معماری استراتژیک بازدارندگی در خاورمیانه در حال undergoing یک ارزیابی عمیق است زیرا ایران در لبنان قاطع است در حین مذاکرات حساس پشتپرده با واشنگتن. با بهصراحت زنجیرهوار کردن هرگونه پیشرفت دیپلماتیک دوجانبه بالقوه به توقف دائمی خصومتها در مرزهای لبنانی، تهران تأکید میکند که شبکه نیابتیاش یک ارکان جداییناپذیر از ساختار امنیت ملیاش است. با حفظ این موضع غیرقابل انعطاف، ایران در لبنان قاطع است تا یک موضع دفاعی پیشرفته غیرقابل تسلیم را تأکید کند حتی در حالی که تهدید تشدید نظامی محلی همچنان بر کل شام سایه افکنده است.
ایران در لبنان قاطع است: اهرم استراتژیک
با میزبانی کاخ سفید از مذاکرات نادر بین رؤسای ستاد ارتش اسرائیل و لبنان، نبردی که در حاشیه جنگ ایالات متحده-اسرائیل علیه ایران در حال وقوع است، به مرکز توجه منتقل میشود.
همپیمان ایالات متحده، اسرائیل، در حال فشار برای خلع سلاح جنبش حزبالله لبنان است، که یکی از اعضای کلیدی ائتلاف محور مقاومت ایران است و در پی حمله اکتبر 2023 گروه فلسطینی حماس مداخله کرد و منجر به درگیری منطقهای شد که خاورمیانه را در بر گرفته است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تأکید کرده است که نبرد با حزبالله به پایان نرسیده است، صرفنظر از پیشرفت در مذاکرات ایالات متحده و ایران.
ایران که تا کنون در برابر جنگی که سه ماه پیش توسط ایالات متحده و اسرائیل علیه آن آغاز شد، با وجود کشته شدن رهبرش و دیگر شخصیتهای کلیدی، ایستادگی کرده است، خواستار آن است که توقف خصومتها در تمام جبههها، از جمله لبنان، در هر توافق صلح پایدار گنجانده شود.
این موضوع رئیسجمهور دونالد ترامپ را در موقعیت دشواری قرار میدهد. نتانیاهو وعده داده است که نتایج پایداری در لبنان به دست آورد، در حالی که کمتر کسی انتظار دارد جمهوری اسلامی از شرط خود برای حمایت از یکی از نزدیکترین متحدانش صرفنظر کند، حتی اگر به معنای تحمل درد اقتصادی بیشتر یا اقدام نظامی مجدد باشد.
برای تهران، این هیچ انتخابی نیست.
“ایران خود را در برابر انتخاب بین ‘یک توافق اقتصادی’ و ‘حمایت از حزبالله‘ نمیبیند،” حسن بهشتیپور، تحلیلگر امور بینالملل ایران، به نیوزویک گفت. “از دیدگاه تهران، آتشبس در لبنان یک شرط اساسی برای هر توافقی با ایالات متحده است.”
“این تنها به دلیل حمایت ایدئولوژیک از حزبالله نیست؛ بلکه منعکسکننده درک ایران از امنیت ملی خود است،” بهشتیپور گفت. “از نظر ایران، تهدیدات در غرب آسیا به هم مرتبط هستند و ادامه جنگ در لبنان به طور مستقیم بر ثبات استراتژیک ایران تأثیر میگذارد.”

ناتو خود ایران
حفاظت از شبکهها در حالی که ایران در بازدارندگی لبنان ثابت قدم است
حزبالله یکی از اعضای بنیانگذار محور مقاومت ایران است، بلوکی که با حمایت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در میان آشفتگیهای دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت. در حالی که ایران پس از انقلاب با تهاجم عراق هممرز مواجه بود، جمهوری اسلامی تازه تأسیس به سرعت شروع به ایجاد شبکهای از متحدان غیردولتی کرد تا بازدارندگی نامتقارن را در مواجهه با کمبود حمایت بینالمللی تقویت کند.
ایران بهطور مستقیم در سازماندهی حزبالله در میان مبارزان شیعه مسلمان که با تهاجم اسرائیل به جنوب لبنان میجنگیدند، دخالت داشت. این استراتژی در عراق نیز در میان شبهنظامیانی که با نیروهای آمریکایی و گروههای مسلح سنی مسلمان در پی تهاجم تحت رهبری ایالات متحده در سال ۲۰۰۳ مواجه بودند، تکرار شد و بار دیگر در یمن پس از قیام جنبش انصارالله یا حوثیها در اوایل دهه ۲۰۱۰ به کار گرفته شد.
