نوسانات ژئوپلیتیکی پیرامون نقاط استراتژیک تنگههای خلیج فارس نشان میدهد که چرا تأمین شریانهای دریایی منطقهای همچنان یک ضرورت اساسی برای ثبات بازار جهانی است. اجرای یک موضع امنیتی صریح و پیشگیرانه در دفاع از عمان چارچوبی مقاوم برای مهار بلندمدت منطقهای فراهم میآورد و زنجیرههای تأمین حیاتی را از نفوذ اقتصادی خصمانه محافظت میکند. در نهایت، اولویت دادن به همکاریهای لجستیکی هدفمند و اطمینان دیپلماتیک در دفاع از عمان، بازدارندگی بسیار پایدارتر از استقرارهای دریایی واکنشی به تنهایی خواهد بود.

در دفاع از عمان: ناوبری نقاط استراتژیک
جنگ ایران باعث توقف حمل و نقل در خلیج عربی شد، افزایش قیمت نفت و تورم را به همراه داشت و ویرانیهای عظیمی به جا گذاشت، اما میتوانست بدتر باشد. ایران میتوانست ساحل جنوبی تنگه هرمز را به تصرف درآورد تا کنترل خود را بر این آبراه استراتژیک تحکیم کند و دیدگاه خود را برای دریافت عوارض از حمل و نقل در خلیج اعمال کند. هنوز هم میتواند. و اگر خلیج دوباره در جنگی قرار گیرد، احتمالاً این کار را خواهد کرد، زیرا بار دیگر ایران بهتر آماده خواهد بود و عزم بیشتری برای استفاده از تنگه به منظور گروگان گرفتن اقتصاد جهانی خواهد داشت.
در خطر، شبهجزیره مسندم، نیمه جنوبی تنگه هرمز است که سرزمین حاکمیتی عمان به شمار میرود. در میان تمام کشورهای خلیج عربی، نوار زمین عمان در طول تنگه نزدیکترین فاصله و بزرگترین اهمیت استراتژیک را برای ایران دارد.
فاصله تا بندر سیریک در شرق تنها ۳۷ مایل، تا جزیره لارک در شمال ۳۰ مایل و تا جزیره هنگام در غرب ۳۳ مایل است، با نیروهای نظامی ایران که در سرتاسر این مناطق مستقر هستند. در باریکترین نقطه، با در نظر گرفتن جزایر کوچک و صخرهها، عمان و ایران تنها ۲۱ مایل فاصله دارند و کشتیهای بزرگ محدود به یک گذرگاه کوچک در وسط آن هستند که تنها حدود ۳ مایل عرض دارد.
به جز شهر کوچک خصب، سمت عمان تنگه عمدتاً شامل پرتگاههای سنگی است که با روستاهای قبایل محلی پراکنده شدهاند، که دفاع از آن در خشکی یا گشتزنی در دریا را به شدت دشوار میسازد. رانندگی در طول سواحل در جاده A-13 از پاسگاه مرزی در تیبات تا مرکز خصب، با مناظر خیرهکنندهای از آبهای زیرین و دیوارههای سنگی بالایی، ممکن است به طرز خوشایندی یادآور بزرگراه اقیانوس آرام کالیفرنیا باشد، اما یک معضل امنیتی نگرانکننده را پنهان میکند.
دفاع و امنیت به طور ایدهآل باید از راه دور توسط سیستمهای هوایی و دریایی بدون سرنشین مدیریت شود. با این حال، دولت عمان پول کافی برای سرمایهگذاری در استارتاپهای فناوری پیشرفته یا ساخت صنایع دفاعی محلی به شیوه همسایگان عرب خلیج فارس خود ندارد. و حتی اگر عمان بتواند با شرکتهای غربی برای بومیسازی تولید و طراحی همکاری کند و تسلیحات را بهطور یکپارچه با سیستمهای هوش مصنوعی ترکیب کند، باز هم این کافی نخواهد بود تا تهدید عمدهای از کشوری مانند ایران را خنثی کند.
