آزمون پیمان مکه تنها یک ماه پس از امضای توافق دفاعی سهجانبه عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان به وقوع پیوسته است، در حالی که حملات یمنی به خاک عربستان، اسلامآباد را وادار میکند تا تعریف دقیقی از مفهوم دفاع جمعی ارائه دهد. وزارت امور خارجه پاکستان در ابتدا اعلام کرد که هیچ پاسخ نظامی در حال بحث نیست، در حالی که وزیر دفاع خواجه آصف بعداً اعلام کرد که در مورد تعهدات اسلامآباد “هیچ ابهامی وجود ندارد”.
این تناقض نقص طراحی مرکزی پیمان را آشکار میکند: بند اصلی آن حمله به یک عضو را به عنوان حمله به همه تلقی میکند، اما هیچ ماشه خودکاری را تعیین نمیکند و هیچ قواعد عملیاتی برای مواردی که یک دشمن به تلافی حمله میکند، ارائه نمیدهد. بنابراین، آزمون پیمان مکه فاصلهای را بین بلاغت سیاسی و واقعیت نظامی نشان میدهد.
فیلد مارشال آسم مونیر با فشارهای متضادی مواجه است: روابط مالی و نظامی طولانیمدت با ریاض، ناتوانی در تحمل خصومت با همسایه ایران و مقاومت داخلی در برابر درگیری دیگری در یمن. پاسخ محتمل پاکستان لایهای و نه نمایشی خواهد بود—به اشتراکگذاری اطلاعات، تقویت دفاع هوایی و حفاظت از زیرساختها—در حالی که از بمباران یمن خودداری میکند. این ابهام به اسلامآباد اجازه میدهد تا وفاداری خود به ریاض را ادعا کند، کانال خود به تهران را حفظ کند و از تبدیل پیمان به اعلام جنگ جلوگیری کند. اینکه آیا این تعادل برقرار میماند بستگی به این دارد که درگیری تا چه حد تشدید شود و آیا عربستان سعودی خواستههای بیشتری از آنچه پاکستان مایل به ارائه است، دارد یا خیر.
اسلامآباد خطی ترسیم میکند
سیگنالهای متضاد از اسلامآباد این سوال را مطرح کرده است که آیا پاکستان به درخواست عربستان سعودی پیمان دفاع مشترک مکه را به کار خواهد گرفت و وارد رویارویی مجدد پادشاهی با نیروهای مسلح یمنی وابسته به انصارالله خواهد شد.
این پیمان که به شدت تبلیغ شده است، تنها یک ماه پس از امضای آن با اولین آزمون جدی خود مواجه شده است. با رسیدن درگیریها به مرز عربستان و حملات موشکی و پهپادی به پادشاهی، رهبری نظامی پاکستان به دیپلماسی با ایران روی آورده است. در همین حال، ترکیه از این اتحاد دفاع کرده در حالی که از هر گونه تعهد نظامی مشخص خودداری کرده است.
منتقدان میگویند این توافق در برابر حملات تلافیجویانه یمن از کارایی لازم برخوردار نبوده است. یک مقام ارشد ترکیه این اتهام را رد کرد و آن را تلاشی برای تضعیف اتحاد جدید بین ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان توصیف کرد. با این حال، عدم پاسخ مشترک تنها سوالات را درباره آنچه که این توافق در زمان حمله به یک کشور عضو در یک جنگ جاری نیاز دارد، تشدید کرده است.

آزمون توافق مکه با نخستین بحران مواجه میشود
موضع پاکستان پس از آنکه عربستان سعودی ادعا کرد یک پهپاد یمنی را که به سمت مکه در حال حرکت بود، رهگیری کرده است، سختتر شد. وزیر دفاع، خواجه آصف، در گفتوگو با شبکه جیو نیوز در تاریخ ۱۷ سپتامبر گفت که هیچگونه ابهامی در مورد تعهدات اسلامآباد وجود ندارد. او گفت: “توافق مکه برای ما اعمال میشود و ما وظیفه خود را انجام خواهیم داد”، در حالی که جزئیات هرگونه پاسخ دفاعی را محرمانه نگه داشت.
