کشورهای عربی خلیج فارس با آزمونی وجودی مواجه هستند که به فرصتی استراتژیک تبدیل شده است. زیرساختهای خلیج از توسعه روتین به ابزاری برای بقا اقتصادی تبدیل شده است، زیرا مقامات با محدودیتهای چتر امنیتی ایالات متحده و آسیبپذیری داراییهای انرژی خود مواجه هستند. دولت رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ به طور فزایندهای تنگه هرمز را به عنوان یک گره تجاری و جریانهای انرژی بینالمللی کماهمیت میبیند و خاورمیانه را کمتر جزء منافع امنیت ملی ایالات متحده میداند. مقامات خلیج اکنون بهطور علنی درباره محدودیتهای چتر امنیتی ایالات متحده و ناکافی بودن آن در بازدارندگی از تهاجم ایران بحث میکنند. تقویت تابآوری اقتصادی به یک ضرورت سیاستی تبدیل شده است.
چگونگی سرمایهگذاری کشورهای خلیج فارس در حال حاضر میتواند نه تنها تعیین کند که چگونه از این بحران جان سالم به در میبرند، بلکه چگونه نقش خود را به عنوان تخصیصدهندگان و جاذبهای سرمایه و ابرقدرتها در سیستم انرژی جهانی حفظ میکنند. شش بخش به عنوان “ضروریات” برجسته میشوند: گاز طبیعی، ذخیرهسازی نفت و محصولات تصفیهشده در خارج، خطوط لوله، زیرساختهای لجستیک حمل و نقل، هوش مصنوعی و بخش انرژی، و تولید هممحل. این سرمایهگذاریها فراتر از هزینههای دفاعی هستند؛ آنها ابزارهای نفوذ ژئواکونومیک پایدار هستند. زیرساختهای خلیج بنابراین نمایانگر چیزی فراتر از مدیریت بحران است—این یک شرطبندی محاسبهشده بر روی مزیت منطقهای است که از درگیری کنونی فراتر خواهد رفت.
زیرساختهای خلیج به استراتژیک تبدیل میشود
کشورهای عربی خلیج فارس با چالشهای متعددی در درگیری حلنشده با ایران مواجه هستند. آنها باید از جمعیتهای خود، زیرساختهای انرژی خود، مدل اقتصادی “خلیج” از باز بودن اقتصادی و اهمیت خود به اقتصاد جهانی و ارزش به عنوان میانجیهای ژئوپولیتیکی دفاع کنند. دولت رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ به طور فزایندهای تنگه هرمز را به عنوان یک گره تجاری و جریانهای انرژی بینالمللی کماهمیت میبیند و خاورمیانه را کمتر جزء منافع امنیت ملی ایالات متحده میداند.
مقامات خلیج اکنون بهطور علنی درباره محدودیتهای چتر امنیتی ایالات متحده و ناکافی بودن آن در بازدارندگی از تهاجم ایران بحث میکنند. تقویت تابآوری اقتصادی به یک ضرورت سیاستی تبدیل شده است. نحوه سرمایهگذاری کشورهای خلیج اکنون میتواند تعیین کند که نه تنها چگونه از این بحران عبور کنند، بلکه چگونه نقش خود را به عنوان تخصیصدهندگان و جاذبهای سرمایه و قدرتهای بزرگ در سیستم انرژی جهانی حفظ کنند.
چندین شاخص از آمادگی خلیج وجود دارد، بهطوریکه سرمایهگذاری در تنوع، افزونگی و ظرفیت انرژی جدید میتواند فراتر از هزینههای دفاعی در بحران برود و به منبعی از نفوذ و مزیت ژئواکونومیک پایدار تبدیل شود.
در برنامهریزی مالی، از سوی دولت و شرکتهای دولتی و شرکتهای نفتی ملی، هزینههایی وجود خواهد داشت که ضروری است – “باید داشته باشیم” – و برخی دیگر که “خوب است داشته باشیم” – و بسیاری از آنها نیاز به کاهش خواهند داشت. “باید داشتهها” شامل زیرساختهای افزونه، مانند خطوط لوله موازی است، اما لزوماً نباید به داراییهای متوقفشده تبدیل شوند اگر درگیری منطقهای حل شود. هم زیرساختهای قدیمی و هم جدید هدفهای بالقوه و داراییهای آسیبپذیر هستند تا زمانی که تهدید حمله باقی بماند.
سرمایهگذاریهای گاز نشانهای از اعتماد بلندمدت
بهطور retrospect، نگاهی به هزینههای سرمایهگذاری در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس که قبل از شروع جنگ در ۲۸ فوریه برنامهریزی شده بود، تعدادی از تمها و بخشهایی را نشان میدهد که همچنان “باید داشته باشیم” هستند. این سرمایهگذاریها به طور فزایندهای برای رشد، پایداری مالی و منافع استراتژیک بلندمدت مهم شدهاند و به عنوان ابزارهایی از نفوذ ژئواکونومیک در حال گسترش کشورهای خلیج، وسایل حاکمیتی آنها و شرکتهای نفتی ملی آنها عمل میکنند و همچنین به عنوان داراییهای دفاعی عمل میکنند. شش بخش و فرصت کلیدی شامل: گاز طبیعی؛ ذخیرهسازی نفت و محصولات تصفیهشده در خارج؛ خطوط لوله؛ زیرساختهای لجستیک حمل و نقل؛ هوش مصنوعی و بخش انرژی؛ و تولید هممحل و منحرفشده در منطقه است.
