استراتژیهای استقلال انرژی به سپر نهایی در برابر آشفتگیهای ژئوپولیتیکی سال ۲۰۲۶ تبدیل شدهاند. در حالی که تنگه هرمز همچنان مسدود است، کشورها به شدت به سمت استراتژیهای استقلال انرژی روی میآورند تا از حاکمیت ملی خود محافظت کنند. اجرای استراتژیهای قوی استقلال انرژی دیگر یک لوکس نیست، بلکه یک الزام بقا برای جنوب جهانی است. موفقیت این استراتژیهای استقلال انرژی تعیینکننده قدرت جهانی بعدی خواهد بود.
واقعیت خشن استراتژیهای استقلال انرژی
برای خاورمیانه، جنگ در ایران درس سخت دیگری در مورد چگونگی تقسیمات و رقابتها و پیامدهای خشن آن بوده است. اما برای بیشتر جهان، این جنگ درسی در مورد چیز دیگری بوده است: دامهای سیاسی وابستگی به انرژی.
زمانی که تنگه هرمز در اوایل مارس به طور مؤثر بسته شد و تقریباً یک پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهانی را مختل کرد، کشورهای مختلف با افزایش قیمتهای نفت و گاز مواجه شدند.
در تاریخ ۲۴ مارس، فیلیپین به اولین کشور در جهان تبدیل شد که وضعیت اضطراری انرژی ملی اعلام کرد. زامبیا عوارض سوخت را به مدت سه ماه معلق کرده است که به دولت بدهکار آن ۱۰۰ میلیون دلار هزینه تحمیل میکند. اسلوونی در حال سهمیهبندی سوخت است. سایر دولتها نیز اقداماتی مشابه انجام دادهاند.
برخی به طور مستقیم با تهران برای عبور ایمن نفتکشهای خود مذاکره کردهاند. این آشفتگی بیداری سیاسی را به وجود آورده است. کشورهایی که به سوختهای فسیلی وارداتی وابسته هستند، دریافتهاند که دولتهای خارجی میتوانند به راحتی آنها را از یک نیاز اساسی محروم کنند و بدین ترتیب حاکمیت آنها را تضعیف کنند. به عنوان مثال، کشورهای وابسته در مواجهه با پاسخ به درگیری در ایران دچار paralysis شدهاند.
همه آنها میخواهند که این درگیری به پایان برسد. اما قادر به گفتن چیز زیادی به تهران نیستند که کنترل تنگه را در دست دارد، یا بیشتر از انتقاد ملایم از واشنگتن که اکنون در حال محاصره آبراه است، کاری انجام دهند. کشورهای که صنایع انرژی داخلی قوی ساختهاند، در مقابل، راحتتر از حملات صحبت کرده و بر فشار به متخاصمان برای توقف آنها تأکید کردهاند.
جهان دریافته است که استقلال انرژی نوعی استقلال سیاسی است و سیستمهای انرژی امکان و محدودیت اقدام ژئوپولیتیکی را فراهم میکنند. این یک درک است که در حال حاضر دولتها را به تغییر از واردات سوخت و به سمت تقویت ظرفیت داخلی سوق میدهد.
منابع تجدیدپذیر به عنوان استراتژیهای اصلی استقلال انرژی
مگر اینکه کشورها ذخایر بزرگی از نفت و گاز داشته باشند، بهترین راه برای استقلال انرژی کشورهای مختلف، سرمایهگذاری بیشتر در انرژیهای تجدیدپذیر، مانند انرژی خورشیدی، بادی و آبی است. و کشوری که زنجیره تأمین این فناوریها را در دست دارد، چین است.
پکن صدها میلیارد دلار در ساخت شرکتهای بزرگ انرژی پاک سرمایهگذاری کرده است و این شرکتها اکنون کالاهای خود را در سرتاسر جهان صادر میکنند. در مقابل، ایالات متحده به تازگی سرمایهگذاری در فناوریهای پاک را رها کرده و هزینههای خود را بر روی سوختهای فسیلی که کمتر کشوری تمایل به استفاده از آنها دارد، افزایش داده است. بنابراین، پکن ممکن است از جنگ در ایران به عنوان برنده بیرون بیاید و واشنگتن به عنوان بازنده نهایی.
