بحران دو جبههای عربستان سعودی محدودیتهای استراتژی یک دههای ریاض برای جلوگیری از جنگ زمینی پرهزینه در یمن در حالی که زیرساختهای نفتی خود را حفظ میکند، نمایان کرده است. حمله پهپادی از خاک عراق به خط لوله شرق-غرب باعث تعطیلی احتیاطی شد، در حالی که نیروهای حوثی کنترل سواحل دریای سرخ یمن را بهدست آوردند و جزایر موکا، پریم، زوقر و حنیش را که بر تنگه باب المندب تسلط دارند، تصرف کردند.
واشنگتن درخواستهای عربستان سعودی برای حملات مستقیم را رد کرد و ریاض را وادار به مدیریت با حملات هوایی محدود، حمایت اطلاعاتی و دیپلماسی کرد. بحران دو جبههای عربستان سعودی ایران را جسورتر کرده است، که از فشار همزمان بر صادرات انرژی عربستان و حمل و نقل جهانی بهرهمند میشود. بازارهای نفت این ریسک را ثبت کردهاند و سهام آرامکو در حالی که عرضه نفت خام پادشاهی به پایینترین سطح در سه دهه اخیر رسیده، کاهش یافته است. ولیعهد محمد بن سلمان با گزینههای محدودتری مواجه است: تشدید وضعیت و خطر بازگشت به جنگ زمینی که سالها از آن خارج شده است، یا مذاکره از موضع ضعف. این بحران همچنین نظم منطقهای را که واشنگتن پیش از انتخابات میاندورهای در حال ساخت آن بوده، به چالش میکشد و به تهران اهرم دیگری برای فشار به رقبای خود و اقتصاد جهانی میدهد.
بحران دو جبههای عربستان سعودی عمیقتر میشود
حمله پهپادی که هفته گذشته از خاک عراق علیه خط لوله اصلی عربستان سعودی به دریای سرخ انجام شد، چشمانداز رویارویی دو جبههای برای ریاض را دوباره زنده کرده است.
با وخیمتر شدن وضعیت در یمن و خارج شدن آن از کنترل هر کسی، گزینههای عربستان سعودی برای مدیریت هر دو جبهه در حال کاهش است.
حوثیها کنترل سواحل دریای سرخ یمن را بهدست آوردهاند و جزایر موکا و پریم، زوقر و حنیش را که بر تنگه باب المندب تسلط دارند، تصرف کردهاند.
در حالی که ضدحمله دولت یمنی به سمت مأرب و الجوف تغییر کرده است، خطوط جبهه همچنان سیال باقی ماندهاند.
یک جبهه دوم باز میشود
روز پنجشنبه، چندین پهپاد به خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی در جنوب مدینه حمله کردند که منجر به جراحت و خسارت شد و ریاض را وادار به تعطیلی خط لوله بهعنوان اقدام احتیاطی کرد.
وزارت خارجه عربستان اعلام کرد که این پهپادها از عراق پرتاب شدهاند و در “این مرحله” تلافی نخواهند کرد، به درخواست نخستوزیر عراق، علی الزیدی.
<p
بغداد فرماندهای را که عملیاتها را در استان میسان رهبری میکرد، پس از آنکه تحقیقات نشان داد که پهپادها از سکوهای پرتاب نزدیک به الشیب، در مرز ایران، شناسایی شدهاند، برکنار کرد و سه گذرگاه، شالامشه، الشیب و المندلی، را بست تا از فرار مهاجمان به ایران جلوگیری کند.
الزیدی درخواست ایران برای یک تحقیق مشترک را پذیرفته است. هیچ گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته و ائتلافی از گروههای وابسته به ایران، حمله به خط لوله را رد کرده است.
مقاومت اسلامی در عراق این حمله را «افتخاری که ادعای آن را نمیکنیم» نامید. شالامشه و الشیب روز یکشنبه به ترافیک مسافری بازگشتند، هرچند هنوز به تجارت باز نشدهاند و بازگشایی کامل تا روز پنجشنبه انجام خواهد شد.
