نقش عمان در خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری حیاتی شده است، زیرا جنگ با ایران روابط دیرینه آمریکا در سراسر منطقه را تحت فشار قرار داده است. بیطرفی عمان، که در واشنگتن غالباً به عنوان انفعال یا عدم تصمیمگیری تفسیر میشود، بازتابی از یک سیاست خارجی عمدی است که ریشه در جغرافیا، تاریخ و هویت فرقهای متمایز دارد. عمان که در مقابل تنگه هرمز و در برابر ایران قرار دارد، از قبل از انقلاب اسلامی روابط کاری با تهران را حفظ کرده است.
این تعامل به معنای تأیید اقدامات ایران نیست. این یک استراتژی بیطرفی فعال است که به عمان اجازه داده است به عنوان یک نیروی گردهمآیی عمل کند و تسهیلکننده مذاکرات بین واشنگتن و تهران در دولتهای مختلف باشد. تهدید اخیر رئیسجمهور ترامپ به بمباران عمان اگر “در مسیر” مذاکرات قرار گیرد، این تاریخ را نادیده میگیرد و رابطهای را تضعیف میکند که به معاهده دوستی و تجارت ۱۸۳۳ برمیگردد.
عمان میزبان تأسیسات نظامی حیاتی آمریکا در دقم و صلاله است، میلیاردها دلار تجهیزات آمریکایی را در اختیار دارد و از فوریه حداقل شش بار هدف حملات ایرانی قرار گرفته است. هیچ راهحل پایداری برای بحران تنگه هرمز بدون مسقط قابل دستیابی نیست. بیطرفی عمان نقطه ضعف نیست؛ بلکه یک دارایی استراتژیک است که واشنگتن نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
ریشههای تاریخی بیطرفی عمان
جنگ با ایران پیامدهای ژئوپلیتیکی زیادی به همراه داشته است، از قیمتهای بالای گاز و بحران در تنگه هرمز گرفته تا فشاری که این درگیری بر روی سامانههای دفاع هوایی وارد میکند. اما پیامد دیگری وجود دارد که توجه کمتری به آن شده است: فشار بر برخی از روابط دیرینه آمریکا در خلیج فارس.
یک مثال خوب مشکلات اخیر در روابط آمریکا و عمان است.
شاید نقطه اوج این مشکلات ماه گذشته بود که رئیسجمهور دونالد ترامپ، در مورد مذاکرات عمان با ایران بر سر تنگه هرمز، گفت: “اگر عمان در مسیر قرار گیرد، ما آنها را بمباران خواهیم کرد.”
<p
این دقیقاً چیزی نیست که از کشوری مانند عمان انتظار میرود. و خواه بپسندیم یا نه، هر راهحل پایدار برای باز نگهداشتن تنگه هرمز باید شامل عمان باشد.
عمان در گوشه southeastern شبه جزیره عربستان واقع شده و در مقابل تنگه هرمز از ایران قرار دارد. عمان مدرن جانشین امپراتوری دریایی قدرتمند و تأثیرگذاری است که در اقیانوس هند به اوایل قرن هفدهم برمیگردد. در اوج خود در قرن نوزدهم، نفوذ عمانیها از سواحل شرق آفریقا تا بخشهایی از آنچه امروز ایران و پاکستان نامیده میشود، گسترش یافته بود.
این امپراتوری پس از یک اختلاف جانشینی پس از مرگ سلطان سعید بن سلطان در سال ۱۸۵۶ شروع به افول کرد که در نهایت به تقسیم آن بین عمان و زنگبار منجر شد. اما بقایای این امپراتوری باقی ماندند. به عنوان مثال، بندر گوادر که اکنون در پاکستان است، تا سال ۱۹۵۸ در دست عمانیها باقی ماند، زمانی که عمان آن را به پاکستان فروخت.
امروز عمان جمعیتی کمی بیش از ۵ میلیون نفر دارد. بیشتر عمانیها پیرو اباضیگری هستند، شاخهای از اسلام که از هر دو مذهب سنی و شیعه متمایز است. این امر به عمان کمک کرده است تا برخی از پیچیدگیهای فرقهای تقسیم سنی-شیعه در خاورمیانه را مدیریت کند.
اقتصاد عمان هرگز به همان مقیاس ثروت نفت و گاز که برخی از همسایگان خلیجیاش از آن برخوردارند، نبوده است. اما این کشور در دیگر زمینهها جبران کرده است، به ویژه از طریق موقعیت استراتژیک خود و تواناییاش در خدمت به عنوان یک پلتفرم برای گرد هم آوردن طرفهای مختلف. این امر به عمان اجازه میدهد تا غالباً در صحنه جهانی فراتر از وزن خود عمل کند.
یکی از جنبههای نادرست درک شده در سیاست خارجی عمان، تعامل مداوم آن با جمهوری اسلامی ایران بوده است. بخشی از انگیزه ناشی از سیاست «بیطرفی فعال» عمان است، اما جغرافیا و تاریخ نیز نقش مهمی ایفا میکنند. عمان و ایران، البته، در دو سوی تنگه هرمز قرار دارند. این واقعیت جغرافیایی به تنهایی به این معنی است که مسقط علاقهمند به حفظ روابط کارآمد با تهران است، صرف نظر از اینکه چه کسی در قدرت است. با این حال، واشنگتن نباید تعامل عمان با ایران را به عنوان تأییدی بر اقدامات تهران تفسیر کند.