تغییرات آسیایی به سوی استراتژیهای استقلال انرژی
برای مشاهده اینکه چگونه بحران انرژی رفتار دولتها را شکل میدهد، به جنوب شرق آسیا توجه کنید، منطقهای که بیشترین وابستگی را به نفت و گازی دارد که از تنگه عبور میکند (بیش از نیمی از نفت این منطقه از خلیج فارس تأمین میشود) و بنابراین بیشتر تحت تأثیر بسته شدن آن قرار دارد. لائوس مجبور شده است صدها پمپ بنزین را تعطیل کند و هفته مدرسه را به چهار روز کاهش دهد تا از کمبود برق جلوگیری کند.
در ویتنام، قیمتهای دیزل ۴۰ درصد افزایش یافته است. در اندونزی، کسری بودجه به شدت در حال افزایش است در حالی که ارزش پول این کشور سقوط کرده است. در نتیجه، این منطقه به طرز شگفتانگیزی در مورد این درگیری سکوت کرده است، تا مبادا با تهران یا واشنگتن دچار مشکل شود و توانایی خود را برای دریافت هرگونه واردات نفتی که هنوز میتواند، به خطر بیندازد.
اندونزی به طور مستقیم با ایران مذاکره کرده است تا عبور نفتکشها به سمت بنادر خلیج فارس را تأمین کند. سایر کشورهای آسیایی نیز با مشکلاتی مواجه شدهاند. هند، به عنوان مثال، خود را به عنوان رهبری از آنچه که به اصطلاح جنوب جهانی نامیده میشود، معرفی کرده و در ماههای اخیر به طور مرتب واشنگتن را به خاطر تعرفههای بالای ایالات متحده مورد انتقاد قرار داده است. اما دو از هر سه بشکه نفت وارداتی هند از تنگه هرمز عبور میکند و بنابراین اکنون با بحران انرژی مواجه است که به کمک ایالات متحده نیاز دارد.
بنابراین این کشور به خاطر غرق کردن یک ناو جنگی ایرانی در اقیانوس هند، ایالات متحده را مورد انتقاد قرار نداد، حتی اگر آن کشتی به دعوت دهلی نو برای تمرینات دریایی به این منطقه آمده بود. وزیر خارجه هند پنج روز طول کشید تا کتاب تسلیت برای علی خامنهای، رهبر عالیقدر ایران، که ترور شده بود، امضا کند. تلاشهای این کشور برای جلوگیری از برانگیختن خشم واشنگتن تا کنون مؤثر بوده است: به محض بسته شدن تنگه، ایالات متحده تحریمها را بر تجارت جهانی نفت روسیه کاهش داد و اولین استثنائات به هند اعطا شد.
واشنگتن همچنین به این کشور اجازه داد تا در ماههای مارس و آوریل نفت ایرانی خریداری کند. اما مقامات هندی قطعاً ترجیح میدادند آزادانه صحبت کنند و مانند رهبران جهانی که ادعا میکنند، عمل کنند. در عوض، این فرصت به پاکستان—رقیب هند—رسید. پاکستان به اندازهای به واردات سوخت فسیلی وابسته نیست، عمدتاً به لطف انفجار انرژیهای تجدیدپذیر.
سهم برق پاکستان که از انرژی خورشیدی تأمین میشود، از کمتر از سه درصد در سال ۲۰۲۰ به بیش از ۳۲ درصد تا پایان سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است، که یکی از سریعترین انتقالهای انرژی در هر نقطه از جهان است. این رونق عمدتاً به دلیل بازار بوده است، زیرا ترکیب کاهش قیمتهای پنلهای خورشیدی چینی و افزایش قیمتهای شبکه، خانوارها و کسبوکارها را به نصب سیستمهای خورشیدی روی بامها با سرعت قابل توجهی ترغیب کرده است.
تحلیل اخیر تخمین زده است که این رونق خورشیدی به پاکستان اجازه داده است از سال ۲۰۲۰ بیش از ۱۲ میلیارد دلار در واردات نفت و گاز صرفهجویی کند، با پیشبینی صرفهجویی ۶.۳ میلیارد دلاری تنها برای سال ۲۰۲۶. اسلامآباد به نوبه خود مذاکراتی را برای پایان جنگ سازماندهی کرده و مقامات ارشد ایران و ایالات متحده را میزبانی کرده و هر دو طرف را به ایجاد یک توافق دائمی تشویق کرده است.
نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف و مارشال میدان آسمین منیر (رهبر فعلی کشور) حتی آتشبس ۸ آوریل دو طرف را میانجیگری کردند. پاکستان همیشه یک میانجی منطقی بوده است، با توجه به روابط تاریخیاش با تهران و واشنگتن. اما بدون استقلال مادی که سیستم انرژیاش فراهم میکند، به عنوان یک میانجی مستقل با مشکل مواجه میشد. در دو هفته گذشته، شریف بر انتقال انرژی پاکستان تأکید کرده و خواستار آن شده است که انرژیهای تجدیدپذیر ۹۰ درصد از ترکیب انرژی کشور در دهه آینده را تشکیل دهند.
انحراف جهانی در استراتژیهای استقلال انرژی
تفاوت میان کشورهایی که به شدت به واردات وابستهاند و کشورهایی که اینگونه نیستند، در خارج از آسیا نیز مشهود است. اسپانیا بیش از ۵۶ درصد از برق خود را از منابع تجدیدپذیر، عمدتاً از باد و خورشید تولید میکند. به همین دلیل، نه تنها در طول جنگ، پایینترین هزینههای انرژی را در اروپا داشته است، بلکه دولت آن نیز از اجازه دادن به ایالات متحده برای استفاده از پایگاههای نظامیاش برای عملیات علیه ایران خودداری کرده است—موضعی که برای سایر متحدان ناتو که کمتر از نظر انرژی مستقل هستند، غیرقابل تصور است.
شبکه برق برزیل عمدتاً بر پایه انرژی آبی، باد و خورشید کار میکند و بخش حمل و نقل آن بخشی از سوخت خود را از اتانول نیشکر تولید شده در داخل کشور تأمین میکند. به محض اینکه بمبها شروع به سقوط کردند، رئیسجمهور برزیل، لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا، معروف به لولا، بلافاصله اعلام کرد که کشورش مخالف این حملات است.
هر دو این مواضع به طور گستردهای به لحاظ ایدئولوژیک توضیح داده شدند: رئیسجمهور اسپانیا، پدرو سانچز، رهبری یک ائتلاف چپگرا را بر عهده دارد و لولا یک پیشرو است که دوست دارد رهبری جهان جنوب را به عهده بگیرد. اما هر دو کشور هنوز به فضای اقتصادی برای مانور نیاز داشتند.
برای درک دلیل این موضوع، آنها را با آفریقای جنوبی مقایسه کنید. این کشور نیز تحت رهبری حزبی است که مدتها خود را چپگرا میداند. این کشور روابط دوستانهای با ایران دارد و مدتهاست که خود را به عنوان رهبری جهان غیرغربی معرفی کرده است. اما واردات دیزل و بنزین آن عمدتاً از طریق تنگه هرمز انجام میشود و دولت مجبور شده است تصمیم پرهزینهای برای کاهش مالیات سوخت بگیرد تا از واکنشهای سیاسی داخلی جلوگیری کند.
این کشور در انتقاد از ایالات متحده و اسرائیل نسبتاً ساکت بوده است؛ به تازگی یک وزیر دوران آپارتاید را به عنوان سفیر خود در ایالات متحده منصوب کرده است تا تلاش کند دولت ترامپ را راضی کند. وقتی با شوکهای نفتی در گذشته مواجه شدهاند، کشورها اغلب سیستمهای انرژی خود را بازسازی کردهاند. بحرانهای نفتی عربی در دهه ۱۹۷۰، به عنوان مثال، بخشی بزرگ از دلایل استقلال انرژی برزیل در حال حاضر است.
در آن زمان، این کشور به شدت تحت تأثیر بازارهای نفتی بینالمللی قرار داشت. اما حاکمان آن تصمیم گرفتند که هرگز دوباره غافلگیر نشوند، بنابراین پنج سد بزرگ برقآبی را توسعه دادند و سیاست صنعتی را برای حمایت از سوخت اتانول نیشکر راهاندازی کردند.
