فدرالیسم منطقه کردستان اکنون با فشارهای متضاد از بغداد و رقابتهای داخلی کردها مواجه است. نزدیک به یک سال پس از انتخابات پارلمانی اکتبر 2024، حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان نتوانستهاند دولت جدید منطقهای تشکیل دهند و این موضوع سیستم سیاسی را که بر اساس توافقات نخبگان بنا شده، نمایان میسازد. تلاشهای اتحادیه میهنی کردستان برای دستیابی به ریاستجمهوری عراق از طریق ائتلافهای مستقر در بغداد، بدون هماهنگی قبلی با کردها، نشانهای از خارجیسازی عمدی رقابتهای درونکردی به مؤسسات فدرال بود.
در کرکوک، همان ائتلاف از یک فرماندار ترکمن حمایت کرد و این امر ادعاهای کردها را در یک سرزمین مورد منازعه تضعیف کرد. این تحرکات لزوماً به معنای فروپاشی نهادها نیست. بلکه، آنها بازسازی غیرخطی توافق KDP–PUK را از طریق عرصههای فدرال نمایان میسازند. مدل فدرالیسم منطقه کردستان اکنون به عنوان یک فضای مورد منازعه عمل میکند که در آن ابزارهای مالی و قانونی بغداد به طور فعال مشوقهای هر دو طرف را شکل میدهند. اختلافات درآمد نفت، تأخیر در انتقال حقوق و حکم دیوان عالی فدرال در سال 2022 این فشار را تشدید کرده است. با این حال، تداوم نهادهای منطقه همچنان پابرجاست و تحت تأثیر بحرانهای تاریخی و تابآوری سازگار شکل گرفته است. تعادل کنونی ثبات حکومتی را حفظ میکند در حالی که فضای عملی فدرالیسم را تنگتر میسازد.
فدرالیسم منطقه کردستان با تنشهای جدیدی مواجه است
معماری تقسیم قدرت بین حزب دموکرات کردستان (KDP) و اتحادیه میهنی کردستان (PUK) در منطقه کردستان عراق (KRI) تحت فشارهای جدیدی قرار گرفته است زیرا بغداد به طور فزایندهای محدودیتهای عملی فدرالیسم را آزمایش میکند. پس از نزدیک به یک سال از رکود سیاسی پس از انتخابات پارلمانی اکتبر 2024، این دو حزب هنوز به توافقی برای تشکیل یک دولت جدید منطقهای کردستان (KRG) نرسیدهاند و این موضوع تنشهای عمیقتری را در سیستم سیاسی کردها نمایان میسازد.
تحولات اخیر در سطح فدرال این تنشها را به وضوح بیشتری نمایان کرده است. تصمیم اتحادیه میهنی کردستان برای تأمین ریاستجمهوری عراق از طریق ائتلافها در بغداد، بدون توافق قبلی کردها، نشانهای از انحراف واضح از رویههای established بود که در آن بازیگران کرد به طور داخلی هماهنگ میشدند قبل از اینکه در تخصیص قدرت فدرال شرکت کنند. این تغییر در کرکوک تقویت شد، جایی که اتحادیه میهنی کردستان از انتصاب یک فرماندار ترکمن از طریق همان ائتلاف در بغداد حمایت کرد که به طور گستردهای به عنوان یک عقبنشینی برای ادعاهای کردها در یکی از پرمنازعهترین سرزمینهای عراق تعبیر شد.
آیا این تضعیف نهادهاست یا سازگاری؟
در نگاه اول، این تحولات ممکن است نشاندهنده تضعیف یا تکهتکه شدن نهادها در منطقه کردستان باشد. با این حال، چنین تفسیری خطر نادرستخوانی دینامیکهای زیرین را به همراه دارد. توافق KDP–PUK در حال بازسازی است از طریق خارجیسازی رقابتهای درون کردی به عرصههای فدرال، که هم نفوذ کردی و هم محدودیتهای عملی فدرالیسم عراقی را شکل میدهد. به جای اینکه نشانهای از افول سیستماتیک باشد، این اصطکاکها نمایانگر تجمیع غیرخطی یک نهاد سیاسی نوپا هستند که به طور تاریخی از طریق بحرانهای متوالی سازگار شده و در عین حال تداوم نهادهای پایهای را حفظ کرده است.