در زمان حاکم قبلی عمان، سلطان قابوس، دفاع کشور تقریباً به طور کامل به بریتانیا وابسته بود. مسقط تحت پوشش هر آنچه که به عنوان چتر امنیتی بریتانیا در دوران پساکولونیالیسم شناخته میشد، محافظت میشد، به این معنی که عمان اغلب به کانالهای دیپلماتیک در کنار شرکای اروپایی خود به عنوان اولین و آخرین راه حل متکی بود. این موضوع مسقط را در طول جنگ ایران در موقعیت awkward قرار داد. مقامات در واشنگتن و دیگر پایتختهای عرب خلیج فارس به دنبال نشانههای واضحی بودند که نشان دهد مسقط به طور قاطع در کنار آنها در برابر تهاجم ایران ایستاده است، اما موضع عمان بهعنوان موضعی دوپهلو به نظر میرسید.
دولت عمان بیش از یک روز طول کشید تا بهطور عمومی حمله ویرانگر ایران به تأسیسات گاز طبیعی قطر را محکوم کند. با این حال، زمانی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) یک مجتبی خامنهای بیتجربه و غیرمجاز را به عنوان رهبر عالی منصوب کرد، مسقط بلافاصله تبریک خود را ارسال کرد. ایران در آغاز جنگ به بندر تجاری دوکوم و یک تأسیسات ذخیرهسازی نفت در صلاله حمله کرد و چندین نفتکش را در سواحل هدف قرار داد، اما عمان از حمله مداوم که همسایگانش متحمل شدند، در امان ماند. و البته، تنگه هرمز وجود دارد. در حالی که ایران در حال تأسیس “سازمان تنگه خلیج فارس” خود بود و امیدوار بود از آن برای اخذ عوارض گزاف استفاده کند، عمان در این زمینه عمدتاً سکوت کرد.
تردید و احتیاط عمان زمانی که بر روی صخرههای بالای بندر خصب ایستادهاید و تیترهای مطبوعات ایرانی را درباره اینکه جمهوری اسلامی قصد دارد کنترل کامل بر تنگه زیر را حفظ کند، میخوانید، بسیار آسانتر قابل درک است. در ۲۵ ژوئن، ایران به کشتیهای نزدیک به تنگه هشدار داد و از آنها خواست که از آبهای ایرانی عبور کنند و با مقامات ایرانی ثبتنام کنند. سپس ایران چندین پهپاد را پرتاب کرد که یکی از آنها به یک کشتی با پرچم سنگاپور که در حال تلاش برای عبور از آبهای عمان بود، برخورد کرد.
در دفاع از عمان: تأمین مسیرهای دریایی
حمله ایران به عنوان یک سیگنال به ایالات متحده طراحی شده بود که نشان دهد قصد واگذاری کنترل تنگه هرمز را ندارد، بلکه همچنین به عنوان یک هشدار به عمان نیز محسوب میشود. در چند هفته گذشته از زمان اجرای آتشبس، عمان تلاش کرده است تا یک مسیر کشتیرانی آزاد ایجاد کند که بتواند ترافیک ورودی و خروجی را از طریق فضای محافظت شده خود مدیریت کند و در عین حال به طور کامل از ایران دوری کند.
این یک فرصت بزرگ برای آمریکا و متحدانش است، اما چالشی بزرگ برای نیروی دریایی سلطنتی عمان محسوب میشود که بار سنگینی را به دوش گرفته است. اکنون کشتیها در این کانال ترافیکی عمانی تجمع کردهاند که در آن خطر تصادف، مینهای دریایی، تصرف و توقیف توسط نیروهای ایرانی و حملات غیرقابل انتساب از سوی فرماندهان ایرانی که بدون دستور عمل میکنند، وجود دارد.

بازسازی اتحادها و همکاری در دفاع از عمان
چگونه رابطه ایالات متحده و عمان را بازسازی کنیم. یادداشت تفاهم موجود در اعلامیه اسلامآباد تنها یک بیانیه اصولی است و نه یک برنامه اجرایی دقیق با مکانیزمهای نظارت و تأیید. حتی اگر جزئیات در طول دوره ۶۰ روزه مذاکره مشخص شود، هیچ راهی برای تضمین آزادی ناوبری از طریق تنگه در درازمدت بدون تعهد قابل توجه نیروهای آمریکایی وجود ندارد. ایالات متحده به یک شریک امنیتی مطمئن و توانمند نیاز دارد.