گاز نمونهای بارز است. با وجود تنشهای منطقهای، تحلیلهای سیتیبانک برآورد میکند که امارات متحده عربی ۴۰ درصد از هزینههای سرمایهگذاری گاز خاورمیانه در این دهه (از حالا تا ۲۰۳۰) را به خود اختصاص خواهد داد، که سیگنالی قوی از سهم فعلی ۱۵ درصدی آن در تولید گاز خلیج فارس است. از ۵۰ تا ۵۵ میلیارد دلار هزینه سرمایهگذاری برنامهریزیشده آرامکو در سال ۲۰۲۶، سرمایهگذاری در نفت با هزینههای قوی در گاز متعادل خواهد شد، و پروژه در جفوره کلید توسعه گاز بالادستی است. اینها سرمایهگذاریهای استراتژیک و بلندمدت هستند که پس از جنگ به همان اندازه که قبل از آن منطقی به نظر میرسند.

ذخیرهسازی و ساخت خطوط لوله برای ایجاد تنوع
ذخیرهسازی برای نفت و محصولات تصفیهشده بسیار مهم است و حتی ایده ظرفیت تصفیه جدید در داخل و خارج از کشور شروع به منطقیتر شدن میکند. شرکت ADNOC ابوظبی در حال بررسی سرمایهگذاری در ظرفیت تصفیه برای خدمت به مصرفکنندگان از تایلند تا نیجریه است.
امارات متحده عربی و عربستان سعودی بهطور فعال خریداران آسیایی خود را به افزایش ظرفیت ذخیرهسازی نفت و محصولات تصفیهشده تشویق میکنند، بهعنوان مثال از ژاپن درخواست میکنند که ذخایر خود را تا ۱۰ برابر آنچه اکنون دارد، گسترش دهد. راههای متعددی برای ساختاردهی مالکیت و تقسیم هزینه وجود دارد، از جمله ذخیرهسازی مشترک، توافقنامههای اجاره و مشارکتهای سهامی با دولتها و شرکتهای میزبان آسیایی. بهعنوان یک استراتژی پوشش ریسک یا صرفاً برای ساخت بر اساس مشارکتهای تجاری و استراتژیک موجود، صادرکنندگان انرژی خلیج فارس به دنبال همراستایی بیشتر با نیازهای واردکنندگان خود خواهند بود.
بهطور کلی، گسترش خطوط لوله نفت و گاز در کنار بنادر و زیرساختهای لجستیکی میتواند یک رونق اقتصادی در خلیج فارس باشد. شرکای فعالی وجود دارند که مایل به تقسیم ریسک و پاداش هستند. بهدلیل روند دهساله اصلاحات مقرراتی که محدودیتها را برای سرمایهگذاران خارجی کاهش داده و بخشهای انرژی را به شرکای خارجی باز کرده است، منطقه اکنون میتواند در زمان بحران بهرهمند شود.
قابل توجه است که در طول جنگ، کویت قراردادی به ارزش ۱۶ میلیارد دلار با سرمایهگذاران زیرساخت خصوصی امضا کرد تا خطوط لوله را اجاره و دوباره اجاره کند، ساختار مالی نوظهوری (که ADNOC در سال ۲۰۲۰ آغاز کرد) که مالکیت داراییهای انرژی را در دست دولت نگه میدارد اما اجازه میدهد که این داراییها به منظور کسب درآمد مالی مورد نیاز، بهصورت نقدی درآمدزایی کنند و در عین حال ریسک را پخش کنند. برخی از برآوردهای بانکی از نیاز به سرمایهگذاری زیرساختی پس از جنگ به هزینهای بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برای منطقه اشاره دارند.
حمل و نقل و هوش مصنوعی تقاضای جدید را تحریک میکند
فرصتهای زیادی در ساخت زیرساختهای انرژی وجود دارد، بهویژه در حمل و نقل – وابستگی به کامیونهای قدیمی در حال تغییر تجارت در خلیج فارس و خاورمیانه است. در طول تابستان، DP World تعداد ۷۰۰ کامیون جدید و حدود ۳۵,۰۰۰ سفر کامیونی در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به شبکه لجستیک خود اضافه کرد.
