یک ائتلاف شکننده در بغداد در حال آزمایش این موضوع است که آیا تاکتیکهای بقا میتوانند جایگزین اصلاحات واقعی شوند. بحران سیاسی عراق به مرحلهای بسیار مهم وارد شده است، از زمانی که علی الزیدی در مه ۲۰۲۶ دولت خود را تشکیل داد، زیرا دستگیریهای ضد فساد و مهلت ۳۰ سپتامبر برای خلع سلاح شبهنظامیان بیشتر به عنوان ابزارهای مشروعیت عمل میکنند تا تغییرات ساختاری. رعایت این موضوع در حال حاضر شکسته شده است. گروههای مرتبط با پارلمان نشاندهنده تمایل جزئی برای قرار دادن سلاحها تحت کنترل دولت هستند، در حالی که گروههای سختگیر و تعیینشده توسط ایالات متحده مانند کتائب حزبالله بهطور کامل امتناع میکنند.
این موضوع به نتیجهای مبهم اشاره دارد تا یک حل واقعی. یک فرآیند خلع سلاح ظاهری خطر حملات مجدد به اهداف ایالات متحده و خلیج فارس را به همراه دارد و میتواند یک چرخه جدید از حملات را در خاک عراق به راه اندازد. در داخل کشور، وابستگی یک ائتلاف ضعیف به روایتهای اصلاحی رو به خارج، در میان رقابتهای درون شیعه رو به افزایش و همراستایی عمومی مقتدی صدر با تلاشهای ضد فساد، ثبات دولت را تهدید میکند. در سطح بینالمللی، نحوه تفسیر واشنگتن از اقدامات بغداد، سیاست تحریمها را شکل خواهد داد و آزمایش خواهد کرد که آیا عراق میتواند حاکمیت خود را بین ایالات متحده و ایران حفظ کند. بنابراین، بحران سیاسی عراق یک آزمون بنیادی را ارائه میدهد: آیا عملگرایی مدیریتشده الزیدی میتواند در برابر تناقضاتی که برای کنترل آن طراحی شده است، زنده بماند؟
عمل متوازن بغداد آغاز میشود
سرکوب ضد فساد عراق و مهلت ۳۰ سپتامبر برای خلع سلاح شبهنظامیان بیشتر به عنوان تاکتیکهای بقا برای یک ائتلاف شکننده عمل میکند تا اصلاحات اساسی — نشاندهنده همکاری با واشنگتن در حالی که گروههای قدرتمند همراستا با ایران دست نخورده باقی میمانند. رعایت این موضوع در حال حاضر شکسته شده است: گروههای مرتبط با پارلمان نشاندهنده تمایل جزئی هستند، در حالی که گروههای سختگیر و تعیینشده توسط ایالات متحده بهطور کامل امتناع میکنند، که به نتیجهای مبهم اشاره دارد تا یک حل واقعی.
یک فرآیند خلع سلاح ظاهری خطر حملات مجدد به اهداف ایالات متحده و خلیج فارس را به همراه دارد و میتواند یک چرخه جدید از حملات را در خاک عراق به راه اندازد. در داخل کشور، وابستگی یک ائتلاف ضعیف به روایتهای اصلاحی رو به خارج، در میان رقابتهای درون شیعه رو به افزایش، ثبات دولت را تهدید میکند. در سطح بینالمللی، نحوه تفسیر واشنگتن از اقدامات بغداد، سیاست تحریمها را شکل خواهد داد و آزمایش خواهد کرد که آیا عراق میتواند حاکمیت خود را بین ایالات متحده و ایران حفظ کند — یا به نقطه تنش بعدی بین آنها تبدیل شود.
از زمان تشکیل دولت عراق به رهبری نخستوزیر علی الزیدی در مه ۲۰۲۶، بغداد مجموعهای از ابتکارات همزمان را دنبال کرده است که بهطور کلی کمتر بهعنوان یک برنامه اصلاحی منسجم و بیشتر بهعنوان یک استراتژی بقا برای چارچوب هماهنگی حاکم عمل میکند. انتخابات نوامبر ۲۰۲۵ عراق با وجود تحریم مقتدی صدر، با مشارکت بالایی برگزار شد، اما پارلمانی fragmented را بهوجود آورد که هیچیک از رهبران چارچوب هماهنگی شیعه نتوانستند اجماع لازم برای نخستوزیری را بهدست آورند. الزیدی، که یک چهره سیاسی تازهوارد است، بهعنوان نامزد توافقی ظهور کرد زیرا روابط خوب او با رهبران رقیب چارچوب به این معنا بود که او هیچ وتویی از السودانی، المالکی یا رئیس قوه قضائیه فائق زیدان دریافت نکرد.
