اجرای سیاست خارجی آمریکا در واشنگتن به طور فزایندهای تحت تأثیر داستانسرایی رقابتی قرار دارد تا دادههای سخت میدانی. با تشدید درگیریهای جهانی، موفقیت نهایی سیاست خارجی آمریکا به طور کامل به این بستگی دارد که کدام روایت توسط مخاطبان داخلی پذیرفته میشود زمانی که گرد و غبار در نهایت نشسته باشد.
واقعیتهای پس از جنگ در سیاست خارجی آمریکا
جنگ با ایران که هرگز واقعاً به پایان نرسید، دوباره آغاز شده است. مانند همه، از جمله دولت ترامپ و رژیم ایران، من هیچ ایدهای ندارم که چگونه به پایان خواهد رسید. اما در نهایت به پایان خواهد رسید و اینکه چگونه به یاد خواهد آمد بسیار مهم خواهد بود.
سیاست به مسائل زیادی مربوط میشود، اما اینکه آیا آن را “چرخش”، “قالببندی” یا “رقابت روایت” بنامید، داستانسرایی هرگز از قلب آن دور نیست. همانطور که فیلسوف ریچارد رورتی مشاهده کرد، “رقابت برای رهبری سیاسی بخشی از رقابت بین داستانهای مختلف درباره هویت خود یک ملت و بین نمادهای مختلف عظمت آن است.”
گاهی اوقات خود داستان مهم است، مانند درگیریهای اخیر درباره تأسیس آمریکا — 1619 در مقابل 1776 — و گاهی اوقات داستان وسیلهای برای دستیابی به هدف سیاسی دیگری است، مانند پیروزی در انتخابات یا تصویب قانونهای جنجالی. اگر مردم به چرخش این باور داشته باشند که انتخابات به طور معمول به دلیل رأیهای مهاجران غیرقانونی دزدیده میشوند، در این صورت تصویب قانون SAVE منطقی است. اگر آنها به این داستان باور نداشته باشند — شاید به این دلیل که حقیقت ندارد — اما به این باور داشته باشند که این لایحه فصل دیگری در داستان هدف رئیسجمهور ترامپ برای تضعیف اعتماد به انتخابات است، در این صورت تصویب آن منطقی نیست.
بسیار اوقات داستان از حقایق به طور ماندگاری مهمتر است.

شکلدهی به روایتهای سیاست خارجی آمریکا
به توافق جدید نگاه کنید. به جز تأسیس و جنگ داخلی، من به سختی میتوانم داستانی را تصور کنم که بیشتر از آن در شکلگیری سیاستهای آمریکایی تأثیرگذار بوده باشد. حزب دموکرات مدرن با آن تعریف شد. و به بسیاری از جهات، حزب جمهوریخواه نیز همینطور بود.
برای دههها، دیدگاه غالب این بود که برنامه «نیودیل» رئیسجمهور فرانکلین روزولت یک موفقیت بزرگ بود. انکار این موضوع — و اغلب هنوز هم — به عنوان دیوانگی dismissed میشد. به گفته افسانه، نیودیل کشور را متحد کرد، رکود بزرگ را شکست و ثابت کرد که سیاستمداران و کارشناسان میتوانند اقتصاد را به نفع تمام آمریکاییها برنامهریزی کنند. از این رو، جستجوی پیوسته پیشرو برای یک «نیودیل جدید» ادامه دارد.
این داستان حقایقی به نفع خود دارد. همچنین حقایقی به شدت علیه آن وجود دارد. اقتصاد واقعاً تا مدتها پس از پایان نیودیل بهبود نیافت. دهه ۱۹۳۰ دورهای از وحدت «همه با هم» نبود. بلکه زمان ناآرامیهای داخلی قابل توجهی بود: شورشهای هارلم و ناآرامیهای کارگری — «شورش ۱۹۳۴» به تنهایی یکی از بزرگترین اعتصابات صنعتی در تاریخ آمریکا بود — و صدها اعتراض بیکاری.
نیودیل نیز یک برنامه منسجم و به طور یکنواخت موفق نبود. FDR در حین کار چیزهایی را اختراع میکرد.
“نگاه کردن به این برنامهها به عنوان نتیجه یک طرح یکپارچه،” نوشت ریچموند مولی، دست راست FDR در طول بخش عمدهای از نیودیل، “به معنای این بود که باور کنیم انباشت مارهای پر شده، عکسهای بیسبال، پرچمهای مدرسه، کفشهای تنیس قدیمی، ابزار نجاری، کتابهای هندسه و ستهای شیمی در اتاق خواب یک پسر میتوانسته توسط یک دکوراتور داخلی قرار داده شده باشد.”
در سال ۱۹۴۰، زمانی که آلوین هنسن، مشاور اقتصادی FDR، از او پرسیده شد که آیا اصل نیودیل «از نظر اقتصادی صحیح» است، هنسن پاسخ داد: “من واقعاً نمیدانم اصل اساسی نیودیل چیست.”

درسهای تاریخی برای سیاست خارجی آمریکا
هدف من این نیست که یک موضوع بسیار باخته را دوباره بررسی کنم، بلکه تنها میخواهم اشاره کنم که روایت پیروزمندانه نیودیل تمام روایتهای دیگر را تحتالشعاع قرار داد و سیاست و سیاستگذاری داخلی را برای نسلها شکل داد.
گزینههای استراتژیک سیاست خارجی آمریکا
که مرا در نهایت به جنگ میرساند. فکر میکنم واضح است که وقتی ترامپ متوجه شد جنگ کوچک او در ایران قرار نیست «موفقیت» جنگ کوچک او در ونزوئلا را تکرار کند، هیچ ایده یا برنامهای برای اقدام بعدی نداشت. او از آن زمان به بعد در حال بداههپردازی بوده است. استراتژی او بیشتر شبیه به اتاق خواب نامرتب پسری است که مولی توصیف کرد تا یک اثر موفق از طراحی داخلی.
data-path-to-node=”18″>اما اگر جنگ به طور موفقیتآمیز به پایان برسد چه؟ بسیاری از منتقدان رئیسجمهور فرض میکنند که این امر غیرممکن است. آنها نباید چنین فرضی داشته باشند. درست است که ترامپ برداشت نادرستی از ایرانیان داشت، اما این به این معنا نیست که ایرانیان برداشت نادرستی از ترامپ ندارند. در واقع، خصومتها هفته گذشته دقیقاً به این دلیل از سر گرفته شد که ایرانیان طمع کردند و حملات جدیدی را در تنگه هرمز آغاز کردند.
آینده میراث سیاست خارجی آمریکا
رژیم ایرانی هنوز هم میتواند سقوط کند. اروپا، که از هرج و مرج و اختلال خسته شده است، میتواند از ناامیدی خود نسبت به ترامپ عبور کند و به میدان بیاید و به تأمین امنیت تنگه کمک کند. من نمیگویم این امر محتمل است، فقط میگویم که کاملاً ممکن است.
پس چه؟ میتوانید مطمئن باشید که مردم داستانهای بسیار متفاوتی درباره این جنگ خواهند داشت. بسیاری از مخالفان “جنگهای ابدی”، چه در چپ و چه در راست، هنوز هم آن را یک شکست اعلام خواهند کرد. برخی از حامیان استدلال خواهند کرد که ترامپ فقط شانس آورده است. بسیاری دیگر ادعا خواهند کرد که این برنامه “استاد شطرنج” از ابتدا بوده است.
یک داستان غالب خواهد شد و آن داستان — چه دقیق باشد و چه نه — سیاست خارجی آمریکا را برای سالهای آینده شکل خواهد داد.