سیاستهای تابآوری
منطقه کردستان عراق (KRI) نخستین نهاد سیاسی فدرالی است که مسئله کردی را در چارچوب حکمرانی دولتی در خاورمیانه نهادینه کرده است. این منطقه یک نهاد فدرالی در عراق است و دارای پارلمان منتخب، اجرایی منطقهای و نهادهای قضایی خود میباشد. با وجود نهادینه شدن نسبتاً جدید آن در یک محیط منطقهای ناپایدار، KRI تابآوری قابل توجهی در حکمرانی نشان داده است که ناشی از توانایی آن در جذب شوکهای متوالی است.
عملکرد معاصر توافقهای نخبگان، شیوههای حکمرانی، ساختارهای حزبی و ترتیبات اقتصادی تنها در پرتو اختلالات بنیادی که تسویه حسابهای اولیه آن را شکل داده است، قابل درک است. در عمل، KDP و PUK نه تنها به عنوان رقبای انتخاباتی عمل میکنند، بلکه به عنوان ارکان سازمانی اصلی که فرآیند سیاسی را در سیستم منطقهای میانجیگری میکنند، نیز عمل میکنند.
درگیریهای تاریخی، از جمله جنگ داخلی کردهای عراق در دهه ۱۹۹۰ و توافق فدرالی پس از سال ۲۰۰۳، منطق دو حزبی را ایجاد کرد که همچنان بر چانهزنیهای نخبگان و نتایج انتخاباتی تأثیر میگذارد. بحرانهای بعدی، مانند مبارزه با دولت اسلامی و رفراندوم استقلال ۲۰۱۷، اهمیت توافقهای مذاکرهشده را در حفظ حکمرانی تقویت کرد. این تجربیات به موجودیت سیاسی نوپای اقلیم کردستان عراق (KRI) این امکان را داده است که عملکرد پایهای خود را حفظ کند، حتی در دورههای بیثباتی شدید منطقهای، و به نوعی ثبات در میان نوسانات وسیعتر خاورمیانه ارائه دهد. این الگوی تاریخی تابآوری سازگار کمک میکند تا توضیح دهد چرا تنشهای سیاسی کنونی بهصورت بازسازی مجدد خود را نشان میدهند و نه فروپاشی سیستماتیک.

سیاست درآمد و اقتدار نهادی
نفت همچنان در مرکز اقتصاد سیاسی اقلیم کردستان عراق (KRI) قرار دارد. پیگیری سیاست مستقل هیدروکربنهای دولت اقلیم کردستان (KRG) پس از تصویب قانون اساسی ۲۰۰۵، امکان تولید درآمد مستقل را فراهم کرد اما منجر به تشدید اختلافات طولانیمدت با بغداد بر سر اقتدار قانونی شد. حکم دیوان عالی فدرال در سال ۲۰۲۲ علیه چارچوب نفتی KRG فشار مالی بر منطقه را بیشتر کرد. توافقات بعدی، از جمله توافق سپتامبر ۲۰۲۵ که انتقال بودجه فدرال را به تحویل نفت به SOMO مرتبط کرد، بهطور جزئی درآمد نفتی کردها را به مکانیزمهای مالی ملی دوباره ادغام کرد. با این حال، اختلافات مکرر در مورد رعایت، شفافیت و بدهیها، آسیبپذیری این توافق مالی را نمایان کرده است. تأخیرهای مکرر بغداد در انتقال حقوق بخش عمومی به KRG، اعتماد عمومی به نیت فدرال را کاهش داده و نارضایتی عمومی را افزایش داده است.
در حالی که بغداد همچنان از قدرت مالی برای محدود کردن فدرالیسم استفاده میکند، KRI بر گسترش دیجیتالیسازی و بانکداری الکترونیکی تأکید کرده است، از جمله ابتکاراتی مانند پروژه پرداخت الکترونیکی صورتحسابهای دولتی (e-Psûle)، به همراه سرمایهگذاری در زیرساختها و حمل و نقل.
