بیثباتی ژئوپولیتیکی در خاورمیانه، سرمایهگذاریهای زیرساختی در خلیج فارس را وادار به بازنگری و اولویتبندی امنیت منطقهای کرده است. با افزایش فشار بر زیرساختها در سرتاسر شبهجزیره عربی، تأمین جام جهانی ۲۰۳۴ نیازمند همکاری بیسابقه منطقهای به جای هزینههای ملی جداگانه است. ریاض اکنون با یک تصمیم حیاتی مواجه است: گسترش میزبانی رویدادها در کشورهای همسایه شورای همکاری خلیج فارس یا خطر ایجاد گلوگاههای زنجیره تأمین در زمان اوج تقاضای مسابقات. گسترش مسئولیتهای میزبانی جام جهانی ۲۰۳۴ به یک مدل چندملیتی میتواند آسیبپذیریهای امنیتی مشترک را به یک استراتژی اقتصادی هماهنگ منطقهای تبدیل کند.
واقعیتهای استراتژیک جام جهانی ۲۰۳۴
برای عربستان سعودی، جام جهانی ۲۰۲۶ فیفا در ایالات متحده، کانادا و مکزیک blessing مختلطی بود. در زمین بازی، عقابهای سبز، نام مستعار تیم ملی سعودی، نتوانستند به انتظارات بالای surrounding تیم پاسخ دهند. تساویها در برابر اروگوئه و کیپورد شگفتانگیز، به همراه یک شکست در برابر اسپانیا، منجر به خروج زودهنگام شد.
این موضوع در تضاد شدید با پیروزی فراموشنشدنی ۲-۱ بر آرژانتین قهرمان جهان در بازی افتتاحیه در قطر چهار سال قبل بود. با این حال، فراتر از زمین بازی، عربستان سعودی به یکی از بزرگترین برندگان این تورنمنت تبدیل شد. از طریق شراکتهای تجاری عمیق با فیفا توسط آرامکو و صندوق سرمایهگذاری عمومی، پادشاهی موقعیت خود را به عنوان یک قدرت در حال ظهور در فوتبال جهان تثبیت کرده است. جام جهانی تأثیر فزاینده عربستان سعودی را برجسته کرد – نه از طریق نتایج در زمین، بلکه از طریق سرمایهگذاری، شراکتها و آرزوی آن برای شکلدهی به آینده بازی جهانی.
با پایان کمپین ۲۰۲۶ زودتر از آنچه طرفداران سعودی امیدوار بودند، توجه در سرتاسر پادشاهی اکنون به جام جهانی ۲۰۳۴ معطوف شده است که عربستان سعودی میزبان آن خواهد بود. برای پادشاهی، تورنمنت ۲۰۳۴ بیشتر از یک رویداد ورزشی مهم است: این یک فرصت استراتژیک برای تقویت موقعیت بینالمللی خود در حالی که تصویری از “زیبایی، درخشش و نیکخواهی” را به نمایش میگذارد.

گسترش میزبانی جام جهانی ۲۰۳۴
با این حال، جنگ جاری ایران به همراه چالشهای مداوم داخلی در زمینه تحول اجتماعی-اقتصادی، عدم قطعیت اقتصادی را افزایش داده است. ثبات منطقهای برای تحول اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بلندمدت عربستان سعودی مرکزی است – به ویژه در آمادهسازی برای مسابقات خانگی بیشتر از هر زمان دیگری. عربستان سعودی به طور فزایندهای خود را به عنوان یک “دولت پلتفرمی” معرفی میکند که امنیت، ثبات و رفاه را از طریق اتصال، دیپلماسی، تعادل همهجانبه، هنر اقتصادی و شراکتهای استراتژیک پیش میبرد. بنابراین، جام جهانی فرصتی منحصر به فرد برای عملی کردن این چشمانداز از طریق تقویت همکاریهای منطقهای به جای پیگیری یک پروژه صرفاً ملی ارائه میدهد. در اینجا، عربستان سعودی میتواند مسابقات را به عنوان یک کاتالیزور برای تابآوری منطقهای و ادغام خلیج در زمانهای تشدید تنشهای منطقهای قرار دهد.
