توانایی آغاز عملیات نظامی ۶۰۰۰ مایل دورتر از خانه تنها به عملکرد ناوهای هواپیمابر و بمبافکنهای پنهانکار بستگی ندارد—این امر به اجازه کشورهای خارجی وابسته است.دسترسی ایالات متحده در زمان جنگ دشمنان دور را به همسایگان نزدیک تبدیل میکند، اما این مزیت استراتژیک دارای یک آسیبپذیری پنهان است. زمانی که کشورهای میزبان پاسخ به حملات را متحمل میشوند، قیمت واقعی دسترسی ایالات متحده در زمان جنگ غیرقابل انکار میشود.
دسترسی ایالات متحده در زمان جنگ امکان دسترسی جهانی را فراهم میکند
انگیزههای دولت ترامپ برای ورود به جنگ در ایران همچنان مورد سوال است. اما در میان تمام بحثها درباره وضعیت برنامه هستهای ایران و وضعیت رژیم، یک عامل حیاتی نادیده گرفته شده است: ایالات متحده جنگی را بیش از ۶۰۰۰ مایل دورتر از مرزهای خود آغاز کرد زیرا میتوانست.
کشورها—حتی آنهایی که نیروهای نظامی بزرگ و توانمندی دارند—باید در تلاش برای نمایش قدرت نظامی در فواصل دور با مشکل مواجه شوند. سلاحها و هواپیماها دارای محدودههای محدودی هستند و تأمین مجدد یک جبهه دور دشوار است. با این حال، تنها در سال گذشته، ارتش ایالات متحده به اهدافی در ونزوئلا، نیجریه، سومالی، ایران، عراق، سوریه و یمن حمله کرده است.
از زمان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده در کشورهایی از جمله (اما نه محدود به) افغانستان، بوسنی و کوزوو، کامبوج، جمهوری دومینیکن، گرنادا، ایران، عراق، کره، لبنان، لیبی، پاناما و ویتنام جنگیده یا عملیات نظامی عمدهای انجام داده است. اینکه ایالات متحده میتواند قدرت آتش فوقالعادهای را در هر نقطه از جهان به کار گیرد، چیزی است که آمریکاییها و سایر نقاط جهان به آن عادت کردهاند.
هزینه پنهان دسترسی ایالات متحده در زمان جنگ
ارتش ایالات متحده به طور عمده بر مانع فاصله غلبه کرده است زیرا کشورهای مختلف در سراسر جهان به آن اجازه میدهند از سرزمین خود برای جنگ استفاده کند. به عنوان مثال، ازبکستان به ایالات متحده اجازه داد تا واحدهای عملیات ویژهای را که در سال ۲۰۰۱ به افغانستان حمله کردند، مستقر کند و پاکستان عملیاتهای لجستیکی و اطلاعاتی را که جنگ را تسهیل و حفظ کرد، مجاز دانست.
واشنگتن حمله خود به عراق در سال ۲۰۰۳ را از خاک کویت آغاز کرد و واحدهای عملیات ویژه از طریق اردن به غرب عراق وارد شدند. زمانی که نیروی هوایی ایالات متحده در سال ۱۹۸۶ عملیات ال دورادو کانیون را علیه رژیم دیکتاتور لیبی، معمر قذافی، انجام داد، هواپیماهای جنگی ایالات متحده از پایگاههای واقع در خاک بریتانیا پرواز کردند. عملیات اپیک فیوری نیز از این سنت دیرینه مستثنی نیست. کشورهای میزبان به نیروهای نظامی ایالات متحده اجازه دادهاند که قدرت عظیم جنگی خود را از طریق مرزهایشان به سمت خاورمیانه منتقل کنند.
آنها به کشتیهای تدارکاتی نیروی دریایی ایالات متحده اجازه دادهاند که در بنادرشان بارگیری کنند تا ناوهای هواپیمابر را تأمین کنند. و به نیروی هوایی ایالات متحده اجازه دادهاند که از داخل مرزهایشان به سمت اهدافی در ایران پرواز کنند.