منطقه کردستان عراق همچنین در ارائه خدمات در بخشهای کلیدی پیشرفت کرده است، بهویژه از طریق پروژه برق روناکی که در مرحله اول خود به سمت تأمین منبع برق تقریباً پیوسته در چندین نقطه از منطقه حرکت کرده است. پروژههای دولت منطقهای کردستان هدف دارند تا منطقه کردستان عراق را به عنوان یک نهاد سیاسی و اداری منسجمتر تقویت کنند و نفوذ بیشتری برای مذاکره در مورد توافقات بلندمدت و پایدار با مقامات فدرال در بغداد به دست آورند. در عین حال، استفاده بغداد از اهرمهای مالی و نهادی نه تنها خودمختاری کردها را محدود میکند بلکه بهطور فعال مشوقهایی را که رقابت درونکردی را تنظیم میکند، بازساخت میکند.
چانهزنی نخبگان و محدودیتهای نهادی
انتخابات اکتبر 2024 دینامیکهای سیاسی آشنا را بازتولید کرد. حزب دموکرات کردستان (KDP) همچنان بزرگترین برنده رأی باقی ماند، در حالی که اتحادیه میهنی کردستان (PUK) موقعیت خود را به عنوان قطب دوم حفظ کرد. مذاکرات طولانیمدت درباره تشکیل دولت فراتر از زمانبندیهای سیاسی متعارف ادامه یافت. این انحراف منعکسکننده دو مفهوم رقیب از مشروعیت دموکراتیک در منطقه کردستان عراق است. حزب دموکرات کردستان بهطور فزایندهای تأکید کرده است که نتایج انتخاباتی باید به تشکیل دولت منجر شود، در حالی که اتحادیه میهنی کردستان همچنان به ترتیبات تقسیم قدرت اولویت میدهد.
تکیه مداوم اتحادیه میهنی کردستان بر تقسیم قدرت مذاکرهشده منعکسکننده محدودیتهای داخلی، از جمله تکهتکه شدن رهبری و کاهش رقابت انتخاباتی است. در این زمینه، گرایش آن به سمت ائتلافهای فدرال نمایانگر تلاشی استراتژیک برای جبران کاهش نفوذ انتخاباتی در منطقه کردستان عراق است. حزب دموکرات کردستان، در حالی که از نظر انتخاباتی غالب است، اجماع نخبگان را برای حفظ ثبات منطقهای و مشروعیت خارجی حفظ میکند و بهطور فزایندهای مشروعیت را در قالب مأموریت انتخاباتی به جای تقسیم قدرت دائمی چارچوببندی میکند.
تشکیل دولت در سهماهه اول سال 2026 به دلیل نوسانات شدید منطقهای متوقف ماند. نخبگان کرد به نظر میرسید که در دورهای از نوسانات منطقهای، از جمله عدم قطعیت در مورد دینامیکهای ایالات متحده و ایران و تشکیل دولت مورد مناقشه در بغداد، ثبات و تداوم سیاسی را بر آزمایشهای نهادی ترجیح میدهند و از طریق تعدیلهای مذاکرهشده به جای تغییرات ساختاری، شوکها را جذب میکنند.

موقعیت منطقهای و جهانی اربیل
تنظیمات داخلی همزمان با گسترش تعاملات منطقهای و بینالمللی اربیل پیش رفته است. در سطح منطقهای، اربیل به عنوان یک میانجی کلیدی در تلاشها برای کنترل تشدیدهای اخیر بین دولت سوریه و بازیگران کرد سوری ظهور کرده و به عنوان تسهیلکنندهای برای تعامل عمل کرده است. این نقش، جایگاه اقلیم کردستان عراق (KRG) را به عنوان یک مدل فدرالی کارآمد در درون یک نظم منطقهای تکهتکه شده تقویت کرده و به عنوان یک نقطه مرجع بالقوه برای مسئله کردها در سایر نقاط خاورمیانه عمل میکند.
رهبران کرد همچنین حضور مستمری در رویدادهای بینالمللی بزرگ حفظ کردهاند. علاوه بر این، مقامات ارشد KRG به دنبال تعاملات دوجانبه با رهبران اروپایی و ایالات متحده بوده و اقلیم کردستان را به عنوان یک شریک عملی و قابل اعتماد در میان ناآرامیهای منطقهای ترویج کردهاند. بازدید نمادین رئیسجمهور پیشین اقلیم کردستان عراق، مسعود بارزانی، از واتیکان و دیدار او با پاپ لئو XIV، موقعیت KRI را در زمینه پلورالیسم دینی و میانهروی سیاسی تقویت کرد.