دولت یک کمپین سراسری ضد فساد را راهاندازی کرده است، منطقه سبز بغداد را مسدود کرده و دهها مقام و قانونگذار را بازداشت کرده است، از جمله یک موج ۴۷ نفری از بازداشتها در اواخر ژوئن و دور دیگری از بازداشتها چند روز بعد. بهطور همزمان، بغداد مهلت ۳۰ سپتامبر را برای تمامی گروههای مسلح تعیین کرده است تا سلاحهای خود را به کنترل دولت تسلیم کنند، که بهطور صریح با خروج ائتلاف ضد داعش به رهبری ایالات متحده همزمان شده است. هر دو ابتکار در پسزمینه جنگ ۲۰۲۶ ایالات متحده-اسرائیل-ایران و پیامدهای آن در حال وقوع است، که در آن گروههای عراقی همسو با ایران، که تحت عنوان “مقاومت اسلامی عراق” فعالیت میکنند، حملات مکرر پهپادی به منافع ایالات متحده را ادعا کردهاند.

استراتژی بقا، نه اصلاحات
کمپین ضد فساد و مهلت خلع سلاح بهطور رسمی توسط دولت بهعنوان اقداماتی مستقل و تکنوکراتیک در راستای ساخت دولت ارائه میشوند. این یادداشت سیاستی برای ارزیابی متفاوتی استدلال میکند تا اطمینان حاصل شود که فرآیند بهدرستی اجرا میشود. یک ارزیابی نتیجهگیری میکند که این کمپین ممکن است به منافع چارچوب هماهنگی در نشان دادن همکاری با واشنگتن خدمت کند در حالی که هنوز به هیچ یک از منافع یا نمایندگان مرتبط با ایران در سطوح بالا نپرداخته است، و اینکه این عملیات ممکن است به تدریج پس از مهلت ۳۰ سپتامبر کند شود زیرا نظارت و توجه بینالمللی کاهش مییابد.
بنابراین، یک سازوکار ساختاریافته برای اطمینان از نظارت و پیگیری مداوم بر این فرآیند ضروری است. در مورد خلع سلاح، واکنش میان میلیشیاهای وابسته به ایران ناپایدار بوده است: برخی از جناحها که نمایندگی پارلمانی دارند، از جمله Asaib Ahl al-Haq، تمایل خود را برای قرار دادن سلاحها تحت کنترل دولت اعلام کردهاند و خود چارچوب هماهنگی نیز بیانیهای در حمایت از ابتکارات به سمت انحصار دولتی بر سلاحها صادر کرده است، در حالی که گروههای سختگیر وابسته به ایران مانند کتائب حزبالله و حرکات حزبالله النجباء بهطور علنی از تسلیم سلاحها خودداری کرده و حضور نظامی خارجی (بهویژه آمریکایی) را بهعنوان توجیهی برای این اقدام ذکر کردهاند. این توجیه “حضور نظامی خارجی” از سوی گروههایی که همچنین از نظر ایدئولوژیک و نظامی به ایران مرتبط هستند (یک کشور همسایه خارجی) متناقض است.
در سطح منطقهای، بغداد تلاش میکند از همراستایی دوتایی اجتناب کند، در تضاد با سالهای اولیه پس از حمله ایالات متحده به عراق در سال 2003، زمانی که نفوذ فزاینده ایران در عراق روابط شکننده عراق و شورای همکاری خلیج فارس را مورد سوءاستفاده قرار داد. واشنگتن بهطور همزمان با یک سفر سطح بالا از سوی نماینده ویژه رئیسجمهور ایالات متحده برای عراق و سوریه، تام باراک، تعامل خود را با بغداد عمیقتر کرده است و خلع سلاح و مهار نفوذ ایران بهعنوان مواردی در دستور کار مشخص قرار دارد.