این اولین بار نیست که ریاض حملهای به زیرساختهای نفتی خود را به عراق نسبت میدهد. در ۲۹ ژوئیه، نیروهای آمریکایی و سعودی به گروههای وابسته به ایران، یعنی نیروهای بسیج مردمی (PMF)، که به حمله به تأسیسات سعودی در استان شرقی متهم شده بودند، حمله کردند. گزارشها حاکی از کشته شدن بیست جنگجوی PMF و پنج مشاور ایرانی بود. ریاض این حمله را دفاع از خود نامید.
مقاومت اسلامی در عراق در ابتدا تهدید به تلافی حملات ژوئیه کرد، اما تحت فشار شخصیتهای عراقی، از جمله هادی العامری، عقبنشینی کرد. تلاشهای دیپلماتیک در طول ماه اوت نتوانست از حمله روز پنجشنبه گذشته جلوگیری کند.
چارچوب هماهنگی شیعه در بغداد هنوز در مورد چگونگی خلع سلاح گروههای وابسته به ایران پیش از مهلت ۳۰ سپتامبر تقسیم شده است. بخشی از مشکل این است که برخی از این گروهها به شدت در ساختار امنیتی عراق نفوذ کرده و ارتباط نزدیکی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) دارند.
این تلاش برای خلع سلاح ممکن است حتی مشکل اساسی را حل نکند. تامر بدوی، تحلیلگر عراقی و پژوهشگر وابسته به مؤسسه خدمات متحد سلطنتی (RUSI)، به نیو عرب گفت که انکار مقاومت اسلامی در عراق، اگر «دقیق باشد»، میتواند به این معنا باشد که نیروی قدس ایران «ممکن است حملات را از طریق گروههای جدید انجام دهد».
حتی اگر گروههای شناختهشدهای مانند کتائب حزبالله، حرکات حزبالله النجباء و کتائب سیدالشهداء خلع سلاح شوند، «گروههای جدید و ناشناخته دیگری میتوانند از سرزمینهای عراقی به حملات فرامرزی دست بزنند».
بغداد، بدوی اضافه کرد، فاقد “کنترل مداوم بر روی گروههای همسو با ایران” و “تواناییهای زمین به هوا” مورد نیاز برای متوقف کردن چنین حملاتی است.
او به روزنامه نیو عرب گفت: “بدون شک هماهنگی بین تهران، شبکههای مسلح در عراق و انصارالله وجود دارد”، هرچند که “ظاهر عمومی و جشنوارهای کمتری نسبت به زمانی که گروههای عراقی و انصارالله حملات هماهنگ شدهای علیه اسرائیل پس از 7 اکتبر انجام دادند، دارد.”
موسسه مطالعات جنگ این حمله را بخشی از “تلاش هماهنگ با سایر اعضای محور مقاومت برای وادار کردن عربستان سعودی به برآورده کردن خواستههای حوثیها از طریق حمله به زیرساختهای انرژی سعودی” توصیف کرد.
همین ارزیابی این حمله را به کمپین حوثیها در اطراف باب المندب مرتبط دانست و گفت حوثیها “شرایطی را برای ایجاد” این تنگه “به عنوان یک آبراه تحت کنترل محور مقاومت” فراهم میکنند که آن را “غیرقابل قبول برای امنیت ملی و منافع اقتصادی ایالات متحده” نامید.
استراتژی عربستان تحت فشار
آخرین حمله حوثیها در 3 سپتامبر در سراسر تعز و الحدیده آغاز شد و بزرگترین تغییرات سرزمینی یمن را از زمان آتشبس 2022 که جنگ داخلی را متوقف کرد، به وجود آورد. این همچنین سالها تلاش عربستان سعودی برای کاهش آسیبپذیری را معکوس میکند.
ریاض از سال 2015 ائتلافی علیه حوثیها رهبری کرد، که پس از یک کمپین هوایی پرهزینه کاهش یافت و از سال 2023 به دنبال نقشه راه صلح بود.