پوستر برنامه اتانول، به نام پروآلکول، در سال ۱۹۷۹ تصویری را به نمایش گذاشت که امروزه همخوانی عجیبی دارد: یک کشتی حمل نفت که از کنار یک مین دریایی در آنچه میتواند تنگه هرمز باشد، عبور میکند. زیرنویس آن نوشته بود: “اتانول در خودروی شما از اینجا عبور نمیکند.” در گوشهای، شعار پروآلکول اعلام کرده بود: “اگر آن را دارید، به هیچکس وابسته نیستید.” امروز، بیش از ۸۰ درصد از خودروهای در حال حرکت در برزیل با موتورهايي کار میکنند که میتوانند بنزین یا اتانول بسوزانند. شبکه برق این کشور یکی از پاکترین شبکهها در جهان است که تقریباً ۹۰ درصد آن از انرژی آبی، باد و خورشید تأمین میشود.
سرمایهگذاری آینده در استراتژیهای استقلال انرژی
بحران هرمز تقریباً به طور قطع موجب خواهد شد که مجموعه جدیدی از کشورها به سمت استقلال بیشتر انرژی حرکت کنند. برای این منظور، برخی از آنها سرمایهگذاری بیشتری در سوختهای فسیلی خواهند کرد.
فیلیپینها قبلاً تولید برق از زغالسنگ را افزایش داده و استفاده از سوختهای با کیفیت پایینتر و آلایندهتر را برای کشش موجودیهای فعلی مجاز کردهاند. تایلند نیز به طور مشابه به زغالسنگ روی آورده است تا جایگزین گاز طبیعی مایع از دست رفته شود. اندونزی نیز تولید زغالسنگ را تقویت کرده است.
اما کشورها همچنین در حال سرمایهگذاری بیشتری در انرژیهای تجدیدپذیر هستند. ویتنام، به عنوان مثال، در شش سال گذشته بیش از 80 پروژه بزرگ انرژی تجدیدپذیر را تأیید کرده است، از جمله انرژی بادی فراساحلی و انرژی آبی. همچنین این کشور به سرعت در حال تسریع پذیرش وسایل نقلیه الکتریکی و زیرساختهای شارژ است.
تایلند ممکن است در زغالسنگ سرمایهگذاری کند، اما همچنین برنامه خورشیدی سقفی مسکونی خود را احیا کرده است. و رئیسجمهور اندونزی، پرابوو سوبیانتو، اعلام کرده است که میخواهد در سه سال آینده 100 گیگاوات ظرفیت خورشیدی جدید بسازد. او در یک همایش تجاری اخیر، بحران ایران را به عنوان یک “زنگ بیدارباش بیادبانه” توصیف کرد که تغییر به سمت انرژیهای تجدیدپذیر را تسریع خواهد کرد.
او وعده داده است که یارانههای عظیم سوخت اندونزی را در طی سه سال حذف کند، که عنصر حیاتی مدل اقتصادی سیاسی مبتنی بر سوختهای فسیلی کشور بوده است. او همچنین اعلام کرده است که تمام وسایل نقلیه در کشور در نهایت الکتریکی خواهند شد.
تسلط چین بر استراتژیهای استقلال انرژی
این سرمایهگذاریها بهطور نامتناسبی به یک کشور سرازیر خواهد شد: چین. پکن دهههاست که تریلیونها دلار را به تولید انرژیهای تجدیدپذیر و الکتریفیکیشن اختصاص داده و به تولیدکننده پیشرو فناوریهای انرژی پاک در جهان تبدیل شده است. این کشور بیشتر از هر کشور دیگری پنلهای خورشیدی تولید میکند.
چین میزبان CATL، بزرگترین تولیدکننده باتری در جهان، و BYD، پرفروشترین شرکت خودروهای الکتریکی جهان است. اکنون به نظر میرسد که چین به اوج انتشار کربن خود رسیده است، بر اساس دادههای دو سال گذشته. به لطف این تغییرات، پکن بهتر از هر واردکننده بزرگ نفت دیگری برای مقابله با بحران کنونی آماده بوده و اکنون بهترین موقعیت را برای بهرهبرداری دارد.
از زمان آغاز جنگ، ارزش سه تولیدکننده بزرگ باتری جهان—CATL چین، BYD و Sungrow—بیش از ۷۰ میلیارد دلار افزایش یافته است که بهمراتب بیشتر از افزایش ارزش ترکیبی شرکتهای بزرگ نفتی است، حتی با وجود اینکه قیمت نفت به شدت افزایش یافته است.