زمانی که کشورها به فکر آغاز جنگ میافتند، یکی از عواملی که در نظر میگیرند این است که آیا میتوانند اهداف نظامی خود را با هزینهای قابل قبول محقق کنند یا خیر. دسترسی بیمحدود به جنگ در زمان جنگ این امکان را برای ایالات متحده فراهم میکند که جنگی دور از مرزهای خود به راه بیندازد و هزینههایی را که واشنگتن در این فرآیند متحمل میشود کاهش دهد. توانایی انجام جنگ نسبتاً آسان در سراسر جهان میتواند یک نکته مثبت باشد. دانستن اینکه نیروی نظامی ایالات متحده میتواند به فاصلهای نزدیک به هدف برسد، ممکن است کشورهایی را که در غیر این صورت تمایل به حمله به همسایگان خود دارند، به reconsider وادارد.
اما افزایش قابلیت و کاهش هزینههای جنگ همچنین میتواند ایالات متحده را به سمت اقدام نظامی سوق دهد، حتی زمانی که مشخص نیست آیا این اقدام بهترین راه برای پیشبرد اهداف سیاسی کشور است یا خیر. به طور خلاصه، دسترسی مجاز به جنگ در زمان جنگ احتمال اینکه ایالات متحده جنگهای ناپختهای را آغاز کند، افزایش میدهد.
پس از جنگ با ایران، کشورها ممکن است شروع به بازنگری در این مجوز کنند. ایالات متحده نتوانست به طور کامل شرکای خلیجی خود را از موشکها و پهپادهای ایرانی محافظت کند و سایر شرکا ممکن است از آسیبپذیری مشابه بترسند. اگر واشنگتن دیگر نتواند به دسترسی در زمان جنگ تکیه کند، ممکن است دامنه جهانی خود را از دست بدهد – اما یک مانع اضافی برای اقدام نظامی میتواند به حفظ ایالات متحده از جنگهای ناپخته کمک کند.

چرا دسترسی ایالات متحده در زمان جنگ اهمیت دارد
خانههایی دور از خانه
به طور نظری، دولتها باید برای نمایش قدرت نظامی خود در فواصل دور با دو دلیل اصلی مبارزه کنند. اول، بیشتر سیستمهای تسلیحاتی دارای محدودیتهای دامنهای بسیار سختگیرانه هستند. سلاحها نمیتوانند اهداف خود را در اقیانوسها هدف قرار دهند. هواپیماها نمیتوانند بدون سوختگیری مسافتهای طولانی را طی کنند و خلبانان نمیتوانند قبل از نیاز به استراحت و استفاده از سرویس بهداشتی مسافتهای زیادی پرواز کنند. برای استفاده از سیستمهای کوتاهبرد خود، دولتها ابتدا باید فاصله بین خود و دشمن را از بین ببرند.
دوم، عملیاتهای نظامی به پشتیبانی نیاز دارند؛ در اصطلاحات نظامی، دندان به دم نیاز دارد. عملیاتهای نظامی در مقیاس بزرگ مقادیر زیادی سوخت و مهمات مصرف میکنند. تانکها و هواپیماها به نگهداری و قطعات یدکی نیاز دارند. سربازان به غذا و آب، کمکهای پزشکی و تخلیه نیاز دارند. حفظ عملیاتهای نظامی به حجم بالایی از بار، تعداد زیادی وسیله نقلیه تأمینکننده برای حمل بار و خدمه برای عملیات آنها نیاز دارد. هرچه فاصله از انبارها تا جبهه بیشتر باشد، خطوط تأمین طولانیتر و داراییهای حمل و نقل بیشتری مورد نیاز است. حتی نیروهای نظامی بزرگ و توانمند نیز میتوانند به سرعت به حد ظرفیت لجستیکی خود برسند، به ویژه زمانی که سیستمهای جنگی جذابتر را به قابلیتهای پشتیبانی کمتر جذاب ترجیح میدهند.
پایههای دسترسی نظامی ایالات متحده در زمان جنگ
ایالات متحده توانسته است بر این موانع غلبه کند. این کشور به طور رسمی سرزمینهای استراتژیک مانند گوام و جزایر ماریانای شمالی را به دست آورده و در سیستمهای تسلیحاتی دوربرد و هوانوردی دریایی سرمایهگذاری کرده است. اما دسترسی در زمان جنگ—تصمیمات دولتها برای اجازه دادن به ایالات متحده برای جنگیدن از داخل مرزهای خود—بنیاد استراتژی واشنگتن برای نمایش و حفظ قدرت نظامی در تمام نقاط جهان بوده است.