آصف همچنین گفت که زمان اجرای توافق فرا رسیده و وظیفه پاکستان برای دفاع از مکانهای مقدس اسلام مستقل از این توافق وجود دارد. او افزود: “اگر مکه مورد حمله قرار گیرد، نیازی به توافق برای حفاظت از آن نیست.” اظهارات او نشاندهنده تغییر موضع وزارت خارجه در مقایسه با یک هفته قبل بود.
در تاریخ ۱۰ سپتامبر، وزارت خارجه پاکستان اعلام کرده بود که هیچ پاسخ نظامی در حال بحث نیست. سخنگوی این وزارتخانه، سجاد حیدر خان، گفت: “در حال حاضر چنین موضوعی در حال بحث نیست.” او افزود: “زمانی که زمان آن فرا برسد، ما تحت توافق عمل خواهیم کرد.”
ظاهر شاه شیرازی، معاون اجرایی بول نیوز، به نشریه The Cradle میگوید:
“نشانهها نشان میدهد که پاکستان به حمله حوثیها [YAF] به منافع نفتی عربستان سعودی پاسخ نخواهد داد. مقامات نظامی پاکستان و وزارت خارجه به شدت هرگونه طرحی در این زمینه را رد کردهاند. به احتمال زیاد اسلامآباد تنها تدابیر حفاظتی مانند اشتراکگذاری اطلاعات، زیرساختهای نظامی، نظارت بر مرز و حفاظت از مناطق کلیدی را به عربستان سعودی ارائه خواهد داد.”
این موضع نشاندهنده وضعیتی است که مارشال میدان آسمین منیر با آن مواجه است. پاکستان روابط نظامی و مالی دیرینهای با ریاض دارد، اما نمیتواند به دشمنی آشکار با ایران همسایه یا درگیری مستقیم دیگری در یمن بپردازد. فضای مانور اسلامآباد بستگی به جدا کردن دفاع از سرزمین عربستان از عملیات تهاجمی در آن سوی مرز دارد.
منیر بنابراین با ایران و عربستان سعودی گفتگوهایی را دنبال کرده و از آنها خواسته است که در حالی که حملات به تأسیسات انرژی پادشاهی تشدید میشود، احتیاط کنند. در سفر او به تهران در ماه اوت، او با رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکیان، و وزیر امور خارجه، عباس عراقچی، دیدار کرد تا تلاشها برای جلوگیری از گسترش بیشتر درگیری را انجام دهد.
اسلامآباد همچنین از تهران خواسته است که از نفوذ خود بر انصارالله استفاده کند و به مقامات ایرانی یادآوری کرده است که پاکستان تعهدات دفاعی رسمی به ریاض دارد. این به پاکستان اجازه میدهد تا دیپلماسی خود را به عنوان تلاشی برای حفظ پیمان ارائه دهد بدون اینکه آن را به یک مأموریت جنگی تبدیل کند.
“پاکستان در تلاش است تا تعادلی بین ایران و عربستان سعودی برقرار کند زیرا نمیتواند با همسایهاش، ایران، خصومت داشته باشد، بهویژه اکنون که ایران در حال گرم کردن هماهنگی تجاری خود با هند به عنوان یک هشدار به اسلامآباد است”، شیرازی میگوید. او اضافه میکند که بیشترین چیزی که پاکستان بهطور واقعی میتواند به ریاض ارائه دهد، کمک به تأمین تأسیسات استراتژیک است.
شیرازی میگوید اسلامآباد تحت فشار است تا به تعهدات دفاعی خود احترام بگذارد، اما همچنان از کانالهای خود با تهران برای جلوگیری از شعلهور شدن درگیریهای منطقهای وسیعتر استفاده خواهد کرد. دخالت مستقیم ادعای پاکستان برای عمل به عنوان یک میانجی و واسطه صلح را نابود خواهد کرد و در عین حال جبهه جدیدی در سمت غربی آن باز خواهد کرد.
