فلج چندلایهای منطقه شاخ آفریقا را دربرگرفته است، در حالی که جنگسالاری محلی، اتحادهای شکسته و حامیان خارجی رقیب، خصومتهای فاجعهبار را تحکیم میکنند.
این بنبست استراتژیک، کانالهای دیپلماتیک را مسدود کرده و اطمینان حاصل میکند که جنگ داخلی سودان به باتلاقی غیرقابل حل تبدیل شده است که نه پیروزی نظامی کامل و نه میانجیگری بینالمللی منسجم به نظر میرسد که امکانپذیر باشد. با فرسایش انسجام داخلی در هر دو جناح، ساختار وسیعتر منطقه با تهدیدی بیسابقه از تجزیه کامل دولت مواجه است.
جنگ داخلی سودان و تضعیف انسجام داخلی
برای سه سال، جنگ داخلی سودان هر تلاشی برای حل و فصل را به چالش کشیده است. میانجیها، بازیگران نگران و همه کسانی که به دنبال پایان دادن به این درگیری هستند، در یک خلأ غیرمولد گرفتار شدهاند و از یک ابتکار ناموفق به ابتکار دیگر منتقل میشوند. این شکستهای مکرر حس افق بسته شدن بر روی جنگ سودان را عمیقتر کرده است. این بنبست اکنون سایهاش را بر روی خود درگیری و بر روی نیروهای درگیر در آن میافکند.
یکی از طرفهای درگیر، نیروهای پشتیبانی سریع (RSF)، واضحترین مثال را ارائه میدهد. این نیرو به دلیل انشعابات و شکافهای داخلی فرسوده شده و نشاندهنده مدت زمان طولانی جنگ و امید کمرنگ فرماندهان به هرگونه پایان قریبالوقوع است.
از سوی دیگر، ذخیره حمایت عمومی نیروهای مسلح سودان (SAF) تقریباً به پایان رسیده است پس از اینکه نتوانستهاند RSF را شکست دهند، با وجود وعدههای مکرر مبنی بر اینکه “پیروزی قاطع نزدیک است”. ارتش همچنین در ارائه خدمات و امنیت در مناطق تحت کنترل خود ناکام مانده است. فساد در کشوری که اکنون بیش از نیمی از جمعیت آن تحت تأثیر فقر قرار دارد، رواج دارد.
از میان تلاشهای برجسته برای یافتن راهحل، ابتکار چهارگانه است که هفت ماه پیش آغاز شده و به رهبری ایالات متحده با مشارکت عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر انجام میشود. ابتکار پنجگانه، که شامل اتحادیه آفریقا، اتحادیه عرب، نهاد بیندولتی توسعه (IGAD) در شرق آفریقا، سازمان ملل و اتحادیه اروپا است، نیز نتوانسته است آتشبس یا حتی مذاکرات مستقیم بین ارتش و RSF را تأمین کند. سایر ابتکارات از سوی کشورهای اروپایی، عربی و آفریقایی نیز همه ناکام ماندهاند.
data-path-to-node=”7″>مرحله اول جنگسالاری معمولاً شامل انشعابها است. در ۱۱ آوریل ۲۰۲۶، النور الجبّا، یک فرمانده میدانی در نیروهای پشتیبانی سریع (RSF)، تأیید شد که به نیروهای مسلح پیوسته است. الجبّا فرماندهی RSF را بر عهده داشت زمانی که این نیروها الفاشر، بزرگترین شهر دارفور را تصرف کردند. تنها چند هفته بعد، یک فرمانده دیگر RSF انشعاب کرد. این بار علی رزقالله، معروف به الصفانه بود. هر دو مرد در میدان نبرد وزن و نفوذ دارند. در اکتبر ۲۰۲۴، ژنرال مهدی ابوعقله کیکل نیز از RSF انشعاب کرد. با حمایت ارتش، او نفوذ خود را در بخشهایی از ایالت جزیره و منطقه بوتانا در مرکز سودان گسترش میدهد.
خستگی میدان نبرد جنگ داخلی سودان را لرزانده است
اطلاعات منابع میدانی در سال جاری به خستگی میان جنگجویان در تمام جناحهای مسلح اشاره دارد، همراه با کاهش قابل توجه وفاداری به فرماندهان و واحدهای جنگی. بیشتر سربازان بر اساس این تصور که جنگ کوتاه و آسان خواهد بود به میدان نبرد کشیده شدند—ادعایی که زمان آن را نادرست نشان داده است. عامل دیگری که وجود دارد، پول است که دیگر به راحتی در دسترس نیست، همانطور که در آغاز جنگ بود.

الگوی وسیعتر تحولات درون RSF یکی از نشانههای این الگوی وسیعتر است. انشعاب فرماندهان میدانی RSF نشان میدهد که ارتش سودان کاهش وفاداری جنگجویان RSF و عوامل محرک آن را مشاهده کرده و از این موضوع به نفع خود استفاده میکند. با این حال، SAF نیز در وضعیت بدی قرار دارد، با تنشهایی بین ارتش و متحدانش، بهویژه با نیروهای مشترک، یک شبهنظامی دارفوری که تحت توافق صلح جوبا تشکیل شده است. آنها بزرگترین نیروی نظامی سازمانیافتهای هستند که با ارتش همپیمان هستند.