اهمیت حزبالله برای ایران همچنین ناشی از نقش پیشرو آن در حمایت از تقویت محور مقاومت است، که بهطور مستقیم به آموزش و کمک به جنبشهای همپیمان در سراسر خاورمیانه پرداخته است. قبل از مرگش بهدست یک حمله هوایی اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۴، دبیرکل حسن نصرالله به نمادی از مقاومت مشترک در میان این گروهها تبدیل شد، که حتی با مقام رهبری عالی ایران، آیتالله علی خامنهای، که در مرحله ابتدایی جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران کشته شد، رقابت میکرد.
ائتلاف تحت رهبری ایران—شامل گروههایی از افغانستان و پاکستان—در مبارزه با گروه تروریستی داعش (ISIS) و برای مدتی در کمک به تنها عضو دولتی دیگر محور مقاومت، سوریه تحت ریاست بشار اسد، حیاتی بود. سقوط اسد پس از ۱۳ سال جنگ داخلی تنها زمانی رخ داد که ائتلاف درگیر تصمیمگیرندهترین رویارویی خود با اسرائیل پس از آغاز جنگ در غزه بود.
مجموعهای از متحدان غیرمتعارف نه تنها از سوی ایالات متحده و اسرائیل که بسیاری از اعضای آن را بهعنوان سازمانهای تروریستی مینگرند، بلکه همچنین از سوی کشورهای عربی تأثیرگذار در سواحل خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. اما اقدامات تهران نشان میدهد که همچنان مزایای حفظ محور مقاومت را بیشتر از پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن میبیند.
“اگر بهطور فرضی فرض کنیم که چنین شرایطی کنار گذاشته شود، ایران بهطور حتم محاسبه خواهد کرد که آیا تحمل یک درگیری محدود در لبنان—با هدف حفظ حداقل سطح بازدارندگی در برابر اسرائیل—هنوز در چارچوب منافع ملیاش قرار دارد، حتی اگر منجر به تأخیر در منافع اقتصادی شود”، بهشتپور گفت. “به عبارت دیگر، از دیدگاه تهران، حمایت از شرکای استراتژیک در جبهه مقاومت هزینهای نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از معادله امنیت ملی است.”
عکس آرشیوی: یک حامی حزبالله لبنان در حال نشان دادن علامت در حالی که پرچم حزبالله را در مرجعیون لبنان در ۷ مه ۲۰۱۸ در دست دارد. رویترز/عزیز طاهر/عکس آرشیوی[/caption>
درک واقعیتهای ژئوپلیتیکی با ایران که در لبنان ثابت قدم است
مئیر جاودانفر، مدرس متخصص در امور ایران در دانشگاه ریچمن، محاسبات ایران را به وضعیت دفاع پیشرفته ایالات متحده از طریق اتحاد ناتو تشبیه کرد.
“ایران همپیمانان جبهه مقاومت خود را به نوعی شبیه ناتو خود میبیند، شبیه دفاع خود، شبکهای که منافع و آرزوهای ایرانی را در این منطقه دفاع خواهد کرد”، مئیر جاودانفر، مدرس متخصص در امور ایران در دانشگاه ریچمن، به نیوزویک گفت.
“و این واقعیت که ایرانیها اصرار دارند که آتشبس بین اسرائیل و لبنان در توافقی بین ایران و ایالات متحده گنجانده شود و حاضرند یک توافق بالقوه با ایالات متحده را تحت محاصره سنگین اقتصادی ایالات متحده قربانی کنند، نشان میدهد که چقدر برای ایران مهم است که از اسرائیل محافظت کند و تا چه حد حاضر است پیش برود”، جاودانفر گفت.

سه مزیت ایرانی
عامل پیچیده دیگری برای کاخ سفید، توانایی ایران در اعمال نفوذ در مذاکرات پس از سه ماه درگیری است.
جاودانفر به سه عنصر اشاره کرد که به تقویت مزیت تهران در حالی که رقابت با واشنگتن از میدان جنگ به میز مذاکره منتقل میشود، کمک کرده است.
data-path-to-node=”25″>او اشاره کرد که اولین نکته این است که با وجود برگزاری انتخابات ریاستجمهوری در ایران به صورت چهار سال یک بار و دو دورهای، نظام جمهوری اسلامی به شدت تحت تأثیر نفوذ طبقه روحانی حاکم است که رهبر معظم در رأس آن قرار دارد. پسر و جانشین خامنهای، آیتالله مجتبی خامنهای، از نوعی فشار سیاسی داخلی که ترامپ با آن مواجه است، مصون است و در غیاب او، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به میدان آمده است.