چگونه بغداد تهران و واشنگتن را مدیریت میکند
مقامات عراقی مراسم تشییع جنازه آیتالله خامنهای در ژوئیه 2026 را از طریق نجف و کربلا محدود کردند و با شرکت فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، از جمله اسماعیل قاآنی، رئیس نیروی قدس، مخالفت کردند تا از تفسیر این مراسم بهعنوان نمایشی از نفوذ سیاسی و نظامی ایران در عراق جلوگیری کنند.
در نشانهای دیگر از فاصلهگیری، آیتالله بزرگ علی سیستانی، معتبرترین مقام دینی شیعه در عراق، از قرائت نماز میت بر بدن خامنهای خودداری کرد و نمایندهاش در ایران نیز بهطور قابل توجهی از مراسم تهران غایب بود. اگرچه این اقدام هرگز بهطور عمومی توسط دولت تأیید نشد، اما این حرکت نشاندهنده تلاش نخستوزیر علی الزیدی برای احترام به وزن مذهبی تشییع جنازه برای جمعیت شیعه عراق در حالی که از نمادهای نظامی آشکار ایرانی پیش از سفر برنامهریزی شدهاش به واشنگتن اجتناب میکند، است و تعادل مرکزی در “عملگرایی مدیریتشده” چارچوب هماهنگی را نسبت به تهران و واشنگتن به تصویر میکشد.
تام باراک در تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۲۶ با نخستوزیر علی الزیدی در بغداد دیدار کرد، جایی که هر دو بر “خلع سلاح کامل و انحلال” گروههای شبهنظامی به عنوان بخشی از یک چشمانداز مشترک برای دولت جدید تأکید کردند. این سفر، نخستین سفر باراک به عراق در نقش نمایندهاش بود و او همچنین به اربیل رفت تا با رهبران کرد، از جمله نخستوزیر اقلیم کردستان، مسرور بارزانی، درباره پیشبرد سرمایهگذاریهای تجاری و انرژی و حمایت از دولت فدرال گفتگو کند. این دیدار در پسزمینه تنشهای فزاینده میان ایالات متحده و ایران در عراق انجام شد و بر تلاش واشنگتن برای محدود کردن گروههای مسلح همسو با ایران به عنوان شرطی برای همکاری دوجانبه عمیقتر تأکید کرد.

بحران سیاسی عراق با سفر به واشنگتن عمیقتر میشود
برخی تحلیلگران معتقدند که سیاست ایالات متحده در عراق به منطق پیش از ۱۹۹۰ بازمیگردد و بغداد را به عنوان یک حائل استراتژیک در برابر ایران میبیند. هایدر سعید، پژوهشگر عراقی از مرکز عربی پژوهش و مطالعات سیاسی، این مقایسه را در یک تحلیل برای الجزیره عربی مطرح کرده و اشاره کرده است که تلاش کنونی برای خلع سلاح شبهنظامیان همسو با ایران و پیوند زدن عراق به منافع ایالات متحده، یادآور دوران پیش از حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ است که طوفان صحرا و یک دهه تحریمها را به دنبال داشت.
سفر علی الزیدی به واشنگتن از ۱۳ تا ۱۹ ژوئیه، نخستین سفر خارجی او از زمان تصدی مقام و نخستین سفر رسمی نخستوزیر عراق به ایالات متحده از سال ۲۰۰۳، استقبال گرمی از سوی ترامپ، دهها توافق اقتصادی و تعهدات همکاری انرژی به همراه داشت، اما کارشناسان آن را بیشتر یک نمایش سیاسی میدانند تا یک پیشرفت واقعی. الزیدی وعده داد که شبهنظامیان همسو با ایران را خلع سلاح کند و خروج نیروهای آمریکایی را تا ۳۰ سپتامبر ببیند، که این زمانبندی به طور گستردهای غیرواقعی تلقی میشود با توجه به نفوذ ایران در سیستم امنیتی و سیاسی عراق. تحلیلگران اشاره میکنند که آزمون واقعی اکنون آغاز میشود که او به بغداد بازگشته و هرگونه دستاوردی “فرصتها به جای تضمینها” باقی میماند.
