حملات موشکی ایران و تشدید تنشها در منطقه، شراکت ایالات متحده و کویت را به حساسترین مرحله عملیاتی خود از سال 1991 رسانده است. با توقف عملیات نظامی، واشنگتن باید به سرعت برای تقویت تعهدات دفاعی، رفع گلوگاههای صادرات تسلیحات و تثبیت مسیرهای تأمین در خلیج فارس اقدام کند. عدم تقویت شراکت ایالات متحده و کویت خطر فرسایش معماری امنیت منطقهای را به همراه دارد در حالی که ثبات خلیج همچنان شکننده است.
واقعیتهای عملیاتی شراکت ایالات متحده و کویت
کویت به یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس تبدیل شده است که از زمان آغاز جنگ در فوریه 2026، بیشترین هدف حملات تلافیجویانه ایران بوده و حملات موشکی و پهپادی را به تأسیسات آمریکایی و همچنین زیرساختهای انرژی ملی و شبکههای غیرنظامی خود تحمل کرده است. به عنوان میزبان داراییهای نظامی عمده ایالات متحده، کویت سهم نامتناسبی از هزینههای ناشی از این درگیری را متحمل شده و شراکت را در نقطه عطفی قرار داده است. با توقف عملیات، واشنگتن باید تعهد خود را به این کشور خلیج فارس از طریق تعاملات سطح بالا، همکاریهای دفاعی عمیقتر، حمایت هدفمند از بازسازی و گسترش روابط اقتصادی و فناوری تأیید کند. عدم انجام این کار، اعتبار ایالات متحده را با یکی از مهمترین شرکای خود در منطقه به خطر میاندازد.
پایههای رابطه ایالات متحده و کویت کویت مدتهاست که یکی از قابل اعتمادترین شرکای ایالات متحده در خلیج فارس بوده است، که به زمان آزادی در سال 1991 پس از حمله عراق برمیگردد. روابط از طریق دههها همکاری نظامی تقویت شده است، از جمله حمایت از عملیات ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده در عراق و مبارزه با داعش. این کشور چهارمین حضور نظامی بزرگ ایالات متحده در خارج از کشور را دارد که در پایگاه هوایی علی السالم، کمپ عریفجان و کمپ بوهیرینگ پراکنده شده است. همچنین به عنوان یک متحد عمده غیر ناتو شناخته میشود و بیش از 20 میلیارد دلار پرونده فروش نظامی خارجی فعال دارد. موقعیت جغرافیایی کویت دسترسی سریع به عراق و شمال خلیج فارس را فراهم میکند و آن را به یک گره حیاتی برای لجستیک نظامی و نمایش قدرت آمریکایی تبدیل میکند.
فراتر از امنیت، ایالات متحده و کویت از زمان امضای توافقنامه چارچوب تجارت و سرمایهگذاری در سال 2004، روابط اقتصادی و تجاری خود را به طور قابل توجهی عمیقتر کردهاند. آمریکا یکی از تأمینکنندگان اصلی کالاها و خدمات کویت است و کویت نقش بزرگی در بازارهای مالی ایالات متحده از طریق اداره سرمایهگذاری کویت ایفا میکند.

هدایت لجستیک شراکت ایالات متحده و کویت
در جریان جنگ کنونی، کویت به شدت هدف حملات ایران و گروههای شبهنظامی مستقر در عراق قرار گرفته است که منجر به آسیب به تأسیسات نفتی، زیرساختهای برق و غیرنظامی و تأسیسات آب شیرینکن شده و همچنین جان غیرنظامیان و نیروهای خدماتی را گرفته و آنها را زخمی کرده است. در ماه مه، نیروهای کویتی با اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در جزیره بوبیان درگیر شدند، که منجر به دستگیری و بازداشت چهار نفر از پاسداران شد.
پیشتر، در تاریخ ۱ مارس، ایران مرگبارترین حمله خود در این جنگ را انجام داد و یک مرکز عملیات موقت ایالات متحده در بندر شعیبه را هدف قرار داد که منجر به کشته شدن شش آمریکایی و زخمی شدن دهها نفر شد. پرسنل به آنجا منتقل شده بودند تا در صورت حمله به مرکز اصلی عملیات، که احتمالاً در پایگاه عریفجان بود، تداوم عملیات حفظ شود.