این فشار همچنین با ابزار دوم و شاید قویترین ایران، یعنی ظرفیت موفق آن برای مسدود کردن مؤثر تنگه هرمز، تقویت میشود، اقدامی که بازارهای انرژی جهانی را به هم ریخته است. تحلیلگران بر این باورند که اثرات این اختلال احتمالاً پیامدهای بلندمدت و بهطور بالقوه دائمی بر تجارت بینالمللی نفت و گاز خواهد داشت و مصرفکنندگان احتمالاً در آینده نزدیک هزینههای بیشتری را متحمل خواهند شد.
این استراتژی با یک اقدام بیسابقه دیگر ایران، یعنی هدفگیری مستقیم کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) که میزبان پایگاههای نظامی ایالات متحده هستند، و در مورد امارات متحده عربی و بحرین، ارتباطات مستقیم با اسرائیل، تکمیل میشود. کاهش شدید تولید نفت و تخریب تصویر این کشورها از ثبات، فشار بیشتری به ترامپ وارد کرده است تا تنشها را کاهش دهد و توافقی به امضا برساند.
ایران در لبنان به فشارها پاسخ میدهد
نفوذ ایران در تنگه هرمز به عنوان یک “افزایش روحیه بزرگ” برای دولت محسوب میشود، در حالی که فشار بر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس “تا به امروز به طور مؤثر ادامه یافته است”، جاودانفر گفت.
با این حال، او استدلال کرد که نظام سختگیر ایران “مهمترین عامل” است، زیرا “فضای مانور خامنهای برای سختگیری با ایالات متحده بسیار بیشتر از رئیسجمهور ترامپ است که یک رهبر منتخب است و باید در برابر انتخابات میاندورهای پاسخگو باشد و کاهش قیمت سهام و افزایش هزینههای انرژی نیز بر موقعیت او تأثیر میگذارد.”
در همین حال، نتانیاهو نیز با برخی معایب مواجه است. نخستوزیر اسرائیل، اگرچه هنوز در نظرسنجیهای داخلی غالب است، وعده پیروزی پایدار در برابر حزبالله را داده است، اما نفوذ او در برابر ترامپ ممکن است در حال کاهش باشد زیرا آشفتگیهای خاورمیانه ادامه دارد.
ترامپ هفته گذشته به وضوح خود را در موقعیت رهبری قرار داد و اظهار داشت که نتانیاهو “هر کاری که من بخواهم انجام خواهد داد” در رابطه با این درگیری.
جاودانفر گفت: “رئیسجمهور ترامپ وقتی میگوید میتواند به نخستوزیر نتانیاهو بگوید چه کاری انجام دهد، حقیقت را میگوید، زیرا نخستوزیر نتانیاهو در طول جنگ غزه از بسیاری از نفوذ خود استفاده کرد و تصمیماتی گرفت که نه تنها با منافع اسرائیل در تضاد بود و جنگ غزه را طولانیتر کرد، بلکه با منافع ایالات متحده نیز در تضاد بود.”
“یک نقطهای فرا رسید که افرادی مانند جارد کشنر و استیو ویتکوف به شدت نگران رفتار نتانیاهو شدند، بهویژه پس از حملهاش به قطر.” او افزود: “بنابراین، دیدگاه در واشنگتن این بود که، ‘خوب، حالا باید کنترل وضعیت را در دست بگیریم، نمیتوانیم بگذاریم نتانیاهو به این کار ادامه دهد.'”

ریسک انحراف
اهداف متضاد ایران و اسرائیل در لبنان همچنین خطر برهم زدن مذاکرات را به همراه دارد. در حالی که ترامپ بهطور علنی خواستار توافق است، او همچنین نشانههایی از کاهش صبر نسبت به روند طولانیمدت صلح را نشان داده است.
باربارا لیف، که بهعنوان دستیار وزیر امور خارجه در امور خاورمیانه در دولت پیشین جو بایدن خدمت کرده است، یک استراتژی ایرانی را مشاهده کرد که در تلاش برای بهرهبرداری از تقسیمات ممکن بین ترامپ و نتانیاهو برای منافع خود ریشه دارد.
