سیاست ترامپ در لبنان اکنون در فاصلهای خطرناک بین تشویقهای دیپلماتیک و عملکرد تأیید شده عمل میکند. واشنگتن پاداشهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی را به بیروت تسریع کرده است در حالی که دولت لبنان شرایط توافقنامه چارچوب ۲۶ ژوئن برای خروج مرحلهای اسرائیل یا کمکهای جدید را برآورده نکرده است.
بازدید رئیسجمهور جوزف عون از واشنگتن حمایت قابل مشاهدهای از سوی آمریکا به همراه داشت، از جمله احیای پروازهای مستقیم، وعدههایی برای تقویت نیروهای مسلح لبنان و صحبت درباره سرمایهگذاری و بازسازی. با این حال، چارچوب نیاز دارد که لبنان انحصار استفاده از زور را برقرار کند، حزبالله را در سطح ملی خلع سلاح کند، زیرساختهای نظامی آن را از بین ببرد و تأمین مالی این گروه را مسدود کند قبل از اینکه آن پاداشها به ثمر برسند.
اجرای اولیه همچنان محدود به سه منطقه آزمایشی است، جایی که تأیید اطلاعات ناقص است و مهلتها نامشخص باقی ماندهاند. رهبران لبنانی همچنین شروع به تضعیف دامنه توافق کردهاند، به طوری که نخستوزیر نواف سلام آن را بهعنوان الزام سیاسی نه قانونی توصیف کرده و رئیسجمهور عون توالی خروج قبل از خلع سلاح را معکوس کرده است.
این فاصله بین همراستایی وعده داده شده و تحویل میدانی تصادفی نیست؛ این آسیبپذیری مرکزی سیاست ترامپ در لبنان است. پرداخت به بیروت بهصورت پیشپرداخت، قبل از خلع سلاح تأیید شده و اختلال مالی، خطر تبدیل حضور در مناطق آزمایشی به یک سقف استراتژیک را به همراه دارد و به حزبالله اجازه میدهد تا قابلیتهای وسیعتری را برای بازسازی در آینده حفظ کند.
پاداشهای سیاست ترامپ در لبنان زودهنگام
رئیسجمهور لبنان جوزف عون و همپیمانانش بازدید ماه گذشته از واشنگتن را بهعنوان موفقیتی میستایند. بهدرستی. رئیسجمهور دونالد ترامپ عون را با تشویقهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی به خانه فرستاد تا لبنان را به سمت واشنگتن بکشاند قبل از اینکه تهران بتواند از فرآیند آتشبس آمریکا-ایران برای حفظ حزبالله بهرهبرداری کند. این استراتژی منطقی است؛ اما اجرای آن اینگونه نیست.
پاداشهای واشنگتن از اجرای توافقنامه چارچوب ۲۶ ژوئن در بیروت پیشی گرفته است، که کمکهای جدید ایالات متحده و خروج مرحلهای اسرائیل را به اقدامهای تأییدشده و سراسری لبنان علیه حزبالله مشروط میکند. پرداخت پیشاپیش خطر از دست دادن اهرم لازم برای تأمین این نتایج را به همراه دارد.

زیانهای میدانی حزبالله افزایش مییابد
فشار در واشنگتن و تهران ناشی از شکستهای میدانی حزبالله است. از زمان حمله گروه به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل بخش زیادی از رهبری ارشد و صدها فرمانده میانی حزبالله را کشته و بخش عمدهای از زرادخانه و زیرساختهای آن را نابود کرده است. حملات تقریباً روزانه اسرائیل پس از آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ به بهبود وضعیت حزبالله آسیب رسانده است. چند روز پس از آغاز جنگ ایران در ۲۸ فوریه، حزبالله به شمال اسرائیل حمله کرد و حملهای جدید و شدیدتر از سوی اسرائیل را به راه انداخت.
ایران نیاز داشت که این جنگ و کمپین فرسایشی بیپایان اسرائیل را به پایان برساند. در آوریل، تهران از تلاشهای واشنگتن برای آتشبس ایران بهرهبرداری کرد تا آتشبس موازی در لبنان را تأمین کند و تصمیمگیریها درباره زرادخانه حزبالله را بهطور انحصاری به دست لبنان بسپارد، همانطور که گروه خواسته بود — و این موضوع را به عرصهای منتقل کرد که به نفع احیای آن بود. حمایت قابل توجه شیعه از حزبالله باعث شده است که رهبران سیاسی و نظامی لبنان از ترس اینکه خلع سلاح اجباری ممکن است منجر به درگیریهای داخلی شود، نگران باشند. بنابراین، یک فرآیند داخلی میتواند به تأخیر بیفتد، تضعیف شود یا به اجرای ظاهری کاهش یابد و به حزبالله فضایی برای بازسازی بدهد.
