پکن در تلاش است تا وضعیت کلی مربوط به اوکراین را مدیریت کند، بهویژه ماهیت تعاملات بین واشنگتن و مسکو.
الن ناکاشیما: لانگ، شما به طرح صلح دوازدهنقطهای اشاره کردید و نقطه اول در این طرح احترام به تمامیت ارضی است که چین مدتهاست به آن پایبند بوده و حق اوکراین را در حفظ تمامیت ارضیاش به رسمیت شناخته است. آیا فکر میکنید چین ممکن است مایل باشد از نفوذ خود بر روسیه یا شی بر پوتین استفاده کند تا برای اوکراین advocate کند و اطمینان حاصل کند که این کشور بخش بیشتری از سرزمین خود را که روسیه در سه سال گذشته تصرف کرده، حفظ کند؟
زhao Long در مورد موضع واضح حاکمیتی چین
زhao Long: فکر میکنم تفسیرهای زیادی درباره موضع چین در مورد حاکمیت و تمامیت ارضی وجود دارد. من شخصاً معتقدم که چین تقریباً هیچ ابهامی در مورد حاکمیت و تمامیت ارضی باقی نگذاشته است. با نگاهی به آنچه در یوگسلاوی اتفاق افتاد، چین هرگز استقلال کوزوو را به رسمیت نشناخته است. چین هرگز نتیجه جنگ روسیه و گرجستان در سال 2008 و استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی را به رسمیت نشناخته است. چین هرگز بهطور رسمی وضعیت کریمه را به عنوان بخشی از روسیه به رسمیت نشناخته است.
احتیاط و رویکرد هدفمحور چین
بنابراین، فکر میکنم در آینده، هر توافق آتشبس یا صلحی که ممکن است بهدست آید، چین بسیار محتاط خواهد بود و موضع خود را حفظ خواهد کرد که حمایت از حاکمیت و تمامیت ارضی اوکراین در مورد آن بخشهای شرقی کشور است. اما اگر به این سوال برسیم که آیا چین میتواند بیشتر از این عمل کند، فکر میکنم چین از بیانیههای رسمی ما، از مواضع ما در شورای امنیت سازمان ملل و پلتفرمهای مختلف، کارهای زیادی انجام داده است و تأکید کرده است که تمام این اختلافات، تمام این ناهماهنگیها در مورد مسائل ارضی باید از طریق روشهای سیاسی و دیپلماتیک حل و فصل شوند، نه از طریق روشهای نظامی. فکر میکنم این یک استدلال قوی است که موضع چین را منعکس میکند.
اما اگر از من بپرسید آیا چین مایل است بایستد و بگوید که کاملاً مخالف آن مناطق تحت کنترل روسیه است و روسیه باید آنها را برگرداند—ببینید، چین طرفی نیست که بهطور مستقیم در جنگ درگیر باشد. چگونه میتوانید انتظار داشته باشید که چین چنین چیزی بگوید؟
استدلال دیگری—رویکردهای چینی همیشه هدفمحور یا هدفگرا هستند. اگر چنین بیانیهای بتواند مشکل را حل کند و صلح را به ارمغان آورد، فکر میکنم چین ممکن است به آن فکر کند. اما اگر نه، با توجه به عزم مسکو و پیچیدگی تمام این مسائل، فکر میکنم واقعاً به طرف درگیر مستقیم بستگی دارد که تصمیم بگیرد.
پاول کلیمکین در مورد منطق هدفمحور چین
الن ناکاشیما: نظر شما چیست، پاول؟ و شاید آوردن ایده استفاده چین از موقعیت خود به عنوان رهبری از جنوب جهانی، همراه با کشورهای دیگر، برای جمعآوری استدلالی با استفاده از اقناع اخلاقی در این عرصه دیپلماتیک.
پاول کلیمکین: خوب، منطق پشت موضع چینی که لانگ به آن اشاره کرد، واقعاً توصیف خوبی برای من است. بله، چین همیشه به اصول کلیدی سازمان ملل پایبند است. اما در اروپا، پایبندی به اصول به این معناست که گاهی اوقات باید بفهمید چگونه میتوانید به آنها عمل کنید. و موضع چین واقعاً هدفمحور است. این یک موضع محتاطانه است و چین همیشه اقدامات خود را بر اساس عامل ریسک محاسبه خواهد کرد. درباره موضع چین و بیان دوازده اصل، سر و صدای زیادی وجود داشت. اما مهم است که بفهمیم پشت این موضع و منطق آن چه چیزی نهفته است.
نقشهای بالقوه چین در حفظ صلح و رهبری
دوم، ما اکنون در واقعیت متفاوتی هستیم، جایی که صرفاً متعهد شدن به این دوازده اصل یا طرح ششنقطهای دیگر کارساز نیست. اکنون انتخاب برای چین این است که یا شروع به ارائه نوعی فرمت کند یا در فرمتهای دیگر شرکت کند. این یک مجموعه از تصمیماتی است که چین باید به آنها بپردازد.
مجموعه دوم تصمیمات این است که آیا چین میتواند در میدان کمک کند. حفظ صلح کار دشواری است زیرا چگونه میتوان روسها را با کمک چین بازداشت؟ این چگونه پیش خواهد رفت؟ اما واقعاً میتوانم تصور کنم که طرف چینی میتواند به عنوان مثال در مأموریتهای نظارت و ارزیابی مشارکت کند.