در پاسخ، کویت بهطور علنی ایران و نمایندگان آن را به خاطر حملات مورد سرزنش قرار داده، بر تأمین مالی تروریسم تحت تأثیر ایران نظارت کرده و بهطور گزارششدهای به حملات علیه شبهنظامیانی که با ایران همسو هستند در عراق پرداخته است. رهبران کویتی بهطور علنی تأکید کردهاند که اجازه نخواهند داد سرزمینشان برای عملیات تهاجمی ایالات متحده علیه ایران استفاده شود، اما با ادامه حملات ایران به زیرساختهای کویت، دولت در نهایت اجازه عملیات ایالات متحده را صادر کرد و گزارشها نشان میدهد که سیستمهای راکتهای توپخانهای با تحرک بالا (HIMARS) از سرزمین کویت پرتاب شدهاند.
چالشهای جابجایی، بازسازی و تأمین مجدد با وجود روابط نزدیک، جنگ تنشهایی را بین واشنگتن و کویت سیتی نمایان کرده است. مقامات کویتی پیش از این نگران کاهش تعامل سیاسی سطح بالا از سوی ایالات متحده بودند و این نگرانیها زمانی عمیقتر شد که عملیات نظامی علیه ایران بدون مشورت با کویت آغاز شد. در ابتدای جنگ، کویت به طور ناخواسته سه فروند جنگنده F-15 آمریکایی را سرنگون کرد. به دلیل نگرانی از امنیت خود، این کشور بعداً محدودیتهای عملیاتی را بر استفاده نظامی ایالات متحده از پایگاهها و پروازهای عبوری اعمال کرد، پس از آنکه رئیسجمهور ترامپ پروژه آزادی را اعلام کرد که به دنبال اسکورت کشتیها از تنگه هرمز بود، هرچند این محدودیتها به زودی لغو شد.
جنگ هزینههای قابل توجهی را بر کویت تحمیل کرده است، از جمله اختلال در حمل و نقل در تنگه هرمز که کویت تقریباً به طور انحصاری به آن برای اقتصاد وابسته به صادرات خود متکی است، و همچنین آسیب به زیرساختهای نظامی و غیرنظامی که نیاز به بازسازی خواهد داشت.
اقتصاد کویت به دلیل جنگ در حال حاضر با مشکلاتی مواجه است و برآوردهای اولیه نشان میدهد که در سهماهه اول، تولید ناخالص داخلی نسبت به سال گذشته ۴.۶ درصد کاهش یافته است، با این حال این دوره تنها یک ماه از درگیری را در بر میگیرد. این کاهش ناشی از کاهش تولید نفت، اختلالات حمل و نقل در تنگه و فعالیتهای غیرنفتی ضعیفتر در میان درگیریها بوده است، هرچند یک قرارداد خط لوله نفت به ارزش ۱۶ میلیارد دلار به تأمین نقدینگی فوری کمک خواهد کرد. جنگ همچنین در زمان حساسی از نظر سیاسی به کویت ضربه زده است، به طوری که تعلیق مجلس به دلیل بنبست سیاسی در سال ۲۰۲۴ فضای بحث داخلی را کاهش داده است.
مسئله گستردهتر شامل میزان تعهدات ایالات متحده به خاورمیانه و بنابراین کویت در محیط پس از جنگ خواهد بود. دو سوال استراتژیک سطح بالا رابطه آینده را شکل خواهد داد: ماهیت نظم منطقهای پس از جنگ و بازگرداندن (یا عدم بازگرداندن) آزادی ناوبری در تنگه هرمز. هرچه جنگ طولانیتر شود، بازارهای انرژی جهانی بیشتر به سمت تنوع و دوری از فروشندگانی که به طور انحصاری به این نقطه تنگ وابستهاند، حرکت خواهند کرد. این درگیری همچنین محدودیتهای ضامنهای امنیتی جایگزین را برجسته میکند: با وجود روابط نزدیک چین با ایران، پکن نشان داده است که توانایی یا تمایل کمی برای محدود کردن تشدید ایران دارد و این امر اهمیت ادامه نقش امنیتی ایالات متحده در خلیج فارس را تقویت میکند.