BYD در حال گزارش فروشهای رکوردی در جنوب شرق آسیا است. و یک شرکت دولتی چینی در آوریل گذشته یکی از بزرگترین تأسیسات خورشیدی جنوب شرق آسیا را در لائوس به پایان رسانده است. به نظر میرسد نخبگان این منطقه متوجه این موضوع شدهاند. نظرسنجی سالانه از رهبران افکار عمومی جنوب شرق آسیا که توسط ISEAS (یک موسسه تحقیقاتی برجسته در سنگاپور) انجام شده و در این ماه منتشر شده، نشان میدهد که رهبری رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، به بزرگترین نگرانی ژئوپلیتیکی آنها تبدیل شده و چین به عنوان شریک ابرقدرت مورد علاقه آنها از ایالات متحده پیشی گرفته است.
جنگ، انحراف سیاسی از واشنگتن را در سراسر آسیا تسریع میکند و بحران انرژی، مکانیزم مادی است که این روند را به جلو میبرد. ایالات متحده امیدوار است که هنوز بتواند از بحران هرمز به نفع خود استفاده کند، بهویژه با ارائه بیشتر هیدروکربنها به جهان. در سال گذشته، دولت ترامپ از محدود کردن صادرات نفت خودداری کرده است، حتی اگر این کار ممکن است به مصرفکنندگان داخلی سوخت کمک کند، و معافیتهای تحریمی صادر کرده تا جریان نفت روسیه به خارج ادامه یابد.
شرکت مالی توسعه بینالمللی ایالات متحده، که قبلاً از تأمین مالی پروژههای نفت و گاز در خارج از کشور محدود شده بود، وامهای خود را به سمت هزینهکرد در زیرساختهای مشابه در کشورهای در حال توسعه هدایت کرده است. ترامپ همچنین از متحدان اروپایی خواسته است که به قراردادهای بلندمدت گاز طبیعی مایع با تأمینکنندگان آمریکایی متعهد شوند به عنوان شرطی برای ادامه تضمینهای امنیتی.
اما واقعیت این است که جنگ، پیشنهادات واشنگتن را بهمراتب کمتر جذاب از آنچه پکن ارائه میدهد، کرده است. اگرچه برخی از مقامات خارجی به طور حتم نگران وابستگی به چین برای ساخت زیرساختهای مورد نیاز برای سیستمهای انرژی تجدیدپذیر خواهند بود، اما منابع انرژی این سیستمها—باد و خورشید—به سادگی نمیتوانند توسط یک گلوگاه ژئوپلیتیکی کنترل شوند، بر خلاف گاز و نفت. در عین حال، جهان در حال تجربه این است که وابستگی به گلوگاههای سوختهای فسیلی به چه معناست: سهمیهبندی، کاهش هفتههای تحصیلی، ورشکستگی بودجهها، تعطیلیهای صنعتی و فلج سیاسی.
آنها همچنین میدانند که تأمین سوختهای فسیلی همیشه پس از پایان یک بحران به حالت عادی برنمیگردد. قطر، به عنوان مثال، اعلام کرده است که بازگشت تأسیسات گاز طبیعی مایع راس لافان به ظرفیت کامل سالها طول خواهد کشید و در این میان، اعلام قوه قهریه بر قراردادهای تأمین بلندمدت با بلژیک، چین، ایتالیا و کره جنوبی کرده است.
جذابیت ساخت سیستمهای انرژی که نمیتوانند توسط هیچ کشور واحدی مختل شوند، هرگز به این اندازه ملموس نبوده است. هیچیک از اینها به این معنا نیست که سیستمهای انرژی تنها عامل تعیینکننده در سیاست خارجی هستند. ایدئولوژی، ساختارهای ائتلاف، سیاستهای داخلی و روابط تاریخی همگی بر نحوه قرارگیری کشورها تأثیر میگذارند. اما این عوامل در چارچوبهایی عمل میکنند که توسط سیستمهای انرژی تعیین شدهاند. و برای بخش زیادی از جنوب جهانی، درس این جنگ این است که حاکمیت ژئوپلیتیکی نیازمند توانایی تولید قدرت خود است.