دولتها زمانی دسترسی در زمان جنگ را اعطا میکنند که به نیروهای نظامی اجازه دهند از سرزمین آنها عبور کنند و عملیاتهای جنگی و پشتیبانی جنگی را از داخل مرزهای خود انجام دهند. دولتها میتوانند دسترسی را به چندین روش محدود کنند. به عنوان مثال، آنها میتوانند عملیاتهای پشتیبانی را مجاز کنند اما عملیاتهای جنگی را نه، یا عملیاتهای دفاعی را مجاز کنند اما عملیاتهای تهاجمی را نه. آنها میتوانند به فضای هوایی دسترسی دهند و هیچ چیز دیگری. آنها میتوانند به طور کلی دسترسی در زمان جنگ را رد کنند.
از زمان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده از یا مالک صدها پایگاه و تأسیسات نظامی در سراسر جهان بوده است. دولتهایی که به نیروهای نظامی ایالات متحده اجازه میدهند در زمان صلح از داخل مرزهای خود فعالیت کنند، اغلب به آنها اجازه میدهند که در زمان جنگ نیز از داخل مرزهای خود بجنگند. و بسیاری از دولتهایی که نیروهای نظامی ایالات متحده در زمان صلح از آنها فعالیت نمیکنند، به ایالات متحده دسترسی در زمان جنگ دادهاند.
class=”ds-markdown-paragraph”>ایالات متحده قبل از حملات ۱۱ سپتامبر، ترتیبات کمی برای استقرار نیرو در همسایگان افغانستان محصور در خشکی داشت، اما دسترسی جنگی از کویت، قرقیزستان، عمان، قطر، پاکستان و امارات متحده عربی را برای آغاز عملیات آزادی پایدار تأمین کرد. برنامههای واشنگتن برای یک رویارویی احتمالی با چین بر سر تایوان به دسترسی به پایگاهها در استرالیا، ژاپن و احتمالاً فیلیپین و کره جنوبی وابسته است.
دسترسی جنگی، قدرت آتش وسیع سیستمهای کوتاهبرد نظامی ایالات متحده را در دسترس دشمن قرار میدهد و خطوط تأمین را کوتاهتر میکند تا امکان پشتیبانی فراهم شود. در واقع، این امر هر کشور در جهان—صرفنظر از فاصلهاش از سواحل آمریکا—را به همسایه ایالات متحده تبدیل میکند.
مهمانان خلیج
همانطور که در هر عملیات نظامی دورافتادهای از زمان جنگ جهانی دوم، واشنگتن از امپراتوری دسترسی خود در طول جنگ در ایران بهطور کامل بهرهبرداری کرده است. کشورهای منطقه بهطور خاص درباره تصمیمات خود برای اجازه دادن به نیروهای نظامی ایالات متحده برای جنگ با ایران از داخل مرزهایشان صریح نبودهاند.
اما حرکت داراییهای نظامی ایالات متحده در منطقه خود شاهدی بر این موضوع است. در فوریه، ایالات متحده بزرگترین تجمع نظامی خود در خاورمیانه از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ را انجام داد. نیروی هوایی ایالات متحده صدها هواپیما را از پایگاههای خود در ایالات متحده و اروپا به پایگاه هوایی موفق صلاحتی در اردن منتقل کرد و این کار با حمایت هواپیماهای باربری و سوختگیری که در پایگاههای بینراه فرود آمدند، در یک “پل هوایی” بزرگ انجام شد.
از آنجا، هواپیماها به پایگاههای مختلف در خاورمیانه منتقل شدند. جنگندههای F-22 و F-35 از باندهای پایگاه هوایی العُدَید در قطر، بزرگترین تأسیسات نظامی ایالات متحده در منطقه، و پایگاه هوایی الذَفْرَ در امارات متحده عربی، که یک مرکز هوایی در طول جنگ بود، پرواز کردهاند. سایر جنگندهها و هواپیماهای لجستیک و پشتیبانی نیز از پایگاههای بحرین، اردن و عربستان سعودی پرواز کردهاند. داراییهای اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی نیز از پایگاههای کویت و امارات متحده عربی فعالیت کردهاند.
دسترسی جنگی همچنین عناصر دریایی عملیات خشم حماسی را ممکن کرده است. بهعنوان مثال، USS Abraham Lincoln و USS Gerald Ford در آبهای بینالمللی در دریای عرب مشغول به فعالیت هستند، اما حضور آنها تا حدی به کشورهای میزبان بنادر مربوط میشود که کشتیهای ایالات متحده از آنجا سوخت، مهمات، خدمات نگهداری و قطعات یدکی را تأمین میکنند.