در سطح عملیاتی، دو حوزه نیاز به توجه نزدیک دارند: آینده پایگاههای نظامی ایالات متحده در کویت و توانایی ایالات متحده یا شرکای آن برای تأمین سریع ذخایر نظامی کویت.

مدرنیزاسیون پایگاه همکاریهای ایالات متحده و کویت
شراکت دفاعی در حال تحول رابطه دفاعی ایالات متحده و کویت مدتها بر اساس زیرساختهای پایگاهی که پس از جنگ خلیج فارس در سال 1991 ساخته شده بود، متمرکز بوده است، اما مأموریتهایی که زمانی توجیهکننده آن پایگاهها بودند، تغییر کردهاند. در حالی که واشنگتن در نظر دارد برخی از نیروها را از طریق شبکه پایگاهگذاری غربی به سمت غرب منتقل کند تا از قرار گرفتن در معرض موشکها و پهپادهای ایرانی کاسته شود، باید نیازهای عملیاتی را با حساسیتهای سیاسی کویت متعادل کند.
ایالات متحده دلایل استراتژیک قوی برای حفظ و نوسازی بخشهایی از وضعیت نظامی خود در کویت دارد، زیرا تهدید ایران و چالش تنگه هرمز همچنان وجود دارد، اما مقامات باید نیازهای عملیاتی ایالات متحده را با پذیرش ریسک سیاسی کویت متعادل کنند.
اگر واشنگتن تصمیم به کاهش پایگاه خود بگیرد، مقامات ایالات متحده همچنین باید در نظر بگیرند که چگونه میتوانند تعهدات امنیتی آمریکا به کویت را تقویت کنند. اگر تصمیم به بازسازی بگیرد، ایالات متحده و کویت باید به این موضوع بپردازند که چگونه هرگونه بازسازی پایگاه تأمین مالی خواهد شد. رئیسجمهور ترامپ بهطور تاریخی بر نشان دادن تعهد از سوی همه شرکایی که میزبان حضور نظامی ایالات متحده هستند، تأکید کرده است. کویت از سال 1996 بهطور سالانه 200 میلیون دلار بهصورت تأمین مالی غیرنقدی برای حضور ایالات متحده ارائه کرده است، اما دولت کویت میخواهد از ادامه تعهدات ایالات متحده در آینده اطمینان حاصل کند.
تأمین مجدد ذخایر کاهشیافته کویت از زمان آغاز جنگ، دولت ترامپ چندین تأییدیه فروش نظامی خارجی (FMS) را برای کشورهای خلیج فارس در خط آتش تسریع کرده است. برای کویت، این شامل 2 میلیارد دلار برای یک پلتفرم مقابله با سیستمهای هوایی بدون سرنشین (C-UAS)، 8 میلیارد دلار برای هشت رادار حسگر دفاع هوایی و موشکی سطح پایین (LTAMDS)، 1 میلیارد دلار برای پرتابگرهای متحرک سیستم موشکی سطح به هوا پیشرفته ملی (NASAMS)، 484 میلیون دلار برای نگهداری هواپیماهای ترابری C-17 و 800 میلیون دلار برای نگهداری و ارتقاء پاتریوت (که پیش از جنگ مجاز شده بود) میباشد.
تسریع در تأییدیهها بهطور خودکار به تحویل سریعتر منجر نمیشود. و در حالی که پایگاه صنعتی دفاعی آمریکا با محدودیتهای تولید در تمام زمینهها مواجه است، این مشکل بهویژه برای سیستمهای حیاتی مانند رهگیرهای دفاع هوایی، مهمات هدایتشونده دقیق و هواپیماها مشهود است. جایگزینی سیستمهای از دست رفته و مهمات مصرفشده در طول درگیری احتمالاً سالها به طول خواهد انجامید نه ماهها، و اگر شرکا نتوانند به سرعت تأمین شوند، اعتماد به تضمینهای امنیتی ایالات متحده و فناوری دفاعی ممکن است کاهش یابد.