کنترل RSF بر دارفور و بخشهایی از کوردوفان این نیروها را در موقعیتی به شدت شرمآور قرار داده و تنش ایجاد کرده است. انشعابکنندگان از صفوف دشمن، بهویژه دارفوریها، این تنش را عمیقتر کرده و احساس abandono مردم دارفور را تشدید کردهاند. برخی به این باور رسیدهاند که ارتش از آنها در جنگ خود استفاده کرده و سپس در حمایت از آنها یا ایستادن در کنارشان برای بازپسگیری مناطقشان ناکام مانده است. درگیریها بین دو طرف بهطور مکرر رخ میدهد، در حالی که نارضایتیها از فرماندهان درون نیروهای مشترک شنیده میشود.
data-path-to-node=”12″>خطر اتکا به فرماندهان نظامی فراری یا فرماندهان وابسته به ارتش این است که خود آنها میتوانند به جنگسالار تبدیل شوند. هر فرمانده ممکن است بهطور جداگانه حمایت شود تا کنترل بر حوزه نفوذ قبیلهای خود را تحمیل کرده و آن را از دشمنان محافظت کند. اگر طرفهای درگیر به این الگو عادت کنند، سودان از تقسیم فراتر خواهد رفت و بهجای آن با تکهتکه شدن مواجه خواهد شد که تهدیدی برای دولت سودان بهگونهای که اکنون شناخته میشود، در مرزهای شناختهشدهاش خواهد بود.
شرکتکنندگان در این جنگ اکنون نگران هستند که ممکن است سهم خود را از قدرت پس از جنگ بهدست نیاورند، بنابراین همه نگاهها به تقسیم سهمها و سهمیهها معطوف شده است. رهبران گردانها و شبهنظامیان حامی ادعا میکنند که جنگجویانی با هدف هستند که میگویند پس از پیروزی سلاحهای خود را زمین خواهند گذاشت (همانطور که المیصباح ابوزید، فرمانده گردان اسلامی معروف به گردانهای البراء بن مالک و برخی از فرماندهان این گردان بارها بیان کردهاند).

جناحهای شبهنظامی جنگ داخلی سودان را پیچیده میکنند
مشکلات فزاینده رهبران هر دو SAF و RSF باید یا به این خواستههای جناحی پاسخ دهند یا با جنگی وسیعتر و خشونتآمیزتر از آنچه در حال حاضر وجود دارد، مواجه شوند. گردانها، شبهنظامیان و افرادی که بهدنبال غنائم جنگی هستند، از جمله عواقب قابل مشاهده prolongation این درگیری هستند. کسانی که ممکن است بهدنبال یک راهحل باشند، مسئولیت سنگینی بر دوش دارند و کار آنها با هر روزی که میگذرد، دشوارتر میشود.
در ۴ مه، یک پهپاد RSF به فرودگاه خارطوم حمله کرد که بهتازگی شروع به دریافت پروازهای بینالمللی کرده بود. ارتش سودان اعلام کرد که این حمله از خاک اتیوپی انجام شده است. در پاسخ، اتیوپی سفیر سودان را از کشور اخراج کرد. در همین زمان، ایالات متحده یک سند جدید مذاکره به دو طرف ارائه داد که ترتیبات جدیدی برای طرح چهارگانه را مشخص میکرد.
بهجای آتشبس انسانی که ترکیبی از آتشبس با تحویل کمک و حفاظت از غیرنظامیان باشد، ایده جدید این است که یک طرح توافقشده میان طرفها، متمرکز بر ارائه کمک و یاری در حالی که از غیرنظامیان محافظت میشود، اما بدون وابستگی به آتشبس، باشد.
تصمیم به دور زدن آتشبس ناشی از این واقعیت است که آتشبس به مانعی برای حل و فصل تبدیل شده است، که با عدم انعطافپذیری هر دو طرف تشدید شده است. آتشبسها اکنون با تبلیغات جنگ گره خوردهاند، بهویژه برای ارتش که به عموم میگوید که نبرد تنها با حذف آخرین عضو RSF پایان خواهد یافت. آتشبس همچنین نیاز به ترتیبات نسبتاً پیچیدهای دارد.
data-path-to-node=”19″>این بار، گروه چهارگانه در تلاش است تا نقطه ورود را بهطور خالص انسانی قرار دهد، چیزی که امیدوارند هر دو طرف بر سر آن توافق کنند، پیش از آنکه به آتشبس و توقف خصومتها بپردازند. بهطور همزمان، ایالات متحده—از طریق مشاور ترامپ برای امور خاورمیانه و آفریقا، مسعد بلس—چشمانداز جدیدی حاوی ایدههای توافقی برای حل و فصل درگیری در سودان به شرکای گروه چهارگانه خود منتقل کرده است.