بنابراین، یک گام جسورانه اما نمادین برای عربستان سعودی، در هماهنگی با فیفا، گسترش مسابقات به یک جام جهانی خلیج با دعوت از قطر، عمان و احتمالاً امارات متحده عربی به عنوان میزبانان مشترک خواهد بود. به جای تضعیف رهبری عربستان سعودی، یک جام جهانی با عربستان سعودی به عنوان میزبان اصلی که به سایر شرکای خلیج گسترش مییابد، نقش پادشاهی را به عنوان نیروی محرکهای برای خلیج متصلتر، یکپارچهتر و مقاومتر تقویت خواهد کرد. چنین سناریویی از جام جهانی سعودی پلاس یا خلیج میتواند چندین مزیت استراتژیک ایجاد کند:
تأمین مالی جام جهانی 2034 در سراسر خلیج
تابآوری اقتصادی: اگرچه درگیریهای منطقهای آسیبپذیریهایی را در سراسر خلیج نمایان کرده است، عربستان سعودی به طور نسبی تابآورتر بوده است. این پادشاهی بخشی از صادرات انرژی خود را از طریق خط لوله شرق-غرب حفظ کرده و وابستگی به تنگه هرمز آسیبپذیر را کاهش داده است و در مقایسه با چندین همسایه خود، حملات کمتری از پهپادها و موشکها را تجربه کرده است.
با این حال، چالش اقتصادی بزرگتر، بلندمدت است. بیثباتی طولانیمدت منطقهای و تنظیم مجدد مالی ممکن است به تضعیف اعتماد سرمایهگذاران، افزایش هزینههای زندگی و تأخیر در برخی پروژههای بزرگ، مانند The Line، منجر شود. در ورزش، بازیهای زمستانی آسیا به قزاقستان منتقل شدند و صندوق سرمایهگذاری عمومی دیگر پس از سال 2026، مالیات بر تور گلف LIV که توسط عربستان سعودی حمایت میشود، تأمین نخواهد کرد. در یک مرحله بحرانی از تحول، فشارهای مالی، سرمایهگذاری خارجی ضعیفتر، خصوصیسازی کند و تقاضاهای فزاینده بر زیرساختها و خدمات عمومی ممکن است آمادهسازی برای جام جهانی 2034 را پیچیده کند.
ریاض، یکی از شهرهای اصلی برنامهریزی شده برای میزبانی مسابقات با مجموع هشت استادیوم، در تلاش است تا شبکه حمل و نقل و ظرفیت اقامتی خود را قبل از ورود میلیونها بازدیدکننده گسترش دهد. اگرچه سیستم مترو شهر بالاخره عملیاتی شده است، اما بعید است که تا سال 2034 تمام هشت استادیوم برنامهریزی شده برای جام جهانی را به هم متصل کند.
در عین حال، نرخ بالای شهرنشینی فشار زیادی بر جادهها، مسکن، هتلها و خدمات عمومی وارد میکند. پیشبینی میشود جمعیت شهر از ۷ میلیون به بیش از ۱۰ میلیون در سال ۲۰۳۴ افزایش یابد. بین سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۳۴، تقاضا برای مسکن نیز به طور چشمگیری با ۳۰۵,۰۰۰ واحد اضافی افزایش خواهد یافت. بدون بهبودهای قابل توجه، این گلوگاهها میتوانند مدیریت جمعیت را پیچیده کرده، تجربه هواداران را کاهش دهند و آرزوی پادشاهی برای برگزاری یک تورنمنت بینقص را تضعیف کنند.