پیمانی بر اساس ابهام
فاصله بین احتیاطهای قبلی وزارت امور خارجه و اعلام آصف نشان میدهد که اجرای پیمان بهطور خودکار پاسخ پاکستان را تعیین نمیکند. هنوز بسیاری از مسائل بستگی به این دارد که حمله چگونه آغاز شده است، آیا بهعنوان تلافی در نظر گرفته میشود و هر یک از شرکا چه چیزی را از دفاع جمعی میفهمند.
سرهنگ (بازنشسته) نعمان وزیر، سناتور سابق از حزب پاکستان تحریک انصاف عمران خان، به نشریه The Cradle میگوید:
“به نظر میرسد در این توافق بسیاری از خلأها وجود دارد که ممکن است مشارکت نظامی پاکستان را در صورت مواجهه یکی از سه امضاکننده توافق دفاعی با حمله تلافیجویانه معاف کند. این پیمان تنها برای اقدام جمعی در صورتی که هر یک از امضاکنندگان بدون تحریک مورد حمله قرار گیرد، پیشبینی شده است.”
هواپیماهای سعودی حملات سنگین خود را در یمن از سر گرفتهاند در حالی که درگیریها بین نیروهای یمنی و نیروهای وابسته به شورای رهبری ریاست جمهوری (PLC) که از عربستان حمایت میشود، تشدید شده است. سپس صنعا حمله پهپادی و موشکی خود را در 8 سپتامبر به اهدافی در ابها، جیزان، خمیس مشیط و نجران آغاز کرد. مقامات سعودی اعلام کردند که این حملات به سایتهای غیرنظامی و اقتصادی آسیب رسانده و 73 نفر، از جمله زنان و کودکان، زخمی شدهاند.
تبادل ادامه یافت با حملات هوایی بیشتر به رهبری عربستان سعودی در داخل یمن. تا اواسط سپتامبر، درگیری دوباره گسترش یافت، با حملات و ضدحملات که زبان توافقنامه را تحت فشار فزایندهای قرار داد.
سؤال اصلی این است که آیا توافقنامه نیاز به اقدام علیه یک دشمن دارد که حملهاش پس از حمله یکی از اعضای توافقنامه صورت میگیرد. متن عمومی پاسخی روشن ارائه نمیدهد و امضاکنندگان قواعد عملیاتی برای چنین موردی را فاش نکردهاند.

توافقنامه مکه چه مواردی را فراهم میکند
عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان توافقنامه سهجانبهای را در مکه در تاریخ ۷ اوت ۲۰۲۶ امضا کردند. بند اصلی آن حمله مسلحانه به یکی را به عنوان حمله به هر سه تلقی میکند، که به ماده ۵ ناتو شباهت دارد. اما بیانیه مشترک جزئیاتی در مورد تعهدات پذیرفته شده توسط هر کشور ارائه نکرد و پاسخ نظامی خودکار را تعیین نکرد.
این چارچوب در عوض مکانیزمهای سیاسی و نظامی برای هماهنگی میان وزرای خارجه، وزرای دفاع و فرماندهان ارشد ایجاد میکند. اهداف وسیعتر آن شامل تمرینات مشترک، همکاری در دفاع هوایی و جنگ الکترونیکی، و توسعه پهپادها و دیگر فناوریهای نظامی است.
وزیر میگوید که شرایط دفاعی توافقنامه به نظر میرسد بر اساس ماده ۵ مدلسازی شده باشد، اما اقدام هنوز از طریق نهادهای نظارتی هماهنگ خواهد شد نه از طریق یک محرک فوری. این توافقنامه همچنین هیچ مکانیزم اعلام شدهای برای اشتراکگذاری هستهای ندارد و پاکستان را تحت هیچ تعهد رسمی برای گسترش بازدارندگیاش به ترکیه یا عربستان سعودی قرار نمیدهد.
“در مورد اشتراک منابع، عربستان سعودی، جایی که دبیرخانه دائمی هماهنگی دفاع وجود خواهد داشت، حمایت مالی و انرژی ارائه خواهد کرد. ترکیه فناوری پیشرفته دفاعی، پهپادها و سکوهای دریایی را تأمین خواهد کرد، در حالی که سهم پاکستان شامل نیروی انسانی نظامی و پرسنل خط مقدم است,” وزیر توضیح میدهد.