به طور حیاتی، الزیدی بلافاصله پس از آن طبق یک برنامه از پیش تعیین شده به ایران سفر کرد، که نشانهای از تلاش برای راضی کردن هر دو حامی به طور همزمان است و واضحترین بیان “عملگرایی مدیریت شده” عراق است. این تعادل در برابر خصومتهای تازه ایالات متحده و ایران و تهدیدات حملات مجدد شبهنظامی در حالی که خلع سلاح در حال پیگیری است، به وقوع میپیوندد.
برای اینکه عراق بتواند این عمل تعادل را بدون فروپاشی به درگیری آشکار بین واشنگتن و تهران حفظ کند، یا به خاطر یک فرآیند خلع سلاح ناموفق مورد سرزنش قرار نگیرد، بار این مسئولیت نمیتواند تنها بر دوش بغداد باشد. واشنگتن باید به طور فعال از تلاشهای دولت عراق برای کاهش نفوذ ایران حمایت کند، از جمله با تقویت نیروهای مسلح عراق تا نقش امنیتی که در حال حاضر توسط میليشیاها پر شده است را بر عهده بگیرند و با اطمینان از اینکه سرمایهگذاریهای وعده داده شده آمریکا واقعاً محقق شوند و از فشارهای ایران مصون بمانند. بدون پیگیری در هر دو جبهه، ایران یک اهرم غیرمستقیم آسان را حفظ میکند که میتواند همکاری اقتصادی را به عنوان اهرم علیه خلع سلاح کند، در حالی که ال-Zaidi مجبور است هزینه سیاسی یک سیاستی را بپردازد که واشنگتن آن را پیش برد اما به طور کافی از آن حمایت نکرد.
پرونده خلع سلاح قابل اشتعال است
حملات مشترک ایالات متحده و عربستان سعودی در تاریخ ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ به سایتهای حشد شعبی در هفت استان عراقی، که در پاسخ به حملات پهپادی به زیرساختهای نفتی عربستان که ریاض آن را به میليشیاهای تحت حمایت ایران نسبت داد، انجام شد، نخستوزیر علی ال-Zaidi را مجبور کرد تا سفر برنامهریزی شدهاش به ریاض را لغو کند، یک شکاف نمادین که نشان میدهد چقدر همراستایی خلیج فارس و عراق در برابر نفوذ ایران هنوز مشروط و قابل بازگشت است.
اینکه برنامه سفر خارجی ال-Zaidi او را به ایران و سپس ترکیه برده بود، درست قبل از اینکه ریاض چهارمین توقف او باشد، خود گویای این است: این نشان میدهد که یک رهبر هنوز در حال احتیاط در برابر حامیان رقیب است و نه کسی که در یک اردوگاه مشخص مستقر شده باشد، حتی در حالی که او به کاهش نیروهای حشد شعبی، نیرویی که مقامات آمریکایی آن را خارج از فرمان دولت و اغلب در هماهنگی با ایران توصیف میکنند، متعهد شده است.
ادعای خود ترامپ مبنی بر اینکه این حملات با بغداد هماهنگ شده است، کمتر به عنوان یک نکته دیپلماتیک و بیشتر به عنوان تلاشی برای متهم کردن عمومی ال-Zaidi در سیاستی که پایگاه داخلی او هرگز به طور علنی از آن حمایت نخواهد کرد، به نظر میرسد. با توجه به اولویت اعلام شده بغداد برای بازگرداندن کنترل دولتی بر سلاحها، تلاشی که به شدت با مقاومت از سوی گروههای مسلح که دارای سرمایه نظامی، اقتصادی و سیاسی واقعی در داخل نهادهای دولتی هستند، مواجه است، این واقعه کمتر شبیه یک حادثه امنیتی ایزوله و بیشتر شبیه پیشنمایشی از درگیری است که برنامه خلع سلاح ال-Zaidi همیشه قرار بود به وجود آورد.
مقیاس واکنش داخلی خود یک معیار مفید از چقدر پرونده خلع سلاح قابل اشتعال شده است: قانونگذاران عراقی به طور علنی خواستار تلافی نظامی علیه عربستان سعودی و ایالات متحده شدند، در حالی که یکی از آنها به “سابقه تاریک” واشنگتن و ریاض اشاره کرد، با زبانی که به وضوح به دنبال دور زدن ال-Zaidi از موضعی سختتر و ضد غربی بود.
