آنها برای مقابله با حزبالله. لایتر در یک پادکست که توسط موسسه سیاست عمومی یهودی برگزار شد، گفت: “عناصری در ارتش لبنان وجود دارند که ارادهای برای مقابله با حزبالله ندارند، زیرا حدود ۲۵٪ تا ۳۰٪ از ارتش شیعه هستند و از میان مسلمانان شیعه، حمایت از حزبالله بین ۳۰٪ تا ۵۰٪ متغیر است.”
“تحکیم دولت اکنون این عناصر را در ارتش به حاشیه رانده است.” در حالی که هیچ انکار رسمی لبنانی از این اظهارات وجود ندارد، رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، ادعاها مبنی بر تشکیل یک تیپ نظامی جدید لبنانی برای اجرای توافقنامه چارچوبی اخیر بین لبنان و اسرائیل را که خروج احتمالی اسرائیل از لبنان را به خلع سلاح حزبالله مرتبط میکند، رد کرد. عون همچنین وجود یک طرح تحت رهبری ایالات متحده برای ارزیابی ارتش لبنان به منظور اقدام علیه حزبالله را انکار کرد.
صرفنظر از اعتبار اظهارات نماینده اسرائیل، حاشیهنشینی یک بخش قابل توجه از ارتش لبنان بر اساس وابستگی مذهبی احتمالاً عواقب فاجعهباری خواهد داشت. ارتش تنها نهاد دولتی چندمذهبی واقعی کشور است و بنابراین بهترین ضامن ثبات داخلی لبنان به شمار میرود. برهم زدن تعادل مذهبی آن میتواند تأثیرات فاجعهباری داشته باشد.

چگونه لبنان در معرض خطر هرج و مرج منطقهای است
“حاشیهنشینی از عنصر شیعه، تنها نهاد [ارتش] را که هنوز قادر به تجسم حاکمیت در لبنان است، تهی میکند” الیجاه مگنیر، خبرنگار جنگی با تجربه، در مصاحبهای با RS توضیح داد. “در تعادل شکننده لبنان، تضعیف ویژگی چندمذهبی ارتش، خطر درگیریهای داخلی را به طرز تصاعدی افزایش میدهد.”
برای اسرائیل، چنین وضعیتی ممکن است ارزش ریسک را داشته باشد اگر به کاهش یا حذف حزبالله کمک کند. برخی از صداهای اسرائیلی بهطور علنی گفتهاند که جنگ داخلی در لبنان یک هدف دیرینه بوده است. یک خبرنگار اسرائیلی برای کانال ۱۳ بهتازگی گفت: “به نظر میرسد ما لبنان را به سمت یک جنگ داخلی هدایت میکنیم. شاید این برای ما چندان بد نباشد، بگذارید دولت لبنان با حزبالله بجنگد.” یک خبرنگار برجسته دیگر پاسخ داد که این هدف اسرائیل “از ابتدا” بوده است.
با این حال، اینکه آیا درگیریهای داخلی در لبنان ارزش ریسک را برای منافع آمریکایی دارد یا خیر، موضوعی کاملاً متفاوت است. برای درک بهتر این موضوع، یادآوری مقایسهی معاون رئیسجمهور، جی.دی. ونس، بین جنگ در ایران و مداخلهی تحت رهبری ناتو در لیبی در سال ۲۰۱۱ که به بروز یک درگیری داخلی منجر شد که همچنان کشور را درگیر کرده است، مفید است.
ریسکهای ژئوپولیتیکی جدید لبنان
“همین الان به شما میگویم، آیا تبدیل ایران به یک لیبی فارسی برای ایالات متحده آمریکا خوب است؟ مطلقاً نه,” ونس در یک مصاحبه پادکستی در ماه گذشته گفت و به این نکته اشاره کرد که برخی در اسرائیل وضعیت را بهطور متفاوتی میبینند. منطق ارزیابی ونس ساده است و ناشی از این واقعیت است که ایران — با وجود تشدید اخیر — تهدید قابل توجهی برای منافع ایالات متحده بهحساب نمیآید که ریسک سقوط آن به هرج و مرج را توجیه کند.
با توجه به موقعیت استراتژیک و جمعیت زیاد خود، تبدیل ایران به یک دولت شکستخورده مشابه لیبی تهدید جدی برای منافع ایالات متحده در چندین جنبه خواهد بود. این شامل احتمال اختلال در جریان آزاد نفت از خلیج فارس است که همچنان یک منافع حیاتی برای ایالات متحده به شمار میرود، همانطور که رویدادهای اخیر در تنگه هرمز نشان داده است.
هرج و مرج و بیقانونی در ایران همچنین احتمالاً گروههای تروریستی را تقویت خواهد کرد که بهطور علنی تمایل خود را برای حمله به ایالات متحده ابراز کردهاند. گروه تروریستی داعش-خراسان [ISIS-K] که در افغانستان همسایه مستقر است، بهطور گستردهای بهعنوان خطرناکترین وابستهی موجود داعش شناخته میشود و یکی از محتملترین گروهها برای برنامهریزی حملات خارجی است که میتواند ایالات متحده را هدف قرار دهد.