چرا پاسخ واشنگتن ناکافی است
پاسخ ترامپ این بود که عملکرد لبنان را بیشتر پاداش دهد. او از عون حمایت کرد، به احیای پروازهای مستقیم ایالات متحده و لبنان اقدام کرد، وعده “برنامههای مشخص” برای تقویت نیروهای مسلح لبنان (LAF) داد و بهطور گزارششدهای دستور ارزیابی نیازهای ارتش را صادر کرد. عون همچنین درباره سرمایهگذاری و بازسازی ایالات متحده صحبت کرد، از جمله یک کنفرانس ممکن که در آن وزرای لبنانی پروژههایی را به شرکتهای آمریکایی ارائه دهند. ترامپ بهطور گزارششدهای پیشنهاد کرد که عملیاتهای اسرائیل را محدود کند و از اورشلیم بخواهد که فرآیند منطقه آزمایشی را به مناطق اضافی تحت کنترل اسرائیل در لبنان گسترش دهد. بیروت بهطور جداگانه ادعا کرد که ایالات متحده تضمینهایی داده است که اسرائیل به مناطقی که به کنترل LAF منتقل شدهاند، حمله نخواهد کرد.
اما این چارچوب به همراستایی لبنان بهطور انتزاعی پاداش نمیدهد. این چارچوب خروج بیشتر اسرائیل و کمکهای جدید آمریکایی را به عملکرد تأییدشده لبنان مشروط میکند: دولت باید انحصار بر نیروی نظامی را برقرار کند، حزبالله را در سطح ملی خلع سلاح کند، زیرساختهای نظامی آن را از بین ببرد و تأمین مالی آن را مسدود کند. لبنان هنوز به مرحلهای نرسیده است که این فرآیند را الزامآور یا قابل اندازهگیری کند، چه برسد به اینکه آن را اجرا کند.

منطقههای آزمایشی فاقد تأیید
تنها اقدام میدانی مستند بیروت، فعالیت ارتش لبنان (LAF) در سه منطقه آزمایشی است—منطقههایی که در آنها خلع سلاح تأییدشده حزبالله و کنترل انحصاری ارتش باید منجر به خروج اسرائیل شود. ارتش لبنان پیش از این در فرون و صریفا حضور داشت؛ این ارتش به زوتر الغربی وارد شد و در تاریخ 21 ژوئیه در حالی که اسرائیل در حال خروج بود، عملیات پاکسازی مهمات را آغاز کرد. با این حال، ارتش لبنان بهطور عمومی نشان نداده است که حزبالله را خلع سلاح کرده، زیرساختهای آن را از بین برده، علیه افراد مسلح غیرمجاز اقدام کرده، تأیید شخص ثالث را کامل کرده یا هیچ منطقهای را در برابر بازگشت این گروه تأمین کرده است. مهلتهای عملکرد و قوانین تأیید هنوز تعییننشده باقی ماندهاند. حتی اجرای کامل نیز تنها آزمون اول توافق را کامل میکند و حزبالله را در جاهای دیگر مسلح و در تلاش برای تجدید تسلیحاتش باقی میگذارد.
بیروت مسیر قابل اعتمادی ندارد
بیروت هنوز نتوانسته است مسیر اجرایی قابل اعتمادی فراتر از منطقههای آزمایشی ایجاد کند. کابینه لبنان بهطور واضح طرح خلع سلاح ملی ارتش لبنان را تصویب نکرده است، محتوای آن همچنان محرمانه است و اجرای آن ناقص مانده است. همچنین بیروت در ماه گذشته از زمان امضای چارچوب، جدول زمانی ملی برای اجرا را تصویب نکرده، واحدهایی که برای ارتباط یا نفوذ حزبالله تأیید شدهاند را تعیین نکرده یا تدابیر حفاظتی در برابر موانع خلع سلاح اتخاذ نکرده است.