زمانی که ناو USS Ford به دلیل آتشسوزی incapacitated شد، این ناو منطقه را به مقصد کرواسی ترک کرد و در نهایت در تأسیسات Naval Support Activity Souda Bay، یک پایگاه نیروی دریایی ایالات متحده در جزیره کرت یونان، لنگر انداخت و تحت تعمیر و نگهداری قرار گرفت. اگرچه جزئیات دقیق همچنان مبهم است، اما مسدود کردن تنگه هرمز توسط ایالات متحده تقریباً بدون دسترسی به بنادر در یا نزدیک به منطقه غیرممکن خواهد بود.
پایگاههای داخل کشورهای خارجی همچنین از افزایش نیروهای زمینی ایالات متحده به منطقه حمایت کردهاند. در آوریل، در حالی که دولت ترامپ به عملیات زمینی فکر میکرد، هزاران تفنگدار دریایی ایالات متحده و تقریباً ۱۰۰۰ سرباز ارتش ایالات متحده به مکانهای نامشخصی در خاورمیانه اعزام شدند.

دسترسی ممنوع
دسترسی در زمان جنگ همیشه برای واشنگتن ساده نبوده است. ترکیه ایالات متحده را شگفتزده کرد زمانی که از اجازه دادن به نیروهای آمریکایی برای گشودن جبهه شمالی علیه عراق در سال ۲۰۰۳ خودداری کرد. پاکستان در سال ۲۰۱۱ عملیات ائتلاف در افغانستان را به شدت پیچیده کرد زمانی که خطوط ارتباطی زمینی که بندر کراچی را به افغانستان متصل میکرد، بست. و نه همه متحدان و شرکای ایالات متحده در جنگ علیه ایران از نیروهای نظامی ایالات متحده استقبال کردهاند. اسپانیا بهطور قاطع دسترسی نیروهای نظامی ایالات متحده به پایگاههای مشترک در روتا و مورن را در روزهای اولیه این کمپین رد کرد و در اواخر مارس، فضای هوایی خود را به روی نیروهای نظامی ایالات متحده بست.
به گفته رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، فرانسه نیز همین کار را کرد. ایتالیا به چند بمبافکن ایالات متحده در پایگاه سیگونلا در شرق سیسیل اجازه فرود نداد. در ترکیه، تنها سیستمهای دفاع هوایی پاتریوت و سیستمهای هشدار و کنترل هوایی برای دفاع از فضای هوایی ترکیه در طول جنگ فعال بودهاند و آنکارا بهطور علنی از اعطای دسترسی برای عملیاتهای نظامی خودداری کرده است. با توجه به موقعیت ترکیه در کنار ایران، نیروهای نظامی ایالات متحده تقریباً مطمئناً در صورت داشتن اجازه ترکیه، چنین عملیاتهایی را از پایگاه هوایی اینجرلیک انجام میدادند.
دیگران در ابتدا تردید کردند اما در نهایت تسلیم شدند. پس از ابراز تمایل خود برای جلوگیری از جنگ، بیشتر کشورهای خلیج فارس تصمیم به اعطای دسترسی به واشنگتن در زمان جنگ گرفتند زمانی که جنگ آغاز شد. سوئیس چندین درخواست ایالات متحده برای استفاده از فضای هوایی خود را در هفتههای ابتدایی جنگ رد کرد اما سایر درخواستهای پرواز را تأیید کرد. پس از برخی اظهارات مبهم در اوایل مارس توسط نخستوزیر بریتانیا، کیر استارمر، بریتانیا به هواپیماهای ایالات متحده اجازه داد از پایگاههای خود در خاک این کشور عملیات کنند.
به طور کلی، عملیات نظامی واشنگتن به شدت از نگرشهای reluctant اما در نهایت مجاز متحدان و شرکای خود نسبت به دسترسی در طول جنگ بهرهمند شده است. اما خود متحدان و شرکا از این موضوع بهرهای نبردهاند.
زمانی که دولتها تصمیم میگیرند به دیگر دولتها اجازه دهند که از داخل مرزهایشان جنگ کنند، تصمیم میگیرند که کشور خود را به میدان جنگ تبدیل کنند. برای کشورهای خلیج فارس، نزدیکی به ایران که این کشورها را برای نمایش قدرت ایالات متحده ارزشمند میسازد، همچنین آنها را در معرض تلافی قرار میدهد.