رئیسجمهور کنونی KRI، نچیروان بارزانی، به تازگی در کنفرانس امنیتی مونیخ و فروم دیپلماسی آنتالیا شرکت کرده و نخستوزیر KRI، مسرور بارزانی، در اجلاسهای بینالمللی در داووس و دبی حضور یافته است که این امر، دیدگاه KRI را به عنوان یک نهاد فدرالی در زمانی که عراق فدرال پروفایل بینالمللی محدودتری داشت، ارتقا داده است.
به موازات این، اربیل تلاشهای خود را برای جذب سرمایهگذاریهای منطقهای و خلیج فارس تشدید کرده است. انتصاب نماینده ویژه امارات متحده عربی برای امور اقتصادی در اقلیم کردستان، نشانهای از تلاشهای تازه برای گسترش سرمایهگذاری دوجانبه فراتر از ۳.۳ میلیارد دلار موجود است. عربستان سعودی به تازگی یک هیئت عالیرتبه به اقلیم کردستان اعزام کرده است تا با سرمایهگذاران تعامل کند و فرصتها را در زیرساختهای گاز و بخشهای مرتبط ارزیابی کند. این تعاملات نشاندهنده افزایش علاقه خلیج فارس به قرار دادن اقلیم کردستان به عنوان یک محیط سرمایهگذاری قابل قبول در اقتصاد سیاسی متلاشی عراق است. در حالی که تعاملات دیپلماتیک، دیدگاه سیاسی سطح بالا و افزایش علاقه سرمایهگذاری خلیج فارس نمیتواند جایگزین اختلافات حلنشده قانونی و مالی با بغداد شود، اما سرمایه سیاسی، موقعیت چانهزنی و بلوغ نهادی درکشده اقلیم کردستان را تقویت میکند.

فدرالیسم اقلیم کردستان پس از بازسازی
مسیر اخیر سیاست کردها نشاندهنده تضعیف سیستماتیک نیست، بلکه بازسازی تحت فشارهای ساختاری در حال تحول است. با افزایش رقابتهای درونکردی که به طور فزایندهای به عرصههای فدرالی خارجی منتقل میشود، مکانیسمهای سنتی هماهنگی جای خود را به استراتژیهای متنوعتری برای تعامل با بغداد میدهند.
این تغییر پیامدهای قابل توجهی دارد. در حالی که به بازیگران فردی، بهویژه حزب اتحاد میهنی کردستان (PUK)، اجازه میدهد تا از طریق اتحادهای فرقهای نفوذ خود را حفظ کنند، به طور همزمان انسجام موضع مذاکره کردها در سطح فدرال را تضعیف میکند. با این کار، ظرفیت بغداد برای شکلدهی به نتایج از طریق اهرمهای مالی، نهادی و سیاسی را تقویت میکند و فضای مؤثر فدرالیسم در عمل را بیشتر محدود میسازد.
با این حال، این دینامیکها نباید به عنوان شواهدی از آسیبپذیری سیستماتیک خوانده شوند. آنها نشاندهنده تکامل سازگار یک نهاد سیاسی نوپا هستند که به طور تاریخی از طریق بحران و تنظیم مجدد تقویت شده است. سیستم سیاسی کردها همچنان نشاندهنده تابآوری است، نه از طریق تجمیع خطی نهادی، بلکه از طریق ظرفیت آن برای جذب شوکها و بازسازی تعادل داخلی خود.
بنابراین، آنچه در حال ظهور است، نه فرسایش توافق کردها، بلکه تبدیل آن به مدلی از رقابت نخبگان است که به طور بیشتری تحت نظارت خارجی و به طور استراتژیک متمایز شده است. این تعادل در حال تحول همچنان قادر به حفظ ثبات پایهای در اقلیم کردستان عراق است، اما این کار را به بهای کاهش نفوذ جمعی و نقش محدودتر فدرالیسم به عنوان یک چارچوب معنادار برای تقسیم قدرت در عراق انجام میدهد.