در عوض، رهبران لبنانی شروع به تضعیف چارچوب کردهاند. نخستوزیر نواف سلام آن را از نظر سیاسی، نه قانونی، الزامآور میداند و محدودیت آن را در مورد اقدامهای سیاسی یا قانونی خصمانه در خارج به مذاکرات محدود میکند، در حالی که متن هیچ محدودیتی را تعیین نکرده است. در همین حال، عون ترتیب چارچوب را معکوس کرده و خواستار خروج اسرائیل قبل از خلع سلاح تأییدشده شده است. حزبالله، که بهطور کامل این توافق را رد میکند، همچنین از بحث درباره زرادخانهاش قبل از خروج اسرائیل خودداری میکند. عون و سلام، که نگران جنگ داخلی بهدلیل «پایه اجتماعی عمیق» این گروه هستند، بهطور مداوم از خلع سلاح اجباری خودداری میکنند، با وجود اینکه حزبالله از دموobilization خودداری کرده است—که این امر فرآیندی نامحدود را فراهم میکند که حزبالله میتواند بهطور نامحدود مانع آن شود.
وضعیت مالی حزبالله همچنان دست نخورده باقی مانده است
تلاشهای لبنان علیه مالیات حزبالله، در عین حال، شامل اقدامات اولیه و جداگانه است. بخش مرکزی بانک در دایرهالمعارف شماره 170 در ژوئیه 2025، مؤسسات تحت نظارت را از معامله با القرض الحسن (AQAH)—بانک نیمهدولتی حزبالله—و نهادهای مرتبط منع میکند. اما بیروت نه داراییهای آنها را مسدود کرده، نه مقامات آنها را تحت پیگرد قرار داده و نه بهطور قابلتوجهی معاملات مالی غیررسمی آنها را مختل کرده است. ارجاع گزارششده در ژوئن به AQAH و فروشنده طلا، جود SARL، هنوز منجر به هیچ اقدام رسمی نشده است. در 30 ژوئن، وزارت خزانهداری ایالات متحده دریافت که AQAH و دیگر نهادهای مالی حزبالله همچنان فعال هستند، در حالی که حزبالله به استفاده از نقدینگی، طلا، تبادل ارز، شرکتهای پوششی، شبکههای تجاری و قاچاق و ارزهای دیجیتال ادامه میدهد.

ریسکهای سیاست لبنان ترامپ به سقف میرسد
رفتار اخیر بیروت، در عین حال، عدم اعتماد را توجیه میکند. در 8 ژانویه، ارتش لبنان (LAF) ادعا کرد که «کنترل مؤثر» بر جنوب لبنان بین مرز اسرائیل و رودخانه لیتانی دارد. دو ماه بعد، حزبالله از آن منطقه با نیروها و زیرساختهای قابلتوجهی که هنوز در آنجا وجود دارد، با اسرائیل جنگید. ارتش لبنان همچنین از اجرای ممنوعیت فعالیتهای نظامی حزبالله که در 2 مارس توسط کابینه وضع شده، خودداری کرده است، در حالی که اسرائیل ادعا میکند که ارتش لبنان با حزبالله هماهنگ شده تا تأسیسات خالیشده را بهعنوان مدرکی از اجرای این ممنوعیت ارائه دهد.
پیشبینی پاداشهای جدید با وجود این سوابق، بیروت را تشویق میکند تا حضور را بهعنوان یک عملکرد تلقی کند—و میتواند مناطق آزمایشی را به سقف این چارچوب تبدیل کند. حفظ قابلیتهای وسیعتر خود، حزبالله میتواند بهطور تاکتیکی از مناطق آزمایشی عقبنشینی کند و سپس پس از خروج اسرائیل و کاهش توجه بینالمللی، بازگردد. خروجهای اسرائیل در سال 2000 و پس از جنگ 2006 این گروه را خلع سلاح نکرد؛ حزبالله که اسرائیل را بهعنوان یک تهدید دائمی بدون توجه به اشغال سرزمین لبنانی توصیف میکند، به سادگی توجیهات جدیدی برای «مقاومت» پیدا کرد و اکنون هرگونه ارتباط بین خروج اسرائیل و خلع سلاح خود را رد میکند.
ترامپ در به چالش کشیدن تلاشهای ایران برای بازپسگیری لبنان حق دارد، اما واشنگتن نمیتواند با پرداخت پیشاپیش به بیروت پیروز شود. این رویکرد قبلاً به رشد حزبالله و نفوذ ایرانی کمک کرده است. این چارچوب قرار بود مسیر را اصلاح کند و رابطه ایالات متحده و لبنان را مبتنی بر عملکرد به جای وعده قرار دهد. همراستایی با واشنگتن باید هزینه داشته باشد—اما تنها به شرطی که بیروت عمل کند.

