بحران جهانی که اکنون در حال شکلگیری است، یک اختلال موقتی نیست بلکه یک انتقال طولانیمدت بین نظمهای بینالمللی است. چهار شوک ساختاری آن را به حرکت درآوردهاند: رقابت قدرتهای بزرگ، ظهور صنعتی چین، پیشرفت مخرب هوش مصنوعی و افزایش عدم قطعیت در مورد نقش ایالات متحده. این عوامل به طور مشترک ارکان دوران پس از جنگ سرد را تضعیف میکنند—برتری آمریکایی، ادغام اقتصادی و اعتماد به پیشرفت فناوری.
عواقب آن هماکنون قابل مشاهده است. نبرد بر سر تنگه هرمز، جنگ در اوکراین، تشدید محدودیتهای تجاری و پیشرفت سریع هوش مصنوعی بحرانهای جداگانهای نیستند. آنها تجلی یک تحول عمیقتر در سیستم جهانی هستند. هر شوک دیگری را تقویت میکند و رقابت ژئوپولیتیک، تکهتکه شدن اقتصادی و بیثباتی سیاسی را تشدید میکند.
نتیجه این وضعیت یک دوره بحران مداوم است که بازگشت به تعادل در آن به وضوح مشخص نیست. نظم قدیمی در حال تضعیف است، در حالی که خطوط کلی نظم بعدی هنوز نامشخص است. به جای انتظار برای آرام شدن جهان، دولتها و کسبوکارها ممکن است مجبور شوند به واقعیتی پرآشوبتر سازگار شوند که در آن بیثباتی دیگر استثنا نیست، بلکه شرط تعریفکننده این عصر است.
بحران جهانی اکنون عمیقتر میشود
نبرد برای تنگه هرمز ادامه دارد، با وجود تهدیدات جدید تحریمهای ایالات متحده علیه ایران. حملات پهپادها و موشکهای روسی جنگی وحشیانه در اوکراین را نشانهگذاری میکند که اکنون به نیمهعمر خود نزدیک میشود. رقابتهای شدید مناطق را از شرق آسیا تا شرق اروپا تحت تأثیر قرار داده است. اتحادهای آمریکایی در حال دگرگونی هستند، در حالی که اقتصاد جهانی به دلیل تعرفهها و تحریمها شکسته شده است. به نظر میرسد تقریباً هر هفته پیشرفت جدیدی در زمینه هوش مصنوعی به وقوع میپیوندد که هم امیدوارکننده و هم نگرانکننده است.
طبیعی است که در میان تمام خشمهای کنونی، به این فکر کنیم که جهان چه زمانی به تعادل پایدار خواهد رسید. پاسخ این است که این اتفاق نخواهد افتاد، حداقل در آینده نزدیک.
چهار شوک تاریخی — شوک قدرتهای بزرگ، شوک چین، شوک هوش مصنوعی و شوک ایالات متحده — در حال لرزاندن چشمانداز جهانی هستند. آنها جهان را به یک انتقال نامنظم و احتمالاً طولانیمدت از یک دوره به دوره دیگر وادار کردهاند. در حال حاضر، انتظار میرود که در دورهای از بحران دائمی زندگی کنید، جایی که منابع بیثباتی ساختاری و اختلالات مداوم هستند.

چه چیزی نظم قدیمی را به پایان رساند؟
نظم پس از جنگ سرد با هژمونی و ادغام تعریف شد. قدرت غالب ایالات متحده و اتحادهای جهانی آن ثبات ژئوپلیتیکی را فراهم کرد. جهانیسازی به وابستگی اقتصادی و مالی عمیقتر منجر شد. به نظر میرسید که جهان به سمت ارزشهای دموکراتیک همگرا میشود؛ مزایای پیشرفت فناوری به نظر تضمین شده بود.
واشنگتن تلاش کرد تا تهدیداتی مانند تروریسم بینالمللی را با موفقیتهای مختلط سرکوب کند، در حالی که از بازگشت رقابت قدرتهای بزرگ از طریق بازدارندگی نظامی و ادغام اقتصادی جلوگیری کند. اما هر جنبهای از آن سیستم در حال چالش و شاید تحول است.
شوک قدرتهای بزرگ به اوراسیا میرسد
شوک قدرتهای بزرگ در حالی رخ میدهد که کشورهای بازنگر — بهویژه چین و روسیه، و همچنین ایران و کره شمالی — به نفوذ و اتحادهای ایالات متحده در هر منطقه کلیدی اوراسیا حمله میکنند. آنها قوانین جهانی را در هم میشکنند، چه آزادی دریاها و چه ممنوعیتهای فتح.
در هسته این دوران رقیب، یک تقابل برای هژمونی جدید بین آمریکا و چین وجود دارد — نوعی درگیری که معمولاً منجر به جنگهای داغ فاجعهبار، جنگهای سرد چند دههای و دیگر آشوبهایی میشود که جهان را قطبی و فراگیر میکند.
جنگ ظرفیت اضافی چین تجارت را مختل میکند
شوک ژئوپلیتیکی به شوک چین مربوط میشود. حمایتگرایی رئیسجمهور دونالد ترامپ بیشتر در تیترها قرار میگیرد، اما بزرگترین اختلال اقتصادی زمان ما ظرفیت اضافی صنعتی چین است: تلاش پکن برای برتری در زمینههایی از جمله فولاد و آلومینیوم تا باتریهای خودروهای الکتریکی و نیمههادیها.
تحریفهای ناشی از آن، کشورهای مختلف را تهدید میکند. ظرفیت اضافی چین میتواند رشد اقتصادهای در حال توسعهای را که امیدوارند بخشهای تولیدی خود را تأسیس کنند، متوقف کند. این موضوع کشورهای پیشرفته، بهویژه در اروپا، را با کاهش تدریجی صنعتی و رادیکالیسم سیاسی که میتواند ناشی از بحران اقتصادی باشد، مواجه میکند.
شوک قبلی چین، در آغاز این قرن، جهان را با کالاهای کمهزینه inundated کرد. شوک چین امروز میتواند سلطه پکن را در بخشهایی که رشد جهانی را تعریف میکنند، تثبیت کند — حتی در حالی که خطراتی از جمله کاهش صنعتی و موجی از حمایتگرایی تلافیجویانه برای خود چین ایجاد میکند.