[caption id="attachment_21194" align="alignleft" width="1900"]
نماینده ویژه ایالات متحده برای سودان، تام پریلو (چپ) و رئیس هیئت سعودی، علی بن حسن جعفر در کنفرانس خبری در پایان مذاکرات آتشبس سودان، در ژنو در تاریخ ۲۳ اوت ۲۰۲۴ حضور دارند.
جنگ داخلی سودان با دیپلماسی به بنبست رسیده است
ترکیب مشکلساز این ایدهها به منافع و نگرانیهای عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر میپردازد و به چارچوب اولیه بازمیگردد تا بنبست را بشکند و افق «بسته» کشور را به پایان برساند. با این حال، این ایدهها همچنان محدود و ناچیز باقی ماندهاند، در حالی که ترکیب گروه چهارگانه خود به مانعی تبدیل شده است، زیرا هر طرف reluctant است که جز از منافع خود دفاع کند.
احساس میشود که همه در انتظار چیزی از رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، نشستهاند که بازی منافع اعلام شده و پنهان را به پایان برساند تا بنبست را بشکند، اما راه حل بحران از زمان تعیین آن در پلتفرم جده در هفتههای اولیه جنگ تغییر نکرده است، یعنی: پایان دادن به درگیری، توزیع کمکها، حفاظت از غیرنظامیان، ایجاد ترتیبات امنیتی و نظامی، و آغاز یک انتقال دموکراتیک مدنی.
بلس از «رقابت» در میان اعضای گروه چهارگانه شکایت کرده و از آنها خواسته است که حمایت از دو طرف درگیر را متوقف کنند. منابع به المجله گفتهاند که هشدارهای ایالات متحده با گزارشهای اطلاعاتی دقیق همراه بوده که نشاندهنده فعالیتهای تروریستی تازه در منطقه دریای سرخ است، از جمله حرکت فرماندهان ارشد حوثی بین باب المندب و بندر سودان، و سطح بالایی از هماهنگی بین ایران و جنبش اسلامی سودان و دایرههای اخوان المسلمین.
data-path-to-node=”24″>در میان شواهد ذکر شده، افشای جزئیات مربوط به معاملات تسلیحاتی بین ایران و ارتش، که توسط شامین مافی ایرانی انجام شده و در کالیفرنیا بازداشت و محاکمه میشود، قرار دارد. واشنگتن نگران است که گروههای مذهبی افراطی در غرب آفریقا اکنون قادر به حرکت با آزادی بیشتری در مناطق تحت کنترل RSF در غرب سودان هستند، منطقهای که چندین کشور آفریقایی را به هم متصل میکند و گروههای تروریستی از جنگ در سودان برای پنهان شدن بهرهبرداری میکنند.

عناصر افراطی از جنگ داخلی سودان بهرهبرداری میکنند
دستاوردهای اسلامی این تهدید احتمالاً با توجه به اعتقادات اسلامگرایانی که اکنون به طور مؤثری کنترل نبرد را در دست دارند، افزایش خواهد یافت، که چندین نفر از رهبران آنها بهطور علنی از ایران در جنگش علیه آمریکا و اسرائیل حمایت کردهاند. برخی بر این باورند که اسلامگرایان نفوذ خود را در اطراف دریای سرخ تشدید خواهند کرد، بهویژه پس از تأثیر اقدامات ایران در تنگه هرمز.
خوشبینیها بسیار کم است. گزارشی از شورای امنیت سازمان ملل که در ۱ فوریه منتشر شد، به این نکته اشاره کرد که “ایالات متحده تلاش کرده است تا تلاشهای خود را برای احیای مذاکرات صلح در سودان تشدید کند” اما “به نظر میرسد که دستیابی به یک پیشرفت در کوتاهمدت غیرمحتمل است”. گزارشهای دیگر نشان میدهند که هر طرف هنوز میخواهد برای گسترش حوزه نفوذ خود و تصرف شهرهای حیاتی بجنگد. RSF کنترل دارفور، بخشهایی از کوردوفان و مناطقی از نیل آبی را در دست دارد، در حالی که ارتش کنترل ایالتهای مرکزی، شمالی و شرقی را در اختیار دارد.
پس از سه سال، به نظر میرسد که یک راهحل نظامی تقریباً غیرممکن است. تنها یک توافق دیپلماتیک مذاکرهشده باقی مانده است. یا حداقل، اینطور خواهد بود اگر طرفهای درگیر اینقدر در عدم انعطافپذیری خود ریشهدار نباشند. بولوس تلاش کرده است، اما پروندههای دیگر او شامل جمهوری دموکراتیک کنگو، اتیوپی، اریتره و صحرای غربی است—بیش از حد کافی برای مشغول نگهداشتن او. جنگ سودان هیچ نشانهای از پایان در آینده نزدیک ندارد، حامیان خارجی آن در حالت تدافعی قرار دارند و بحران انسانی در حال حاضر بدترین بحران جهان است. در این کشور پارهپاره و آسیبدیده، امید—مانند هر چیز دیگری—کمیاب است.