تاریخ عمان را به ایران و بریتانیا پیوند میزند
تاریخ نیز اهمیت دارد. در خلال شورش ظفار، یک شورش مارکسیستی که از دهه 1960 تا اواسط دهه 1970 تهدیدی برای دولت عمان بود، بریتانیا کمکهای نظامی عمدهای ارائه داد که به عمان در شکست این شورش کمک کرد. مانند بریتانیا، ایران پیش از انقلاب نیز به عمان کمک کرد. از سال 1973، شاه رضا پهلوی نیروهای ایرانی را به عمان اعزام کرد که در نهایت به 15,000 سرباز رسید تا به شکست شورش کمک کند.
این شورش یک بحران وجودی برای نخبگان حاکم عمان بود و عمان فراموش نکرده است که بریتانیا و ایران پیش از انقلاب چه کمکی به آن کردهاند. این موضوع به توضیح این نکته کمک میکند که چرا عمان تا به امروز رابطهای نزدیک و پایدار با بریتانیا و ایران دارد.

روابط ایالات متحده و عمان عمیق است
روابط ایالات متحده و عمان نیز عمیق است. در سال 1833، ایالات متحده و سلطنت مسقط و عمان یک پیمان دوستی و تجارت امضا کردند که پایهگذار تقریباً دو قرن تعامل و همکاری بود. در سال 1980، عمان اولین کشور در خلیج فارس شد که به نظامیهای ایالات متحده اجازه دسترسی به تأسیسات خود را داد. دو کشور بعدها یک توافقنامه تجارت آزاد امضا کردند که از سال 2009 به اجرا درآمد. عمان یکی از تنها 20 کشوری است که توافقنامه تجارت آزاد جامعی با ایالات متحده دارد.
در سالهای اخیر، عمان نقش بهخصوص مهمی برای ایالات متحده ایفا کرده است، بهویژه در پشت صحنه. عمان به عنوان یک نیروی گردهمآورنده عمل کرده و مقامات آمریکایی و ایرانی را برای مذاکرات در دولتهای مختلف گرد هم آورده است. رئیسجمهور ترامپ نیز از خدمات عمان برای انتقال پیامها به مقامات ایرانی استفاده کرده است. در سالهای اخیر، عمان در مذاکره برای آزادی آمریکاییهای بازداشتشده در ایران و یمن همسایه نقش کلیدی داشته است.
رابطه امنیتی نیز اهمیت دارد. عمان میلیاردها دلار تجهیزات نظامی ایالات متحده را در اختیار دارد، از جمله جنگندههای F-16. این رابطه استراتژیک در سال ۲۰۱۹ عمیقتر شد زمانی که دو کشور توافقنامهای را امضا کردند که دسترسی نظامی ایالات متحده به تأسیسات و بنادر در دقم و صلاله را گسترش داد و گزینههای مهمی برای تأمین مجدد و لجستیک برای نیروهای نظامی ایالات متحده که در منطقه فعالیت میکنند، فراهم کرد.

مانند سایر کشورهای خلیج فارس، عمان نیز از عواقب حملات ایران در طول جنگ کنونی مصون نبوده است. عمان حداقل در شش مورد از فوریه هدف قرار گرفته است، از جمله حملات به بنادر استراتژیک دقم و صلاله. حمله به دقم بهویژه قابل توجه بود. تنها چند هفته قبل از آغاز عملیات نظامی، ناوشکن موشکانداز ایالات متحده USS Frank E. Petersen Jr. که بخشی از گروه ضربت ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن بود، به این بندر مراجعه کرده بود. چند روز پس از ترک دقم، این ناوشکن در حملات اولیه ایالات متحده علیه ایران شرکت کرد.
اما با طولانی شدن جنگ با ایران فراتر از آنچه بسیاری در واشنگتن امیدوار بودند و با تأثیر جهانی اختلال در تنگه هرمز، بسیاری از ناامیدیهای واشنگتن به رابطه با عمان سرریز شده است. این موضوع در اظهارات نامناسب رئیسجمهور ترامپ در ماه گذشته به اوج خود رسید.
زمان آن رسیده است که هر دو طرف با هم همکاری کنند و این رابطه مهم را به مسیر درست بازگردانند.
بیطرفی عمان بهعنوان دارایی استراتژیک
ایالات متحده به شرکایی مانند عمان نیاز دارد—کشورهایی که در نقاط بحرانی جغرافیایی تجارت و ترانزیت قرار دارند و به دلیل تاریخ و فرهنگ منحصر به فرد خود میتوانند با دولتهایی که واشنگتن نمیتواند یا نمیخواهد بهطور مستقیم با آنها درگیر شود، ارتباط برقرار کنند. اگر بهدرستی استفاده شود، موقعیت منحصر به فرد عمان میتواند منافع آمریکاییها را پیش ببرد.
همچنین سادهلوحانه است که فکر کنیم هر راهحل پایداری برای بحران کنونی تنگه هرمز بدون عمان قابل دستیابی است. جغرافیا به تنهایی تضمین میکند که مسقط در میز مذاکره جایگاهی داشته باشد.
بازگرداندن یک شراکت حیاتی
آخرین حاکم عمان که به ایالات متحده سفر کرد، سلطان قابوس در آوریل ۱۹۸۳، در دوران ریاستجمهوری رونالد ریگان بود. بیش از چهار دهه بعد، رئیسجمهور ترامپ باید سلطان هیثم بن طارق را به واشنگتن دعوت کند تا این دو رهبر بتوانند رو در رو ملاقات کنند، راهی برای بازگرداندن روابط ایالات متحده و عمان به مسیر درست پیدا کنند و به سمت یک راهحل پایدار برای بازگشایی کامل تنگه هرمز کار کنند.هر چه زودتر این کار انجام شود، به نفع موقعیت ایالات متحده در خاورمیانه خواهد بود.