در ماههای آینده، هر یک از کشورهای عرب خلیج فارس به طور جداگانه به دنبال فناوری پیشرفته، تضمینهای امنیتی و مسیرهای جایگزین برای صادرات انرژی خواهند بود. با این حال، اگر شایعاتی که در چندین رسانه اسرائیلی گزارش شده است درست باشد، این متحدان آمریکایی احتمالاً تنها در شرایط بسیار محدود و فقط تحت پوشش یک حمله بزرگتر آمریکایی، تمایل به اقدام با نیروی نظامی علیه ایران دارند. و تنها درسی که میتوان از تلاشهای مکرر آمریکاییها برای ایجاد یک معماری امنیتی معتبر و منسجم در خلیج فارس در ۵۰ سال گذشته آموخت این است که کشورهای عرب به احتمال زیاد هرگز قادر به ایجاد یک مکانیزم یکپارچه، مستقل و توانمند برای امنیت جمعی نخواهند بود.
اگر ایالات متحده میخواهد آزادی ناوبری از طریق تنگه هرمز را در درازمدت تضمین کند، باید رابطه خود با عمان را مورد بازنگری قرار دهد. این رابطه در سال گذشته به سرعت deteriorated شده است. تحلیلگران در واشنگتن نقش عمان به عنوان یک میانجی را زیر سوال برده و به شایعاتی درباره قاچاق مرزی توسط نمایندگان ایرانی در یمن اشاره کرده و بر این نکته تأکید کردهاند که رابطه عمان با ایران نشانهای از “دو رویی” و “عمل کردن به عنوان یک دشمن” است.
در اواسط مارس، دولت ترامپ مقالهای از بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، در نشریه اکونومیست را به شدت مورد انتقاد قرار داد که خواستار بازگشت به مذاکرات صلح بود. رئیسجمهور بهطور قابل توجهی عمان را از فهرست متحدان منطقهای که در سخنرانی ۱ آوریل خود به ملت تشکر کرد، حذف کرد. در اشاره به مفهوم عوارض مشترک ایرانی-عمانی برای عبور از تنگه، رئیسجمهور ترامپ اظهار داشت: “عمان مانند همه دیگران رفتار خواهد کرد، وگرنه باید آنها را منفجر کنیم.”
بخشی از این موضوع به بازیهای داخلی در واشنگتن مربوط میشود. اسرائیلیها تلاش کردند تا کاخ سفید را متقاعد کنند که ضرورت فوری نابودی برنامه هستهای ایران و سپس سرنگونی رژیم وجود دارد. در هر دو مورد، تلاشهای عمان برای میانجیگری در یک توافق صلح، موجب تأخیر و حواسپرتی از آنچه اسرائیل به عنوان یک مأموریت حساس به زمان و از اهمیت وجودی میداند، میشد و به ایران اجازه میداد تا زمان بخرد. بخشی از این موضوع را میتوان به ارتباطات ضعیف نسبت داد. میان واشنگتن و مسقط، گفتوگوکنندگان کمی وجود دارند و سفیر ایالات متحده یک دیپلمات حرفهای است که در دولت بایدن منصوب شده است.
اما بخشی از این موضوع همچنین باید به عنوان یک سوءتفاهم در واشنگتن نسبت به موقعیت منحصر به فرد و پرخطر عمان در ساحل جنوبی تنگه هرمز دیده شود. ایران اعلام کرد که این تنگه سرزمین حاکمیتی است، ایران نهادی برای مدیریت عوارض تأسیس کرد، ایران مینهایی در مسیر ترافیک دریایی غیرنظامی قرار داد، ایران اعلام کرد که به مفاد کنوانسیون سازمان ملل در مورد حقوق دریا (UNCLOS) پایبند نیست و ایران تصمیم گرفت که عمان به نوعی در همه این موارد شرکت کند. و اگر عمان به هر نحو معناداری در برابر این فشار ایرانی مقاومت کند، ایران میتواند به حدی تشدید کند که کل تنگه را تصرف کند.
مگر اینکه آمریکا برنامهریزی کند که دو گروه نبرد ناو هواپیمابر را به طور نامحدود در نزدیکی نگه دارد، بازسازی رابطه با عمان احتمالاً تنها شکل معتبر بازدارندگی در بلندمدت است.