و در حالی که وابستگی به دیزل و کامیونها از نظر انرژی کارآمد نیست، این میتواند زمینهای مناسب برای تحقیق و توسعه در زمینه رانندگی خودکار، کامیونهای برقی و سلولهای سوخت هیدروژنی باشد. راهآهن سریعالسیر نیز همینطور است – رشد آن در خلیج فارس کند بوده، اما اکنون با انگیزه جدید و حمایت گسترده منطقهای مواجه است. تحویلهای پهپادی و خدمات خودکار در حوزه بهداشت و درمان نیز میتوانند از منحنی یادگیری بحران بهرهمند شوند.
علاقه سرمایهگذاران و فرصتهای همکاری در خلیج فارس برای قدرت محاسباتی هوش مصنوعی همچنان قوی است. مزیت رقابتی در خلیج فارس توانایی تأمین برق برای تغذیه این بخش بوده است. ساخت سریع ظرفیت جدید تولید و انتقال برق و همچنین تلاشها برای تقویت تأسیسات در برابر تهدیدات، از جمله ساخت آنها در زیر زمین، به همراه سیستمهای خنککننده حلقهای کارآمدتر و استفاده از ذخیرهسازی باتری برای تأمین برق پشتیبان به عنوان یک فرصت استراتژیک ضروری ادامه خواهد یافت.
با وجود تهدیدات و چالشهای امنیتی، این پروژهها ممکن است همچنان از نظر هزینه رقابتی باشند به دلیل دسترسی خوب به برق، انتقال قوی و تعهد دولت. زیرا پروژههای بزرگتر، مانند Stargate در امارات متحده عربی، هنوز در مراحل اولیه هستند، همچنین خوشبینی وجود دارد که ساخت و سازهای عمده میتواند پس از رسیدن به توافق در جنگ ادامه یابد.

دسترسپذیری جغرافیایی یا قرارگیری بیش از حد
در منطقه همچنان یک مزیت جغرافیایی وجود دارد، حتی در حالی که شرکای سرمایهگذاری به دنبال هممحل شدن در اطراف بحران هستند اما همچنان نزدیک به آن باقی میمانند. به عنوان مثال، تولید خودروهای برقی، الکترونیک و مواد شیمیایی در مراکز جدید تولید چین در مصر در حال انجام است، که به مشتریان نزدیک بوده و از نقاط تنگ جلوگیری میکند. خاورمیانه به واسطه این بحران بازسازی خواهد شد و فرصتهایی برای سرمایهگذاری جدید، زیرساختهای جدید و اتصالاتی که پیش از این سخت بود، ایجاد خواهد شد. حتی در حالی که تجارت و سرمایهگذاری ممکن است به دنبال دور زدن تنگه هرمز باشند، صادرکنندگانی که از خلیج فارس برای صادرات مجدد به بازارهای خاورمیانه و آفریقا استفاده میکنند، هنوز میخواهند در نزدیکی و هممحل در منطقه باشند.
همچنین سیاست خروج (افزایش سرمایهگذاری و تولید جغرافیایی متنوع به سبک استراتژی “خروج” چین) شرکتهای ملی انرژی و وسایل سرمایهگذاری در خلیج فارس وجود دارد. فعالیت در سطح جهانی همیشه با ریسکهای نظارتی و سیاسی برای شرکتها همراه بوده است، چه خصوصی، عمومی یا دولتی باشند. این استراتژیها پیش از جنگ با ایران وجود داشتهاند، از جمله شرکت دولتی اماراتی XRG و سرمایهگذاریها و گسترش آن در آمریکا، اروپا و فراتر از آن.

سرمایهگذاری قطر انرژی در گاز طبیعی مایع ایالات متحده پیشبینیگرانه بوده است، با توجه به خسارتی که در جنگ داخلی متحمل شده و دشواری در انتقال محمولهها از تنگه هرمز از مارس. با این حال، روند ژئواکونومیک سیاست اقتصادی تنبیهی، چه از طریق تعرفهها، تحریمها یا جنگهای تجاری، پیشبینی بازگشتها را دشوارتر میکند. همچنین ظهور سرمایهداری دولتی، از جمله توسط ایالات متحده به عنوان یک مکانیزم برای استفاده از قدرت دولتی از طریق مداخله تجاری و سهام مالکیت برای دستیابی به اهداف اقتصادی، از جمله امنیت انرژی، این پیشبینی را دشوارتر میسازد.
ملیسازی و تصرف داراییها و همچنین مداخله تجاری در حوزههای قضایی خارجی به نظر میرسد دیگر خطوط قرمز نباشند. برای کشورهایی که در حال حاضر نقش قویتری در اقتصادهای داخلی و قهرمانان ملی در حوزه انرژی، وسایل سرمایهگذاری و زیرساختها دارند، همافزایی و فرصتهای واضحی وجود دارد، اما چالش جدیدی از یک میدان اقتصادی جهانی با قوانینی که ممکن است تغییر کند، وجود دارد.
مقاومت زیرساختهای خلیج فارس میتواند صادر شود
نحوه ساخت مقاومت در زیرساختها توسط خلیج فارس، یادگیری و گسترش برای بقیه جهان خواهد بود. آن شیوهها، مواد و کسبوکارها میتوانند تکثیر و صادر شوند.

