همراستایی استراتژیک بین ایالات متحده و اسرائیل با دههها ادغام سیاسی، اطلاعاتی و دفاعی سیستماتیک تعریف میشود. به جای اتکا به دینامیکهای لابیگری مانند پول ایپک، مکانیزمهای نهادی—مانند ابتکارات همکاریهای فناوری نظامی و سوابق تاریخی طولانی—به شکلگیری سیاست امنیتی دوجانبه ادامه میدهند، با وجود افزایش تنشهای دیپلماتیک.
پول ایپک بر گفتمان سیاسی تأثیر میگذارد
دو داستان عمده در مورد ایالات متحده و اسرائیل در روزهای اخیر نمایانگر لحظات عمیق و تاریخی در تاریخ روابط بین این دو کشور هستند.
حادثه اول در ۸ ژوئیه رخ داد، زمانی که نماینده کنگره ایالات متحده، رو خانا (D-CA) و هیئت همراهش توسط مستعمرهنشینان مسلح و غیرقانونی اسرائیلی در کرانه باختری اشغالی بازداشت شدند.
“این اوباش با تفنگهای خودکار—یک M4، یک تفنگ خودکار ساخت آمریکا—وارد میشوند و ما را بازداشت میکنند,” خانا در یک بیانیه شگفتانگیز بازگو کرد. “آنها جاده را مسدود میکنند. و سپس ارتش اسرائیل را صدا میزنند، و ارتش اسرائیل در کنار آنهاست، نه در کنار آمریکاییها.”
واکنش مایک هاکبی، سفیر ایالات متحده در اسرائیل، به تجربه مستقیم نماینده کنگره با واقعیت خام و بیقانون اشغال نیز به همان اندازه شوکهکننده بود. به جای دفاع از یک قانونگذار منتخب آمریکایی، هاکبی تجربه دردناک خانا را به سادگی به عنوان یک “حقه” رد کرد.

کمپینهای نفوذ خارجی تنشها را افزایش میدهند
در پاسخ به یک کمپین نفوذ آنلاین که بهطور گزارششده توسط دولت اسرائیل تأمین مالی شده و هدف آن خرابکاری در تلاشهای دیپلماتیک دولت است، ونس خشمگین “برخی عناصر درون دولت اسرائیل” را متهم کرد که بهطور فعال در تلاشند تا مذاکرات صلح را مختل کنند و افکار عمومی آمریکایی را دستکاری کنند. او حتی به اپراتورهای پشت این کمپین حمایتشده از خارج حمله کرد و بهطور مستقیم به آنها گفت که “به جهنم بروند.”
با این حال، حتی در حالی که انتقادات شدید از اسرائیل به اوج سیاست آمریکایی میرسد، یک شکاف عمیق و دوقطبی واشنگتن را تقسیم میکند. در حالی که افکار عمومی آمریکایی، شخصیتهای رسانهای تأثیرگذار و سیاستمداران سطح بالا بهطور علنی علیه خشونت بیحد و حصر اسرائیل موضع میگیرند، ساختارهای قدرت سنتی همچنان به خط خود ادامه میدهند.
ابتکارات قانونی پیوندهای نهادی را حفظ میکنند
این موضوع به وضوح در کنگره مشهود است، جایی که سیاستمداران مستقر مشغول عمل به عنوان پیمانکاران دفاعی برای تل آویو هستند. قانونگذاران به آرامی در حال پیشبرد بخش ۲۱۹ قانون مجوز دفاع ملی (NDAA) برای سال مالی ۲۰۲۷ هستند. این قانون نه تنها ایالات متحده را از کشتار جاری در منطقه دور نمیکند، بلکه هدف آن ادغام و همزمانسازی دائمی نیروهای نظامی ایالات متحده و اسرائیل تحت یک «ابتکار همکاری فناوری دفاعی» مشترک است.
این نقطه کور نهادی است که باعث میشود کل اتحاد به طور فاحشی مضحک به نظر برسد.
نظریه سنتی سیاست خارجی اسرائیل را به عنوان یک «کشتی» یا «ناو هواپیمابر غرقناپذیر» آمریکایی در خاورمیانه میبیند که به نمایندگی از هژمونی غربی بر منطقه نظارت میکند. اینکه آیا این موضوع هرگز حقیقت داشته است، به شدت قابل بحث است. امروز، نسلکشی جاری در غزه، جنگ بیوقفه علیه ایران و تجاوزات فزاینده به لبنان و سوریه هیچ ارزش استراتژیکی برای مردم آمریکا به همراه نداشته است. در عوض، ایالات متحده هزینههای مالی و اخلاقی عظیمی را برای تأمین مالی جنگهای خونین منطقهای که اقتصاد جهانی را مختل میکند و واشنگتن را به شریک مستقیم و همدست در تخریب مردم فلسطین تبدیل میکند، پرداخت کرده است.

