دیپلماسی تشییع جنازه به ندرت سیاست خارجی را بازنویسی میکند، اما واشنگتن اکنون با لحظهای فوری برای تثبیت ائتلاف ایالات متحده و اسرائیل در مواجهه با افزایش هزینههای جنگ در خاورمیانه روبرو است. رئیسجمهور دونالد ترامپ و نخستوزیر بنیامین نتانیاهو با اهداف منطقهای متفاوت و فشارهای سیاسی شدید در داخل کشور به جلسه کاخ سفید وارد میشوند. همراستایی اهداف نظامی و نقشههای دیپلماتیک نیازمند آن است که هر دو رهبر ائتلاف ایالات متحده و اسرائیل را در برابر شکافهای استراتژیک عمیقتر محافظت کنند قبل از آنکه انتخابات داخلی مواضع آنها را قفل کند.
ائتلاف ایالات متحده و اسرائیل با انتخابی حیاتی مواجه است
با عمیقتر شدن تنشها بین ایالات متحده و اسرائیل، جلسهای که به سرعت برای سهشنبه در کاخ سفید بین رئیسجمهور دونالد ترامپ و نخستوزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو برنامهریزی شده، ممکن است آنچه را که سناتور فقید لینزی گراهام ممکن است با کنایه به آن اشاره کرده باشد، به عنوان اولین کمک پس از مرگش به روابط ایالات متحده و اسرائیل ارائه دهد.
در میان عدم قطعیت فوقالعاده منطقهای و اتهامات متقابل درباره جنگ ایران، تشییع جنازه گراهام در آن روز، شرکای جنگی را گرد هم خواهد آورد. سناتور فقید دههها استدلال کرده بود که دشمنان آمریکا هر زمان که فاصلهای بین واشنگتن و اورشلیم مشاهده میکردند، بهرهمند میشدند. اگر تشییع جنازه او دو رهبر را به تنگتر کردن آن فاصله ترغیب کند، این یک کمک نهایی مناسب به ائتلاف ایالات متحده و اسرائیل از یکی از پایدارترین حامیان آن خواهد بود.
این جلسه به هیچ وجه نتیجهای قطعی نبود. ترامپ زمانی که از او درباره ملاقات با نتانیاهو در صورت حضور رهبر اسرائیل در واشنگتن برای تشییع جنازه گراهام سؤال شد، بیمیل به نظر میرسید. با تلخ شدن نظر عمومی آمریکاییها نسبت به جنگ ایران، ترامپ تلاش کرده است تا فاصلهای سیاسی از نتانیاهو ایجاد کند و گاهی اوقات نخستوزیر اسرائیل را به عنوان یک رهبر جنگی ستایش کرده در حالی که انتقادات مبنی بر اینکه اسرائیل سیاست آمریکا را در قبال ایران هدایت میکند را نیز منحرف کرده است. نتانیاهو نیز به نوبه خود بسیار محتاط بوده و بارها تأکید کرده است که تنها ترامپ تصمیمگیرنده مسیر آمریکا است.

همراستایی اهداف جنگ ائتلاف ایالات متحده و اسرائیل
گراهام—که یکی از مشاوران مورد اعتماد ترامپ در سیاست خارجی شد—به احتمال زیاد برای برگزاری جلسه و روشن کردن فضا استدلال میکرد. با توجه به اینکه نتانیاهو با انتخابات اسرائیل در اکتبر و ترامپ با انتخابات میاندورهای روبرو است، این زمان مناسبی برای مذاکره در مورد توافقات بزرگ نیست. اما این زمان مناسبی است تا اطمینان حاصل شود که واشنگتن و اورشلیم در مورد سه چالش فوری—ایران، لبنان و عربستان سعودی—که نمیتوانند تا بعد از رایگیری منتظر بمانند، همراستا هستند.
جنگ ایران در صدر لیست قرار دارد. ترامپ این هفته به آکسیوس گفت که نمیخواهد اسرائیل به هیچ تشدید نظامی مجددی با ایران بپیوندد. او گفت: “ما به هیچکس نیاز نداریم.” ترامپ از “عواقب” هشدار داد اگر اسرائیل به این درگیری وارد شود و اشاره کرد که ایران ممکن است به طور مستقیم علیه اسرائیل تلافی کند.
نتانیاهو به نظر نمیرسد که تمایلی به آزمایش ترامپ داشته باشد. مقامات اسرائیلی همچنین اشاره میکنند که در طول درگیری دو هفتهای اخیر، ایران عمدتاً از حمله مستقیم به اسرائیل خودداری کرده است—نشانهای، به نظر آنها، که تهران درک میکند اسرائیل میتواند هزینههای بیشتری بر جمهوری اسلامی تحمیل کند. اما سوال بزرگتر این است که آیا اسرائیل به دور بعدی درگیری میپیوندد یا خیر. سوال این است که آیا واشنگتن و اورشلیم یک استراتژی مشترک برای آنچه که در آینده میآید، دارند.
برای ترامپ، اولویت فوری بازگشایی تنگه هرمز، جلوگیری از مسدود شدن یک نقطه دریایی دیگر در دریای سرخ توسط متحدان حوثی ایران و جلوگیری از شوکهای اقتصادی بیشتر قبل از انتخابات میاندورهای است. مقامات اسرائیلی این نگرانی را به اشتراک میگذارند اما به همان اندازه بر روی سوال دیگری تمرکز دارند: استراتژی بلندمدت برای ذخیره اورانیوم غنیشده بسیار بالا که در زیر سایتهای هستهای آسیبدیده در فردو، نطنز و اصفهان دفن شده است—و احتمالاً کوه پیکاکس که هنوز بمباران نشده است، چیست؟ هماهنگی تاکتیکی ایالات متحده و اسرائیل مهم است، اما همراستایی استراتژیک حتی بیشتر اهمیت دارد.