به طور کلی، کشورهای حاشیه خلیج فارس، مانند قطر، با محدودیتهای مشابهی مواجه هستند زیرا هزینههای بازسازی پس از حملات ایرانی ممکن است به ۲۰۰ میلیارد دلار برسد و فشار بیشتری بر مدلهای کسب و کار آنها وارد کند. فراتر از ارزش نمادین، یک جام جهانی در خلیج فارس میتواند به ابزاری برای بهبود اقتصادی، تقسیم بار منطقهای و ادغام عمیقتر تبدیل شود.
به جای تکرار زیرساختها، عربستان سعودی میتواند از مزایای مقایسهای منطقهای بهرهبرداری کند. قطر در حال حاضر دارای استادیومهای جهانی و بسیاری از زیرساختهای مورد نیاز برای تورنمنت است که آن را به شریک ایدهآلی برای کاهش هزینههای ساخت و کاهش ریسکهای اجرایی تبدیل میکند.
با وجود مشکلات کنونی، عمان و امارات متحده عربی میتوانند با زیرساختهای گردشگری و بخشهای مهماننوازی شناختهشده بینالمللی، این تورنمنت را تکمیل کنند. یک تورنمنت چندکشوری به این ترتیب میتواند اقامتهای طولانیتر بازدیدکنندگان، سفر به چند مقصد و توزیع گستردهتر منافع اقتصادی در سراسر خلیج را تشویق کند. به ویژه، اگر تورنمنت از ۴۸ به ۶۴ تیم گسترش یابد – که در حال بررسی است – نیازهای زیرساختی مرتبط به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت و ممکن است از ظرفیت عربستان سعودی برای مدیریت مستقل این رویداد فراتر رود.
در این صورت، یک توافق میزبانی مشترک با کشورهایی مانند قطر میتواند استادیومهای موجود، زیرساختهای حمل و نقل، ظرفیت اقامت و امکانات فرودگاهی را برای جذب تقاضای اضافی فراهم کند.

شبکههای لجستیکی جام جهانی ۲۰۳۴
اتصال منطقهای: میزبانی مشترک میتواند یکی از مهمترین اولویتهای استراتژیک منطقه – همپیوندی – را تسریع کند. از زمان اختلال در مسیر تجاری دریایی تنگه هرمز، دولتهای خلیج فارس به طور فزایندهای در کریدورهای حمل و نقل، ریلی و لجستیکی جایگزین که شبه جزیره عربی را به اردن، سوریه، ترکیه، عراق و اروپا متصل میکند، سرمایهگذاری کردهاند.
به عنوان مثال، عربستان سعودی ابتکار کریدور لجستیکی خود را اعلام کرده است که از طریق آن قصد دارد همکاری خود را با سایر همسایگان خلیج فارس، مانند عمان، گسترش دهد. علاوه بر این، این کشور در مراکز صنعتی و لجستیکی سرمایهگذاری میکند، از جمله راسالخیری، ینبع، جبیل، بندر ملک عبدالله، بندر اسلامی جده و اکسگون نئوم، تا موقعیت پادشاهی را به عنوان یک پلتفرم منطقهای برای تجارت، تولید و اتصال تقویت کند. یک جام جهانی منطقهای میتواند مشوقهای اضافی برای تسریع در ساخت راهآهنهای فرامرزی، پیوندهای هوایی، کریدورهای لجستیکی و اتصال دیجیتال ایجاد کند و میراثی ماندگار به جا بگذارد که فراتر از فوتبال است.
به جای پیگیری پروژههای کلان همپوشان، هماهنگی نزدیکتر میتواند رقابتپذیری جمعی منطقه را تقویت کند. با این حال، اتصال به اندازه زیرساختها به مردم مربوط میشود. یک جام جهانی خلیج فارس میتواند سطوح بیسابقهای از تبادل اجتماعی را از طریق بستههای گردشگری یکپارچه، ترتیبات ویزای سادهشده، جشنوارههای فوتبال جوانان، برنامههای فرهنگی، مسابقات ورزشهای الکترونیکی و تبادلهای علمی تقویت کند – مشابه جام خلیج ۲۰۲۶ در جده یا بازیهای شورای همکاری خلیج فارس.