دشمنیهای مستقیم در ماه ژوئیه از سر گرفته شد، پس از آنکه عربستان سعودی به فرودگاه صنعا حمله کرد و حوثیها بنادر دریای سرخ را محاصره کردند. سهشنبه گذشته، موشکها و پهپادهای حوثی چهار شهر جنوبی عربستان را هدف قرار دادند و حداقل 73 نفر را مجروح کردند. ریاض به جای اعزام نیروهای خود، به دهها هزار نیروی یمنی تکیه کرده است.
حوثیها روز یکشنبه ادعای حملهای تازه را مطرح کردند و گفتند که انبارهای تسلیحاتی و مراکز فرماندهی در پایگاه نظامی شروره در جنوب عربستان سعودی را هدف قرار دادهاند. یک کشتی تجاری ایرانی نیز در همان روز در تنگه هرمز مورد حمله قرار گرفت، که یادآور این است که دیگر مسیر دریایی ریاض نیز همچنان در وضعیت نامشخصی قرار دارد.
دودهایی بر فراز پایانه نفتی آرامکو در جیزان، عربستان سعودی، پس از حملات موشکی حوثیها که از یمن در ماه ژوئیه انجام شد، بلند میشود. هفته گذشته، حملات پهپادی از عراق، خط لوله شرق-غرب را در جنوب مدینه هدف قرار داد. [Getty]
این نیروها به دلایل آشنا با مشکلاتی مواجه شدهاند. هماهنگی بین واحدها ناقص بوده، مکانیزمهای تقویت ضعیف و حمایت هوایی عربستان محدود است. هنوز کسی باید در زمین بجنگد و واحدهایی که انتظار میرود این کار را انجام دهند، همانهایی هستند که قبلاً به عنوان ضعیفترین شناخته شدهاند.
آیا ریاض میتواند حوثیها را کنترل کند
احمد ناجی، تحلیلگر ارشد یمن در گروه بحران بینالمللی (ICG)، گفت که تسلط حوثیها بر باب المندب بهطور قابل توجهی بر نفوذ آنها تأثیر گذاشته است.
“واضح است که حوثیها اکنون نفوذ بیشتری بر باب المندب دارند,” او به روزنامه نیو عرب گفت. “این همچنین به آنها فضایی برای گسترش به سمت دیگر یمن میدهد و نیروهای دولتی که عربستان سعودی از آنها حمایت میکند را بیشتر تضعیف میکند.”
ناجی گفت که ریاض گزینههای خوبی باقی نمانده است. “فکر نمیکنم عربستان سعودی گزینههای خوبی برای کنترل وضعیت داشته باشد,” او گفت.
“وضعیت اساساً از بد به بدتر رفته است. اگر آنها بخواهند آن را کنترل کنند، احتمالاً باید برخی از امتیازات را بدهند، زیرا حوثیها اکنون از موقعیت بسیار قویتری مذاکره میکنند.”
این وضعیت قبل از پیشرفت هفته گذشته وجود داشت. معکوس کردن دستاوردهای حوثیها خطر بازگشت عربستان سعودی به جنگ زمینی را به همراه دارد که این کشور یک دهه در تلاش برای خروج از آن بوده است. بیپاسخ گذاشتن آنها خطر از دست دادن سواحل و نزدیک شدن خط لوله به ینبع را برای همیشه به همراه دارد.
محمد الباشا، بنیانگذار شرکت مشاوره ریسک بasha Report، گفت که “وضعیت در سواحل غربی یمن همچنان متغیر است.”
این ائتلاف، به گفته او به The New Arab، “به نظر میرسد که حملات هوایی محدودی را علیه مواضع حوثیها از سر گرفته است”، در حالی که گردانهای غولهای جنوبی و نیروهای سپر ملی “یک خط دفاعی جدید را در جنوب تنگه تثبیت کردهاند”، با واحدهایی که از سواحل عقبنشینی کردهاند و در مکانهای دیگر تجدید سازمان یافتهاند.
