اجرای عملیات طرد اقتصادی، محیط امنیتی ناپایدار در سراسر خلیج فارس را دگرگون کرده است. تصمیم واشنگتن برای هدف قرار دادن بیش از شصت فرد، شرکت و کشتی از طریق تحریمهای روز D ایران نشاندهنده تغییر از اقدام نظامی مستقیم به سوی خفه کردن اقتصادی است. برای سلطنتهای عرب خلیج فارس، چالش فوری تنها رعایت تحریمهای ثانویه آمریکایی نیست، بلکه مدیریت خطر انتقامجویی ایران نیز میباشد.
شبکههای تجاری دیرینه تهران، بهویژه از طریق دبی، اکنون با نظارت بیسابقهای مواجه هستند. اقدامات جدید هدفشان قطع کانالهای مالی است، اما اجرای آن به شدت به همکاری کشورهای منطقه که روابط اقتصادی پیچیدهای با ایران دارند، وابسته است.
بنابراین، تحریمهای روز D ایران اعتبار دیپلماسی قهری واشنگتن را آزمایش میکند و در عین حال پایتختهای خلیج فارس را در معرض تهدیدات نظامی تازه قرار میدهد. کاخ سفید به نظر میرسد که متقاعد شده است که فشار اقتصادی میتواند امتیازات سیاسی را بدون جنگ دیگری به همراه داشته باشد. با این حال، سوابق تاریخی شواهد کمی ارائه میدهد که تحریمها به تنهایی منجر به تسلیم میشوند. در عوض، آنها اغلب عزم ایران را تقویت کرده و جمهوری اسلامی را به سمت پاسخهای نامتقارن سوق میدهند. برای کشورهای خلیج فارس، سوال استراتژیک مرکزی این است که آیا انزوا اقتصادی تشدید شده میتواند فضایی برای دیپلماسی ایجاد کند یا تنها یک چرخه جدید از تشدید تنش را تسریع کند.
عملیات طرد اقتصادی آغاز میشود
دولت ترامپ به شدت در تلاش است تا خطوط مالی ایران را قطع کند.
در تاریخ ۲۴ اوت، وزیر خزانهداری اسکات بسنت اعلام کرد “عملیات طرد اقتصادی”، یک کمپین تحریمی گسترده که به منظور منزوی کردن تهران و فشار به دولت آن برای فروپاشی طراحی شده است.
ایالات متحده میگوید که شبکهها، شرکتها، کشتیها و کانالهای مالی که به ایران در فروش نفت، بهدست آوردن فناوری و تولید درآمد کمک میکنند، شناسایی شدهاند و به کشورها و کسبوکارهایی که به همکاری با تهران ادامه میدهند، هشدار داده است که ممکن است با تحریمهای ثانویه مواجه شوند.
اقدامات جدید بیش از ۶۰ فرد، شرکت و کشتی مرتبط با تجارت نفت ایران، برنامههای هستهای و موشکی، عملیات سایبری و شبکههای مالی را هدف قرار میدهد.
این کمپین همچنین بر روی شرکای بینالمللی ایران تمرکز دارد، با تحریمهای ثانویه احتمالی که بخشهایی مانند حمل و نقل، هوانوردی، فناوری، طلا و داراییهای دیجیتال را تحت تأثیر قرار میدهد.
چین بهویژه اهمیت دارد زیرا تقریباً 90 درصد از نفت صادراتی ایران را خریداری میکند، اما بسنت از اعلام تحریمهای خاص علیه بانکها یا کسبوکارهای چینی خودداری کرد.
تحریمهای روز D ایران بر مردم عادی تأثیر میگذارد
فشار فزاینده دولت ترامپ بر ایران بهطور حتم هزینههای سنگین انسانی و اقتصادی را بر جمعیت آن تحمیل خواهد کرد.
ایران پیش از “عملیات اقتصادی طرد شده” با تورم شدید، سقوط ارز، بیکاری، کمبود برق و افزایش قیمتها دست و پنجه نرم میکرد.
اقدامات جدید تنها این سختیها را برای شهروندان عادی عمیقتر خواهد کرد. اما اینکه آیا تحمیل درد بیشتر بر ایرانیان به پیروزی ایالات متحده منجر خواهد شد و دولت ترامپ به اهداف خود خواهد رسید، سوال دیگری است. دلایل خوبی برای تردید در موفقیت این استراتژی وجود دارد.
چرا ترامپ به تحریمها بازگشت
واضح است که دولت ترامپ از روند جنگ در شش ماه گذشته ناامید شده است. اکنون به نظر میرسد کاخ سفید مصمم است اهداف خود را از طریق یک استراتژی جدید دنبال کند که هزینههای سیاسی بسیار کمتری در داخل کشور دارد، جایی که جنگ مدتهاست نامحبوب بوده و به طور فزایندهای نامحبوبتر میشود.
“ترامپ به فشار اقتصادی بر ایران بازمیگردد زیرا نیروی نظامی نتوانسته است پیروزی مورد انتظار او را به ارمغان آورد”، گفت نگار مرتضوی، خبرنگار مستقر در واشنگتن، مجری پادکست ایران و پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست بینالملل، در مصاحبهای با The New Arab.