البته، باید قطعنامههایی از شورای امنیت برای چین وجود داشته باشد. نکته این است که چه نوع قطعنامهای. اگر این حداقل باشد، اساساً تمام طرفهای شرکتکننده، از جمله چین را محدود خواهد کرد. اگر چیزی واقعی باشد، چگونه میتوان به یک قطعنامه واقعی با یک مأموریت واقعی رسید؟
و نکته سوم، چین احتمالاً دوست دارد نقش رهبری را در جهان غیرغربی ایفا کند. اما اکنون این یک نقطه عطف برای چین است زیرا ما یک شبکه از پروژهها و فرمتهای مختلف داریم. ایفای نقش در جنگ اوکراین احتمالاً نقش چین را به عنوان رهبری جهان غیرغربی تعریف خواهد کرد. اگر چین تصمیم بگیرد در یک نقطه از امنیت اروپا عمل کند، این یک تحول بزرگ خواهد بود. این تصور از چین را نه تنها در اروپا، بلکه همچنین در جهان غیرغربی تغییر خواهد داد.
اما دوباره، این با هر دو ریسک و فرصت همراه خواهد بود. معمولاً چین سعی کرده است برای همه چیز آماده شود و تنها زمانی اقدام خواهد کرد که احتمال موفقیت بیش از 90 درصد باشد. مطمئن نیستم که اقدام چین در اوکراین اکنون بیش از 90 درصد شانس موفقیت داشته باشد. زیرا در آینده نوساناتی وجود خواهد داشت.
پکن در حال مدیریت دینامیکهای آمریکا-روسیه تحت ترامپ
الن ناکاشیما: نظر شما چیست، لانگ؟
ژائو لانگ: به طور کلی، من با آنچه پاولو به تازگی ذکر کرده است موافقم.
اما فکر میکنم پکن امروزه واقعاً در تلاش است تا وضعیت کلی مربوط به اوکراین، به ویژه ماهیت تعاملات بین واشنگتن و مسکو را مدیریت کند. اطلاعات زیادی وجود دارد که باید هضم کنیم. نگرانی من این است که آیا رئیسجمهور ترامپ هنوز به نقش چین در این آنچه که به اصطلاح فرآیند صلح تحت رهبری ایالات متحده است، علاقهمند است. آیا او واقعاً میخواهد چین رهبری را بر عهده بگیرد؟ من مطمئن نیستم. اگر مذاکرات ترامپ با روسها شکست بخورد، تنها در آن زمان ایالات متحده به مشارکت چین در این فرآیند علاقهمند خواهد شد. همانطور که پاولو قبلاً اشاره کرد، این به چین بستگی دارد که تصمیم بگیرد آیا باید عمل کند و نقش خود را در اوکراین تعریف کند.
نگرانی دیگر این است که، همانطور که پاولو به درستی اشاره کرد، چین واقعاً به اعتبار سیاستهای خود اهمیت میدهد. بنابراین، اگر هنوز تعداد زیادی از عوامل نامشخص وجود داشته باشد، فکر میکنم چین قبل از انجام کاری جاهطلبانه بسیار محتاط خواهد بود.
سیگنالهای گیجکننده ترامپ درباره نقش چین
النکاشیما: اشاره به ترامپ. نظر شما چیست، اریک؟ آیا فکر میکنید رئیسجمهور ترامپ به دنبال این است که چین بخشی از این فرآیند صلح باشد؟
اریك چیاراملا: خوب، همانطور که لانگ اشاره کرده است، سیگنالهای نسبتاً گیجکنندهای وجود داشته است. از یک سو، رئیسجمهور ترامپ گفته است که رئیسجمهور شی باید درگیر شود و به حل این درگیری کمک کند و این در قدرت شی است که پوتین را متقاعد کند تا جنگ را پایان دهد و غیره.
از سوی دیگر، دولت به وضوح یک سیاست بسیار قوی برای رقابت با چین و محدود کردن نقش چین توسعه داده است. ما شاهد افرادی مانند مارکو روبیو، مایک والتز و دیگران بودیم که به این سمت میروند. بنابراین، من فکر میکنم که به طور کلی مشخص نیست که این دولت چه نقشی را از چین انتظار دارد، اگر نقشی وجود داشته باشد.
اما من احتمال اینکه دوباره رئیسجمهور ترامپ، که رویکرد بسیار غیرمتعارفی به این نوع دیپلماسی شخصی در سطح بالا اتخاذ کرده است، همانطور که در دوره اول خود با کره شمالی و غیره دیدیم، نوعی جلسه برگزار کند و تلاشی انجام دهد، شاید در تضاد یا تنش با برخی از سیاستهایی که دولت او در زمینه تحریمها و کنترلهای صادراتی بر چین دنبال میکند، را دست کم نمیگیرم. بنابراین، فکر میکنم این یک چالش واقعی برای مقامات در پکن خواهد بود تا واقعاً تفسیر کنند که هدف ایالات متحده در اینجا چیست. در حالی که در دوره دولت بایدن، ما شاهد سفر جیک سالیوان و تلاش او برای آزمایش مواضع چین و دیدن اینکه آیا چین مایل است نقش سازندهای ایفا کند، بودیم و پاسخ چین این بود که خوب، چه چیزی برای ما در این میان وجود دارد؟ شما همه این سیاستها را دارید که به منافع ملی ما آسیب میزند، بنابراین آیا ما گفتگوی گستردهتری بین ایالات متحده و چین خواهیم داشت؟ و این چارچوب قبلی بود.
و اکنون ما در دورهای هستیم، همانطور که پاولو توصیف کرد، که بسیار بیشتر شبیه یک دوره نوسانی است که میتواند شامل برخی از تلاشهای بسیار قابل توجه از سوی ترامپ و وعدههای قابل توجه و شاید یک شانس واقعی برای چین باشد، اما همچنین خطرات بزرگی نیز وجود دارد، هم در تعامل و هم در عدم تعامل. و فکر میکنم اینجاست که چالش در پیشبینی جهتگیری سیاست ایالات متحده در اینجا به وجود میآید.