فساد سیستمی فراتر از پول AIPAC است
باور به اینکه این وابستگی پدیدهای جدید است، نادرست است. برای بسیاری، بازداشت فیزیکی نماینده کنگره، خانا، توسط نیروهای اسرائیلی یادآور ریچل کوری است—فعال صلح آمریکایی ۲۳ سالهای که در تاریخ ۱۶ مارس ۲۰۰۳ به طرز وحشیانهای توسط بولدوزر نظامی اسرائیل در رفح زیر گرفته شد در حالی که به طور مسالمتآمیز از یک خانه فلسطینی در برابر تخریب محافظت میکرد. در هر دو مورد، پیام تل آویو واضح بود: وضعیت آمریکایی هیچ حفاظتی ارائه نمیدهد.
با این حال، این وابستگی عمیقتر است و ریشه در حادثه USS Liberty در سال ۱۹۶۷ دارد. در طول جنگ شش روزه، نیروهای اسرائیلی به مدت دو ساعت به یک کشتی اطلاعاتی غیرمسلح آمریکایی حملهای بیرحمانه انجام دادند که منجر به کشته شدن ۳۴ ملوان آمریکایی و زخمی شدن ۱۷۱ نفر شد. به جای درخواست پاسخگویی، دولت جانسون به عذرخواهی اسرائیل به عنوان «اشتباه» تن داد و حقیقت را پنهان کرد تا از متحد خود محافظت کند. این یک پیشزمینه چند دههای را ایجاد کرد: واشنگتن به عنوان یک سپر سیاسی و نظامی برای اقدامات اسرائیل عمل میکرد، حتی به قیمت جان آمریکاییها.

دههها اطاعت سیاسی نهادی
اغلب استدلال میشود که تسلط اسرائیل بر سیاستهای آمریکایی بهطور کامل ناشی از قدرت مالی لابی آن در واشنگتن، بهویژه کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (AIPAC) است. خرد متعارف بر این باور است که سلطه واقعی AIPAC بهعنوان سازنده نهایی قدرت، از سال ۱۹۸۱ آغاز شد، زمانی که این لابی نبردی تاریخی و شدید را برای جلوگیری از فروش هواپیماهای نظارت زودهنگام AWACS به عربستان سعودی که توسط رئیسجمهور رونالد ریگان پیشنهاد شده بود، به راه انداخت.
اما حادثه USS Liberty سالها قبل از آنکه این لابی چنین قدرت عظیمی داشته باشد، رخ داد. حقیقت این است که دولت ایالات متحده به سادگی کنترل موجودی را که به مدت دههها پرورش داده و از آن محافظت کرده، از دست داده است. نسبت دادن این وابستگی بهطور انحصاری به کمکهای مالی انتخاباتی دیگر کافی نیست؛ فساد بسیار عمیقتر است. این موضوع ناشی از ترس و نگرانی عمیق در میان سیاستمداران آمریکایی است که تمام دوران حرفهای خود را صرف یادگیری این کردهاند که بقا در سیاست نیازمند اطاعت مطلق از تلآویو است.
گفتوگوی عمومی انتقاد مستقیم را عادی میکند
به همین دلیل است که اظهارات اخیر جیدی ونس بسیار حیاتی است. این نشان میدهد که زره مصونیت مطلق در حال ترک خوردن است و زبان انتقاد واقعی و سیستماتیک از اسرائیل بهطور رسمی در گفتوگوی سیاسی اصلی عادی شده است.