در این مرحله، موفقیت “عملیات طرد اقتصادی” به هیچ وجه تضمین شده نیست، به ویژه با توجه به تجربه چند دههای ایران در دور زدن تحریمهای آمریکایی و اروپایی، در حالی که این استراتژی همچنین نیازمند آن است که واشنگتن هدف خود از منزوی کردن تهران را با خطرات اقتصادی و ژئوپلیتیکی ناشی از مواجهه با چین و سایر شرکای تجاری بزرگ متعادل کند.

استراتژی جنگطلبانه اما مبهم
اگرچه استراتژی تحریمهای دولت به طرز چشمگیری جنگطلبانه است، اما در عین حال به طور بنیادی مبهم است و هیچ پاسخ روشنی در مورد آنچه که در ادامه خواهد آمد وجود ندارد، به ویژه با توجه به اعتراف آن به اینکه اجرای کامل این اقدامات میتواند سیستم مالی جهانی را بیثبات کند، همانطور که رابرت مالی، دیپلمات سابق آمریکایی، اشاره کرده است.
در حالی که “تحریمهای روز D” درد اقتصادی و رنج انسانی بیشتری را بر ایرانیان تحمیل خواهد کرد، ممکن است همچنین جمهوری اسلامی را به سمت موضعی تهاجمیتر سوق دهد و احتمال تشدید نظامی را افزایش دهد اگر مقامات ایرانی نتیجهگیری کنند که هدف نهایی کاخ سفید تغییر رژیم است.
پارادوکس این است که دولت ترامپ به دنبال فشار اقتصادی بهطور دقیق برای دستیابی به اهداف خود بدون بازگشت به جنگ است، حداقل تا بعد از انتخابات میاندورهای ایالات متحده در سال جاری.
امارات متحده عربی کلید کمپین فشار ترامپ است
امارات متحده عربی (امارات)، و بهویژه دبی، در این تلاش مرکزی است به دلیل نقش دیرینهاش به عنوان یک دروازه تجاری، مالی و صادرات مجدد مهم برای ایران.
کمی پیش از آنکه دولت ترامپ “عملیات طرد اقتصادی” را رونمایی کند، امارات اعلام کرد که تجارت خود با ایران را در پاسخ به حملات موشکی بالستیک تهران متوقف میکند.
تصمیم امارات برای تعلیق تجارت تأثیر “واقعی” بر ایران خواهد داشت، با اهمیتی که “فراتر از تعلیق تجارت دوجانبه خود” میرود، محمد الهمد، تحلیلگر ژئوپلیتیک سعودی و رئیس گروه سعودی الیت، در مصاحبهای با The New Arab توضیح داد.
“زمانی که سوابق تاریخی در دسترس باشد و ما آن را بررسی کنیم، فکر میکنم خواهیم یافت که تعطیلی روابط بانکی و مالی ایران توسط امارات متحده عربی پیشنیاز ضروری برای [روز اقتصادی] بوده است”، دیوید دِرُش، استاد مؤسسه تِیِر مارشال، به روزنامه نیو عرب گفت.
“دولت ترامپ به درستی بر روی این خطوط مالی خارجی تمرکز کرده است. قطع دسترسی به کانالهای بانکی، واسطههای تجاری، شرکتهای پوششی، داراییهای دیجیتال و شبکههای صادرات مجدد، انتقال پول و دور زدن محدودیتها را برای تهران به طور قابل توجهی دشوارتر و پرهزینهتر میکند”، الحامد اشاره کرد.
با این حال، در حالی که تعلیق تجارت امارات و ایران را “گامی مهم” میداند، الحامد تأکید کرد که اثربخشی این کمپین فشار به اجرای آن بستگی دارد.
“هنوز نیاز به نظارت بسیار قویتری بر روی تراکنشهای مالی، شبکههای تبادل، فعالیتهای ارز دیجیتال، شرکتهای پوششی و مکانیزمهای پرداخت غیررسمی در سراسر منطقه وجود دارد. اگر این کانالهای باقیمانده به طور جدی محدود شوند، فشار اقتصادی بر تهران به طور قابل توجهی دشوارتر خواهد شد”، او به روزنامه نیو عرب گفت.
برای کشورهای خلیج فارس، معضل تنها این نیست که چگونه به کمپین ایالات متحده پاسخ دهند، بلکه همچنین چگونه رابطه خود را با ایران به عنوان یک قدرت همسایه که نقش آن در منطقه پس از جنگ ادامه خواهد داشت، مدیریت کنند. [گتی]
خلیج فارس با خطر انتقامجویی ایران مواجه است
کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ممکن است در مدیریت پیامدهای کمپین فشار دولت ترامپ با مشکل مواجه شوند. سلطنتهای عربی خلیج فارس با یک عمل متوازنسازی استراتژیک دشوار روبرو هستند که نیاز به حفظ روابط امنیتی قوی با ایالات متحده در حالی که تلاش میکنند از دور جدیدی از تشدید منطقهای جلوگیری کنند، دارد.