لیف به نیوزویک گفت: “جستجوی تهران برای گنجاندن لبنان در یک توافق صلح ناشی از تمایل به وادار کردن ایالات متحده به محدود کردن دستهای نتانیاهو و مجبور کردن نیروهای دفاعی اسرائیل به خروج از جنوب لبنان است.” “ایران بر شرایطی اصرار خواهد کرد که اسرائیل آنها را رد خواهد کرد—خروج کامل نیروهای دفاعی اسرائیل از لبنان، توقف کامل حملات—و ترامپ احتمالاً این نوع مذاکرات ثانویه را به خاطر منافع خود در دستیابی به توافق برای بازگشایی تنگه هرمز نادیده خواهد گرفت.”
او همچنین پرسش کرد که آیا حزبالله در نهایت ممکن است توافقی را بپذیرد که ایران “دوست” خود را “محدود” کند، در حالی که به نظر نمیرسد در آستانه شکست باشد. در حالی که این گروه با افزایش تلفات در میان صفوف خود مواجه است، بهطور فزایندهای به نیروهای اسرائیلی آسیب وارد کرده و از طریق تغییر به تاکتیکهای پهپاد با دید اول شخص، به حملات خود به شمال اسرائیل ادامه میدهد.
آتشبسهای گذشته در غزه، لبنان و حتی آتشبس ایالات متحده و ایران که توسط ترامپ در ۸ آوریل اعلام شد، همچنین تمایل بازیگران به ادامه اقدامات نظامی که مرزهای چنین ترتیباتی را آزمایش میکند، نشان داده است.
لیف گفت: “تصویر ‘آتشبس’ یک تصویر گیجکننده است، حتی در شرایط فعلی و موقتی.” “در هیچیک از موارد—ایالات متحده-ایران-اسرائیل یا اسرائیل-حزبالله—مبارزان بهطور منظم حملات خود به یکدیگر را متوقف نکردهاند.”
او مشکوک بود که، همانند موارد قبلی، ترامپ به نتانیاهو “استثنای ‘دفاع از خود’ را در مورد اقدام اسرائیل در لبنان” بهعنوان بخشی از هر توافق جدید با ایران اعطا کند، “که به نیروهای دفاعی اسرائیل اجازه میدهد تا کارهایی را انجام دهند که دولت ترامپ از عدم انجام آنها توسط نیروهای مسلح لبنان ناامید است.”
نگهداری استراتژی امنیت جهانی با ایران در لبنان استوار است
خواستها برای اینکه ارتش لبنان نقش قاطعتری در خلع سلاح حزبالله ایفا کند، به دلیل نگرانیها از بیثباتی احتمالی، به ویژه در خطوط فرقهای که یادآور خاطرات دردناک جنگ داخلی brutal 1975-1990 این کشور است، تضعیف میشود. عادیسازی با اسرائیل نیز همچنان به شدت نامحبوب است، حتی اگر نشست نظامی اسرائیل و لبنان نشاندهنده پیشرفتهایی در همکاری باشد، حزبالله که هنوز نفوذ زیادی دارد، همچنان در این زمینه نظر دارد.
اگر تلاش جدیدی برای آتشبس – که اکنون به عنوان یادداشت تفاهم نامیده میشود – بتواند به پایان پایدارتر در درگیریها منجر شود، ایران باید فشار لازم را برای کنترل متحد خود اعمال کند، این را میک مالروی، که به عنوان معاون دستیار وزیر دفاع برای خاورمیانه در دولت اول ترامپ خدمت کرده است، مطرح کرد.
مالروی به نیوزویک گفت: “ایران البته میخواهد پایان جنگ در لبنان را به عنوان بخشی از توافقی برای پایان جنگ بین خود و ایالات متحده ببیند.” “این باید با اطمینان ایران از اینکه حزبالله دیگر به اسرائیل حمله نکند، همراه باشد. آنها باید بخشی از معادله برای تحقق این امر باشند. در غیر این صورت، این اتفاق نخواهد افتاد و نباید در نظر گرفته شود.”
مالروی گفت: “ایران بزرگترین نیروی بیثباتکننده در خاورمیانه است.” “آنها باید این وضعیت را تغییر دهند تا صلح واقعی و پایدار برقرار شود.”
در عین حال، او زمانبندی مداخله تشدید شده نتانیاهو را درست زمانی که به نظر میرسید مذاکرات بین واشنگتن و تهران در حال پیشرفت است، “مشکلساز” و احتمالاً طراحی شده برای خراب کردن خود مذاکرات توصیف کرد.
مالروی گفت: “حزبالله به توافق آتشبس امضا نکرده و هر کشوری حق دفاع از خود را دارد، اما آغاز یک عملیات عمده فراتر از خط زرد خود اعلام شده، نشاندهنده تلاشی برای مختل کردن امضای احتمالی یادداشت تفاهم بین ایالات متحده و ایران است.”