اینکه این شکاف به سرعت ترمیم شد، با دعوت مجدد ریاض و کنار گذاشتن پاسخ تهدیدآمیز از سوی مقاومت اسلامی، احتمالاً نشاندهنده منافع مشترک در اجتناب از تشدید بیشتر است تا هرگونه حل واقعی اختلافات بنیادی، زیرا تنش اصلی بدون کاهش باقی مانده است. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس خواهان خلع سلاح در یک تقویم مشخص هستند، در حالی که زیدی باید این امر را بدون ایجاد واکنش منفی از سوی نخبگان چارچوب هماهنگی که بقای سیاسی خود را به همین گروههایی که قرار است از بین ببرد، وابسته میدانند، دنبال کند، همه اینها در شرایطی که اکنون جو عمومی به وضوح نسبت به هر دو تجاوز ایران و یکجانبهگرایی آمریکا-سعودی در خاک عراق خصمانه است.
به این ترتیب، زیدی و چارچوب هماهنگی به نظر میرسد که یک شرطبندی محاسبهشده انجام میدهند تا اینکه صرفاً به رویدادها واکنش نشان دهند، با ریسک کردن بر همبستگی ائتلاف خود از طریق قربانی کردن بخشی از نفوذ در حال کاهش ایران در عراق به ازای نوعی دیگر، که بهطور قابلتوجهی پایدارتر به نظر میرسد: مشروعیت با واشنگتن، با کشورهای خلیج فارس و بالاتر از همه با عمومی عراقی که از دخالت ایران به شدت ناراضی است و این نارضایتی از زمان اعتراضات تشرین ۲۰۱۹ به تدریج افزایش یافته است. این یک شرطبندی است که این تغییرات ائتلاف را در درازمدت تأمین میکند حتی در حالی که در کوتاهمدت، خود ائتلاف احزاب که زیدی را به قدرت رساند، در معرض خطر شکاف قرار دارد.
این شرطبندی زمانی که در برابر فشارهای شدید ساختاری مالی که زیدی در سفر خود به واشنگتن در ژوئیه با خود به همراه داشت، قرار گیرد، بسیار قابل درکتر میشود، فشارهایی که بهطور قابلتوجهی فوریت پشت تلاشهای او را توضیح میدهد، به اندازه هرگونه تغییر ایدئولوژیک.
افشای او به مقامات آمریکایی مبنی بر اینکه بسته شدن تنگه هرمز قبلاً حدود ۵۰ میلیارد دلار خسارت در درآمد نفتی و اختلال در تجارت بر خزانهداری عراق وارد کرده است، کمتر یک حاشیهنویسی بود و بیشتر نشانهای از این بود که بغداد چقدر فضای مانور کمی دارد، بهویژه با صورتحساب حقوق بخش عمومی که به سختی میتواند آن را تأمین کند و تحلیلگران هشدار میدهند که تأخیر در پرداخت حقوق میتواند به ناآرامیها منجر شود، در میان بحران بودجهای که بهطور کلی ناشی از نفت است.
با دیدن این موضوع، وعدههای ایجاد روابط اقتصادی عمیقتر و افزایش تولید نفت عراق که از نشست واشنگتن بهدست آمد، همراه با پیشنهاد زیدی برای جایگزینی حضور نیروهای خارجی با سرمایهگذاری خصوصی آمریکایی بهعنوان پایهای برای یک رابطه پایدارتر، کمتر شبیه به معاملات فرصتطلبانه و بیشتر شبیه به ضرورت مالی است که در زبان شراکت استراتژیک پوشیده شده است.
بنابراین، فشار برای خلع سلاح که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس خواستار آن هستند، برای دولتی با قدرت مالی بهطرز قابل توجهی کم برای تحمل هزینه سیاسی مواجهه با گروههای مسلح که هنوز در فهرست حقوق دولتی و شبکههای حمایتگر قرار دارند، در حال شکلگیری است، که این نشان میدهد زمانبندی که متحدان خلیج فارس انتظار دارند ممکن است بسیار بلندپروازانهتر از ظرفیت واقعی بغداد برای تحقق آن باشد.
