نوسانات جهانی در دریا نیازمند تخصیص مجدد فوری داراییهای دریایی غربی برای تأمین گلوگاههای حیاتی است. واشنگتن باید بهطور جدی الگوی استقرار خود را تغییر دهد، زیرا این چرخش خاص نیروی دریایی ایالات متحده تنها روش قابل اجرا برای مقابله با اجبار دوگانه از سوی پکن و تهران است. این تحول ضروری در عملیات نیروی دریایی ایالات متحده باید پیش از آنکه ساخت کشتیهای صنعتی بهطور واقعی فاصله وزنی ساختاری را پر کند، انجام شود.
واقعیتهای وزنی ساختاری نیروی دریایی ایالات متحده
در سال ۲۰۱۶، زمانی که نیروی دریایی ایالات متحده در حال تعیین اندازه ناوگان خود بود، به ۳۵۵ کشتی جنگی رسید. این تعداد احتمالاً امروز کافی نیست. اما جهان برای ساخت آن ناوگان بزرگتر که بیش از یک دهه زمان میبرد، منتظر نخواهد ماند، بنابراین در آینده نزدیک، نیروی دریایی باید عملیات خود را بهطور متفاوتی متمرکز کند، همانطور که درگیری با ایران نشان میدهد.
زمانی که رژیم ایرانی دوباره آتشبس را با حمله به کشتیهای بیطرف در ۲۵ ژوئن نقض کرد، این امر منجر به حملات از سوی نیروهای دریایی ایالات متحده در نزدیکی آن شد. چشمانداز حملات مداوم پاسخی از سوی رئیسجمهور دونالد ترامپ به همراه داشت: “… بهخاطر نقض توافق آتشبس، دوباره! بسیار ممکن است که آنها هرگز یاد نگیرند!” این درگیری، همچنین رویدادهای کارائیب، افزایش پروفایل دریایی چین در آسیا و جنگ جاری در اوکراین، واقعیت ژئوپولیتیکی جدیدی را به وجود میآورد که ایالات متحده باید برای تسلط بر آن اقدام کند—وگرنه قربانی آن خواهد شد.
بازنگری در الگوی منطقهای نیروی دریایی ایالات متحده
پس از وقفهای چند ساله، استقرارهای دریایی ایالات متحده از تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۲۳، پس از حمله حماس به اسرائیل، به سمت دریای عربی در حال تغییر است—که بهطور قابلتوجهی آغاز درگیری با ایران محسوب میشود. علاوه بر این، اگر درگیری در اوکراین به نتیجهای مطلوب برسد—و دلایل فزایندهای برای خوشبینی وجود دارد—تمرکز عملیات دریایی مداوم بهطور ضروری تغییر خواهد کرد.
این فرض میکند که مذاکرات برای پایان دادن به درگیری در اوکراین، عملیات دریایی آینده ناوگان دریایی روسیه در دریای سیاه را محدود یا متوقف کند و بازسازی آن را نیز محدود نماید. بهطور ایدهآل، این نتیجه میتواند منجر به کاهش تهدیدات دریایی روسیه در تئاتر اروپایی شود که نیروی دریایی ما و متحدان ناتو باید با آن مواجه شوند.

دو تئاتر تعیینکننده برای نیروی دریایی ایالات متحده
قبل از درگیری کنونی با ایران و نمایندگان آن، گزارشی در سال 2020 نیاز به تمرکز نیروهای دریایی محدود ایالات متحده در دو “میدان تعیینکننده” برای دستیابی به بیشترین تأثیر استراتژیک علیه روسیه و چین را پیشبینی کرده بود. با توجه به تنشهای در حال افزایش در شرق آسیا، میدان تعیینکننده اصلی برای پیروزی در جنگ سرد جدید امروز باید دریای چین جنوبی باقی بماند.
با این حال، با توجه به تهدیدات در حال تغییر (روسیه، کارتلهای تروریستی مواد مخدر، ناوگانهای تاریک، ایران) و اهمیت دریای عربی برای نیازهای انرژی چین، تأکید بر مدیترانه شرقی در حال کاهش است. بنابراین، نیروی دریایی باید برنامهریزی استقرار را دوباره ارزیابی کند تا بر دو منطقه تأکید کند: دریای عربی و دریای چین جنوبی.
برنامههای گسترش نیروی دریایی ایالات متحده در اقیانوس هند
انجام این کار با نیروی دریایی بسیار کوچک نیاز به تفکر جدید دارد. بر اساس تغییر نام اخیر فرماندهی هند-اقیانوس آرام (INDOPACOM) به “فرماندهی اقیانوس آرام”، پذیرش اهمیت استراتژیک منطقه اقیانوس هند میتواند شامل اصلاح فرماندهیهای مشترک نبرد باشد—شاید یک “فرماندهی هند.” برای نیروی دریایی، این شامل گسترش حوزه مسئولیت ناوگان پنجم، مستقر در بحرین، به کل اقیانوس هند خواهد بود. چنین حرکتی با توجه به تداوم عملیاتی و تهدید در این تئاتر دریایی منطقی است.
علاوه بر این، تأکید بر اقیانوس آرام که تغییر نام اخیر INDOPACOM نشان میدهد، نیاز به تمرکز بر عملیات نظامی دریایی برای دستیابی به تأثیر استراتژیک بیشتر در دریای چین جنوبی دارد. گام اول بازگرداندن ناوگان اول به یک کشتی حمل و نقل سریع اکتشافی مستقر در سنگاپور به عنوان کشتی فرماندهی متحرک آن است. این حضور منطقهای افزوده همچنین تمرکز عملیاتی در سطح ناوگان و حمایت در سطح ناوگان شمارهگذاری شده برای AUKUS در استرالیای غربی نزدیک را فراهم میکند.

تغییرات ساختاری فوری در نیروی دریایی ایالات متحده
با وجود سرمایهگذاری و رهبری قابل توجه رئیسجمهور ترامپ و کنگره، نیروی دریایی سال آینده به یک نقطه عطف خواهد رسید قبل از اینکه شروع به گسترش تأخیری برای مقابله با تهدید چین کند. بنابراین، تغییرات ساختاری که امکان عملیات دریایی پایدار و مؤثر را فراهم میکند، به شدت مورد نیاز است. این با انجام حرکات جسورانه از سوی رئیسجمهور آغاز میشود، همانطور که او قبلاً انجام داده است، از جمله ایجاد نیروی فضایی و انتقال مسئولیت اسرائیل به فرماندهی مرکزی—تصمیماتی که تأثیر زیادی داشته است. ما به این تغییرات ساختاری اکنون نیاز داریم.