حفظ شراکت ایالات متحده و کویت اولویتهای پس از جنگ
توصیههای سیاستی برای مدیریت فشار ناشی از درگیری ایران، ایالات متحده باید یک استراتژی جامع اطمینان بخشی برای یکی از قابل اعتمادترین شرکای خود در منطقه اتخاذ کند. بهترین راه برای حمایت از تلاشهای بازسازی پس از جنگ کویت، اطمینان از آزادی ناوبری از طریق تنگه هرمز است. آمریکا همچنین باید اقدامات زیر را انجام دهد:
بررسی و مشاوره در مورد وضعیت نیروها. وزارت دفاع ایالات متحده باید بلافاصله با دولت کویت مشورت کند تا مشخص کند زیرساختهای پایگاهگذاری آمریکا باید چگونه در کشور خلیج فارس تکامل یابد. به جای یک بررسی وضعیت متمرکز بر اروپا، این وزارتخانه باید یک بررسی وضعیت جهانی انجام دهد. همچنین باید سطح کافی از نیروها را برای دستیابی به اهداف امنیتی ایالات متحده تعریف کند، در حالی که توانایی کویت برای دفاع از خود و حفظ شراکت را متعادل کند.
از سرگیری تعامل سیاسی در سطح بالا. تعامل مشهود سریعترین راه برای رسیدگی به نگرانیها در مورد درک کویت از کاهش روابط است و سفر ژوئن مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، به کویت شروع خوبی است. اما معکوس کردن نگرانیهای عمیقتر نیاز به تعامل مداوم دارد. واشنگتن میتواند بلافاصله از طریق تماس بین رئیسجمهور ترامپ و امیر مشعل الاحمد الجابر الصباح، تعهد سیاسی خود را نشان دهد و سفیری با روابط قوی با دولت معرفی کند و بازدیدها و تماسهای مداوم در سطح کابینه را انجام دهد.
تسریع در تأمین مجدد دفاعی. واشنگتن باید فراتر از تأییدهای تسریع شده حرکت کند و بر تسریع تولید سیستمهای دفاعی حیاتی تمرکز کند. چنین رویکردی شامل اولویتبندی سفارشات خلیج فارس، استفاده از موجودیهای محدود ایالات متحده در صورت لزوم، گسترش تولید مشترک و همکاری با متحدان مورد اعتماد مانند بریتانیا برای ارائه سیستمهای امن و قابل همکاری خواهد بود.
ایجاد یک ابتکار بازسازی و تابآوری. واشنگتن و کویت باید یک چارچوب مشترک برای بازسازی زیرساختهای نظامی و غیرنظامی توسعه دهند. این ابتکار باید بر سختسازی زیرساختها، تقویت ادغام دفاع هوایی و موشکی، تابآوری انرژی، حفاظت از شبکههای حیاتی آب یا حمل و نقل و تدابیر دفاع غیرنظامی تمرکز کند.
شراکت را فراتر از دفاع عمیقتر کنید. کویت میتواند از گروههای کاری فناوری، شراکتهای سایبری و ابتکارات تابآوری زیرساختهای دیجیتال و انرژی بهرهمند شود. بنابراین، مقامات باید دور بعدی گفتوگوی استراتژیک ایالات متحده و کویت را که از سال ۲۰۲۴ برگزار نشده است، برنامهریزی کنند. یک شراکت پایدارتر و مقاومتر سیاسی به حفظ این رابطه کمک خواهد کرد.

نتیجهگیری
جنگ ایران نقاط قوت و آسیبپذیریهای رابطه ایالات متحده و کویت را نمایان کرده است. کویت همچنان برای عملیات منطقهای ایالات متحده از نظر استراتژیک ضروری است، اما هزینههایی که متحمل شده است، نگرانیهای مشروعی در مورد مشاوره، بازدارندگی، بازسازی و تأمین مجدد ایجاد کرده است. چالش اکنون این است که آیا این شراکت زنده میماند یا میتواند تکامل یابد. اگر واشنگتن با توجه سیاسی مستمر، کمکهای عملی و چشمانداز وسیعتری برای این رابطه پاسخ دهد، جنگ میتواند در نهایت به تقویت این شراکت منجر شود. در غیر این صورت، ممکن است به جای آن تنشها را با یکی از مهمترین شرکای خلیج فارس افزایش دهد.