ریسکها و فرصتها قبل از ۳۰ سپتامبر
تحولات در بغداد بهطور مستقیم به سیاست عراق واشنگتن، برنامهریزی امنیتی منطقهای خلیج فارس و تلاشهای گستردهتر برای مدیریت موضع منطقهای ایران پس از جنگ مربوط میشود. سه دینامیک برای تصمیمگیرندگان برجسته است:
اعلامیههای دولت عراق در مورد اجرای ضد فساد و خلع سلاح عمدتاً بهعنوان ابزارهایی برای ایجاد مشروعیت عمل میکنند — بهطور خارجی به سمت واشنگتن و بهطور داخلی به سمت عمومی که از تلاشهای گذشته، که عمدتاً نمادین بودهاند، خسته شده است. بنابراین، سیاستگذاران که این تعهدات را ارزیابی میکنند باید بین اقدامات اجرایی قابل مشاهده و تغییرات ساختاری واقعی در توزیع قدرت قهری و مالی تمایز قائل شوند. این ارزیابی با این واقعیت که حشد الشعبی و گروههای وابسته یک بازیگر واحد نیستند، پیچیدهتر میشود: مشوقهای سیاسی و اقتصادی پاسخهای متفاوتی را تولید میکنند، که از انطباق انتخابی گروههای مرتبط با پارلمان تا امتناع آشکار گروههای تعیینشده بینالمللی متغیر است. بنابراین، انتظار یکنواخت برای “انطباق” تا مهلت ۳۰ سپتامبر ریسک میکند که تنوع معنادار در نتایج بین این گروهها را پنهان کند.
این دینامیک با شکنندگی سیاسی داخلی تقویت میشود، که ارزش یک روایت اصلاحات متمرکز بر خارجی را افزایش میدهد. دولت با چندین پست کابینه، از جمله دفاع و کشور، که خالی ماندهاند، تشکیل شده است و اکنون با همراستایی عمومی روحانی مقتدی صدر با کمپین ضد فساد مواجه است که احتمال رقابت سیاسی درون شیعه را تشدید میکند. یک ائتلاف ضعیف که تحت این شرایط عمل میکند، انگیزههای قوی برای تکیه بر پیامهای اصلاحات متمرکز بر خارجی دارد تا موقعیت داخلی خود را تقویت کند.
اگر دستگیریهای ضد فساد به ادامه نادیده گرفتن قدرتمندترین شخصیتهای سیاسی و شبهنظامی وابسته به ایران ادامه یابد، این کمپین ممکن است هم در داخل و هم در سطح بینالمللی بهعنوان ابزاری برای تسویهحساب درون ائتلافی خوانده شود تا یک اصلاحات واقعی در حکمرانی، که موقعیت مذاکره دولت با واشنگتن را تضعیف میکند.
به طور مرتبط، محتملترین نتیجه تا مهلت ۳۰ سپتامبر، نتیجهای دوگانه خواهد بود: گروههای وابسته به پارلمان تسلیم سلاحهای سنگین یا وابستگی نامی به حشد شعبی خواهند شد در حالی که ساختار سازمانی و دسترسی به منابع مالی خود را حفظ میکنند، در کنار ادامه عدم همکاری گروههای سختگیر که توسط ایالات متحده شناسایی شدهاند. چنین نتیجهای نه تنها اهداف حداکثری واشنگتن را برآورده نمیکند بلکه خطر حملات مجدد به اهداف مرتبط با ایالات متحده یا خلیج فارس را نیز از بین نمیبرد و از همه مهمتر، مشکل وسیعتر عراق با ظهور گروههای مسلح غیر دولتی را حل نخواهد کرد.
بحران سیاسی عراق وارد مرحله تعیینکننده خود میشود
این تطابق جزئی خطرات تشدیدکننده خاص خود را به همراه دارد: حملات مداوم از سوی گروههای غیر همکار میتواند منجر به حملات مجدد ایالات متحده یا اسرائیل بر خاک عراق شود، همانطور که در مرحله قبلی جنگ منطقهای اتفاق افتاد، و دولت چارچوب هماهنگی را مجبور به مدیریت واکنشهای داخلی میکند در حالی که تعهدات اعلام شدهاش برای خلع سلاح به عنوان غیرقابل اجرا نمایان میشود. با تشدید این فشارهای خارجی، حمایت صدر از کمپین ضد فساد، همراه با دفاعهای عمومی از چارچوب هماهنگی توسط شخصیتهای ارشد وابسته به چارچوب هماهنگی، نشاندهنده افزایش رقابت داخلی است که میتواند ائتلاف حاکم را بیثبات کند، صرف نظر از هرگونه فشار خارجی از سوی واشنگتن.