ریسکهای لبنان در fueling شبکههای تروریستی
تبدیل ایران به یک دولت شکستخورده احتمالاً به داعش-خراسان این امکان را میدهد که حضور خود را در داخل کشور گسترش دهد و به این گروه پناهگاهی بزرگتر برای فعالیتهایش فراهم کند. یک دولت شکستخورده در ایران همچنین تهدیدی برای بیثباتی عراق همسایه است که واشنگتن به شدت در ثبات آن سرمایهگذاری کرده است. اگرچه لبنان از نظر اندازه و جمعیت در مقایسه با ایران ناچیز است، اما میتوان از آن به عنوان یک مثال مشابه لیبی نیز یاد کرد.
مانند ایران، حزبالله تهدیدی فوری و قابل توجه برای ایالات متحده و منافع آن ندارد که توجیهکننده ریسک عواقب درگیریهای داخلی لبنان باشد. پل پیلار، کارشناس سابق سیا و پژوهشگر غیر مقیم مؤسسه کوئینسی گفت: “حزبالله به دنبال رویارویی با ایالات متحده نیست. این گروه بر موقعیت خود در لبنان تمرکز دارد.”
“اگر ایالات متحده از امور لبنان دور بماند، حزبالله تهدیدی برای ایالات متحده نخواهد بود.” برخی از عواقب بالقوه یک دولت شکستخورده در لبنان به طرز چشمگیری مشابه عواقب یک دولت شکستخورده در ایران است. درست همانطور که داعش در افغانستان همسایه در مورد ایران فعال است، این گروه همچنین در سوریه همسایه در مورد لبنان فعال است. این موضوع احتمال گسترش حضور داعش به لبنان را افزایش میدهد، جایی که درگیریهای داخلی میتواند پناهگاهی برای این گروه فراهم کند.
چرا لبنان امنیت جهانی را به خطر میاندازد
پل پیلار تأکید کرد: “داعش سابقهای در بهرهبرداری از جنگهای داخلی و بیثباتی در کشورهای خاورمیانه دارد” و به رویدادهای عراق و سوریه اشاره کرد. این گروه “بدون شک به دنبال بهرهبرداری از جنگ داخلی در لبنان به شیوهای مشابه خواهد بود.” یک ارزیابی تهدید اطلاعاتی ایالات متحده که در ماه مارس منتشر شد، داعش در سوریه و افغانستان را به عنوان دو وابسته داعش که بزرگترین تهدید را برای ایالات متحده ایجاد میکنند، شناسایی کرده است.
بر اساس این ارزیابی، این گروهها “در تلاشهای خود برای بازسازی و تهدید به میهن ایالات متحده و منافع جهانی ما ادامه میدهند.” بنابراین، یک دولت شکستخورده در لبنان ایالات متحده را به خطر بیشتری میاندازد و به نفع داعش در سوریه عمل میکند، به همان شیوهای که یک دولت شکستخورده در ایران به نفع داعش در افغانستان عمل میکند. یک شباهت چشمگیر دیگر این است که هرج و مرج و بیقانونی در لبنان تهدیدی برای کشورهای همسایه است که واشنگتن به شدت در ثبات آنها سرمایهگذاری کرده است.

در حالی که یک دولت ناکام ایرانی تهدیدی برای ثبات عراق به شمار میرود، یک دولت ناکام لبنانی تهدیدی برای ثبات در سوریه همسایه است، جایی که واشنگتن در تلاش است تا رهبری جدید را تقویت کند. وضعیت را پیچیدهتر میکند این واقعیت که سوریه با چالشهای امنیتی عظیمی مواجه است، که به وضوح از طریق بمبگذاریهای اخیر که دمشق را در زمان سفر رئیسجمهور فرانسه، امانوئل ماکرون، لرزاند، مشهود است. منافع حیاتی در میان است که احتیاط شدید در نحوه برخورد دولت ترامپ با لبنان را توجیه میکند. این منافع حیاتی باید واشنگتن را وادار کند تا سیاست خود در قبال لبنان را از اسرائیل جدا کند و بپذیرد که حزبالله تهدیدی فوری و نیازمند اقدام سریع نیست، بلکه بازیگری عمده در چشمانداز پیچیده فرقهای لبنان است.

