سلطنت مطلقه جمهوریخواهان با بحران جانشینی پارادوکسی روبرو است: سلطان ترامپ با استفاده از انتقامجویی در انتخابات مقدماتی و حمایتها، حزب را متحد کرده است، اما ائتلاف نسلی او در حال فروپاشی است. برای حفظ سلطهاش، سلطان ترامپ باید یک پیروزی قاطع در سیاست خارجی به دست آورد که فاصله بین بومرهای وفادار و محافظهکاران جوان مشکوک را پر کند.
سلطان ترامپ با شکاف جوانان مواجه است
دونالد ترامپ بدون تردید پادشاه حزب جمهوریخواه است. اوایل این ماه، ترامپ انتقام خود را از سناتورهای ایالت ایندیانا که با درخواست او برای بازنگری در مرزهای ایالت هوشیه مخالفت کرده بودند، گرفت؛ حمایتشدگان او در اکثر رقابتها برنده شدند. آخر هفته گذشته، ترامپ بهطور موفقیتآمیزی سناتور بیل کاسیدی (جمهوریخواه از لوئیزیانا) را از زندگی سیاسی حذف کرد و او را به جایگاه شگفتانگیز سومی در انتخابات مقدماتی ایالتیاش relegated کرد. و در روز سهشنبه گذشته، نامزدهای مورد حمایت ترامپ در سراسر کشور در هر رقابت مقدماتی پیروز شدند—۳۷ پیروزی و صفر شکست. بهطور کلی، نرخ تأیید ترامپ در میان اعضای حزب خود حدود ۸۱٪ است—کاهش یافته از سال گذشته، اما بالاتر از معیارهای تأیید دوره دوم مقایسهای برای باراک اوباما یا جورج بوش است.

چرا سلطان ترامپ با خطر نسلی مواجه است
از یک سو، اوضاع برای ترامپ در درون حزب جمهوریخواه نمیتواند بهتر از این باشد. تنها زمانی که شکاف نسلی در میان رأیدهندگان جمهوریخواه، بهویژه در مسائل سیاست خارجی، مورد توجه قرار گیرد، اوضاع کمی تیرهتر به نظر میرسد.
آخرین نظرسنجی نیویورک تایمز/کالج سیهنا برخی از تقسیمات جمعیتی شگفتانگیز بر اساس سن را در میان ائتلاف مگا نشان میدهد. شصت درصد از جمهوریخواهان ۱۸ تا ۴۴ ساله خواستار یک جهتگیری جدید کلی برای حزب خود از سال ۲۰۲۸ هستند؛ تنها ۳۳٪ میخواهند به مسیر ترامپ ادامه دهند. هفتاد درصد از جمهوریخواهان جوان میخواهند حزب جمهوریخواه پس از ۲۰۲۸ یک مسیر جدید در روابط ایالات متحده و اسرائیل ترسیم کند؛ تنها ۲۰٪ میخواهند حزب به نزدیکی ترامپ به دولت یهودی ادامه دهد. پنجاه و شش درصد از جمهوریخواهان جوان خواستار یک جهتگیری جدید در مورد ایران هستند؛ تنها ۳۵٪ میخواهند به موضع خصمانه ترامپ ادامه دهند.
حفظ سلطان ترامپ
رایدهندگان جوان در انتخابات ۲۰۲۴ بهطور قابلتوجهی به راست گرایش پیدا کردند. چالش سیاسی ترامپ در این سال انتخابات میاندورهای، حفظ این رایدهندگان جدید MAGA در ائتلاف است، در حالی که نباید رایدهندگان وفادار و مسنتر MAGA را که از سال ۲۰۱۶ بهعنوان پایگاه اصلی او خدمت کردهاند و بهطور چشمگیری از عملکرد او در دوره دوم ریاستجمهوریاش راضی هستند، بیگانه کند. با توجه به اینکه رایدهندگان مسنتر بهطور مداوم در پای صندوقهای رای قابلاعتمادتر هستند، صرفاً تسلیم خواستههای مختلف نسل جوان، در ابتداییترین سطح سیاسی، احمقانه خواهد بود.
ترامپ باید با شجاعت رهبری کند
پس، چه باید کرد؟ پاسخ این است که با بینش، اعتقاد و اعتماد به نفس رهبری کنیم، همانطور که مردان بزرگ تاریخ انجام میدهند.