گامهای داوطلبانه گروههای وابسته به پارلمان برای جدایی از حشد شعبی و قرار دادن سلاحهای خود تحت نظارت دولت میتواند، اگر با تضمینهای سیاسی و اقتصادی معتبر همراه باشد، یک بازتنظیم پایدار، هرچند جزئی، از نفوذ شبهنظامیان را بدون ایجاد درگیری خشونتآمیز به وجود آورد. این رویکرد تدریجی میتواند با حمایت عمومی صدر از کمپین ضد فساد تقویت شود: اگر این حمایت بهطور سازنده و نه بهطور تقابلی هدایت شود، میتواند ائتلاف داخلی دولت را گسترش دهد و فضایی برای اصلاحات عمیقتر فراتر از الگوی فعلی اجرای انتخابی ایجاد کند.
پایهگذار هر دو امکان، تعامل موازی بغداد با واشنگتن و تهران است. به شرطی که این استراتژی احتیاطی به تناقض آشکار تبدیل نشود، این امکان را به عراق میدهد که از تبدیل شدن به جبههای در یک رویارویی مجدد ایالات متحده و ایران جلوگیری کند — نتیجهای تثبیتکننده نه تنها برای عراق، بلکه برای منطقه وسیعتر خلیج فارس.
مهلت سیام سپتامبر احتمالاً نتیجهای مختلط و مبهم به جای یک راهحل واضح به بار خواهد آورد، با ادامه مذاکرات در مورد اینکه «خلع سلاح» و «کنترل دولتی» در عمل چه معنایی دارند. به موازات، کمپین ضد فساد احتمالاً به گونهای ادامه خواهد یافت که از رویارویی مستقیم با منافع ریشهدار همسو با ایران اجتناب کند، مگر اینکه رقابت سیاسی داخلی، بهویژه فشار صدر، مجبور به گسترش دامنه آن شود.
بازدید الزیدی از واشنگتن به عنوان یک لحظه کلیدی در این مسیر عمل خواهد کرد: میزان پذیرش اقدامات بغداد توسط واشنگتن به عنوان پیشرفت کافی، به جای درخواست اقدامات بیشتر، شکلدهنده این خواهد بود که آیا فشار تحریمها بر مقامات و گروههای عراقی تشدید یا کاهش مییابد. در پسزمینه همه اینها، احتمالاً ایران به ادامه همکاری محدود و حفظ ظاهر در زمینه بلاغت خلع سلاح اجازه خواهد داد در حالی که با هر گونه اقداماتی که ظرفیت عملیاتی نمایندگان عراقی خود را به طور معناداری کاهش دهد، مقاومت خواهد کرد.
سیاستگذاران باید انتظارات خود را در مورد مهلت سیام سپتامبر با توجه به چشمانداز پراکنده میليشیاها تنظیم کنند و از برخورد با تعهدات اعلامی گروههای مرتبط با پارلمان به عنوان معادل خلع سلاح قابل اجرا و قابل راستیآزمایی گروههای سختگیر خودداری کنند.

این نیاز به حفظ فشار متمایز دارد، با استفاده از تحریمهای هدفمند و اختلال در شبکههای مالی علیه گروههای غیرهمکار، به جای شرطگذاری کلی که میتواند موقعیت داخلی دولت چارچوب هماهنگی را تضعیف کند بدون اینکه منافع امنیتی متناسبی به همراه داشته باشد.
بازدید الزیدی از واشنگتن باید برای تعیین معیارهای ملموس و قابل نظارت، مانند تحویل سلاحهای تأیید شده و شفافیت در پرداختهای حشد شعبی استفاده شود، به جای اینکه تعهدات بلاغی را به عنوان کافی بپذیریم. این همچنین باید شامل وضوح در مورد آنچه پس از تسلیم بر سر جنگجویان و سلاحها میآید، باشد، خواه از طریق ادغام در نیروهای امنیتی عراق، برکناری رسمی، یا طرحهای پرداخت ساختاری، زیرا عدم وجود چنین مسیری احتمالاً به تضعیف رعایت در عمل منجر خواهد شد.