شوک هوش مصنوعی قدرت خطرناکی به ارمغان میآورد
در همین حال، شوک هوش مصنوعی به شدت طنینانداز میشود. مدلهای جدید، پیشنهادات زمانی فرضی را به واقعیتهای ملموس تبدیل میکنند. پیشرفتها در هوش مصنوعی میتواند بهرهوری اقتصادی را به شدت افزایش دهد؛ آنها در حال حاضر جنگ سایبری، جاسوسی و روشهایی که کشورها قدرت نظامی خود را میسازند و به کار میگیرند را متحول میکنند. مدلهای جدید همچنین میتوانند خطرات عجیب و غریبی را به همراه داشته باشند، مانند سلاحهای بیولوژیکی پیشرفته که پاندمیهای جدیدی را به راه میاندازند. و همانطور که هوش مصنوعی اقتصادها را دگرگون میکند، ناامنیهای اجتماعی و واکنشهای سیاسی به طور اجتنابناپذیری دنبال میشوند.
سپس چالشهای بزرگتر و وجودی در حال ظهور هستند — نه کمتر از خطر این که هوش مصنوعی خارج از کنترل ممکن است علیه خالقان خود برگردد.
انقلابهای فناوری همیشه تعادل قدرت را بین رقبای ژئوپلیتیکی مختل میکنند. این انقلاب، مانند انقلاب صنعتی قبل از آن، بر هر جنبهای از جامعه تأثیر خواهد گذاشت و رابطه بین انسانها و ماشینها را مختل خواهد کرد.

شوک آمریکا، اتحادها را لرزانده است
بیثباتی ناشی از این وضعیت با شوک آمریکا تشدید میشود. به مدت چند دهه، سیاست خارجی آمریکا به جهان کمک کرده است تا از خطرات اقتصادی و ژئوپلیتیکی عبور کند. امروز، توانایی این کشور در ایفای این نقش تحت فشارهای مالی مزمن، کمبود شدید مهمات و اختلالات سیاسی آزمایش میشود. تمایل آن برای ایفای این نقش نیز در تردید است، زیرا ترامپ نظام تجاری جهانی را مورد حمله قرار میدهد، به متحدان دیرینه تهدید میکند و مداخلات نظامی بزرگی را با کمترین تفکر انجام میدهد.
قدرت آمریکا هنوز بینظیر است. اما سوالات عمیق درباره هدف جهانی آمریکا ممکن است چند دوره انتخاباتی دیگر برای حل و فصل نیاز داشته باشد.
آینده بحران جهانی متفاوت است
تعامل این روندها میتواند مجموعه وسیعی از آیندهها را تولید کند. شاید ما در یک جنگ سرد جدید به پایان برسیم — سناریویی سخت اما قابل تحمل که در آن آمریکا و متحدان سنتیاش پیوندهای خود را برای کاهش فشار اقتصادی، ژئوپلیتیکی و فناوری چین دوباره شکل میدهند. یا شاید تمایلات ماجراجویانه آمریکا پیروز شود و جهان وارد عصر هرج و مرج شود در حالی که تمام قدرتهای بزرگ پروژههای بازنگریکننده را دنبال میکنند.
همچنین ممکن است که شوک هوش مصنوعی بر همه چیز سایه افکند و لحظهای را به وجود آورد که هر جامعه به طور اصلی بر پیامدهای این انفجار فناوری متمرکز شود. یا شاید درگیریهای ژئوپلیتیکی فراگیر و تنشهای فزاینده بین آمریکا و چین در نهایت به جنگ جهانی منجر شود.
نتیجه ممکن است برای چندین سال، شاید حتی یک یا دو دهه، روشن نباشد. زمانی که نظم قدیمی از بین میرود، شکلگیری خطوط کلی سیستم جدید معمولاً زمانبر است. بین حال و آن زمان، انتظار آرامش زیادی نداشته باشید. در حالی که چهار شوک بزرگ ناپایداری ساختاری عمیقی ایجاد میکنند، دوره بحران دائمی ما آغاز شده است.