پاکستان در حال حاضر هزاران نیرو، هواپیما، پهپاد و سیستمهای دفاع هوایی را به عربستان سعودی اعزام کرده است. این داراییها به اسلامآباد این امکان را میدهد که دفاعهای پادشاهی را تقویت کند بدون اینکه نیروهای پاکستانی را به یمن بفرستد.
منیر اختیارات جنگی را گسترش میدهد
بحث درباره این پیمان همزمان با بازسازی عمده نیروهای مسلح پاکستان است. قانون نیروهای دفاعی پاکستان در سال ۲۰۲۶، سمت رئیس نیروهای دفاعی (CDF) را ایجاد کرد و منیر را در رأس ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی قرار داد در حالی که او همچنان رئیس ارتش باقی مانده است.
این دفتر جدید به یک فرمانده، اختیار عملیاتی قانونی در تمام سه نیرو میدهد و ساختار قدیمی رؤسای مشترک را که عمدتاً هماهنگکننده بود نه فرمانده، جایگزین میکند. دولت میگوید این تغییر، عملیاتهای زمینی، دریایی، هوایی، سایبری و پهپادی را یکپارچه کرده و تصمیمگیریها را در بحران تسریع میکند.
یک منبع وزارت دفاع که مجاز به صحبت علنی نبود، به The Cradle گفت که این قانون، پایه قانونی برای دفتر CDF ایجاد شده توسط اصلاحیه قانون اساسی سال گذشته را فراهم میکند. این همچنین اجرای پیمان مکه را با متمرکز کردن فرماندهی و تأمین مالی آسانتر میکند.
این منبع میگوید که پرسنل نظامی و امنیتی پاکستانی پیش از بحران اخیر در عربستان سعودی بودند. نفوذ مالی ریاض بر اسلامآباد هرگونه تلاش برای رد کمک را پیچیدهتر میکند. به عنوان CDF، منیر میتواند تمام سه نیرو را بدون چانهزنی جداگانه با رؤسای ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی هماهنگ کند.
با این حال، اختیار عملیاتی تنها بخشی از معادله است. هر تصمیمی برای حمله به یمن، هزینه سنگینی در داخل خواهد داشت. پارلمان پاکستان در سال ۲۰۱۵ از پیوستن به جنگ تحت رهبری عربستان سعودی خودداری کرد و رهبری سیاسی و نظامی کشور همچنان از وارد کردن یک درگیری منطقهای به کشوری که از بحران اقتصادی، افراطگرایی و خطوط گسل مذهبی رنج میبرد، محتاط است.
جنگ علیه یک متحد ایرانی همچنین میتواند ناآرامیهایی را در بلوچستان و مرز غربی ناپایدار پاکستان شعلهور کند.

آزمون پیمان مکه مسیر باریکی را نشان میدهد
بنابراین، پاسخ احتمالی پاکستان لایهای و نه چشمگیر خواهد بود. اسلامآباد میتواند فشار دیپلماتیک بر تهران را افزایش دهد، دفاعهای هوایی و موشکی عربستان را تقویت کند، همکاریهای اطلاعاتی را گسترش دهد و از تلاشها برای حفاظت از باب المندب حمایت کند بدون اینکه نیروهای خود را به داخل یمن بفرستد.
<p
ارزیابیهای منطقهای همچنین عملیات مستقیم پاکستان علیه صنعا را غیرمحتمل میدانند مگر اینکه درگیری به شدت بیشتری escalate شود. اسلامآباد میتواند دفاع هوایی عربستان را تقویت کند، اطلاعات را به اشتراک بگذارد و زیرساختهای حیاتی را محافظت کند در حالی که از بمباران یمن خودداری میکند.
در حال حاضر، این خط باریک به پاکستان اجازه میدهد تا وفاداری خود به ریاض را ادعا کند، کانال خود به تهران را حفظ کند و از تبدیل توافق مکه به اعلام جنگ جلوگیری کند.