به سیاست خارجی فکر کنید، که مهمترین موضوع تقسیمکننده بین نسلی در GOP است. شکاف غیرقابلانکاری در سیاست خارجی بین جمهوریخواهان نسل بیبی بومر، که معمولاً اخبار خود را از تلویزیون کابلی دریافت میکنند، و جمهوریخواهان نسل هزاره و زومر وجود دارد، که حداقل برخی از آنها اخبار خود را از زیرزمینیهای “پادکستستان” دریافت میکنند. توضیح این شکاف این است که بسیاری از رایدهندگان مسنتر جمهوریخواه به اندازه کافی در این عرصه بودهاند تا موفقیتهای واقعی نظامی آمریکا در جهان را مشاهده کنند. در مقابل، بسیاری از رایدهندگان جوان جمهوریخواه سالهای شکلگیری خود را در محیطی گذراندهاند که در آن شکستهای سیاست خارجی آمریکا در قرن ۲۱ تقریباً بهطور جهانی پذیرفته شده است. بهطور خلاصه، رایدهندگان مسنتر موفقیتهای سیاست خارجی را دیدهاند، اما آنچه رایدهندگان جوانتر در صحنه جهانی میشناسند، فقط شکست است.

چگونه ترامپ مبارزه را به پایان میرساند
راهحل این است که کل پارادایم را تغییر دهیم و سناریو را بهکلی معکوس کنیم، با نشان دادن موفقیتهای واضح در صحنه جهانی.
تنها چیزی که رایدهندگان جوان دیدهاند، پروژههای بیپایان و بیفایده است. دلایل متعددی برای این موضوع وجود دارد، از جمله گسترش مأموریت ذاتی در پروژه ناکام نئوکلاسیک/لیبرال انسانی “ترویج دموکراسی”، قوانین درگیری بیش از حد محدودکننده و خودتخریبی، و نهادهای فراملی (مانند سازمان ملل) که دیدگاه جانبدارانهای نسبت به “حقوق بشر” دارند. صرفنظر از علل، هیچ پیروزی نظامی قاطعی برای صحبت کردن وجود ندارد. و این دلیل ادامه “جنگهای ابدی” ماست، خوب، برای همیشه.
پس چگونه است که به رایدهندگان جوان نشان دهیم پیروزی واقعی و قاطع چگونه به نظر میرسد؟
ترامپ نزدیکترین حالت به انجام این کار را با استخراج شگفتانگیز نیکلاس مادورو، دیکتاتور ونزوئلا (و رهبر غیرقانونی) در ژانویه تجربه کرد. داستان ایران کمی متفاوت بوده است. آنچه بهعنوان یک کمپین شگفتانگیز شوک و ترس آغاز شد، به باتلاقی تبدیل شده است. رأیدهندگان بهطور قابلفهمی نگران افزایش قیمت بنزین هستند، اما راهحل تکرار گناه کبیره دههها اشتباهات سیاست خارجی آمریکا نیست: آغاز جنگ و سپس ناتوانی در پایان آن. بحث درباره اینکه آیا جنگ ایران عاقلانه است، ممکن است قبل از آغاز آن بحثی ارزشمند بوده باشد. اما در این مرحله، این موضوع بیربط است.
آسانترین راه برای ترامپ جهت تثبیت بازارهای نفتی در حالی که چهره سیاسی خود را حفظ میکند، ادامه فشار با قاطعیت برای دستیابی به چهار هدف کلیدی عملیات ایران است: تنگه هرمز باز، توقف تأمین مالی رژیم ایران به نمایندگان تروریستی منطقهایاش، پایان برنامههای موشکی بالستیک و پهپادی رژیم، و شناسایی موفقیتآمیز ذخایر اورانیوم غنیشده رژیم. مگر اینکه و تا زمانی که این چهار مورد اتفاق بیفتد، عملیات ایران تنها موفقیت جزئی به دست خواهد آورد.
حتی بهتر، رأیدهندگان جوانتر جمهوریخواه بالاخره طعم پیروزی واقعی بر یک رقیب سرسخت را خواهند چشید. قیمت بنزین کاهش خواهد یافت. ائتلاف MAGA دوباره گرد هم خواهد آمد. ترامپ دوباره پادشاه تمام MAGA خواهد بود. و برای جمهوریخواهان، انتخابات میاندورهای ممکن است نجات یابد. اما این بستگی به رهبری ترامپ با conviction و اعتماد به نفس دارد، با کندن چسب زخم معروف و پایان دادن به کار ایران یک بار برای همیشه.