ایران با تهدیدات خود در مورد انتقامجویی از کشورهایی که تهران آنها را متهم به همدستی در “عملیات طرد اقتصادی” میکند، به وضوح صحبت کرده است.
دِرُش به احتمال حملات نظامی ایران علیه اعضای شورای همکاری خلیج فارس اشاره کرد و استدلال کرد که تهران در توجیه حملات به “کشورهای بیطرف” در پاسخ به یک اقدام اقتصادی، نه نظامی، با مشکل مواجه خواهد شد و این سناریو ممکن است به ترامپ بهانهای برای از سرگیری عملیات نظامی علیه ایران بدهد.
«دولت ترامپ هرگز دلیل جنگ را ارائه نکرد، اما اکنون در این وضعیت نسبی صلح، اگر ایران ناگهان حملاتی را بدون اینکه مورد حمله قرار گیرد آغاز کند، فکر میکنم ترامپ و حزبش استدلال خواهند کرد که ‘باید از شرکای خود حمایت کنید و این دیگر جنگ انتخابی نیست’»، او به The New Arab گفت.
اگر ایران به دلیل همراستایی کشورهای عرب خلیج فارس با کمپین فشار دولت ترامپ، تلافی کند، الحمد معتقد است که این اقدام میتواند به ضرر ایران تمام شود و همکاریهای اطلاعاتی، دریایی، دفاع موشکی و امنیتی گستردهتری بین ایالات متحده و شورای همکاری خلیج فارس تقویت کند.
با این حال، مرتضوی نگرانی بلندمدتتری را مورد تاکید قرار داد، که این است که چنین حملات موشکی و پهپادی ایران به اعضای شورای همکاری خلیج فارس میتواند دیدگاههای موجود در پایتختهای خلیج فارس را تقویت کند که وابستگی به ایالات متحده به عنوان ضامن امنیت، آنها را به طور خطرناکی در معرض درگیریهایی قرار میدهد که خود آغاز نکردهاند و ثابت شده که فراتر از کنترل آنهاست.
آیا تحریمهای روز D ایران دیپلماسی را تحریک خواهد کرد؟
به جلو نگاه کرده، موفقیت «روز D اقتصادی» در نهایت به آنچه که این فشار تشدید شده به لحاظ سیاسی تولید میکند بستگی دارد.
از دیدگاه دولت ترامپ، نتیجه ایدهآل این خواهد بود که «عملیات طرد اقتصادی» تهران را به میز مذاکره بازگرداند، آماده برای ارائه امتیازات تحقیرآمیز به واشنگتن در یک توافق جدید بدون اینکه دور دیگری از جنگ شدید را به راه اندازد که میتواند به شدت به اقتصاد جهانی آسیب برساند.
اما اگر جمهوری اسلامی با تشدید درگیری به جای تغییر مسیر پاسخ دهد، این کمپین میتواند به جای آن تنشها را عمیقتر کند، خطرات پیش روی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را افزایش دهد و به چرخه دیگری از درگیریهای منطقهای کمک کند.

بنابراین، آزمون واقعی این است که آیا فشار اقتصادی میتواند فرصتی برای دیپلماسی ایجاد کند یا اینکه به مسیری برای تشدید بیشتر تبدیل شود.
با اشاره به تجربه کمپینهای فشار حداکثری قبلی که توسط دولتهای گذشته ایالات متحده رهبری شده و بار اقتصادی قابل توجهی بر دوش ایرانیان عادی گذاشته بدون اینکه تسلیم سیاسی به همراه داشته باشد، مرتضوی بدبین است.
«تحریمها درد اقتصادی را برای ایرانیان عادی تشدید میکند. اما سالها فشار حداکثری نشان داد که سختیهای اقتصادی به تسلیم سیاسی منجر نمیشود»، او به The New Arab گفت.
بنابراین، منافع برای کشورهای عربی خلیج فارس فراتر از تأثیر اقتصادی فوری تحریمها است.
در حالی که واشنگتن به دنبال تشدید فشار بر تهران فراتر از آنچه که تاکنون انجام داده است، اعضای شورای همکاری خلیج فارس باید با این احتمال مواجه شوند که اقداماتی که برای جلوگیری از موج دیگری از خصومتها در نظر گرفته شده، ممکن است به جای آن یک موج جدید را تحریک کرده و کشورهای عربی خلیج فارس را به هرج و مرج بکشاند.
برای پایتختهای خلیج فارس، معضل اصلی تنها این نیست که چگونه به کمپین واشنگتن پاسخ دهند، بلکه این است که چگونه رابطه خود را با ایران به عنوان یک قدرت همسایه که نقش آن در منطقه فراتر از درگیری کنونی خواهد بود، مدیریت کنند.
«کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بار دیگر بین یک متحد قدرتمند که هزاران مایل دورتر است و یک همسایه قدرتمند که هزاران سال در آنجا بوده و پس از پایان این جنگ نیز همسایه آنها خواهد ماند، گرفتار شدهاند»، به گفته مرتضوی.