هدایت اتحاد آینده ایالات متحده و اسرائیل
همین ضرورت در لبنان نیز صدق میکند. چارچوب سهجانبه جدید میان ایالات متحده، لبنان و اسرائیل فرصتی نادر برای آغاز بازگرداندن حاکمیت لبنانی ارائه میدهد. اگر نیروهای مسلح لبنان بتوانند به تدریج به روستاها در جنوب لبنان مستقر شوند در حالی که حزبالله عقبنشینی میکند، اسرائیل در نهایت میتواند حضور نظامی خود را در جنوب لبنان کاهش دهد بدون اینکه ساکنان شمال اسرائیل تحت تهدید مداوم حمله حزبالله زندگی کنند.
با این حال، حزبالله و حامیان ایرانی آن هر انگیزهای برای خرابکاری در این روند دارند. پس از انتقادهای گسترده ترامپ مبنی بر اینکه حملات اسرائیلیها به لبنان بیش از حد بوده است، حملات مجدد حزبالله به اسرائیل نه تنها به هدف تحریک واکنش اسرائیل در لبنان خواهد بود، بلکه همچنین به گسترش اختلافات بین ترامپ و نتانیاهو در مورد پاسخ نظامی اسرائیل خواهد انجامید. این امر دست تهران را تقویت کرده و دولت شکننده لبنان را تضعیف خواهد کرد—نتیجهای که تنها با هماهنگی نزدیک ایالات متحده و اسرائیل میتوان از آن جلوگیری کرد.
ایالات متحده – ۱۶ ژوئیه: گلهایی که به یاد سناتور فقید لینزی گراهام، جمهوریخواه از کارولینای جنوبی، در جلسه کمیته قضایی سنا در مورد نامزدی تاد بلانچ به عنوان دادستان کل، در ساختمان هارت در روز پنجشنبه، ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶، دیده میشود. (تام ویلیامز/CQ رول کال)
همپیمانی ایالات متحده و اسرائیل روابط سعودی را هدایت میکند
نیاز به هماهنگی ایالات متحده و اسرائیل به عربستان سعودی نیز گسترش مییابد. مسائل کمی برای گراهام به اندازه تکمیل توافق استراتژیک که روابط سعودی-اسرائیلی را عادی کند، اهمیت داشت. او با همکاری نزدیک با دولت بایدن، سفرهای مکرری به ریاض انجام داد تا بستهای را پیگیری کند که روابط عادیشده سعودی با اسرائیل را به یک پیمان دفاعی ایالات متحده و سعودی و یک توافق هستهای غیرنظامی مرتبط کند.
اعلام این هفته در مورد توافق هستهای غیرنظامی بین واشنگتن و ریاض شامل عادیسازی نبود. ترامپ به سرعت تلاش کرد تا پیوند اصلی را از طریق یک پست در شبکه اجتماعی Truth Social احیا کند و بر این نکته تأکید کرد که عادیسازی بخشی از توافق کلیتر باقی میماند.
عربستان به طور قابل درکی وزن بیشتری به یک توافق امضا شده نسبت به یک پست در شبکههای اجتماعی میدهد. با این حال، ترامپ به وضوح اعلام کرده است که گسترش توافقهای ابراهیم همچنان بخش مرکزی میراث سیاست خارجی اوست. در عین حال، ریاض همچنان بر این نکته تأکید میکند که عادیسازی نیازمند حداقل یک تعهد معتبر از سوی اسرائیل برای آغاز مذاکرات به منظور ایجاد یک دولت فلسطینی در کنار اسرائیل است. مقامات سعودی میدانند که ایجاد دولت فلسطینی در آینده نزدیک بعید است، به ویژه پس از حمله تروریستی دردناک حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اما دوست دارند که حداقل تلاشی برای آغاز این مسیر صورت گیرد. علاوه بر این، سعودیها نیز به طور یکسان تمایلی به اعطای یک جایزه دیپلماتیک به نتانیاهو در آستانه انتخابات اکتبر اسرائیل ندارند.

حفاظت از اهداف استراتژیک همپیمانی ایالات متحده و اسرائیل
این موضوع اهمیت بیشتری مییابد که واشنگتن و اورشلیم اهداف یکدیگر را پیش از تسریع مذاکرات درک کنند. هیچ دو کشوری—حتی یک ابرقدرت و یک قدرت منطقهای—منافع یکسانی ندارند و اختلافات سیاستی بین این کشورها قطعاً از این مبنای متفاوت ناشی خواهد شد.
با این حال، گراهام اغلب هشدار میداد که اختلافات اجتنابناپذیر ایالات متحده و اسرائیل در مورد تاکتیکها، زمانبندی و حتی سیاست باید بهطور خصوصی و با احتیاط مدیریت شود—و هرگز نباید به فرصتهای استراتژیک برای ایران، حزبالله، حماس، یا هر دشمن دیگری که به دنبال ایجاد شکاف بین ایالات متحده و اسرائیل است، تبدیل شود. مراسم تشییع جنازه او فرصتی غیرمنتظره برای ترامپ و نتانیاهو ایجاد کرده است تا دقیقاً همین را تضمین کنند—و اطمینان حاصل کنند که دشمنان آمریکا و اسرائیل همچنان دو متحد را میبینند که مصمم به مقابله با چالشهای مشترک هستند.