و ایران نیز تلافی کرده است. از روزهای ابتدایی جنگ، این کشور بیش از ۵۰۰۰ موشک و پهپاد به اهدافی در منطقه شلیک کرده است. حملات اولیه بر روی پایگاهها و زیرساختهای نظامی که نیروهای ایالات متحده از آنها عمل میکنند، متمرکز بود. موشکها و پهپادهای ایرانی به مجموعهای از این تأسیسات، از جمله پایگاه هوایی شاه سلطان در عربستان سعودی، پایگاه هوایی علی السالم و کمپ بوهیرینگ در کویت، پایگاه هوایی العدید در قطر، فعالیت پشتیبانی دریایی بحرین و بنادر دوqm و صلاله در عمان، اصابت کردهاند.
امارات متحده عربی بدترین تلافیهای ایرانی را متحمل شده است و طبق گزارش وزارت دفاع امارات، نزدیک به ۳۰۰۰ حمله موشکی و پهپادی ایرانی را از زمان آغاز درگیری متوقف کرده است.
پایگاه هوایی الظهرا در امارات، که یکی از مراکز اصلی نیروهای ایالات متحده در این درگیری است، یکی از اولین اهداف ایران بود. تهران از آن زمان زیرساختهای حیاتی در کشورهای دیده شده به عنوان حامی تلاشهای جنگی ایالات متحده و اسرائیل را هدف قرار داده است، از جمله تأسیسات آب شیرینکن در بحرین و مراکز جمعیتی غیرنظامی در خلیج فارس. آخرین حمله آن، در تاریخ ۳ ژوئن، فرودگاه اصلی کویت را از کار انداخت.
هدف ایران دوگانه است: مختل کردن عملیات نظامی ایالات متحده علیه ایران و وادار کردن دولتهای میزبان به اخراج ایالات متحده. به نظر میرسد در مورد اول تا حدی موفق شده است؛ نیروهای ایالات متحده مجبور به ترک پایگاههای آسیبدیده و عقبنشینی به مکانهای موقت شدهاند.
این کشورها در این زمینه ناکام ماندهاند. به جای فاصلهگیری از واشنگتن، بسیاری از کشورهای میزبان که مورد حمله قرار گرفتند، محدودیتهای دسترسی را کاهش دادند تا از دفاع خود حمایت کنند و به نیروهای ایالات متحده اجازه دهند که به نمایندگی از آنها تلافی کنند. امارات متحده عربی نیز به نوبه خود به ایالات متحده و اسرائیل پیوسته و به انجام حملات علیه ایران پرداخته است. با این حال، در درگیریهای آینده، درسی که سایر کشورها ممکن است از تجربه خلیج فارس بگیرند این است که اعطای دسترسی در زمان جنگ بسیار خطرناکتر از آن است که بتوان به آن ریسک کرد.
ضمانت ناامنی
از زمان جنگ جهانی دوم، کشورهایی که به ایالات متحده اجازه دادهاند تا از داخل مرزهایشان جنگها را به راه بیندازد، با اطمینان این کار را انجام دادهاند که از تلافی محافظت خواهند شد. تعداد کمی از کشورهایی که به ارتش ایالات متحده اجازه دسترسی برای مبارزه با داعش (یا ISIS) در عراق و سوریه، برای حمله به عراق قبل از آن، یا برای بیرون راندن نیروهای رئیسجمهور عراقی صدام حسین از کویت در سال 1991 را دادهاند، با تلافی قابل توجهی از سوی دشمنان ایالات متحده مواجه شدند. نیروهای ایالات متحده میتوانستند از کشورهای اعطا کننده دسترسی در برابر تلافی محافظت کنند زیرا برتری عددی و تکنولوژیکی فوقالعادهای نسبت به دشمنان خود داشتند و به دلیل اینکه فناوری نظامی آن زمان به نفع مدافع تکنولوژیک برتر بود.
به عنوان مثال، ایالات متحده میتوانست تهدیدی که نیروی هوایی عراق برای ترکیه در جنگ اول خلیج فارس ایجاد کرده بود را با استقرار جنگندههای برتر خود در اینجیرلیک در آستانه و در طول طوفان صحرا خنثی کند.