تلفات حوثیها از حملهای که در 9 سپتامبر به پایان رسید، “سنگین” گزارش شده است، هرچند که تأیید نشده است.
بحران دو جبههای سعودیها، واشنگتن را آزمایش میکند
پیشروی حوثیها ریاض را وادار کرده است که به دنبال کمک نظامی باشد که تنها دو ماه پیش اعلام کرده بود به آن نیازی ندارد. ولیعهد محمد بن سلمان روز پنجشنبه دو بار با رئیسجمهور دونالد ترامپ تماس گرفت و در تماس دوم از ایالات متحده خواست که مجوز حملات علیه حوثیها را صادر کند. ترامپ این درخواست را رد کرد.
آدمیرال برد کوپر، رئیس CENTCOM، روز پنجشنبه به عربستان سعودی سفر کرد و حدود 200 نفر از پرسنل ایالات متحده در این پادشاهی حضور دارند که بیش از 100 نفر از آنها بر روی اطلاعات و هدفگذاری متمرکز هستند، طبق گزارشها.
در عمل، ریاض عمدتاً به تنهایی جنگ را مدیریت میکند، با حمایت غیرمستقیم، حملات هوایی محدود، دفاع هوایی قویتر و تلاشی موازی برای مذاکرات میانجیگری شده توسط عمان.
این ترکیب از تشدید و دیپلماسی لزوماً یک تناقض نیست. این موضوع نشاندهنده محاسبه سعودیهاست که فشار نظامی و یک خروج مذاکرهشده هدف یکسانی را دنبال میکند، یعنی جلوگیری از تثبیت دستاوردهای حوثیها بدون بازگشت به جنگ زمینی پرهزینهای که ریاض سالها در تلاش برای خروج از آن بوده است.

مسیر نفتی سعودی تحت فشار قرار میگیرد
این خط لوله تنها یک راه جزئی برای دور زدن هرمز به عربستان سعودی میدهد. این امکان را فراهم میکند که نفت خام از تنگه عبور کرده و به ینبع برسد، اما نفتکشهای حامل این صادرات به سمت جنوب هنوز باید دریای سرخ را به سمت باب المندب عبور کنند. ظرفیت دور زدن، در عمل، تأمین امنی نیست.
بازارها در حال حاضر برخی از این ریسک را ثبت میکنند. شاخص بورس معیار عربستان سعودی روز یکشنبه 1.3% کاهش یافت و سهام آرامکو 1.6% افت کرد، زیرا سرمایهگذاران به تعطیلی احتیاطی خط لوله توجه کردند. رویترز میزان آسیبپذیری را حدود 4% از عرضه جهانی نفت تخمین زد.
حوثیها میگویند که محاصره آنها تنها کشتیهای سعودی را هدف قرار میدهد. بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، عرضه نفت خام سعودی در ماه اوت به ۲.۳ میلیون بشکه در روز کاهش یافته و به ۶ میلیون بشکه در روز رسیده است که پایینترین سطح در سه دهه اخیر به شمار میرود و بخشی از آن به دلیل حملات به کشتیهایی است که از تنگه باب المندب عبور میکنند.
ایران از آشفتگی بهرهبرداری میکند
ناگی یک منطق عمدی در پشت زمانبندی این رویداد میبیند. او استدلال کرد که ایران منافع روشنی در تحت فشار قرار دادن عربستان سعودی در حالی که هرمز از قبل مختل شده دارد و همچنین در هدف قرار دادن صادرات انرژی سعودی از طریق مسیر یانبو که اکنون در دسترس حوثیها قرار دارد.
این همچنین نظم منطقهای را به چالش میکشد که واشنگتن در آستانه انتخابات میاندورهای در حال ساخت آن است.
او گفت: “این به وضوح در حال حاضر به نفع ایران است، زیرا به تهران راه دیگری برای فشار به رقبای منطقهای و اقتصاد جهانی میدهد.”