این تورنمنت همچنین میتواند همکاری در فناوریهای پایدار، امنیت و زیرساختهای دیجیتال را عمیقتر کند و در عین حال تبادلهای بیشتری از حرفهایها، داوطلبان و دانشآموزان در سراسر منطقه را تشویق کند. مراکز برتری، مانند آکادمی Aspire قطر، میتوانند همکاری با شرکای سعودی را تقویت کنند. چنین ابتکاراتی روابط مردم با مردم را تقویت کرده و تصویر خلیج را به عنوان یک منطقه باز، مهماننواز و به هم پیوسته تقویت میکند.
تأمین عملیات جام جهانی ۲۰۳۴
امنیت منطقهای: در نهایت، یک جام جهانی خلیج فارس میتواند امنیت منطقهای را تقویت کند. رویدادهای بزرگ ورزشی بینالمللی توجه جهانی را افزایش میدهند و هزینههای سیاسی بیثبات کردن کشورهای میزبان را بالا میبرند. تجربه قطر قبل از جام جهانی ۲۰۲۲ فیفا نشان داد که چگونه دیده شدن بینالمللی، قدرت دیپلماتیک و بازدارندگی آن را افزایش داد و به حل نهایی بحران خلیج بین سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ کمک کرد.
یک تورنمنت مشترک این اثر را چند برابر میکند و چندین کشور خلیج را به طور همزمان تحت spotlight بینالمللی قرار میدهد. همکاری نزدیکتر در مدیریت مرزی، اشتراکگذاری اطلاعات، امنیت سایبری و حفاظت از زیرساختهای حیاتی، آمادگی بحران منطقهای را تقویت کرده و اعتماد بین کشورهای خلیج را ایجاد میکند. ایجاد این مکانیزمهای هماهنگی قبل از تورنمنت میتواند یک ساختار امنیتی ماندگار به جا بگذارد که فراتر از سال ۲۰۳۴ ادامه یابد. به طور محتاطانه، این تورنمنت میتواند کانالی برای دیپلماسی ورزشی با ایران فراهم کند.
فوتبال یکی از معدود عرصههایی است که فراتر از خطوط گسل سیاسی و اجتماعی میرود و در جوامع مختلف طنینانداز است. اگر وضعیت امنیتی و حمل و نقل دریایی به حالت عادی بازگردد و تیم ملی ایران موفق به صعود شود، مسابقات برگزار شده در خلیج فارس میتواند تعاملات مردمی را تسهیل کند، گفتوگو میان حامیان را تشویق کند و به بازسازی اعتماد پس از سالها قطبی شدن منطقهای کمک کند.
در حال حاضر، چشمانداز برگزاری جام جهانی سعودی یا خلیجی از نظر سیاسی بعید به نظر میرسد و حتی ممکن است ایدهآلگرایانه یا سادهلوحانه به نظر برسد. برای عربستان سعودی، جام جهانی فوتبال ۲۰۳۴ تنها یک رویداد ورزشی نیست بلکه یک پروژه پرچمدار از آرمانهای جهانی آن و یک رکن مهم از برند ملیاش است.
بنابراین، این تورنمنت عمدتاً به عنوان یک دستاورد ملی دیده میشود تا وسیلهای برای یکپارچگی منطقهای. با این حال، دقیقاً در همین جا یک فرصت استراتژیک وجود دارد: تصمیم عربستان برای دعوت از شرکای خلیجی نشاندهنده اعتماد به نفس به جای ضعف خواهد بود. تبدیل این رویداد از جام جهانی سعودی به جام جهانی سعودی پلاس، سیگنالی قوی از وحدت منطقهای و ادغام اقتصادی ارسال خواهد کرد، همکاریهای عملی را عمیقتر کرده و رهبری جمعی خلیج را در زمانی که تکهتکه شدن ژئوپولیتیکی و رقابتهای تازه درون خلیجی خطر تضعیف انسجام و تابآوری منطقهای را به همراه دارد، به نمایش خواهد گذاشت.