گسترش پهپادهای ارزان و دشواری که حتی نیروهای نظامی قدرتمند در رهگیری آنها داشتهاند، نشان میدهد که کشورهای اعطا کننده دسترسی با خطرات بیشتری از تلافی مواجه خواهند شد و اینکه وعده ایالات متحده برای محافظت از آنها ممکن است به اندازهای که قبلاً بود، محکم نباشد.
ساخت موشکهای بالستیک و پهپادهای شاهد به صورت انبوه هزینهای به مراتب کمتر از ایجاد سیستمهای لازم برای رهگیری آنها دارد. حتی اگر ایالات متحده برتری نظامی خود را حفظ کند، در محافظت از کشورهای دارای دسترسی به خود با مشکل مواجه خواهد شد اگر دشمنان استراتژی ایران را در پیش بگیرند و به سمت کشورهای حامی تلاشهای جنگی ایالات متحده، موجی از موشکها و پهپادها را پرتاب کنند. کشورهای مذکور ممکن است قبل از اعطای دسترسی در زمان جنگ به ایالات متحده، دو بار فکر کنند، زیرا از این میترسند که آنها نیز ممکن است با حملهای مشابه و بیرحمانه مواجه شوند.
اگر ایالات متحده با دشمنی قدرتمندتر مواجه شود، ممکن است حتی بیشتر از قبل در اطمینان بخشی به کشورهای میزبان با مشکل روبرو شود. به سناریوی دفاع از تایوان در برابر یک حمله چینی فکر کنید. برنامههای ایالات متحده برای دفاع از تایوان در برابر حمله چین به دسترسی در زمان جنگ به پایگاههای نظامی در استرالیا و ژاپن (و احتمالاً فیلیپین و کره جنوبی) وابسته است. کانبرا، توکیو، مانیل و سئول باید در نظر بگیرند که اجازه دادن به نیروی هوایی ایالات متحده برای پرواز از باندهای فرود درون مرزهای خود، ممکن است نیروی موشکی ارتش آزادیبخش خلق چین را وسوسه کند تا موشکها را بر زیرساختهای نظامی آنها باران کند.
از آنجا که ایالات متحده توانایی محدودی برای خنثی کردن موشکهای چینی دارد و تنها در صورت انجام اقداماتی بسیار تشدیدکننده مانند حمله به ماهوارهها یا انجام حملات به اهداف در سرزمین اصلی چین میتواند این کار را انجام دهد، مداخله برای دفاع از تایوان از درون مرزهای متحدان و شرکای هند و اقیانوسیه، این کشورهای دارای دسترسی را در معرض انتقامجویی از پکن قرار میدهد.
اگر واشنگتن بخواهد به پروژه قدرت نظامی خود در سراسر جهان ادامه دهد، باید در نظر بگیرد که چگونه میتواند بهتر از میزبانان خود محافظت کند. کشورهای مذکور ممکن است قبل از اجازه ورود به ارتش ایالات متحده، خواستار تضمینهای معتبر از حفاظت شوند. در برخی موارد، ارتش آمریکا ممکن است بتواند این تضمینها را ارائه دهد و همچنان بر دشمن خود غلبه کند—پس از همه، ایالات متحده هنوز برتری نظامی قاطع بر اکثر نقاط جهان دارد. اما در موارد دیگر، ایالات متحده ممکن است خود را در موقعیتی بیابد که نتواند از میزبانان خود محافظت کند، و آنها ممکن است تصمیم بگیرند که همراستایی با واشنگتن به هزینه انتقامجویی نمیارزد.
روزی واشنگتن ممکن است دیگر به طور معمول به دنبال پروژه قدرت نظامی در سراسر جهان نباشد. در واقع، دلایل خوبی وجود دارد که با همسایگان دوستانهاش و اقیانوسهای وسیع که آن را از دشمنانش جدا میکند، ایالات متحده در صورت عقبنشینی امنیت بیشتری خواهد داشت. اما اگر کشورهای مذکور شروع به انکار دسترسی در زمان جنگ به تعداد زیاد کنند، تصمیم واشنگتن ممکن است برای آن اتخاذ شود.
نیروی نظامی ایالات متحده توانایی حضور در آستانه هر کشوری در جهان را از دست خواهد داد و هژمونی نظامی آمریکا که دوران پس از جنگ را تعریف کرده است، به پایان خواهد رسید.این ممکن است در نهایت یک نعمت باشد. اگر جنگ سختتر شود، شاید واشنگتن جنگهای نادانسته کمتری به راه بیندازد.