واشنگتن همچنین باید به تدریج نظارت خود بر حساب درآمد نفت عراق در بانک فدرال نیویورک را به عنوان یک اقدام ملموس حسن نیت که تعهد اعلام شدهاش به عراق “قوی، مستقل و متحد” را تقویت میکند، مورد توجه قرار دهد، به جای اینکه این مکانیزم مالی دوران برمر را به عنوان یک تناقض دائمی با ادبیات حاکمیتی خود باقی بگذارد.
باید تعامل تدریجی با بغداد از سوی واشنگتن در زمینه همکاریهای اقتصادی و امنیتی ادامه یابد تا انگیزه عراق برای حفظ فاصله از همراستایی کامل با تهران تقویت شود، در حالی که باید به خطراتی که گروههای همراستا با ایران بر سیاست امنیتی عراق تأثیر دارند، توجه شود. این تعامل باید با نظارت دقیق بر خطرات امنیتی مرزی همراه باشد، به ویژه با توجه به حوادث قبلی که گروههای مستقر در عراق را به حملات به زیرساختهای خلیج فارس مرتبط کرده است.
مکانیزمهای تأیید مستقل برای هر دو فرآیند ضد فساد و خلع سلاح مورد نیاز است، با توجه به شکاف اعتبار که تحلیلگران منطقهای بین پیامهای دولتی و الگوهای واقعی اجرای آن شناسایی کردهاند. این باید شامل تشویق به شفافیت بیشتر در مورد تأمین مالی و ساختارهای فرماندهی الحشد الشعبی باشد، زیرا چنین شفافیتی پیشنیاز ارزیابی این است که آیا اعلامیههای خلع سلاح تغییرات واقعی را منعکس میکند یا صرفاً یک توافق مجدد برای همزیستی بین دولت و گروههای مسلح است. هر مکانیزم تأیید چنین باید توسط دولت و با هماهنگی نهادهای بینالمللی مدیریت شود تا اطمینان حاصل شود که یک دیدگاه چندجانبه در فرآیند نظارت وجود دارد.
گسترش کمپین ضد فساد بهطور مشهود شامل شخصیتهای سیاسی و وابسته به میليشيا همراستا با ایران و همچنین شخصیتهای مرتبط با دیگر بازیگران منطقهای، اعتبار دولت را هم در سطح داخلی و هم با شرکای بینالمللی بهطور قابل توجهی تقویت میکند و خطر این که این ابتکار بهعنوان ابزاری برای تجمیع فصلی درک شود را کاهش میدهد. در کنار این، ایجاد معیارهای واضح و منتشر شده برای آنچه که شامل رعایت مهلت خلع سلاح میشود، ابهامی که گروههای سختگیر ممکن است از آن برای تأخیر یا تضعیف اجرای قانون استفاده کنند، کاهش میدهد.
ظهور گروههای مسلح و جذب تدریجی آنها به بافت سیاسی عراق نتیجه یک بحران واحد یا یک دوره انتخاباتی واحد نبود. این نتیجه دو دهه فرسایش نهادها، چانهزنیهای فرقهای و حمایتهای خارجی است که به اندازه کافی به آرامی لایهلایه شده است که هر مرحله به نظر قابل مدیریت میرسید، حتی در حالی که اثر تجمعی خود دولت را بازتعریف میکرد. معکوس کردن این روند از طریق یک مهلت خلع سلاح واحد، یک بازدید برجسته واحد یا یک تغییر دولت واحد محقق نخواهد شد.
این امر به همان صبر، ثبات و سرمایهگذاری بلندمدتی نیاز دارد که اجازه داد مشکل در وهله اول ریشهدار شود. چارچوب هماهنگی عراق و هر دولتی که جانشین آن شود، به ادامهی تعادل میان واشنگتن و تهران ادامه خواهد داد نه به این دلیل که رهبران آن فاقد اعتقاد هستند، بلکه به این دلیل که ساختارهای لازم برای این تعادل در طول سالها ساخته شدهاند و در عرض چند ماه از بین نخواهند رفت. کسانی که به دنبال عراق حاکم و باثبات هستند، چه در بغداد و چه در واشنگتن، باید پیشرفت را نه بر اساس سرعت اعلامها، بلکه بر اساس دوام نهادهایی که در جای آنها دوباره ساخته میشوند، اندازهگیری کنند.

